دیوانه شدن عالم بزرگ اهل سنت در زندانهای آل سعود پیامی به فریب خورده های رسانه ای و گروههای مسلح همسو با آل سعود

دیوانه شدن عالم بزرگ اهل سنت در زندانهای آل سعود پیامی به فریب خورده های رسانه ای و گروههای  مسلح همسو با آل سعود

 به قلم: ابوابراهیم هورامی

شاید از اینکه عده ای از مسلمین برای اولین بار متوجه شوند که در سرزمین وحی صاحبان تفکرات لیبرالی و سکولار در کمال آزادی و برخورداری از حمایتهای قانونی و حکومتی به ابراز اعمال غیر اسلامی و حتی شاذ خود که در مخالفت صریح با قانون شریعت اسلام است می پردازند، اما صدها عالم و دعوتگر اسلام صرفا به خاطر پایبندی به مبادی و اصول اسلام که مخالف هوا و هوس آل سعود و کفار سکولار جهانی است  به بدترین شیوه ی  ممکن با زیر پا گذاشتن تمام حقوق شرعی، قانونی و حتی انسانی آنها، محدود، تحت فشار، زندانی ، شکنجه و اعدام می گردند .[۱]

با آنکه رسانه های فارسی، عربی، روسی و… وابسته به آل سعود چون کلمه، وصال، صفا، نور و … و گروههای مسلح همسو با این رسانه ها همیشه دم از آزادی برای اهل سنت به سبک لیبرالها و سکولارها در سایر سرزمینهای مخالف با آمریکا و آل سعود می زنند، و حتی آل سعود با صرف میلیاردها دلار و پرورش گروههای مسلح مزدور سعی دارد در سرزمینهائی که حکام آنها مخالف آمریکا هستند خود را مدافع آزادی های اهل سنت نشان دهد، اما هماهنگ با این نمایشهای خیمه شب بازی، تحت حمایت و پشتوانه ی علمای درباری آل سعود، ایجاد محدودیت و تحت فشار قرار دادن، زندانی و حتی اعدام علمای صادق اسلام در عربستان تبدیل به رسم و عادت حکام   آل سعود شده است .

به عنوان مثال :

  • در همان روزهای مقدماتی روی کار آمدن ابن سلمان شاهد بودیم که ۴۷ عالم بزرگ اسلامی  به صورت گروهی تحت حمایتهای شدید تبلیغی علمای سلفی درباری آل سعود و سکوت رسانه ای و حقوق بشری سکولاریستی وابسته به آمریکااعدام شدند . در میان آنها شخصی چون علامه سنانی اعدام شد که ۲۳ سال در زندان انفرادی زندانی بود اما بدون محاکمه .
  • یا در میان علمای زندانی شده کسانی چون الشيخ خلف العنزي وجود دارد که به خاطر سخنرانی «دنسوه» در دفاع از قرآن و مخالفت با قرآن سوزی کفار سالهاست به اتهامات دروغین زندانی شده است .
  • یا کسانی چون الشيخ عقيل العقيل  صاحب انجمن خیریه ی الحرمین ( مؤسسة الحرمين الخيرية) در زندانها به سر می برد که به خاطر کمک خیریه به زنان و بچه ها و سالخودرگان فقیر یمن و سومالی و… به زندان افتاده که توسط رژیم فاسد آل سعود  و آمریکا این انسانهای فقیر بمباران می شوند و در محاصره ی شدید اقتصادی قرار گرفته اند که روزانه چندین نفر از آنها به خاطر گرسنگی و بیماری و بمبهای آل سعود و آمریکا می میرند .
  • یا در میان زندانیان کسانی چون الشيخ خالد الراشد وجود دارد که پس از نشر تصاویر کاریکاتوری و توهین آمیز به رسول الله صلی الله علیه وسلم تنها درخواست بستن سفارت دانمارک در سرزمین وحی را کرده بود، که به ۱۵ سال زندان محکوم شده است ، و اطرافیان او از شکنجه ی جسمی و روحی او از زمان زندانی شدن تا کنون خبر می دهند .

صدها عالم به این سبک و تنها به تهمت و شبهه ی «خروج بر ولی امر  با زبان یا مال» چندین سال بدون محاکمه روانه ی زندان شده و بعد با صدور حکمهای سنگین در زندانها مانده اند، اما خبری که این روزها رسانه ها بیشتر به آن پرداخته اند خبر دیوانه شدن و از بین رفتن قدرت عقل شیخ و دکتر اصول الفقه موسی القرنی در زندانهای آل سعود است .

دکتر موسی القرنی دارای دکترا در اصول فقه و سابقه ی جهاد بر علیه کمونیستهای شوروی در افغانستان است [۲]  که از سال ۲۰۰۷  پس از چهار سال بلاتکلیفی  و بدون محاکمه در زندان، سرانجام در سال ۲۰۱۱ به ۲۰ سال حبس و ۲۰ سال ممنوعیت از سفر بعد از آن محکوم شد .

این بخشی از جنایات و چهره ی واقعی آل سعود در حق اهل سنت و داعیان راستین اهل سنت خود عربستان است که رسانه های وابسته به آل سعود جهت ترویج لیبرالیسم به سبک سکولارها سعی در پوشاندن آن را دارند .

اگر آل سعود با شهروندان خود چنین معامله ای می کند به نظر شما چه نگرشی نسبت به سایر اهل سنت ایران و عراق و سوریه و افغانستان و یمن و سومالی و فلسطین و غیره دارد ؟

آیا آنهائی که به وعده ها و رسانه های دروغین و گروههای مسلح وابسته به آل سعود در دفاع از اهل سنت دل بسته اند قبل از آنکه فرصت از دست رود  بیدار نمی شوند؟

 

………………..

[۱] مراجعه شود به گزارشی مستند در همین سایت تحت عنوان : حکومت آل سعود بزرگترین زندان علماء و آزاد اندیشان اهل سنت در دنیا / اسامى ۳۵۹ تن از علماء و طلاب علم كه توسط طواغيت ال سلول زندانى شده اند

http://ketabwasaif.com/2016/03/22/%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A2%D9%84-%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%A1-%D9%88-%D8%A2%D8%B2/

[۲]  البته  آل سعود و علمای درباری آن زمان نیز به دلیل اجازه ی  ارباب اصلی – آمریکا – فرودگاههای خود را جهت صدور جوانان جهادی باز گذاشته و انجمنهای خیریه و رسانه ای را نیز آزاد گذاشته بودند . این اجازه و فتاوا تا زمانی بود که آمریکا اجازه می داد . اما زمانی که آمریکا خودش افغانستان را اشغال کرد این اجازه و فتوا هم لغو شد و کسانی که قبلا در جنگ با روسهای کمونیست و اشغالگر مجاهد نامیده می شدند هم اکنون همان افراد در جنگ با آمریکای لیبرال و اشغالگر تروریست و خوارج نامیده می شوند و…

آسیب شناسی گروههای مسلح بلوچ(۳) : محتوای «قالب» فدرالیسم و آینده ی سیاسی مورد نظر گروههای مسلح بلوچ  

 

آسیب شناسی گروههای مسلح بلوچ(۳) : محتوای «قالب» فدرالیسم و آینده ی سیاسی مورد نظر گروههای مسلح بلوچ    

کاتب: بِراهُندگ بلوچ

گروه جیش العدل بلوچستان در ارگان رسمی خود مقاله ای تحت عنوان « آینده سیاسی ما و یا ما و آینده سیاسی» ارائه داده بود که ضمن نقد تمرکز گرائی و نژاد پرستی، آینده ای که برای ایران معرفی می کند که در قالب و سیستم فدرالیسم اداره شده و می گویند:

” از نظر ما خلق ها تنها یک ایران فدرال غیر متمرکز می تواند ایرانی برای همه ایرانیان باشد که از حقوق مساوی و قدرت سیاسی مساوی در اداره امور کشور بهره مند می گردند و این به خوشحالی و پیشرفت ایران کمک می کند. و برای همین منظور خلق های تحت ستم دور این پلاتفرم گرد هم آمده و مبارزات خود را شروع کرده اند. از نگاه دوم هستند احزابی که برای استبداد از نوع دینی و غیر دینی آن تحت عنوان  قدرت متمرکز در حال تلاش و مبارزه هستند.مانند سازمان مجاهدین خلق و سلطنت طلبان. ”

و به صورت مختصر می گویند که : ” یعنی شعار ما ملت بلوچ فدرالیزم برای ایران و خودمختاری برای بلوچستان است…  بنابراین ما در نهضت عدالت بلوچستان و سازمان جیش العدل با توجه به آینده روشن برنامه خودمختاری بلوچستان را ادامه داده و این روند مبارزه را کارآمدترین روش برای بدست گرفتن آینده سیاسی خود می دانیم.”

در اینجا آنچه واضح و روش بیان شده تنها «قالب» حکومتی است  که باید یک عقیده و ایدئولوژی در آن ریخته شود ، اما صحبتی از محتوای این « قالب» نیست. یعنی گفته نمی شود که در این لیوانی که در دست ماست می خواهیم شراب مست کننده بریزیم یا آب و شربتی گوارا یا سمی مهلک؟!!

به عنوان مثال ما «قالب»ی داریم به نام جمهوری که اکثریت مطلق کشورهای جهان این « قالب»  را انتخاب کرده اند؛ مثل آمریکا، روسیه، استرالیا، کانادا،آلمان،ژاپن، مالزی، اندونزی، میانمار، ایتالیا، هند، چین،  ویتنام، کنگو، کره شمالی، الجزائر، پاکستان،بنگلادش، افغانستان، سوریه، عراق، لبنان،اردن، سوئیس، ترکیه، ایران و…

اما اگر به دقت نگاه کنیم هر کدام از این کشورها این « قالب»ها و سیستمهای حکومتی را برای اجرای قوانین و برنامه هائی به کار می گیرند که محتوای این « قالب»ها را تشکیل می دهد .

  • آمریکا، روسیه، استرالیا، کانادا،آلمان،ژاپن، مالزی، اندونزی، میانمار، ایتالیا، هند و… محتوای « قالب» جمهوری آنها سکولاریسم و دموکراسی از نوع لیبرال آن  است؛
  • در برابر  چین،  ویتنام، کنگو، کره شمالی ، شوروی سابق و… محتوای « قالب» آنها سکولاریسم  و دموکراسی از نوع کمونیستی و سوسیالیستی آن است .
  • در برابر اینها ایران وجود دارد که محتوای« قالب» آن اسلامی از نوع مذهب شیعه ی ۱۲ امامی است .

مشخص است که  شیوه های حکومت در کشورهای مختلف جهان چون ساخته ی  ذهن بشر هستند می توانند مثل تمام چیزهائی که توسط انسان ساخته شده اند متفاوت باشند. مثل انواع لباسها یا وسایل نقلیه یا …. .

در این صورت می توان گفت به دلیل متفاوت بودن شرایط روز و نیازهای روز سرزمینها با همدیگر، شاید نتوان دو کشور را یافت که« قالب» اداره امور در آنها دقیقا مثل هم باشد به همین دلیل  « قالب» ها و اشکال حکومتی مختلف و متعددی  وجود دارند، اما نظام های حکومتی  و معیار انواع حکومت ها را می توان در چند عنوان کلی دسته بندی  و خلاصه کرد.

الف) طبقه بندی حکومت، بر اساس تعداد حاکمان

ب) معیار تمرکز قدرت و پراکندگی آن در کشور.

ج) معیار مشارکت شهروندان

د) معیار جهان بینی

در اینجا واضح است که الله  جل جلاله با تعیین و معرفی ابزاری به نام «شورا » به معرفی « قالب»ها و سایر معیارها نمی پردازد، بلکه مستقیما معیار عقیده و جهانبینی و محتوای « قالب»ها به عنوان معیار اصلی در نظر گرفته می شود.  در نگرش قرآنی، حکومت ها بر حسب جهان بینی به دو نوع، حکومت اسلامی و طاغوتی، تقسیم می شوند:

بیشتر بخوانیدآسیب شناسی گروههای مسلح بلوچ(۳) : محتوای «قالب» فدرالیسم و آینده ی سیاسی مورد نظر گروههای مسلح بلوچ  

آمریکا و غلامانش بدانند در افغانستان صلح به وحشت و درندگی نمی آید

 

آمریکا و غلامانش بدانند در افغانستان صلح به وحشت و درندگی نمی آید

ارائه دهنده: ابوهاجر کندزی
نیروهای اشغالگر خارجی به سرکردگی امریکا در حالی که تلاش های شان را برای صلح شدت بخشیده اند، همزمان عملیات شب هنگام و بمباران کورکورانهء شان را نیز افزایش داده شدت اند.

در ماه جولایی ۲۰۱۸م، رسانه های امریکایی خبر دادند که ترامپ ماموران خود را به آغاز مذاکرات مستقیم با طالبان فرمان داده است.

پس این پنجمین ماه است که امریکا تلاش های گفتگوهای مستقیم خود با طالبان را آغاز کرده است. اما در عین حال بمباران ها و عملیات های شب هنگام خود را به شکل بسیار وحشیانه شدت بخشیده است.

اشغالگران خارجی و مزدوران داخلی از ماه جولایی تا آخر نومبر (در ظرف ۵ ماه) دقیقا ۱۶۶۲ تن غیر نظامیان را که بیشتر شان زنان و کودکان بودند در اثر عملیات های شبانه و بمباران ها در بخش های مختلف کشور به شهادت رسانیده اند، دو چند این تعداد را زخمی و زندانی ساخته اند و مردم را به اندازهء صدها هزار دالر تلفات مالی نیز رسانیده اند.

متاسفانه، از یکسو بسیار به چشم سفیدی دست به کشتارهای دسته جمعی می زنند و از سوی دیگر ادعای دروغین هم می کنند که گویا طالبان را هدف قرار داده اند. در حالی که تمام دنیا تصاویر و ویدیوهای فاجعه های مرگبار را از طریق شبکه های اجتماعی می بینند که قربانیان زنان، کودکان و مردم ملکی اند.

دو هفته پیش، ۲۳ تن را در گرمسیر (هلمند) در اثر بمباران شبانه به شهادت رسانیدند، دشمن مشترک ادعا کرد که مجاهدین را آماج قرار داده اند. اما بعدا یوناما صحنه را دید و تصدیق کرد که هیچ یکی از قربانیان طالب نبود، همه مردم ملکی بودند و ۱۸ آنان زنان و کودکان بودند. با وصف اینکه یوناما حتی الامکان برای پنهان کردن جنایات اشغالگران می کوشد.

همین عصر دیروز، نیروهای امریکایی به همکاری مزدوران شان یک خانهء عروسی را در منطقهء اورموز ولسوالی نوزاد ولایت هلمند بمباران کردندن و شماری زیادی را کشته و زخمی ساختند.

همچنان ۸ تن افراد ملکی را در لوگر شهید و ۷ خانه را با خاک یکسان ساختند.

همچنان در خوست، قندوز، وردک، پکتیا، ننگرهار و……….دست به قتل عام، ویرانی مساجد و مدارس و تباهی املاک مردم زده اند، در حالی که لاف از صلح و مذاکرات هم می زنند.

ما نمی دانیم که دشمن مانند سگ دیوانه به هر سو دهن می زند، آیا اینگونه عملکرد دو رویه، دروغین و وحشیانه می تواند آن ها را به هدفی برساند ؟

با کشتار مردم ملکی تنها چهرهء وحشی خود را رسوا تر می سازند، اما اهداف مذمومی که می خواهند به دست بیاورند، هیچگاه بدست آورده نمی توانند.

حقیقت اینست که شعارهای صلح با چنین وحشت و درندگی اصلا نمی زیبد، با این کار آن ها نمی توانند مجاهدین را وادار به تنزل و یا معامله بسازند. البته، بعید نیست که امارت اسلامی در واکنش به این اعمال وحشیانهء آن ها در مورد قطع مذاکرات با آنان مجدداً فکر بکند.

زیرا از یکسو شعارهای صلح و از سوی دیگر بمباران مردم ملکی و شهید ساختن زنان و کودکان، منافقت، وحشت و درندگی آشکارا است.

آسیب شناسی گروههای مسلح بلوچ(۲) : جایگاه القاعده و جماعتهای جهادی شریعت گرا نزد جیش العدل و سایر گروههای مسلح بلوچستان

آسیب شناسی گروههای مسلح بلوچ(۲) : جایگاه القاعده و جماعتهای جهادی شریعت گرا نزد جیش العدل و سایر گروههای مسلح بلوچستان

کاتب: بِراهُندگ بلوچ

چنانکه در بخش نخست با استناد به سخنان عبدالمالک ریگی رهبر جند الله ذکر شد هدف این گروههای مسلح در بلوچستان تطبیق قانون شریعت الله بر اساس یکی از مذاهب اهل سنت نبوده و نیست ، بلکه به قول عبدالمالک ریگی هدف تشکیل حکومتی است که « مبناش دموکراسی  باشه»  و خواهان این هستند که  یک «حکومت دموکراتیک روی کار بیاد» تا به این شیوه به قول خودش «دموکراسی نهادینه بشه»

در این صورت واضح و آشکار است با هر گونه جریان شریعت گرای جهادی سر ناسازگاری دارند و  مذهب شیعه یا سنی بودن آن نیز برایشان فرقی ندارد . حتی با سایر کفار جهانی و مرتدین سکولار محلی و طاغوتهای منطقه ای بر علیه این مجاهدین شریعت گرا و حکومتهائی که بر اساس یکی از مذاهب اسلامی به وجود آمده اند تحت عنوان دشمن مشترک همصدا خواهند شد .

در این زمینه، به عنوان نمونه ، محمد سعید ترکمان زهی (ملا معاذ) از قدیمی‌ترین چهره‌های همراه و همگام و مورد اعتماد  عبدالمالک ریگی (رهبر گروه جندالله) و سخنگوی آن زمان جیش العدل،  ضمن تائید افراط گرا و تروریست بودن القاعده و سایر جماعتهای بنیادگرا در مصاحبه با صالحی و تلویزیون سکولاریستها می گوید :

” اینکه ما را نسبت می دهند به القاعده و داعش وسایر گروههای تروریستی…. اینها را ما نباید باور کنیم . همه ی ما برادریم، ایرانی هستیم، وطن دوست هستیم ، و از یک ملت و از یک بدنه هستیم، همه ی ما برادر هستیم و از یک ملت و از یک جامعه هستیم …  ”

در اینجا هم  روشن است که برای اینها فرقی میان القاعده  و داعش و حکومت ایران و طالبان و سایر گروههائی که خواهان تطبیق شریعت الله جل جلاله بر اساس فقه خاص خود هستند وجود ندارد . نزد این گروههای مسلح هرکسی که اروپا و سایر سکولاریستها آنها را تروریست بنامند تروریست است و باید با آن مخالفت شود .

نکته ی جالب این پازل هم این است که تمام این مصاحبه ها و بیانیه های  گروه جند الله و گروههائی که پس از مرگ عبدالمالک ریگی و فروپاشی گروهش به وجود آمده اند ابتدا توسط العربیه[۱]  (رسانه ی رسمی آل سعود) و شبکه های مربوط به کفار سکولار جهانی چون صدای آمریکا و سایر شبکه های ماهواره ای هم سو با آل سعود چون صفا، وصال، کلمه و نور و…  و شبکه های متعلق به سکولاریستهای مرتد ایرانی [۲]منتشر می شوند، و اخبار اینها توسط این طیف رسانه ای می شوند،  در حالی که حتی یک مصاحبه و بیانیه ی آنها در هیچ یک از گروههای جهادی شریعت گرا وجود ندارد.

البته طبیعی است که مریدان دموکراسی و دین سکولاریسم در یک جبهه قرار بگیرند و طرفداران قانون شریعت الله و حکومت اسلامی هم در جبهه ای دیگر و هرگز این دو جبهه حاضر به تبلیغ برای جبهه ی مخالف خود نخواهند بود .

باید به دور از احساسات جاهلانه کمی تامل کنیم که ما به عنوان اهل سنت در کدام جبهه قرار گرفته ایم؟ در جبهه ی قانون شریعت الله و حکومت اسلامی(بر اساس هر یک از مذاهب اسلامی باشد) یا در جبهه ی کفر دین سکولاریسم و دموکراسی آن ؟

 

………………………………

[۱] مثل مصاحبه ی عبدالرئوف ریگی، به عنوان مسوول روابط‌عمومی  جیش العدل  قبل از جدائی با العربیه . البته  شبکه العربیه اولین شبکه ای بود که در مستندی فیلم های تبلیغاتی محض از عبدالمالک ریگی رهبر جند الله  تصاویری از تیراندازی به سمت سمت کوه پخش کرد و بعدها نیز این شبکه اولین و تنها رسانه ای بود که فیلم های اسارت و حتی قتل سربازهای ایرانی و اطلاعیه های گروه جندالله را پخش می کرد.العربیه به همراه تلویزیون صدای آمریکا تنها رسانه هایی بودند که ابتدا امکان گفت وگو با عبدالمالک را پیدا کردند. و بقیه ی شبکه ها به دنبال این چراغ سبز اتفاق افتاد . البته شبکه ی العربیه وابسته به آل سعود باز تنها شبکه ی عربی است که رسما از گروه  سکولار و کمونیستی   کومله و سکولاریستهای مرتد اوجالان و سکولاریستهای مرتد حزب دمکرات کردستان ایران در مرز ایران و عراق مستند سازی می کند و… و پوشش گسترده ای به اخبار عملیات های آن ها می دهد.

[۲] مثل مصاحبە جمال پورکریم از تیشک تیوی ارگان رسمی سکولاریستهای مرتد حزب دمکرات کوردستان ایران  با عبدالرئوف ریگی به عنوان سخنگوی جیش العدل قبل از جدائی  و…

 

 

آسیب شناسی گروههای مسلح بلوچ(۱) : جیش العدل و گروههای مسلح بلوچ به دنبال چه چیزی هستند؟ تشکیل حکومت اسلامی بر اساس فقه حنفی یا ….؟

آسیب شناسی گروههای مسلح بلوچ(۱) : جیش العدل و گروههای مسلح بلوچ به دنبال چه چیزی هستند؟ تشکیل حکومت اسلامی بر اساس فقه حنفی یا ….؟

کاتب: بِراهُندگ بلوچ

عبدالمالک ریگی امیر  گروه جندالله که سایر گروههای موجود از پس مانده های گروه مسلح ایشان هستند در مصاحبه با شبکه ماهواره ای رنگارنگ  می گوید :

” ما ایرانی را می خواهیم که به صورت فدرالیسم اداره بشه و من فکر نمی کنم این بحثی که ما مطرح کردیم  – بحث اداره ی حکومت، اداره ی دولت –  در آینده و اون اینه که ما میگیم این حکومت وقتی که از بین میره یک حکومتی که «مبناش دموکراسی  باشه»  که یک «حکومت  دموکراتیک روی کار بیاد»  و اداره ی کشور را به صورت فدرالیسم بکنه،  یعنی ایالتی کشور اداره بشه . این طور هم و هم تمامیت ارضی تضمین میشه … ما با هر گونه تجزیه ای مخالف هستیم، هر مقدمه ای هر کاری که سبب تجزیه بشه با اون هم مخالف هستیم، ما حامی تمامیت ارضی ایران هستیم و فکر می کنیم که فدرالیسم تضمین کننده ی تمامیت ارضی ایرانه و اون تنها عملیه که می تونه «دموکراسی» را به معنای واقعی در یک کشور چند قومیتی می تونه نهادینه بکنه و ما می خواهیم همه ی مردم از اقوام مختلف از مذاهب مختلف به صورت یکسان قرار بگیرند، مساوات به معنی حقیقی حاکم بشه فرقی بین شیعه و سنی نباشه . درسته ما اهل سنت هستیم ولی هرگز ما نمی خوایم که عقیده ی خودمونو به زور بر کس دیگه تحمیل بکنیم …. تنها کاری که می توانیم بکینم این است که از ارزشهای ملی و ارزشهای مذهبی خودمون صحبت بکنیم ، حرف بزنیم، یک فضای دیالوگ پیدا بکنیم در همه ی  جامعه ، هر کسی اختیار خودش رو داره که چه رو اختیار بکنه ، چه راهی را بره و چه راهی را نره ، اینکه بیایم به زور یکی را تحمیل بکنیم با این مخالفیم و به زور تحمیل کردن چه عقیده باشه چه سنتهای تاریخی باشه  چه آداب و رسوم باشه همه ی اینها را نوعی استبداد می دونیم و با هر نوع استبداد مخالف هستیم  این استبداد حالا ریشه اش در مذهب باشه   این استبداد ریشه اش در ناسیونالیسم قومی باشه در هر  جور باشه ما با این استبداد مخالف هستیم ”  [۱]

با همین جملات عبدالمالک ریگی می توان فهمید که این گروهها هرگز در پی تطبیق شریعت الله و تحکیم شریعت الله نبوده اند . این گروهها خواهان حکومتی هستند :

  • «مبناش دموکراسی  باشه»
  • یک «حکومت دموکراتیک روی کار بیاد»

و تمام تلاشهای آنها برای این است که :

  • «دموکراسی نهادینه بشه»

بیشتر بخوانیدآسیب شناسی گروههای مسلح بلوچ(۱) : جیش العدل و گروههای مسلح بلوچ به دنبال چه چیزی هستند؟ تشکیل حکومت اسلامی بر اساس فقه حنفی یا ….؟

دارودسته ی  جولانی و امثالهم ثمره ی «گناه بزرگ» خود را برداشت خواهند کرد

دارودسته ی  جولانی و امثالهم ثمره ی «گناه بزرگ» خود را برداشت خواهند کرد

به قلم : ابوعبدالله موکریانی

زمانی که گروههای مختلف و متفرق خود را در مسیر وحدت از طریق شورای واحد یکی از « ۳ابزار »[۱]  قرار نمی دهند دیگر نیازی نیست که کسی بین آنها اختلاف و جنگ ایجاد کن،د بلکه به لطف چنین «گناه بزرگی» که در حق خود و دیگران کرده اند تفرق ، در ماندگی، بی ابهتی ، ذلیلی و شکست همیشه وجود خواهد داشت، و شعار وحدت و پیروزی هم در همان حد شعار و آرزو باقی خواهد ماند .

‏الله تعالی می فرماید :  وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ ‏(انفال/۴۶) و از خدا و پيغمبرش اطاعت نمائيد و ( در ميان خود اختلاف و ) كشمكش مكنيد ، ( كه اگر كشمكش كنيد ) درمانده و ناتوان مي‌شويد و شكوه و هيبت شما از ميان مي‌رود ( و ترس و هراسي از شما نمي‌شود) . شكيبائي كنيد كه خدا با شكيبايان است .‏

در این صورت زمانی که گروههای مختلفی چون دارودسته ی جولانی بر خلاف دستور الله تعالی حرکت می کنند و روز به روز به سمت نابودی و حل شدن پیش می روند هیچ یک از این گروهها حق ندارد دیگری را متهم کند . یعنی زمانی که سامی العریدی مفتی شرعی سابق جبهه النصره و تحریر الشام و  امیر حال حاضر حراس الدین (شاخه القاعده در سوریه) می گوید ابومحمد الجولانی مسیر جماعات جهادی حاضر در سوریه را منحرف کرده است؛ در واقع خود او هم در همین مسیر انحراف قدم بر می دارد،  و اگر دارودسته ی جولانی العریدی را به جرم فتنه انگیزی بازداشت می کنند و درگیریهائی هم پیش می آید در واقع دارند ثمره ی «گناه بزرگ» خود را می بینند .

الله تعالی تفرق و ثمره ی چنین تفرقی را در حد امثال زلزله و طوفان که از بالای سر و زیر پاها بر سر مردم می آید وصف نموده و می فرماید : قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَاباً مِّن فَوْقِكُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَيُذِيقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ ‏(انعام/۶۵)

بگو : خدا مي‌تواند كه عذاب بزرگي از بالاي سرتان و يا از زير پاهايتان بر شما بگمارد ( و شما را دچار بلاهاي آسماني و بمبارانهاي هوائي يا بلاهاي زميني همچون زلزله‌ها و آتشفشانها و.. ) و يا اين كه كار را بر شما به هم آميزد و دسته‌دسته و پراكنده گرديد ( و جنگها در ميانتان برپا گرداند ) و برخي از شما را به جان برخي ديگر اندازد و گرفتار همديگر سازد . بنگر كه چگونه آيات ( قرآني و دلائل جهاني خود ) را بيان و روشن مي‌گردانيم تا بلكه ( بينديشند و به خود بازگردند و حقيقت را ) بفهمند .‏

بله لازم است این گروههای گناهکار کمی بیاندیشند .

اگر به کرات دیده می شود که گروهی چون دارودسته ی  جولانی هیچ گاه بر عهد و پیمان خود وفادار نبوده اند و با همپیمانان خود درگیر شده اند این ثمره ی «گناه بزرگ» و تفرقی است که کاشته اند . در این صورت درگیری هیئت با الجبهة الوطنیة التحریر (احرار شام)  در مناطق محرر و شرق ادلب، درگیری با فصایل جیش الحر، درگیری با حراس الدین، عهدی شکنی با انصار التوحید ، هم دستی با کفار و مرتدین بر علیه مسلمین و… بازی مرگباری نیستند که قابل پیش بینی نباشند .

«گناه بزرگ» دوری از شورای یکی از «۳ابزار» تفرق، ذلیلی، درماندگی، بی ابهتی و در نهایت تولید جنگهای داخلی و شکست را خود به خود تولید می کند و هیچ گروهی قادر به پرهیز از این بلاهای ویرانگر نیست مگر اینکه توبه نموده و خود را از این «گناه بزرگ» پاک گرداند .

 

…………………

[۱] ۱- خلافه علی منهاج نبوه . در صورت عدم وجود این ۲- حکومت بدیل اضطراری اسلامی بر اساس هر یک از مذاهب اسلامی ۳- مجلس واحد شورای مجاهدین

دارودسته ی  جولانی و ممانعت از نقد جرمهایشان به بهانه ی وحدتی که هرگز وجود نداشته و حساسیت وضع موجود

دارودسته ی  جولانی و ممانعت از نقد جرمهایشان به بهانه ی وحدتی که هرگز وجود نداشته و حساسیت وضع موجود

به قلم : ابوخالد کوردستانی

بارها شنیده و یا حتی دیده ایم  زمانی که :

از یکی از خیانتها، بیعت شکنیها، غدرها، اتحاد با کفار ناتو(از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) بر علیه مسلمین، اتحاد با گروههایی مثل گروهک زنکی و احرار و ارتش آزاد و … (که خود دارودسته ی  جولانی آنها را مجری برنامه های دموکراسی و سکولاریسم می داند و…) شرکت «عملی» در پیمانهائی چون آستانه، سوچی و…

از طرف مسلمین نسبت به دارودسته ی جولانی نقدی صورت می گیرد و سعی می شود مسلمین نا آگاه و اعضای فریب خورده ی آن آگاه گردند فورا مناصرین حیله گر و ساحران عوام فریب جولانی چون پاسخی برای این غدرها و خیانتها ندارند جهت فرار از پاسخ و در تحمیق نگه داشتن اعضاء و هوراداران جاهل خود می گویند :

وضع شام مناسب نقد کردن افراد و گروهها نیست، وضع حساس است، دشمن یورش آورده است، لازم است که وحدت صف حفظ شود و….

این در حالی است که خود این حیله گران به شدیدترین شیوه ی  ممکن،

  • هم مخالفین خود را مورد جنگ روانی شدید و اتهام قرار می دهند،
  • و هم با دشمنان قسم خورده مسلمین چون ناتو(از کانال حکومت سکولار ترکیه) متحد شده اند،
  • و هم به صورت هماهنگ با کفار و سایر گروهها بر علیه گروهی که مخالف آنها بوده وارد عمل شده اند
  • و هم نوبتی با اغلب گروهها متحد شده و بعد غدر و خیانت کرده اند و باعث تفرق در میان همین گروهها شده اند
  • و علاوه بر تمام این خیانتها «عملا» پیمان آستانه را جهت ایجاد منطقه ی عازله پذیرفته و تن به اجرای «عملی» پیمان سوچی میان روسیه و ناتو (از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) داده اند و با هر مسلمانی و جماعتی (مثل القاعده و انصار الدین و…)که با این طرحها مخالف باشد سر ناسازگاری و حتی جنگ دارند .  .

در اینجا مشخص است که بهانه هائی چون حساسیت وضع شام و حفظ وحدت و … جنگی روانی و شعارهائی عوام فریبانه  و بازی کثیفی با معیارها و ارزشهای مسلمین است جهت سرپوش نهادن بر تمام جرمها و خیانتهائی که دارودسته ی  جولانی در حق تمام مسلمین شام و بخصوص مهاجرین  و زنان و دختران آنها مرتکب شده اند.

این مجرمین با تمام این خیانتها و غدرهائی که مرتکب شده اند هنوز پیروان خود را در آرزو و  توهم نصر و پیروزی از طرف الله نگه داشته اند، در حالی که در مسیر شکست و ذلیلی و رسوائی بیشتر نزد الله و بندگان الله در حرکتند .

 

 چرا دین اسلام را انتخاب کردم ؟ سرگذشت مختصر یک تازه مسلمان

 

چرا دین اسلام را انتخاب کردم ؟ سرگذشت مختصر یک تازه مسلمان

ارائه دهنده :  ام ابراهیم انصاری

{وَاللّهُ یَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ} [البقرة : ۲۱۳]وخداوند هر کسی را که بخواهد به راه راست رهنمود مینامید.

در ابتدا بگویم چیزی که من الآن به آن رسیده ام بر گرفته از یک حالت اهمال وبی مبالاتی است. داستان زندگی من از زمانی شروع می شود که هنوز به دنیا نیامده بودم ،پدر ومادرم هر دو در یکی از کشور های اروپایی دانشجو بودند . نقطه اشتراک آنها فقط در عربی بودن آنها بود ، به خاطر همین وقتی که در دوران تحصیل پدر مسلمانم از مادر مسیحیم خواستگاری می کند ،یکی از شروط او ترک دین سابق خویش وروی آوردن به اسلام بعد از ازدواج آنها در اروپا سر می گیرد. هنوز شش ماه از ازدواج نمی گذرد که مشکلات تازه شروع می شود .

مادرم اسلام را به عنوان دین جدید نمی پذیرد وپدرم تصمیم می گیرد او را طلاق دهد ،چون یکی از شروط او از اول اسلام آوردن مادرم بوده است . در این ایام که پدر ومادر از هم جدا شدند ،مادرم حامله بود ومجبور می شود به کشورش باز گردد. وقتی بدنیا آمدم پدرم خیلی اصرار می کند که حضانت مرا به عهده بگیرد ،اما عاطفه واحساس مادر رانه، مانع می شود که مرا به پدرم بسپارد وبعد از اصرار فروان،پدرم نیز موافقت می کند ومرا نزد مادر مسیحیم می گذارد.

ارتباط من وپدرم در حد پولهایی که هر ماه برایم می فرستاد ویا تماسهایی که به خاطر مناسبتهای مختلف با من بر قرار می کرد،خلاصه می شود واحیاناً هر دو سال یکبار نیز موفق به دیدنش می شدم . البته اسم اسلامی وحامل شناسنامه ای از کشور متبوع پدرم بودم ،اما هیچوقت نفهمیدم که وطن پدرم کجا واقع شده ویا اسلام چگونه دین است وخیلی سؤالهای دیگر که سعی می کردم در کتابهای تاریخ یا جغرافیا جوابی برای سؤالهایم بیابم.

نزد مادرم که بودم در یک مدرسه فرقه کاتولیک درس می خواندم وبهمراه مادرم به کلیسا می رفتم. (۱۸) سال به این صورت گذشت، اسماً مسلمان بودم اما عبادتم بر اساس مبادی دین مسیحیت بود. درست است که در انجام فرائض درینیم اهمال به خرچ میدادم واصلا دوست نداشتم به کلیسا بروم،ولی همیشه خودم را بخاطر این سستی ملامت می کردم. راستش را بخواهید زندگی خسته کنند های داشتم . اکثر اوقات بیرون از خانه بودم ،اکثر اوقات در تفر یحات شبانه شرکت داشتم واز هر دو جنس دختر وپسر دارای دوستان متعدد بودم ، البته برای مادرم زیاد مهم نبود ،فقط بعضی مواقع نصیحتم می کرد،بعد از انتهای دوره دبیرستان با رتبه ممتاز تصمیم گرفتم به دانشگاه بروم،اما در دانشگاه شهری که من ومادرم زندگی می کردیم ،رشته مورد نظرم را نیافتم.

بیشتر بخوانید چرا دین اسلام را انتخاب کردم ؟ سرگذشت مختصر یک تازه مسلمان

روشنگری مختصری از جوامع جاهلی و جاهلیت حاکم بر سرزمینهای مسلمان نشین در آثار سید قطب

روشنگری مختصری از جوامع جاهلی و جاهلیت حاکم بر سرزمینهای مسلمان نشین در آثار سید قطب

به قلم : ابوابراهیم هورامی

یکی از دسیسه های کفار علیه شریعتهای آسمانی این بوده است که به موازات شریعت صحیحی که وجود دارد نمونه ای تقلبی و مسخ شده از همان شریعت را به پیروان نشان دهند که با منافع و خواسته های آنها هماهنگی بیشتری داشته باشد، و این نمونه ی مسخ شده و آلوده پیروان را چنان ضعیف و بیمار گرداند که توان رویاروی با دشمن اصلی را نداشته و تهدیدی برای منافع و حاکمیت آنها نباشند، و مسلمین به نوعی زندگی کنند که به جامعه ی  جاهلیت این کفار شبیه باشند تا به جامعه ی  اسلامی خواسته شده در قانون شریعت الله .

اگر «پولس» یهودی همین جریان موازی را در میان نصرانیت به وجود آورد هم اکنون آمریکا از کانال آل سعود و با اتکاء به سلفیت درباری آن نوعی از اسلام را ارائه داده است که قصد دارد با جایگزین کردن آن به جای اسلام محمدی همان نقش را برایشان بازی کند . البته در میان مذاهب هم همین بازی ها را در آورده اند . قادیانیت به جای مذهب حنفی، اخوان الشیاطین (جریان انحرافی حرکت مبارک اخوان المسلمین) در میان شافعی و حنفی ها، شیعه ی انگلیسی به جای شیعه ی ۱۲ امامی  و….

به همین دلیل است که سید قطب رحمه الله چند دهه قبل از نوعی از اسلام مسخ شده و ناقصی تحت عنوان اسلام آمریکائی صحبت کرده، که این اسلام آمریکائی با گسترش دایره ی بدعت و تعاریف خاص از اصطلاحات شرعی سعی دارد مسلمین را به مسلمین مشغول نموده و مسلمینی را تولید کنند که در امور سیاسی، اقتصادی، و مبارزه با استعمار گران و …. جاهل و غافل مانده و همچون یک ابزار در دست کفار سکولار و اشغالگر خارجی مثل آمریکا و دست نشاندگان محلی آن درآیند .

سيد قطب رحمه الله درباره اسلام آمریکایی  می گوید: ”  اسلامی را که آمریكا و  همپیمانهایش برای شرق می خواهند، آن اسلامی نیست که در مقابل استعمار و طاغوت مقاومت کند، بلکه اسلامی است که فقط در مقابل كمونیسم قیام نماید و با آن دشمنی كند.

آنها نمی خواهند اسلام حکومت کند و حكومت اسلامی را تحمل نمی کنند، زیرا که اگر اسلام حاكم باشد و فرمانروایی كند، ملت ها را به شکلی دیگر – برخلاف میل آمریکا – تربیت می کند ، و آنگاه مردم می دانند که باید صاحب قدرت باشند، استعمارگر را نپذیرفته و بیرونش كنند ، و می فهمند که کمونیسم آفتیست مانند استعمار و هر دو دشمن و تجاوزگرند.

آمریکا و همپیمانهایش برای شرق «اسلامی آمریکایی» می خواهند که فقط به منع  زاد و ولد، حضور زنان در پارلمان، و شکننده های وضو فتوا دهند . و هرگز در مورد اوضاع اجتماعی، اقتصادی و نظام مالی ما بحث نکنند . و در مسائل سیاسی، قومی و آنچه که ما را باهم وصل می کند و عیبها را برطرف می سازد، نه سخن بگویند و نه فتوایی صادر کنند و قانون گذاری، صدور حکم بر مبنای اصول و ثوابت اسلامی و تفوّق طلبی برای اسلام ممنوع است ، و نوشتن، سخن گفتن و صدور فتوا در مورد آن جایز نمی دانند.”

در اینجاست که فرانسیس فوكویاما فیلسوف و نظریەپرداز استراتیژیك آمریكا  در اوائل سال ۲۰۰۲م در مورد پروژه «اسلام آمریکایی» می گوید: ” اسلام در جهان، تنها تمدنی است که با مدرنيسم غربی مشکل دارد ، و آن را نمی پذیرد . جهان اسلام در سال های اخیر شاهد ظهور حرکت های اصولگرایانه ای بوده که سیاست های غربی را نمی پذیرند که هیچ، بلکه اساس مدرنیسم که نظام لائیک و غیر دینی است را رد می کنند. پس باید تحول اساسی از درون اسلام آغاز گردد. مسلمانان باید موضع خود را مشخص کنند که آیا با مدرنیسم و حاکمیت لائیک می خواهند کنار بیایند و با مسالمت زندگی کنند؟ یا خیر؟ ”

این استراتژی اصلی کفار سکولار جهانی و دست نشانده های محلی آنها در برخورد با قانون شریعت الله و شریعت گرایان است که با تحمیل دین و قوانین سکولاریسم به جای قوانین شریعت الله و با آلوده کردن عقاید و باورهای مردم، فرهنگ و جامعه ای شبیه به جوامع خود را بر سرزمینهای مسلمین تحمیل کرده اند، و مسلمین را در اکثر رفتارهای ظاهری شبیه خود کرده اند .

چون هم حاکمیت به واسطه ی حکام دست نشانده مال همین کفار سکولار جهانی است و هم قوانین حاکم بر سرزمینهای مسلمان نشین بر اساس دین سکولاریسم بنا شده است، به همین دلیل اطاعت کردن و فرمان پذیر بودن و پاداش دادن و مجازات کردن هم بر اساس همین قوانین و توسط همین حکومتها صورت می گیرد  و رفتارهای مردم هم تابع همین قوانین و حاکمیتی است که با زور اسلحه یا با تبلیغات ساحران فرهنگی و عقیدتی بر آنها تحمیل می شود .

مجموعه ی این عوامل باعث شده اند که سرزمینهای مسلمان نشین مشمول « “الناس علی دین ملوکهم“؛ مردم به روش و قوانین حاکمان و پادشاهان خویش زندگی می کنند»[۱] گردند . و این منطبق شدن مردم با روشها و قوانین جامعه اکثرا اجباریست و بر مسلمین تحمیل شده ، اما در هر صورت این رفتار و تطبیق چه اختیاری باشد چه اجباری در ظاهر  با آنچه که اسلام فرموده متفاوت است و بیشتر شبیه رفتار و فرهنگ جاهلیتی است که کفار سکولار جهانی بر مسلمین تحمیل کرده اند .

سید قطب در مورد چنین جوامع آلوده ای می گوید :

“ما مردم را تکفیر نکرده ایم و گفته ما را تحریف کرده اند بلکه ما می گوییم: که مردم در نشناختن حقیقت عقیده و مفهوم راستین آن و دوری از سبک زندگی اسلامی، حالتی شبیه به جوامع جاهلی دارند”. [۲]

این همان چیزی است که سید قطب رحمه الله در این زمینه گفته است اما توسط مروجان اسلام آمریکائی و ساحران دین فروش سلفیت درباری آل سعود و مقلدین جاهل آنها چنان تحریف شده به مردم ارائه می گردد که انگار سید قطب رحمه الله همه ی  مسلمین را تکفیر کرده است !!.  سبحانك هذا بهتان عظيم

 

……………………

[۱] سعید بن مسیب رضی الله عنه می فرماید : الناس علي دين ملوكهم إلا من أنكر وكفر بهم.

[۲] سید قطب ، “لماذا أعدموني” «چرا اعدامم کردند»،  ص ۲۲

گوشه ای از تفکر حاکم بر پاسدارانی که خداوند آن ها را برای دفع موقتی مرتدین به مکریان و اردلان هورامان فرستاد

گوشه ای از تفکر حاکم بر پاسدارانی که خداوند آن ها را برای دفع موقتی مرتدین به مکریان و اردلان هورامان فرستاد

به قلم: ابوسلیمان هورامی

در ابتدای امر بر گفتاری از سخنرانی های آیت الله خمینی که راهنمای عمل پاسدارها و دیگر ارگان ها بود اشاره می کند که می گوید:

« وظیفه ی ماست که در مقابل ابر قدرت ها با سیستم و قدرت ایستادن هم داریم به شرط این که روشن فکران دست از غرب و شرق و غرب زدگی و شرق زدگی بردارند، ما با کمونیسم بین الملل به همان اندازه در ستیزیم که با جهان خواران غرب به سرکردگی آمریکا و با صهیونیسم و اسراییل شدیداً مبارزه می کنیم… ما باید حساب مان را با قدرت ها یکسره کنیم و به آن ها نشان دهیم که با تمام گرفتاری های مشقت باری که داریم با جهان برخوردی مکتبی می نماییم. جوانان عزیز که چشم امید من به شماست با یک دست قرآن و با دست دیگر سلاح را برگیرید و چنان از حیثیت و شرافت خود دفاع کنید که قدرت تفکر علیه خود را از آنان سلب نمایید… .

شما احتمال این را ندهید که تفنگ و ژ۳ و مسلسل شما پیروز شده است، مقابل شما بالاتر از این را داشتند، شما اندک داشتید و آن ها بسیار، لاکن آن چه که شما را پیروز کرد و می کند آن ایمان شماست و آن اخلاص شماست که در شما هست و در آن ها نیست شما برای خدا در میدان ها وارد می شوید و آن ها برای شیطان، آن ها حزب شیطان اند و شما حزب خدا، آن چه شما را در دو جبهه پیروز کرده و می کند ان شاء الله جبهه ی باطنی و نفسانی و جبهه ی جنگ با گروه شیطانی آن اخلاص و ایمان شماست که شما را پیروز می کند… .

شما در تمام ابعاد پیروز هستید و شما در تمام جهان معنوی و مادی پیروز هستید و شما در طول تاریخ پیروز هستید و پیروزی شما پشتوانه ی پیروزی مستضعفین جهان است. در طول تاریخ شمایی که با آغوش باز و بازوی گشاده به طرف الله و به طرف لقاء الله و به طرف شهادت می روید پیروز هستید چه در میدان جنگ پیروز بشوید و می شوید چه خدای نخواسته شکست بخورید و نخواهید خورد، شما آن چیزی را که همراه دارید دشمنان شما ضد آن را همراه دارند، شما رضای خدا را همراه دارید و آن ها سخط خدا را، شما ایمان را همراه دارید و آن ها طرفداری از کفر را، شما آرامش قلبی دارید و در این جنگ با آرامش با خاطر آسوده با این ایده که اگر شهید بشوم پیروزم و اگر هم پیروز بشوم پیروزم شما این را دارید و آن ها از مرگ فرار می کنند. بین این دو طایفه بسیار فرق است… .»[۱]

« و سپاه نماینده ی خط امام در جبهه ها بود. »[۲] در طرف دیگر با همین پیروان خط رهبری تهران مواجه می شویم که یکی از نشریات مارکسیت های فدایی خلق ایران آن ها چنین معرفی می کند:

روز سه شنبه ۳۰ مرداد ۵۸ در گفتگویی با پاسداران، یکی از آن ها علت آمدن شان را به کردستان این طور تعریف کرد که: « قبل از آمدن آن ها را از زیر قرآن رد کردند و آخوندی به آن ها گفته است که شما برای جنگ با کفار و روس ها می روید هرچند نفر از آن ها را بکشید به همان تعداد دفعه به بهشت می روید و گفته بود تا می توانید بکشید، چون اگر زخمی شوید آن ها سر شما را می برند. »

یکی از فرماندهان ارشد سپاه نیز جو حاکم را این چنین تعریف می کند که:

بیشتر بخوانیدگوشه ای از تفکر حاکم بر پاسدارانی که خداوند آن ها را برای دفع موقتی مرتدین به مکریان و اردلان هورامان فرستاد