زمانی که سکولارهای مردم فروش مسلمان کش کوردستان خود را حامی آزادی و… می دانند

زمانی که سکولارهای مردم فروش مسلمان کش کوردستان خود را حامی آزادی و… می دانند

به قلم : ابوسلیمان هورامی

ما همگی می دانیم و هم اکنون نیز شاهد  شیوه ی اداره ی کشورهای سوسیالیستی و کمونیستی در دنیا هستیم که کمونیست ها خواهان جامعه ای تک حزبی به رهبری حزب کمونیست و ایجاد دیکتاتوری پرولتاریا می باشند.

این واقعیت تئوریک عقاید آنان و واقعیت عینی و عملی این تفکر ویرانگر می باشد اما همگی دیده و می بینیم که قبل از رسیدن به قدرت و در دورانی که به مردم و عقاید مختلف به عنوان طعمه نیازمندند به عنوان یک حربه و تاکتیک در تمام رسانه ها و گفته هایشان دم از برابری و دمکراسی و آزادی های مدنی و اجتماعی می زنند. این مردم فریبی آشکار خصلت طبیعی آن هاست چون این ها معتقدند که هدف وسیله را توجیه می کند. یعنی جهت رسیدن به اهدافشان از هر وسیله ای استفاده می کنند، می خواهد اخلاقی باشد یا غیر اخلاقی، انسانی باشد یا غیر انسانی و … .

این جزیی از موجودیت آن هاست. اگر مکر و فریب، آدم کشی، بی ناموسی، رواج فساد و فحشا، مبارزه با خدا و دین خدا و… را از وی بگیری دیگر نابود می شود. به عنوان مثال خصلت گرگ دریدن و پاره کردن و خونخواری ست حالا اگر این ویژگی ها را از وی بگیری دیگر وی را گرگ نمی نامند بلکه می شود حیوان دیگری شبیه سگ یا روباه یا… .

با این احوال گرگ های آدم نمای سکولار تا به حال طبق سرشت و ویژگی های درون خود عمل کرده و می کنند. اما مسلمانان وحشتناک در غفلت و خود فریبی غوطه ور بوده اند و فجیحانه هم قتل و عام و متفرق گشته اند. این که یک گرگ انسان ها و گوسفندان را می درد مقصر نیست بلکه مقصر انسان ها هستند که وی را نشناخته و وی را گرگ نمی دانند همچون یک سگ اهلی با وی برخورد می کنند و نتیجه را هم دیده ایم. پس مسمانان خود مقصرند.

بله، کومله ی آدم کشان کردستان با استفاده از همین حربه خود را حامی آزادی سیاسی و رهایی و سعادت زحمت کشان کُرد دانسته و مدعی است که نیروهای فریب خورد و اغلب بچه مسلمان مزدورش را در این راه هدر داده است. در تاریخ ۲۶/۱۱/۶۶ کرنای شیطانی آنان می پراند: «دفاع از آزادی های سیاسی و دفاع از دمکراسی به قیمت فداکاری نیروی پیش مرگ کومله و جان باختن شمار زیادی از پیشروترین و دلسوزترین این فرزندان کارگران و زحمت کشان از دیگر عملکردهای کومله بوده …».

بیشتر بخوانیدزمانی که سکولارهای مردم فروش مسلمان کش کوردستان خود را حامی آزادی و… می دانند

ساختار روابط قدرتهای سکولاریستی جهانی و منطقه ای با pkk و تشابهات آن با سرانجام کومله و دموکرات کردستان ایران

ساختار روابط قدرتهای سکولاریستی جهانی و منطقه ای با  pkk  و تشابهات آن با سرانجام کومله و دموکرات کردستان ایران

 

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

بررسی روابط تاریخی حزب سكولار سوسياليست کارگران کردستان ppk  و دولت سكولار سوسياليست سوریه مساله ای متاثر از واقعیات منطقه ای و بین المللی كردهاي مسلمان نيست بلكه متاثر از عقايد سكولار سوسياليستي و جناحهاي سكولاريستي بين المللي است. این روابط به طور تقریبی از آغاز تاسیس pkk وجود داشته و حتی در شرایط بحرانی تاکنون ادامه دارد. اما آنچه مهم است پاسخ به این سوال است که روابط حزب  pkk سكولار سوسياليست و حكومت سكولار سوسياليست سوریه متاثر از چه فاکتورهایی است، ایدئولو‍ژیک، استراتژیک ؟ اهداف و نیات هرکدام از این دو چیست؟ و آیا pkk از این روابط استفاده های لازم را برده یا اینکه بازیگری ابزاری برای توازن منطقه ای است؟ پاسخ به این سوالات بدون پرداختن به تاریخچه، اهداف و نیات بازیگران نظام های منطقه ای و بین المللی میسر نخواهد بود.

تاریخچه روابط:

قبل از هر چیز باید گفت مساله ی کرد در سوریه به مانند دیگر کشورهای خاورمیانه متاثر از دلائل عقيدتي و استراتژ‍یک است. عبدالله اوجالان تا سال ۱۹۹۸ که مجبور به ترک سوریه شد، در دمشق اقامت داشت. در این زمان اوجالان نیروهای جوان کرد را در قالب pkk  سازماندهی نمود و با کمک های فراوان دولت سوسياليست سوریه قندیل را به انبار pkk تبدیل نمود. در این زمان حتی کردهایی که تابعیت سوریه را داشتند در صورت پیوستن به pkk از خدمت سربازی معاف می شدند. در این راستا pkk ضربات مرگباری بر ارتش سكولار ترکیه وارد نمود و دشمنی ترک و کرد ( البته تركها و كوردها ي سكولار )  در این سالها بشدت افزایش یافت. اما در ۱۹۹۸ با فشارهای حكومت سكولار ليبرال ترکیه بر حكومت سكولار سوسياليست سوریه در زمان بولنت اجویت سوریه و ترکیه تا حد جنگ پیش رفتند اما اسد در دقیقه ۹۰ معادله را تغییر داد و با چرخشی ۱۸۰ درجه ای عبدالله اوجالان سكولار سوسياليست را از سوریه اخراج کرد. چون حافظ اسد به خوبی می دانست دیگر استفاده تاکتیکی از کردها ثمره ای ندارد. چنین سیاستی منافع سوریه را در دراز مدت تأمین نکرد و باعث شد که ترکیه، سوریه را تهدید به مداخله نماید، سوریه از آن دست کشید. اما چرا سوریه از عبدالله اوجالان حمایت می کرد:

اولین مساله كه اساسي ترين مسئله به شمار مي آيد به عقايد سكولار سوسياليستي آنها بر مي گردد كه قبلا خود را وابسته به جناح شرقي شوروس سوسياليستي و هم اكنون جناح روسيه – چين نموده اند ؛ هم حكومت حافظ و بشار اسد سكولار سوسياليست است و هم اوجالان از عقايد سكولار سوسياليستي پيروي مي كند . اما در برابرشان حكومت سكولار ليبرال تركيه قرار دارد كه عضو ناتو و متحد جناح غربي آمريكا – ناتو مي باشد . بدين سان سياستهاي سوريه و تركيه تابع اربابانشان مي باشد و سياستهاي اوجالان نيز تابع سوريه است كه سوريه نيزخودش نوكر و مجري ساستهاي روسيه – چين مي باشد .  بدينسان اوجالان نوكري است كه در خدمت يك نوكر دیگری ايفاي وظيفه مي نمود .

بیشتر بخوانیدساختار روابط قدرتهای سکولاریستی جهانی و منطقه ای با pkk و تشابهات آن با سرانجام کومله و دموکرات کردستان ایران

درخواست مردم مسلمان کردستان مبنی بر اعدام قاضی محمد مرتد در جلو چشم هایشان تا…

درخواست مردم مسلمان کردستان مبنی بر اعدام قاضی محمد مرتد در جلو چشم هایشان تا…

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

بر اثر پیگیری های صدر قاضی دولت فرمان عفو عمومی محمد رشید بانه و دیگر همکارانش شامل علی جوانمردی و حاج بابا شیخ و… را صادر نمود (حاج بابا شیخ بعدها به نخست وزیری قاضی در جمهوری مهاباد رسید) و تمامی اهالی منطقه اعتراض نمودند که تلگراف مورخ ۲۶/۱۱/۱۳۲۳ مردم خطاب به نخست وزیر ، رئیس مجلس و دکتر مصدق نهایت کینه و تنفر عمومی مردم مسلمان منطقه و برائت و جدایی آنان از جانیانی که «مردمان این سامان را قید اسارت خود در آورده، از قتل، غارت ، تعدیات به ناموس اهالی دریغ ننموده و…» را به صراحت هر چه تمام تر ابراز می دارند.

اما در نهایت امر می بینیم که ورق بر خلاف میل و درخواست مردم به نفع اشرار و دزدان گردنه گیر بر می گردد و پس از تحمل ۱۶ ماه ذلت، ظلم و دیکتاتوری و وحشت همان درخواست قبلی را به دولت مرکزی اعلام می دارند چون در میان خودشان رهبر یا جماعتی نیست که به آن پناهنده شوند به همین دلیل ابتدا می نویسند و با تلگراف اعلام می دارند که با مرتدین قاضی همراه نیستند و سپس دولت را دعوت به سرکوب آنان می نمایند. بعد مرتدین را علیه دولت مرکزی یاری نمی رسانند و تنهایشان می گذارند. و در نهایت خواهان اعدام و انهدام مرتدین می گردند و به غیر از آن هم راضی نمی شوند.

بسیاری از اهالی مهاباد و به خصوص افراد برجسته و صاحب نام شهر و حتی بسیاری از همراهان قدیمی قاضی ها با ارسال تلگراف و نامه های بی شمار خواهان اعدام قاضی های مرتد بودند. شمار زیاد نامه ها و امضا کنندگان و نیز موقعیت اجتماعی و اقتصادی خاص آنان به عنوان افراد صاحب نفوذ اعم از روحانیون ، کاسب ها ، رؤسای عشایر و… انتهای تنفر عمومی و اعلام انزجار تمام طبقات جامعه نسبت به اعمال قاضی مرتد و اطرافیانش ، جنایات و بی ناموسی های آنان ، کمونیسم و پیامدهای اخلاقی و دیکتاتوری آن و… را نشان می دهد. در این نامه ها اصطلاحاتی چون:

« باعث ریختن خون جوانان ما ، ملت را دچار بدبختی نموده ، جباران میهن فروش و خائن …دار و ندار ملت را از دستمان گرفته استدعا می نماییم این… درنده جانی را در پیش چشم ما مظلومان ستمدیده تنبیه مجازات نمایید که جراحات ما ملت مظلوم التیام پذیرد… جوانان ما که خون آن ها به نا حق ریخته… انتظار تسکین است. تعدی به جان و مال و… مردم برای این که این عمل بار دیگر در تاریخ ایران تکرار نشود و استدعا و تقاضای مجازات و اعدام خائنین را خواستار… از آذر ماه ۱۳۲۴ به منتهای زجر و شکنجه گرفتار و روز و شب در دست یک مشت خائنین بی وطن… ریشه فساد به کلی از این سامان قطع شده… » به کرات به کار برده شده و خواهان اعدام قاضی ها به عنوان مسببین تمامی بدبختی هایشان می شوند. البته خانواده قاضی ها هم بیکار ننشسته و به ارسال تلگراف و عریضه برای نخست وزیر یعنی قوام السلطنه تلاشی را برای خنثی کردن سیل درخواست های مخالفین قاضی مبنی بر اعدام آن ها آغاز کردند. هر چند این درخواست ها به جایی نرسید.[۱]

بیشتر بخوانیددرخواست مردم مسلمان کردستان مبنی بر اعدام قاضی محمد مرتد در جلو چشم هایشان تا…

غرب سکولار است یا مسیحی؟

 

غرب سکولار است یا مسیحی؟

ارائه دهنده: سید محمد زکی حسینی

غرب سکولار است یا مسیحی؟ این سوالی است که خیلی ها آن را تکرار می کنند و نگاه پژوهشگران در مورد جواب درست این سوال متفاوت است. برای مثال بسیاری بر این عقیده اند که غرب سکولار است. دلایل این ادعا هم بسیار است. برخی ازاین دلایل به تاریخ اروپا و ریشه ی یونانی ـ رومی آن برمی گردد که در واقع خواستگاه طبیعی سکولاریسم به شمار می رود زیرا دیانت یونان و پس از آن دین رم باستان نوعی دیانت وثنی بت پرستانه بود و نوع تفکر حاکم بر عقل انسان اروپایی در آن زمان این بود که خداوند بدون تردید نوعی انسان فوق العاده (super man) است و انتقال از مرتبه ی بشری به مقام خدایی و همینگونه برعکس، نزول از مقام خدایی به مرتبه ی انسانی در افسانه های مذهبی آنها امری عادی و طبیعی است. کما اینکه کشمکش میان خدایان و بازی بشر در عرصه ی این اختلافات “میان خدایی!” بسیار در اساطیر آنها رخ داده است.

برای نمونه: آنها چنین گمان می برند که خدایی که تصمیم گرفت بشر را در طوفان غرق کند غیر از آن خدایی است که طوفان را متوقف کرد، بلکه این انسان ها بودند که از خدایی دیگر کمک خواستند و او نیز طوفان را متوقف کرد. همچنین طبیعت غالب در دین یونان و رم سرگرمی و بازی بود و حتی مراسم عبادی آنان در واقع مظهری از مظاهر بازی و تفریح بود. که از آن جمله می توان به بازی های المپیک اشاره کرد که از مراسم پرستش خدایان کوه آلپ بود.

این جنبه ی تاریخی قضیه است. اما از جانب تاریخی تمام اروپا و حتی آمریکا و اسرائیل که از حد بالایی از احترام به دین برخوردارند، بر این متفقند که باید دین را از هرگونه قضیه ی این جهانی در اقتصاد و جامعه و نظام های زندگی دو رنگه داشت. کما اینکه بسیاری از مسائلی را که حتی بر اساس کتب تحریف شده ی آنها همچنان حرام باقی مانده است، با جرات انجام می دهند و اقدام به تشریع قوانینی می نمایند که بسیاری از این گناهان از جمله زنا و انحراف جنسی را قانونی می کند.

علاوه بر اینها می شود به امواج صریح الحاد در سینمای اروپا و آمریکا اشاره کرد که در آن با گستاخی تمام نسبت به ذات الهی بی ادبی می شود و حتی مسخره و استهزای عیسی مسیح که به زعم آنان خدا و یا فرزند خداست و در برابر این هجوم الحادی نیز معمولا مسلمانان قد علم می کنند، اما خود “مسیحی ها” برای تماشای این محصولاات سینمایی پول هم می دهند!

بیشتر بخوانیدغرب سکولار است یا مسیحی؟

ترکیب فکری مسلحین مخالف حکومت مرکزی سوریه و سرانجام هریک از آنها

ترکیب فکری مسلحین مخالف حکومت مرکزی سوریه و سرانجام هریک از آنها

ارائه دهنده: ابوعبدالله البلوشی

🌿بعد از اینکه اعتاراضات مردمی در سوریه آغاز گشته و جنگ مسلحانه شروع شد ؛ از هر صنف و فکری به آنجا هجرت کردند، لذا در شام تلاقی افکار رخ داد و تصادم بین تئوری ها و مدارس پیش آمد ! اخوانی و سروری و مدخلی و جامی و سلفی جهادی (نجدی و غیر نجدی) و سلفی علمی و حتی علمانی ها و وطن‌پرست‌ها همه و همه با هم دیدار کرده و به هم برخورد کردند.

🔸جماعاتی حاوی نهج سلفیت جامی بودند و برخی نیز همچون احرارالشام و عبدالله المحیسنی و امثالشان سلفیت سروری، و احزابی نیز همچون جیش الإسلام (فصيل علوش) سلفی مدخلی بودند، گروه هایی نیز همچون فیلق الشام اخوانی تشریف داشتند ! جیش الحر و بسیاری از کتائبش نیز سکولاریست و دمکرات بودند و علنا وطن و حدود خود را می پرستیدند و تماما بر روی تربیت نظام بعثی رشد یافته بودند‌.

🔸در این میان جماعات و دسته هایی نیز سلفی علمی بودند، نفراتی همچون عبدالرزاق المهدی که فقط سلفی علمی بودند، یعنی فقط در مطالعه و درس و علم سلفیت را می شناختند، ولی در تعامل با مفاهیم جهاد و توحید و تطبیق شریعت و طاغوت و جند طواغیت و اعاده‌ی خلافت راشدة و .. چیزی از سلفیت نمی شناختند و بویی نیز از آن نبرده بودند.

🔹اطرافی نیز سلفی جهادی بودند لکن با اختلافات یسیر در تاصیل، در شروع کار و ابتدای مسیر شامی هیچ اختلافی بین این اطراف دیده نمی شد ولی با مرور زمان و گستره‌ی تطبیق در واقع اختلافات بسیار گشت و تفاوت بین این اطراف نیز به وضوح دیده شد و کشتار آشکاری در میان شان به وقوع پیوست.

🌿در ساحه‌ی شام تمامی این افکار و مدارس و مناهج از یک طرف، و تلاش طواغیت شرق و غرب و دسیسه ها و مکر و حیله هایشان نیز از طرف دیگر با هم مقابله می کردند ! طواغیت سکولار و حکام دست نشانده طبق سنت همیشگی خود در پی اختراق و خرید جماعات بودند و هر یک از این جناح ها را به طوری مایل به خود و یا مشغول ساختند تا بلکه آرامش صهیونیستهای سکولار در اسرائیل به هم نخورد !

🌿طواغیت با مکر شبانه روزی خود در صدد متوقف ساختن شعله های جهاد شام بودند لذا از هیچ سعی و تلاشی در راستای حذف جماعات و منحرف ساختن آنان دریغ نکردند بلکه میلیاردها دلار از اموال خود صرف نمودند تا موج جهاد به مرز اسرائیل نرسد و بلکه تمام نوکران خود از بین طواغیت خلیج و منطقه را نیز به کار بستند تا هر برنامه و دسیسه ای که دارند علیه این جماعات به کار گیرند !

🌿آنها جماعت های اخوانی و سروری و مدخلی و جامی را فقط به خاطر اینکه طواغیت را مسلمان می دانستند ، جذب کرده و سپس فریب داده و از طواغیت خلیج و منطقه برای آنها ولیّ نعمت ساختند و آنها را مدیون حمایت های پناهندگی و کمک های مالی و استخباراتی کردند و با نشاندن آنها در سفره‌ی حکامِ منطقه آنها را نمک‌گیر و ممنون همین طواغیت نمودند !

بیشتر بخوانیدترکیب فکری مسلحین مخالف حکومت مرکزی سوریه و سرانجام هریک از آنها

حمله ی مزدوران حزب کارگران اوجالانpkk تحت حمایت آمریکا به متحصنین بازار منبج سوریه

حمله ی مزدوران حزب کارگران اوجالانpkk تحت حمایت آمریکا به متحصنین بازار منبج سوریه

ارائه دهنده: شیرکو بانه ای

شبه‌نظامیان مزدوران حزب کارگران اوجالانpkk با همراهی نیروهای آمریکایی به بازاریان در تحصن شهر منبج حمله کرده و با شکستن درب مغازه‌ها آنها را مجبور به پایان دادن به تحصن کردند.اهالی و بازاریان شهر منبج در پاسخ به سربازگیری اجباری مزدوران حزب کارگران اوجالانpkk از جوانان، همواره دست به تظاهرات و تحصن زده‌اند. طی این یورش همچنین نیروهایی از قبایل محلی وابسته به مزدوران حزب کارگران اوجالانpkk بازاریان را تهدید به بازداشت کردند. مزدوران حزب کارگران اوجالانpkk برای جبران کمبود نیروهای خود همواره در شهرهای اشغال شده عرب دست به سربازگیری اجباری از مردان ۱۸ تا ۳۰ ساله از جمله در منبج، رقه و الطبقه می‌زند.

درس های مقدماتی/ درس چهارم: اسلام چیست و مسلمان کیست؟

 

درس های مقدماتی/ درس  چهارم: اسلام چیست و مسلمان کیست؟

بسم الله و الحمدلله

«به راستی حمد و سپاس تنها لایق خداست او را شکر می‌گوییم و از او درخواست کمک و آمرزش می‌کنیم، و پناه می‌بریم به خدا از شرور نفس هایمان و از بدی های اعمالمان، هر کس که خدا او را هدایت کند هیچ کس نمی‌تواند او را گمراه کند و هر کس که خداوند او را گمراه نماید هیچ کس نمی‌تواند او را هدایت دهد و شهادت می‌دهم که هیچ اله بر حقی به جز الله نیست که تنها و بی‌شریک است، و شهادت می‌دهم که محمد بنده و فرستاده ی اوست».

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید آنچنان که شایسته است، از خدا بترسید و نمیرید مگر آن که مسلمان باشید».
«ای مردمان از (خشم) پروردگارتان بپرهیزید، پروردگاری که شما را از یک انسان بیافرید و (سپس) همسرش را از نوع او آفرید و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت. و از (خشم) خدایی بپرهیزید که همدیگر را بدو سوگند می‌دهید، و بپرهیزید از این که پیوند خویشاوندی را گسیخته دارید زیرا بی گمان خداوند مراقب شماست».

«ای مؤمنان از خدا بترسید و سخن حق و درست بگویید. در نتیجه خدا (توفیق خیرتان می‌دهد و) اعمالتان را شایسته می گرداند و گناهانتان را می‌بخشاید. اصلاً هر کس از خدا و پیامبرش فرمانبرداری کند، قطعاً به پیروزی و کامیابی بزرگی دست می‌یابد».

اما بعد: راست ترین سخن، کتاب خدا و بهترین روش، روش محمد صلی الله علیه و سلم است، و بدترین امور نوآوری در دین است، و هر تازه پیدا شد‌ه ای در دین، بدعت؛ و هر بدعتی گمراهی و هر گمراهی در آتش است.

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

برادران و خواهرانی که سه درس گذشته را دنبال کرده اند و می دانند دین یعنی چه؟ و مفاهیم و معانی چهار گانه ی آن را یاد گرفتند، و علاوه بر آن، شناخت درستی از مسأله ی جاهلیت و بخصوص امر مهم کفر به طاغوت دارند، درک درس امروز برایشان بسیار سهل و آسان خواهد بود.

در همین ابتدای امر باید این نکته را خدمت برادران و خواهران مسلمان یاد آوری کنم همچنانکه در درس اول اشاره کردیم، در نگرش قرآن دو دین بیشتر وجود ندارد: یا دین اسلام یا دین مشرکین، و الله متعال هر جا اسم مشرکین را در کلام خود آورده، منظورش کفار غیر اهل کتاب هستند. یعنی به زبان ساده تر و امروزین، ما دو دین بیشتر نداریم، یا دین اسلام است (با شریعتهای مختلف آن) یا دین سکولاریسم ( آن هم با صدها مذهب و فرقه ی مختلف).

در این صورت، به کار بردن ادیان آسمانی نمی تواند کار درستی باشد، بلکه در نگرش قرآن تنها یک دین آسمانی داریم و تمام پیامبران، برای تبلیغ و رساندن یک دین آمده اند که آنهم «اسلام» است؛ که الله متعال به تأکید می فرمایند:”إنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام” و “وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَالْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ”.

اصول مشترک و ثابتی که تمام پیامبران، در دعوت مردم به این دین واحد، از آن پیروی می کردند،  دو اصل ساده اما مهم بیشتر نبوده، که هر کسی تسلیم این دو اصل، از کانال پیامبر همان دوره می شده، در دایره ی دین اسلام قرار می گرفته است. الله متعال در مورد این دواصل مشترک می فرمایند:

بیشتر بخوانیددرس های مقدماتی/ درس چهارم: اسلام چیست و مسلمان کیست؟

درس های مقدماتی/ درس سوم: شناخت طاغوت، اولین قدم در تکمیل عقیده

درس های مقدماتی/ درس سوم: شناخت طاغوت، اولین قدم در تکمیل عقیده 

 

بسم الله و الحمدلله

«به راستی حمد و سپاس تنها لایق خداست او را شکر می‌گوییم و از او درخواست کمک و آمرزش می‌کنیم، و پناه می‌بریم به خدا از شرور نفس هایمان و از بدی های اعمالمان، هر کس که خدا او را هدایت کند هیچ کس نمی‌تواند او را گمراه کند و هر کس که خداوند او را گمراه نماید هیچ کس نمی‌تواند او را هدایت دهد و شهادت می‌دهم که هیچ اله بر حقی به جز الله نیست که تنها و بی‌شریک است، و شهادت می‌دهم که محمد بنده و فرستاده ی اوست».

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید آنچنان که شایسته است، از خدا بترسید و نمیرید مگر آن که مسلمان باشید».
«ای مردمان از (خشم) پروردگارتان بپرهیزید، پروردگاری که شما را از یک انسان بیافرید و (سپس) همسرش را از نوع او آفرید و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت. و از (خشم) خدایی بپرهیزید که همدیگر را بدو سوگند می‌دهید، و بپرهیزید از این که پیوند خویشاوندی را گسیخته دارید زیرا بی گمان خداوند مراقب شماست».

«ای مؤمنان از خدا بترسید و سخن حق و درست بگویید. در نتیجه خدا (توفیق خیرتان می‌دهد و) اعمالتان را شایسته می گرداند و گناهانتان را می‌بخشاید. اصلاً هر کس از خدا و پیامبرش فرمانبرداری کند، قطعاً به پیروزی و کامیابی بزرگی دست می‌یابد».

اما بعد: راست ترین سخن، کتاب خدا و بهترین روش، روش محمد صلی الله علیه و سلم است، و بدترین امور نوآوری در دین است، و هر تازه پیدا شد‌ه ای در دین، بدعت؛ و هر بدعتی گمراهی و هر گمراهی در آتش است.

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

الله متعال راز بعثت تمام فرستاده هایش را در میان تمام امتها اینگونه بیان می کند:

  • وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ۖ (نحل/۳۶)و در ميان هر امّتى پيامبرى را برانگيختيم كه الله را عبادت کنید و از طاغوت دورى کنید.

و در مورد کسانی که این دستورش را انجام میدهند می فرماید:

  • فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ(بقره/۲۵۶) کسی که به طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره ی محکمی چنگ زده است، که گسستن و پاره شدن برای آن نیست.

پس، تمام پیامبران در طول تاریخ برای این آمده اند که ابتدا به انسانها یاد بدهند که از طاغوت دوری کنند و کفر به طاغوت کنند، و به دنبال این امر مهم، عبادتهایشان رابه الله اختصاص دهند؛ و می دانیم عبادت،هم تمام امور زندگی انسان اعم از کار کردن، اقامه ی نماز، جهاد کردن، صدقه دادن، کسب علم و … و حتی شیوه ی مردن را نیز در بر می گیرد. به همین دلیل است که الله متعال امر می کند که:قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ* لَا شَرِيكَ لَهُ ۖ وَبِذَٰلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ (انعام/۱۶۲-۱۶۳) بگو در حقيقت نماز من و [ساير] عبادات من و زندگى و مرگ من براى خدا پروردگار جهانيان است. او را (در این کار) شريكى نيست و بر اين [كار] دستور يافته‏ ام و من نخستين مسلمانم.

بیشتر بخوانیددرس های مقدماتی/ درس سوم: شناخت طاغوت، اولین قدم در تکمیل عقیده

شناخت جاهلیت نوین دین سکولاریسم،یک ضرورت جهت حفظ ایمان و جهاد، و پرهیز از شرک

درسهای مقدماتی/ درس دوم:

شناخت جاهلیت نوین دین سکولاریسم،یک ضرورت جهت حفظ ایمان و جهاد، و پرهیز از شرک

بسم الله و الحمدلله
«به راستی حمد و سپاس تنها لایق خداست او را شکر می‌گوییم و از او درخواست کمک و آمرزش می‌کنیم، و پناه می‌بریم به خدا از شرور نفسهایمان واز بدیهای اعمالمان، هر کس که خدا او را هدایت کند هیچ کس نمی‌تواند او را گمراه کند و هر کس که خداوند او را گمراه نماید هیچ کس نمی‌تواند او را هدایت دهد و شهادت می‌دهم که هیچ اله بر حقی به جز الله نیست که تنها و بی‌شریک است، و شهادت می‌دهم که محمد بنده و فرستاده ی اوست».
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید آنچنان که شایسته است،از خدا بترسید و نمیرید مگر آنکه مسلمان باشید».
«ای مردماناز (خشم) پروردگارتان بپرهیزید، پروردگاری که شما رااز یک انسان بیافرید و (سپس) همسرش را از نوع او آفرید و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت. و از (خشم) خدایی بپرهیزید که همدیگر را بدو سوگند می‌دهید، و بپرهیزید از اینکه پیوند خویشاوندی را گسیخته دارید زیرا بیگمان خداوند مراقب شماست».
«ای مؤمنان از خدا بترسید و سخن حق و درست بگویید. در نتیجه خدا (توفیق خیرتان می‌دهد و) اعمالتان را شایسته می گرداند و گناهانتان را می‌بخشاید. اصلاً هر کس از خدا و پیامبرش فرمانبرداری کند، قطعاً به پیروزی و کامیابی بزرگی دست می‌یابد».

اما بعد: راستترین سخن، کتاب خدا و بهترین روش، روش محمد صلی الله علیه و سلم است، و بدترین امور نوآوری در دین است، و هر تازه پیدا شد‌ه ای در دین، بدعت؛ و هر بدعتی گمراهی و هر گمراهی در آتش است.[۱]

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

درس امروز ما، در مورد: شناخت جاهلیت نوین دین سکولاریسم، به عنوان یک ضرورت جهت حفظ ایمان و جهاد و پرهیز از شرک است.

مسلم و بخاری از حذیفه رضی الله عنه نقل کرده اند که می‌ گوید: «مردم از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد خیر و خوبی می‌پرسیدند اما من  در مورد شرّ و بدی؛ چون می‌ترسیدم که مبادا گرفتار آن شوم».

در این صورت، تنها شناسایی خیر و حق کافی نیست. چون، اگر تنها خیر و خوبی را بشناسیم ممکن است گرفتار بدی و شر شویم و ندانیم این کاری که دچارش شده ایم شر و بدی است. مثل اکثر مسلمان زاده هایی که دچار جاهلیت و آفات دین سکولاریسم شده اند اما از حقیقت آن بی خبر هستند.

بر این اساس است که عمربن خطاب می گوید: «زنجیر اسلام حلقه حلقه گسسته می‌شود (پاره می شود،) چه وقت؟ هرگاه در اسلام کسانی رشد و به وجودبیایند که جاهلیت را نمی‌شناسند».

صحابه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم خیر و شر را کاملاً می شناختند چون در آن (شر) پرورش یافته بودند و قاطعانه خیر را دوست داشتند و از شر بیزار بودند. چون زیبایی و خوبی ایمان و عمل صالح و زشتی و پلیدی کفر و گناهان را می دانستند. به همین دلیل بود که ایمان آنها و فهم و درایت آنها از کسانی که پس از آن ها آمدند قوی تر و باصلابت تر و محکم تر بود و کسانی چون سمیه، خدیجه، مصعب، بلال و … از چنان جاهلیتی ظهور کردند و به چنان درجه ای از قدرت ایمان، صلابت و استقامت رسیدند.

 در زمانهای بعد هم، کسانی که جاهلیت را خوب فهمیدند، از کسانی که قبلاً از پدر و مادری مسلمان به دنیا آمدند و جاهلیت را نشناختند اسلام را هم بهتر فهمیدند، و در راه ایمان و جهاد، مسیرشان به صحابه نزدیکتر بوده، در این صورت، زمانی که یک مسلمان می گوید «لا اله» و کفر به طاغوت می کند، باید قبل از گفتن «الا الله» و گردن نهادن به دستورات و قانون شریعت الله، شناخت صحیحی از «لا اله» و کفر به طاغوت و جاهلیت داشته باشد.

بیشتر بخوانیدشناخت جاهلیت نوین دین سکولاریسم،یک ضرورت جهت حفظ ایمان و جهاد، و پرهیز از شرک

حکومت سکولار ترکیه وچشم بندی مسلمین در حوادث اخیر فلسیطن

حکومت سکولار ترکیه وچشم بندی مسلمین در حوادث اخیر فلسیطن

به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

ما در داخل سرزمینهای خودمان شاهد طیف خاصی از دارودسته ی منافقین ( سکولار زده ها) هستیم که حکومت سکولار ترکیه به عنوان یکی از بازوهای اصلی ناتو در سرزمینهای مسلمان نشین است را به عنوان الگو به مسلمین معرفی می کنند .

بر کسی پوشیده نیست که حکومت سکولار ترکیه به عنوان عضو ارتش کفار ناتو تا به حال دستش به خود هزاران زن و بچه و پیرو جوان و مجاهد اهل سنت آلوده شده است . نمونه ی های صومالی و لیبی و افغانستان و عراق و سوریه نمونه های زنده ای هستند که بر کسی پوشیده نیست .

این حکومت سکولار و جنایتکار «عملا» در مسیر منافع کفار سکولار جهانی و قتل عام اهل سنت حرکت می کند اما «با زبان» بازی های خیمه شب بازی و نمایشهای دروغینی را نشان می دهد تا این «اعمال» جنایتکارانه اش را لاپوشانی کند و با عوام فریبی و حیله و مکر نقشه های کثیف کفار را به پیش ببرد .

به عنوان مثال در مورد فلسطین:

  • در هنگام حمله ی هوائی و زمینی ارتش سکولار صهیونیستها به مردم اهل سنت غزه حکومت سکولار ترکیه تمام بنزین هواپیماهای آنها را تأمین می کند اما در یک نمایش مضحک تبلیغاتی جلسه ی صحبت کردن با نخست وزیر رژیم صهیونیستی را ترک می کند
  • در هنگام آتش گرفتن جنگلهای رژیم صهیونیستی حکومت سکولار ترکیه هلیکوپتر و هواپیماهای خاموش کردن آتش برایش روانه می کند.
  • حکومت سکولار ترکیه یکی از شرکای اصلی تجاری حکومت سکولار صهیونیستها در فلسطین است .
  • حکومت سکولار ترکیه با حکومت سکولار صهیونیستها پیمان امنیتی بسته است. بر اساس این پیمان امنیت حکومت سکولار صهیونیستها مساویست با امنیت حکومت سکولار ترکیه به همین دلیل می بینیم که خواهر مهاجر و مسلمان ما را در ترکیه دستگیر نموده و تحویل صهیونیستها می دهند .
  • در روزهای اخیر هم در حالی که صدها مسلمان توسط ارتش سکولار صهیونیستها به دلیل انتقال پایتخت آمریکا به قدس کشته شده اند و هزاران نفر هم زخمی گشته اند، حکومت سکولار ترکیه استقلال و ۷۰ سالگی دولت اسرائیل را جشن می گیرد، اما برای عوام فریبی و زمینه سازی برای انتخاباتی که نزدیک است عربده می کشند که :دولت تروریستی اسرائیل و حامی‌اش آمریکا باید هرچه زودتر قدس را ترک کنند !

اردوغان و سایر دروغ گویان حقه باز مگر خیال می کنند مسلمین نمی دانند که پایگاه اصلی آمریکا در انجرلیک و در خاک ترکیه است که هزاران مسلمان اهل سنت را تا به حال در سوریه و عراق قتل عام کرده است؟

اگر حکومت سکولار ترکیه  که از متحدین اصلی کفار ناتو و آمریکا در منطقه است قصد دارد در جنگی روانی و نرم از طرق تبلیغات دروغین و منافقین محلی دست به عوام فریبی بزند و اهل سنت را انسانهائی ساده اندیش و … فرض کرده است، چرا نخبگان اهل سنت در اقدامی «عملی» در برابر این جنگ کثیف آنها واکنشی مناسب نشان نمی دهند؟ تا کی قرار است با عقل و شعور اهل سنت توسط این جنایتکاران سکولار بازی شود؟ تا کی قرار است این جنایتکاران در پوشش این دروغها به قتل عام و کشت و کشتار اهل سنت بپردازند؟ آیا وقت آن نرسیده است که اهل سنت به تمام سکولاریستها بگوید: بس است .