تاریخ و چیستی جنبش‌ ببرهای تامیل ؛ چرایی حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک ) و درسهایی که از آن باید آموخت ( ۱ )

pkk.kafer

تاریخ و چیستی جنبش‌ ببرهای تامیل ؛ چرایی حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک ) و درسهایی که از آن باید آموخت  ( ۱ )

 

ارائه دهنده :  ابوسلیمان هورامی

 

پایان چریک‌های موسوم به ببرهای تامیل (ایلم) در سریلانکا را نباید رویدادی خارج از چارچوبه تحولات جهانی  سکولاریستهای ویرانگر به حساب آورد. در دنیای سکولاریستی  که مسیر و مدار امور به سمتی هدایت می‌شود که فرهنگ و اندیشه‌های سکولار – لیبرالی غرب فراگیر شود، از خرده فرهنگ‌ها و به تبع آن اقوام مختلف، حمایتی جز حمایت‌های آرشیوی به روش مثلاً یونسکو به عمل آورده نمی‌شود. بدیهی است در دنیای سکولاریستی  که سمت و سوی آن از این قرار تعریف شده است که خرده فرهنگ‌ها و قومیت‌ها برای امواج فرهنگ  سکولاریستی جهانی جا باز کنند و خود به موزه‌ها و کتابخانه‌ها بروند، جنبشی قومی که برای کسب هویت ملی و استقلال سرزمینی می‌جنگد، اگر از درایت رهبران جنبش بیداری اسلامی برخوردار نباشد و نتواند پشتوانه ی مردمی ، مادی و نظامی هم فکرانش  در سراسر دنیا را به دست آورد  و واقعیت عینی  و عقیدتی ملتش را نادیده بگیرد ، به سرنوشت جنبش ببرهای تامیل دچار خواهد شد ؛ که زیر سنگین‌ترین و خشن‌ترین حمله‌های ارتش سریلانکا به کلی نابود شدند.

سازمان ملل به جای محکوم کردن حکومت ظالم واشغالگر جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا  در روش نادرستش در برخورد با قضیه ی ملیتها و آزادیهای عمومی و انسانی مورد ادعای خودش ، یکجانبه  به محکوم کردن« بخشی »از فعالیتهای چریکهای ملی گرای کمونیست  تامیل پرداخت . غرب که همواره به بهانه های مختلف در مسائل کشورهای جهان دخالت می کند، گویی که جرایم موجود در جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا که از طرف حکومت و احزاب فاشیستی سینهالی و تامیلی بر سر مردم بی پناه تامیل می آید ، برایش خط ناخوانایی است که سواد خواندنش را ندارد. هرچند که بهانه مداخله غربی ها در چین و هند، اقتصاد این کشورها و در افغانستان و پاکستان و عراق  وسومالی و…اتهام ارتباط داشتن با بیداری اسلامی و مجاهدین مخالف اشغالگران  سکولاریست با شعار مبارزه با تروریسم است، اما به نظر می رسد که هنوز هیچ نفعی در جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا وجود ندارد که توجه دولت های سکولاریست غربی را به خود معطوف کند و به بهانه ی آن هم که شده از قتل و عام هزاران تامیلی به دست حکومت مرکزی و چریکهای مسلح از یکطرف و کشت و کشتار مسلمانان تامیل توسط چریکهای تامیل سخنی به میان آورند.

اگر چه با وجود برقراری دموکراسی  سکولاریستی از نوع سوسیالیستی اش در جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا ، از زمان به استقلال رسیدن آن در سال ۱۹۴۸ ، این کشورآسیای جنوبی حتی یک کودتای نظامی به خود ندیده است، اما این دموکراسی سکولاریستی ، همچنان در حال دست و پنجه نرم کردن با چالشی بزرگ به نام تعصبات قومی و نژادی و فشار چند جانبه ی مذهبی به مسلمانان است.

۱۵ درصد جمعیت سریلانکا را اقلیت تامیل تشکیل می دهد که سالهاست قربانی نسل کشی در این سرزمین هستند و حتی موج تنش های جنگی که ۷۰۰ هزار کشته در یک چهارم قرن بر جای گذاشته به حدی رسیده که به  می رود به ۶۰ میلیونتامیل ساکن هندوستان هم سرایت کند. سازمان ملل مي گويد در پنج ماه آخر جنگ داخلي جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا دست کم ۷۰۰۰ غيرنظامي کشته شدند. مرکز مطالعاتي گروه بحران بين المللي طي گزارشي اعلام کرد در مراحل نهايي جنگ داخلي سريلانکا دست کم ۳۰ هزار غير نظامي کشته شدند. گروه هاي حقوق بشر وابسته به سازمان ملل همچنين نيروهاي دولتي را متهم به محدود کردن دسترسي اقليت تاميل به دارو و مواد غذايي  در طول جنگ کردند!.شورشيان نيز متهم به سوء استفاده از مردم تاميل به عنوان سپر انساني شدند . اما صحبتی از نسل کشی مسلمانان تامیل توسط (هم زبانان و هم نژادهایشان) چریکهای ببرهای تامیل صحبتی به میان نیامد !

 در این سکوت بین المللی سکولاریستهای جهان نسبت به حملات حکومت علیه ببرهای تامیل  ، تنها جریانی که به صورت کلی و فراگیر از چریکهای ملی گرای کمونیست  ببرهای تامیل پشتیبانی کرد ، جریان  کمونیستی  و ملی گرای وابسته به اوجالان بود ند .  پژاک ،پ.ک.ک ،کنگره خلق کرد kgkو کنگره ملی کردها   knk رسما حملات حکومت سریلانکا را محکوم و در اروپا در تظاهرات تامیلها علیه دولت سریلانکا شرکت کردند .

البته این طرفداری کردهای طرفدار اوجالان هم ناخودآگاه و اتفاقی نبود ،بلکه پیوند این جریان  تامیلی کمونیستی ملی گرا با جریان کمونیستی و ملی گرای کردستانی موسوم به اوجالانیسم، ریشه ی عمیقی دارد .توضیح اینکه در کردستان ترکیه هم ،چیزی شبیه آنچه در سریلانکا رخ داد از جانب استعمارگران سکولاریست خارجی اتفاق افتاد و به همان شیوه  هم ،حزبی شبیه ببرهای تامیل  تحت عنوان حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک ) در بخشی از کردستان تحت حاکمیت سکولاریستهای ترکیه  کپیه برداری شد  .  به دلیل نقاط مشترک  مبارزاتی و نتیجه ای که این دو جریان داشتند ؛بر آن شدم جهت کسب تجربیاتی از مبارزات کنونی جهان  و واکنش سکولاریستهای جهانی در برابر جنبشهای قومی و آشنایی بیشتر با پ.ک.ک  ؛ جنبشی شبیه  پ.ک.ک ، و در بسیاری از موارد، قدرتمند تر از پ.ک.ک را برای مجاهدین فرقه ی ناجیه به تصویر بکشم .

در واقع با آنکه پ.ک.ک و رهبران التقاطی آن ، از اندیشه های کمونیستی  و ملی گرایانه ی آمیخته با اندیشه های سکولاریستهای لیبرال غربی ، خود را صاحب سیاست و برنامه ی مبارزاتی سیاسی مدرنی می دانند ، اما در واقع امر به دلیل نا کارامدی سیاستها و عدم تطابق آنها با وضع موجود کردهای مسلمان ، سیاستهایشان ناچیز و همان روحیه ی نظامیگری تامیلهای کمونیست ملی گرا بر آنها حاکم گشته و روز به روز در مسیر تنزل و نابودی و چنددستگی به سر می برند . در میان آنها تفرقه ایجاد شد و دسته هایی  مثل عثمان اوجالان  و..منشعب شدند  و خواستهایشان نیز از استقلال و کردستان بزرگ به کنفدرالیسم دمکراتیک تحت حاکمیت ترکهای سکولار و در چهارچوب ترکیه تنزل یافت و در مراحلی هم  با اجازه ی حکومت مرکزی ،موفق به ثبت دولتی  احزابی متمایل به خود جهت حضور در انتخابات موجود در ترکیه  گشتند و این هم یک مرحله دیگر از عقب نشینی و عدم تمایل عمومی به جنگهای مسلحانه اشان می باشد

.می بینیم که این سیر نزولی خواسته ها همچنان ادامه دارد تا به نقطه ای برسند که چریکهای چپ گرای ببرهای تامیل رسیدند . در مورد خودسوزیهای انتحاری که چریکهای پ.ک.ک انجام می دهند، باید نمونه اش را در عملیاتهای انتحاری تامیلها یافت . با این تفاوت که آنها جهت نابودی دشمنانشان از این روش استفاده می کردند اما طرفداران پ.ک.ک  اکثرا جهت نابودی خودشان و کسب ترحم سکولاریستهای غربی اینکار را انجام می دهند .( اینگونه عملیاتهای انتحاری را هرگز نمی توان با عملیاتهای شهادت طلبانه ی مسلمین قابل مقایسه دانست ) . در ادامه از دوستان مجاهدم می خواهم که به دقت این مختصر از آغاز و پایان  مبارزات چریکهای ببرهای تامیل را مورد مطالعه قرار دهند و نکات عمومی و قواعدی که به اصول عمومی انقلاب و جنگ مربوط  می شوند را در مورد این نهضت و نهضتهای مشابه، مورد تجزیه وتحلیل و کنکاش عملی و سودمند قرار دهند …..

 ببرهای آزادی‌خواه تامیل ایلم (به تامیلی: தமிழீழ விடுதலைப் புலிகள்)، معروف به ببرهای تامیل، یک گروه نظامی سکولاریست کمونیست استقلال‌طلب در سریلانکا  بود.  این گروه در مه سال ۱۹۷۶ پایه‌گذاشته شد و به مرور زمان با پنها ن کردن عقاید ماتریالیستی کمونیستی خود از عوام و برجسته کردن ستم ملی ،وجود  فقر و بیکاری و ستم جنسیتی که بر زنان میرفت ،  تبدیل به یک جنبش خشن جدایی‌طلب برای ایجاد یک ایالات مستقل در شمال و شرق جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا شد. ببرهای تامیل سال‌ها برای استقلال خود جنگیدند و در این راه افراد بسیاری هم کشته شدند. آن‌ها بعد از۳۶ سال نبرد نظامی سرانجام تسلیم دولت شدند و سلاح‌های خود را بر زمین گذاشت. پایگاه اینترنتی ببرهای تامیل (ال تی تی ئی)، یکسویه اعلام آتش بس کرد و علت آن را جلوگیری از صدمات بیشتر به غیرنظامیان ذکر نمود.

آن‌ها در بیانیه اینترنتی خود گفتند:

            « غیرنظامیان تامیلی قربانی بمباران، بیماری و گرسنگی می‌شوند. راه دیگری پیش روی ما نیست، جز اینکه سلاح‌هایمان را زمین بگذاریم. »        

و در پایان نیز روز دوشنبه، ۱۸ مه ۲۰۰۹ (۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۸)، تلویزیون دولتی جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا ا به نقل از منابع نظامی این کشور گزارش کرد که مقاومت شورشیان مسلح تامیل که در محاصره نیروهای دولتی بودند به طور کامل در هم شکسته و ولوپیلای پرابهاکاران، رهبر سازمان ببرهای آزادیبخش تامیل ایلم، در جریان این نبرد نهایی کشته شده است.

جنبش ببرهای تامیل از زمان استقلال جزیره سیلان که بعدها جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا  نام گرفت  به وجود آمد . تامیل‌ها ۱۰ درصد جمعیت ۲۱ میلیون نفری سریلانکا هستند و عمدتاً در شمال جزیره به سر می‌برند. آنها پیرو آیین هندو هستند، اما سینهالی‌ها که اکثریت و دولت را در اختیار دارند، بودایی هستند. ۹۰ درصد جمعيت ۲۱ ميليوني سريلانكا با سواد هستند. سينهالايي (۸/۷۳)، تاميلي هندي (۶/۴)، تاميلي سريلانكايي (۹/۳) و سريلانكايي مور (۲/۷) اقوام اصلي اين كشور را تشكيل مي‌دهند كه ۷۰ درصد (سينهالايي) پيرو بودا مي‌باشند و ۶/۷ درصد (تاميل و مور) مسلمانند، هفت درصد هم (تاميل) پيرو آيين هندو و ۲/۶ درصد ديگر نيز مسيحي‌اند.

بوديسم مذهب رسمي جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا است و در جاي جاي شهر كلمبو معابد بودا به چشم مي‌خورد. به دليل جامعه سوسياليستي، مردم سريلانكا بيشتر از وسايل حمل و نقل عمومي از جمله اتوبوس استفاده مي‌كنند. جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا  از قرن ۱۹ ميلادي تا زمان استقلال در چهارم فوريه ۱۹۴۸ از جمله مستعمرات انگليس بوده است.  ۲۲ درصد از مردم اين كشور زير خط فقر زندگي مي‌كنند و نرخ بيكاري در اين كشور نيز ۲/۵ درصد است. زبان‌ سينهالي زبان رسمي اين كشور است ولي مردم به زبان‌هاي تاميلي و انگليسي نيز صحبت مي‌كنند. زبان تاميلي كه تاميل‌ها و مسلمانان به آن تكلم مي‌كنند از زبان‌هاي كهن جهان است. قدمت تاریخ ببرهای تامیل در شمال و شیرها (سینگهالسان) در جنوب به پیش از تاریخ مسیح بازمی‌گردد. برای مدت مدیدی این اقوام با مسالمت در کنار یکدیگر زندگی می‌کردند، تا زمانی که منطقه به تسخیر اروپاییان درآمده و مناطق مسکونی این دو قوم به مستعمره‌های جداگانه‌ی پرتغالی‌ها و هلندی‌ها تبدیل گردیدند. هنگامی که سریلانکا مستعمره‌ی واحد بریتانیا شد، این دو منطقه نیز به یکدیگر ملحق شدند، اما از همان زمان سیاست “تفرقه بیانداز و حکومت کن” نیز برقرار گشت.

پس از اعلام استقلال سریلانکا از استعمار بریتانیا در سال ۱۹۴۸، تامیلی‌ها همواره خواستار استقلال قومی و منطقه‌ای خود بودند. اما در ازای استقلال، در سال ۱۹۵۶ قانونی وضع شد که طبق آن ورود دانشجویان تامیلی به دانشگاه‌ها سهمیه بندی شده و کسب مناصب سیاسی برای آنان ممنوع شد. . در سال های ١٩٥٠ و ١٩٦٠ حکومت های سینگالی انواع سیاست های تبعیض گرانه از جمله در مورد زبان ( دقیقا همان کاری که ترکهای سکولاریست علیه زبان کردها در ترکیه کردند ) را در مورد تامیل ها به کار بستند. مطالبات فدرالی تامیل ها بی پاسخ مانده و آنان به جدایی طلبی کشیده شدند. در سال ١٩٧٥، شهردار جافنا به دست یک رزمنده ٢٠ ساله بنام ولوپیلائی پرابهاکاران ، پایه گذار « ببرهای تامیل» کشته شد. گروه های مسلح تامیل در هندوستان آموزش دیدند. دولت دهلی در صدد بود که حکومت کولومبو تاوان سیاست طرفداری از آمریکا را بپردازد. در ژوئیه ١٩٨٣ کشمکش به اوج خود رسید: در واکنشی به یک حمله ی غافلگیرانه ببرهای تامیل، افراطیون سینگالی دست به کشتار دسته جمعی زدند. هزاران تامیل به پارتیزان ها پیوستند. از هر دو سو، کشتار غیرنظامی ها تشدید یافت، در حالی که در اردوگاه تامیل ها، ببرهای تامیل همه رقبا را قتل عام کردند و اجازه ی فعالیت به دیگر گروههای تامیلی را ندادند و یکه تاز میدان مبارزه !!! و دفاع از مردم تامیل !!!! شدند.( اقدامات اولیه ی پ.ک.ک در حذف دیگر گروهها و یکه تاز شدنش در کردستان ترکیه و جنگهای ناکامش با حزب دمکرات کردستان عراق و اتحادیه میهنی کردستان و حزب الله کردستان ترکیه  و…  مد نظر گرفته شود )

در ١٩٨٧ کشمکش بین المللی گردید. در حالی که دولت هند با نخست وزیری رجیو گاندی بارها اقدام به میانجیگری نمود(٣)، دولت کولومبو برای تشدید سرکوب یک قیام چپ افراطی سینگالی در جنوب با استقرار « نیروی نظامی هندی برای استقرار صلح » ( IPKF) موافقت کرد. بر خلاف دیگر گروه های تامیل ،« ببرها» از تسلیم شدن به هندی ها امتناع ورزیده و با حامیان پیشین خود به جنگ پرداختند. در ٢١ مه ١٩٩١ رجیو گاندی به دست ببرهای تامیل کشته شد. « نیروهای استقرار صلح هندی» به ستوه آمده و در ١٩٩٠ عقب نشینی کرده بودند. از آن هنگام ، جنگ پارتیزانی بین « ببرهای تامیل» و ارتش ( سری لانکا)تا سال ۲۰۰۳ بیش از  ٦٠ هزار کشته و ١١ هزار ناپدید بر جای گذاشت. وتلاش های نادر برای گفتگو با شکست مواجه شد.

از سال ۱۹۷۹ تامیلی‌ها علاوه بر هدف استقلال، تحت نفوذ ایده‌های مارکسیستی، اهداف دیگری را در راستای سیاست‌های سوسیالیستی و عدالتخواهانه مد نظر قرار دادند. تامیل‌ها چون سهمی از قدرت و اداره جزیره ندارند سر به طغیان برداشتند و از سی‌سال قبل شاخه نظامی آنها شکل گرفت که سودای خودمختاری قلمرو تامیل‌نشین را در سر داشت. در ۱۹۸۹ چریکهای ببرهای تامیل به عنوان حزبی سیاسی ثبت نام کردند ولی فعالیت چریکیهای تامیل در شمال شرق ادامه داشت .  وضعیت فعالیت این حزب رسمی از یکطرف و جریان مسلح آنرا در یکی از سالهای فعالیتش اینگونه به تصویر کشیده شده است :

روز ٢٧ نوامبر ٢٠٠٣ ، طبق رسم چند سال گذشته  ، باتیکا لوآ شهر تامیل واقع در ساحل شرقی سریلانکا، شاهد برگزاری بزرگداشت « روز قهرمانان» بود. این روز به تجلیل از خاطره ی ١٧٠٠٠ چریک « ببرهای آزادی بخش کشور(١) تامیل» ( LTTE) که در طی ۲۰ سال نبرد کشته شده بودند، اختصاص داشت. اما، بزرگداشت آن سالها حالتی  رسمی داشت : جدایی طلبان که اینک قانونی شده بودند، تمام شهر ها را با پرچم های « ببر های تامیل» آراسته و عکس های  رهبرشان و هزاران« شهید»!!! منطقه را در زیر چادری به نمایش گذارده بودند. ارتش سریلانکا در میان تزئیناتی که به افتخار دشمن اش برپا شده بود، به گشت زنی می پرداخت. هیچ تنشی احساس نمیشد. ….. حاکمیت « ببر ها » چه نظیر شهر کیلینوچچی کامل باشد و یا نسبی مانند جافینا، به هر حال تند و مؤثر است « دیده بان حقوق بشر» و عفو بین الملل، دو سازمان دفاع از حقوق انسانی، ببرها را متهم به سوء استفاده از آتش بس جهت از بین بردن تامیلهای مخالف چریکها می نمایند. آنان بی عملی سیاست مدارانه ی نیرو های حافظ نظم و و هیئت حافظ آتش بس را که گویا خواهان آزردن چریک ها نیستند، افشاء می کنند (١٠). در هر ماه ، بین ٥ تا ١٢ قتل سیاسی در منطقه شمال شرقی رخ می دهد.

در جافینا، وی کی جاکان ، مسئول حزب دموکراتیک مردم کشور ( EPDP ) با ما در یک محلی شبیه سنگر ملاقات کرد. این نماینده سابق مجلس اظهار داشت که « از زمان آتش بس، ٥ نفر از اعضای حزب کشته و بیست نفر « ناپدید » شده اند. مسلم است که رفتار چریک های تامیل نسبت به آن حزب نمونه ای از آینده ی ناخوشایند قابل پیش بینی برای آزادی بیان است. احزاب دیگر مثل جبهه رهائی بخش تامیل ( TULF ) و سازمان آزادی بخش کشور تامیل ( TELO) در مقابل « ببر ها » تمکین کرده و آن ها را به عنوان « تنها نمایندگان تامیل ها » شناخته اند. این عمل بیشتر از روی ترس بوده است تا اعتقاد . یکی از مسئولین « سازمان آزادی بخش کشور تامیل» ( که نمیخواست نامش فاش شود) ضمن توجیح این الحاق اظهار داشت « راه دیگری برای خلق تامیل باقی نمانده است. در سال ١٩٨٦ ببرها به کشتار مبارزین TELO پرداختند و اگر من بطور علنی کلمه ای علیه آن ها بگویم، مرگم حتمی است».  (حالا همین وضعیت را با فعالیت احزاب رسمی طرفدار پ .ک.ک در سوریه ،عراق و سوریه مقایسه کنید …..) در انتهای محوطه، در گورستانی که دورادورش برکه ای ساخته اند، هزاران گور ستاره ای می سازند که در مرکز آن مجسمه های چریک ها قرار دارند. بر لوح ها تنها نام و تاریخ فوت مبارزین نقش بسته است. اما از تاریخ تولد خبری نیست. و این مایه ی حیرت نیست چراکه ببرهای تامیل به طور وسیعی از سربازان خرد سال استفاده می کردند.

بیشتر تامیل ها از « ببر های تامیل» به عنوان « ارتش ما» یا « حکومت ما » یاد می کنند. هرگاه درباره ی روش های جنبش ( استفاده از سربازان خردسال، کشتار غیر نظامیان و غیره ) مورد مؤاخذه قرار می گیرند، پاسخ همیشگی را می شنویم که گاهی همراه با آهی نیز هست. و این نشانه ای از فاصله گرفتن بی سر وصداست : « بدون ببرهای تامیل ارتش و سینگالی ها همه ی ما را میکشتند » . در برابر تبعیضات و کشت وکشتار، « ببرها » برای تامیل ها مصداق نوعی لویاتان (٤) را پیدا کرده اند: یعنی قدرت استبدادی که امنیت اجتماعی و امر رهائی خلق شان را به آن سپرده اند و در این راستا از آزادی های فردی شان صرف نظر نموده اند. یکی از اعضای اروپائی سازمانی بشردوستانه می گوید : « ببر ها می توانند روی پشتیبانی وسیع مردم حساب کنند. آن ها به صورت بارزی بر زندگی اجتماعی مسلط اند. مردم در برابر کوچک ترین مشکلی از آنان یاری می طلبند. ببرها همه جا حضوری قدرت مندانه دارند، مالیات ها را جمع می کنند، خودرو هارا مصادره می کنند و از نیروی کار مجانی استفاده می کنند. البته به سر هیچ کس نمی زند که اطاعت نکند ».

تامیلها نسبت به « ببر ها » اظهار قدر شناسی می کنند. همه جا می شنویم که : « در سایه ی آن ها ما صاحب کشور خود خواهیم شد ».از فوریه ٢٠٠٢ به بعد، « ببرهای تامیل» و حکومت کولومبو به آتش بس احترام گذاشته اند. به ندرت اشکالی در آن پیش آمده است. به قول یک دیپلمات اروپایی « روند صلح مستحکم است. کسی در صدد پیروزی از راه نظامی نیست. اهالی از جنگ خسته شده اند، پرابها کاران ، جنگ طلب سابق، استقلال را با فدرالیسم مبادله کرده است و جامعه بین المللی بر بالین کشور حاضر است .» …..

حضور زنان در سازمان چریکهای  کمونیست ببرهای تامیل

ببرهای تامیل توده‌ی عظیمی از زنان را جذب خود کرده است. حدود سی درصد این جبهه‌ را زنان پارتیزان تشکیل می‌دهند. یگان زنان “پرندگان آزادی” نامیده می‌شود. اولین زن پارتیزان در سال ۱۹۸۷ در حین درگیری با نیروهای حافظ صلح هندی از پای درآمد. تاکنون حدود ۴۰۰۰ هزار زن جنگجوی تامیلی کشته شده‌اند. حدود ۴۰ درصد از عملیات انتحاری ببرهای تامیل توسط زنان انجام می‌گیرد، از جمله عملیات ترور نخست وزیر هندوستان راجیو گاندی.

یکی از جذابیت‌های حضور در بین نیروهای رزمنده برای زنان، علاوه بر مبارزه برای آزادی و ایدئولوژی سیاسی مارکسیستی، مقبولیت اجتماعی است که در غیر این صورت، جامعه‌ی سنتی تامیلی- هندو آن را از زنان دریغ می‌دارد.

معروف است که ببرهای تامیل پیشگامان حمله‌های انتحاری در دنیا بودند. انتحاریون تامیل مخصوصاً زنان انتحاری آنها پدران و مادران این شکل از حمله و انتقام بوده‌اند و جنبش‌های کمونیستی  که امروز در دنیا فعالیت می‌کنند (از قبیل پ.ک.ک و پژاک ) میراث‌خواران ببرهای تامیل‌اند. ببرهای تامیل در کارنامه‌ی سی‌ساله خود حدود ۲۰۰ عملیات انتحاری ثبت کرده‌اند که طی آن علاوه بر کشتار مردم، دست‌کم ۱۲ شخصیت سیاسی را هم از میان برداشته‌اند. از آن میان ترور «راجیو گاندی» نخست‌وزیر سابق هند در سال ۱۹۹۱ (۱۳۶۰) و ترور «راناسینگ پریماداس» رئیس‌جمهوری وقت سریلانکا در سال ۱۹۹۳ (۱۳۶۲) قابل ذکر است. در زیر به چند نمونه از این عملیاتها اشاره می شود :

* گزارش لحظه به لحظه از يك عمليات انتحاري

________________________________________

در این حمله عجیب انتحاری، زن ۲۴ ساله حامل بمب در سوتین و معاون وزیر کشته شدند.

در سریلانکا یک زن عضو ببرهای تامیل در یک حرکت انتحاری بمبی را که در داخل سوتینش جاسازی کرده بود در دفتر کار یکی از وزرای دولت آن کشور منفجر کرد.

 این حمله انتحاری که ثانیه ثانیه از سوی دوربین های مداربسته ضبط می شد در سالن سوجاتا واگاوانام رخ داد. این بمب انسانی هنگامی که با خونسردی به سئوالات کارمندان وزیر پاسخگو بود به ناگهان بمب جاسازی شده در سوتین اش را منفجر می کند.

به گفته پلیس سریلانکا در این حمله عجیب انتحاری، زن ۲۴ ساله حامل بمب در سوتین و معاون وزیر کشته شدند.

 

چریک‌های کمونیست   تامیل  جهت بسیج عمومی تا رسیدن به قدرت حکومتی چنین وانومد می کردند که جز استقلال‌خواهی آرمانی دیگر ندارند . آنها از این جهت در نوع خود منحصربه‌فرد بودند که  چنین وانمود می کردند که غیر از مسئله ی زبان و ملیت تامیل  پیرو  هیچ آیین، مکتب، و مرامی سیاسی یا مذهبی خاصی نیستند  که برای آن دست به سلاح برده باشند.دروغی آشکار بود ، اما براین باور بودند که جهت بسیج عمومی نباید عقاید مذهبی اکثریت مردم ، غیر از اقلیت مسلمان تامیل ، را خدشه دار کرد ، بلکه باید از آن سود برد . بدین شکل به ظاهر  کتاب راهنمای عمل آنها استقلال و کسب هویت قوم تامیل بود. از این رو رابطه‌ای با دیگر جنبش‌های فعال  مذهبی دنیا و بیشتر از ۶۵میلیون تامیل  هندو مذهب ساکن هندوستان  نداشتند.آنهاسرسخت ترین و کثیفترین دشمنان مسلمانان تامیل (هم زبان و هم نژادشان ) بودند . جدی ترین اغتشاشات در شرق ، در باتیکائولا و ترینکومالی رخ داده است. در این ناحیه که مورد ادعای « چریک های تامیل » است، مسلمانان ( ۷ درصد جمعیت سریلانکا )، گاهی اکثریت اهالی را تشکیل می دهند. آنان که به زبان تامیل صحبت می کنند، قبل از همه ، خود را مسلمان می دانند.، اقلیتی با نفوذ بوده و اغلب به بازرگانی پرداخته و نسبتا مرفه هستند. تامیل های نزدیک به « چریک های ببر » آن ها را به « سود جوئی از جنگ و اطلاع رسانی به ارتش » متهم می سازند. مسلمانان به طور مرتب به قتل می رسند. در اواخر نوامبر ٢٠٠٣ در شهر کینییا واقع در خلیج ترینکومالی جسد های تکه تکه سه کشاورز در نزدیکی اردوگاه « چریک های تامیل » یافت شد. صد ها خانواده ی هراسان محل خود را ترک کردند. در حالی که ارتش اعلام حکومت نظامی کرده بود. هدف آشکار قاتلین، زدودن دل بستگی اهالی مسلمان نسبت به ترینکوماله از بهترین بنادر طبیعی آسیا ست. در کاتان کودی نزدیک باتیکولوآ، در مسجدی که در سال ١٩٩٠ ، ببر ها ١٠٣ مسلمان نمازگزار را کشتار کرده بودند خبرنگاران توانستند با شیخ ها ملاقات کنند. یکی از سخنگویان آن ها( با حفظ هویت )  گفت : « ما به سختی می توانیم به قول ببر ها در احترام به حقوق ما باور داشته باشیم. زندگی زیر یوغ آنان برای ما غیر قابل تصور است .» . اقلیت مسلمان از طریق حزب خود، کنگره مسلمانان سری لانکا SLMC ، خواستار جایگاه خویش در مذاکرات است. « ما خواهان یک موجودیت سیاسی جداگانه در درون نظام غیر متمرکز هستیم، نظیر آن چه در پوندی شری ** وجود دارد » و اضافه می کند « آینده ی این کشور در فدرالیسم است و نه در پاک سازی قومی . » ( این همان کاری بود که پ.ک.ک بر سر حزب الله ترکیه آورد و الان هم با احزاب اسلامگرای مجاهد همان سیاست را در پیش گرفته است )

 جنبش ببرها بر یک شبکه جهانی مؤثر تکیه کرده و از طریق مالیات تامیل های مهاجر و نیز قاچاق های گوناگون (٥) تقویت می شود. از هر جنگجوی تامیل خواسته شده که مرگ را بر تسلیم ترجیح دهد، لذا بر گردن بندش کپسول سیانور حمل می کند. ……

چریکهای تامیل جنگهای خود را تحت نام « دفاع مشروع و روا » علیه حکومت مرکزی انجام می دهند و سعی بر آن دارند که چنین وانمود کنند که اینها طالب صالح و آشتی هستند و این حکومت مرکزی است که جنگ را بر آنان تحمیل می کند .( دقیقا همان شعاری که چریکهای پ.ک.ک و پژاک در پشت آن جنگهای خود علیه حکومتهای منطقه و احزاب کردی مخالفشان اداره می کنند ) . در این زمینه  اس پی تامیلسون ، سی ساله، ، رئیس شاخه سیاسی چریک های تامیل و مرد شماره ۲ غیر رسمی جنبش لحنی تهدید آمیز می گفت  : « اوضاع در کولومبو چنان درهم و برهم است که ما نمیدانیم با چه کسی مذاکره کنیم. ما طرفدار صلح هستیم، ولی اگر جنگ به تامیل ها تحمیل شود، وظیفه ی ببر ها دفاع ارآن هاست …»

تامیل‌ها در جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا  معروف به طرفداری از سکولاریستهای انگلستان هستند، اما در جریان سرکوب جنبش چریکی آنها حتی صدای اعتراضی از ناحیه رسانه‌ها و یا مقامات سکولاریست انگلیسی برنخاست. این نشانی است که دولت سوسیالیستی «راجاپاکسه» بی‌گدار به آب نزده، جمیع جهات ممکن را قبلاً سنجیده و محاسبات لازم را انجام داده است. به عبارتی، راجاپاکسه ی سکولار- سوسیالیست  رأساً اقدام به این امر نکرده است. آگاهان امور جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا  می‌دانستند که ماجرای دیرپای نبرد دولت و چریک‌ها مدت‌ها که در حالت موازنه قرار داشت و طی آن هیچ یک از طرفین از پس دیگری برنمی‌آمد، یا دستکم هیچ طرفی گذر از طرف دیگر را به مصلحت نمی‌دید. اینک درنوردیدن معادله و گذر دولت از چریک‌ها را نمی‌توان اقدامی شمرد که یک طرف ـ یعنی دولت ـ به تنهایی تصمیم آن را اتخاذ کرده و دست بدان زده باشد، بلکه بی تردید که دولت، احزاب و جریانات سیاسی سکولاریست  داخلی و به علاوه نیروها و دولت‌های  سکولاریست خارجی ذی‌مدخل در امور جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا  و شبه قاره را قبلاً دیده و آنها را از نیات خود مطلع ساخته و با قانع کردن آنان، نظر مساعدشان را جلب کرده است.

 

سکوتی که در مراحل عملیات ارتش جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا  در دنیا ی سکولار  برقرار بود از دلایل اثبات این نظر است، حال آن که ارتش سکولار – سوسیالیست  سریلانکا در جریان عملیات قلع و قمع چریک‌ها، از هر خشونت و بی‌رحمی غیرقابل تصور فروگذار نکرد و اخبار جنایت‌ها و بی‌رحمی‌های ارتش جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا  هم در دنیــا منتشر شد. البتــه با قلع و قمع ببرهای تامیل ماجرای شورش و خشونت در سری‌لانکا را نباید پایان یافته تلقی کرد. تحلیل‌گران معتقدند از آنجا که ببرهای تامیل مبتکر حمله‌های انتحاری بوده‌اند، اینک بعید نیست که هواداران آنها نیز به یاد آنها و در مقام انتقام از دولت و ارتش در برخی نقاط مبادرت به عملیات انتحاری بکنند. با همه اینها، خشونت‌های متصور و محتمل، جنبه غیرسازمانی خواهد داشت و بیش از اقداماتی فردی نخواهد بود.

سرکوب جنبش با سابقه و نیرومند استقلال‌طلب قومی در جنوب آسیا، پیام دیگری هم دارد: راه کسب هویت و استقلال قومی در دنیای امروز باز نیست، اما دست دولت‌های سکولار در قبال استقلال خواهان قوم‌گرا بیش از گذشته باز است.

این نتیجه‌گیری قطعاً موجب خواهد شد که هم دولت‌های مواجه با جنبش‌های قومی و هم این‌گونه جنبش‌ها در اطراف دنیا، برنامه‌ها و رویه‌های خود را مورد بازنگری قرار دهند.

 

نابودی ببرها

دنیای امروز کم‌تر جنبشی چریکی به خود دیده که به اندازه ببرهای تامیل نیرومند، مخوف و مرگبار باشد. این جنبش حدود سی سال با دولت سریلانکا جنگید تا سرانجام در اردیبهشت ماه سال ۸۸، ناگهان به پایان خود رسید. ببرهای تامیل بالغ بر سه دهه جنگ خونین را بر مردم و دولت سریلانکا تحمیل کردند و کار را به آنجا رسانده بودند که افکار عمومی سریلانکا، شبه‌قاره هند، و به عبارتی افکار عمومی دنیا به حضور و وجود آنان خوگرفته بود. ببرها که خواهان استقلال بخشی از جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا  بودند، قوی‌ترین و بدون اغراق، پیشرفته‌ترین جنبش ضد دولتی در دنیا به شمار می‌آمدند. آنها می‌توانستند با هواپیما به مواضع دولتی حمله کنند، ماهواره‌ها را مورد هجوم الکترونیک قرار داده از کار بیندازند، و… این توانایی‌ها افزون بر قدرتی بود که در جنگ‌های چریکی داشتند. تشکیلات منظم و کارآزموده ببرهای تامیل، امروز دیگر به تاریخ پیوسته است. پایان یکباره این نیروی جنگاور معاصر پرسش‌هایی چند را در هر ذهن کنجکاو برمی‌انگیزد.

 

دیدگاهتان را بنویسید