علت یاس و ناامیدی مرتدین سکولاریست کردستان از مردم مسلمان

madkhaliiy

علت یاس و ناامیدی مرتدین سکولاریست کردستان  از مردم مسلمان

کاتب : ابوسلیمان هورامی

 

همگی ما می دانیم که مرتدین حیات فیزیکی و جنگ طلبی یشان با جنگ هشت ساله ی ایران و عراق گره خورده است و آنان تا زمانی با مردم منطقه و حکومت ایران جنگیدند که حکومت ناسیونال سوسیالیست عراق در جنگ بود و زمانی که ایران و عراق با هم صلح کردند جنگ مرتدین کومله و دمکرات و متحدین شان نیز خاتمه پذیرفت. این بزرگ ترین نشانه ی خائن بودن و مردم فروش بودن آن هاست. اگر این ها برای آزادی و احقاق حقوق مردم کرد می جنگیدند مگر ملت کرد به کدامین حق خودش رسیده بود که آن ها جنگ را تمام کردند، بله روشن است که آن ها به خاطر چه می جنگیدند. به خاطر رسیدن مردم به حقوق حقه یشان نبود چون اینان خود بزرگ ترین مانع رسیدن مردم به این حقوق اند.

مردم نیز غافل از این وضعیت و تغییر رنگ مرتدین نبوده اند و در عوض با در پیش گرفتن مبارزه ی منفی تا حدودی حق شان را کف دست شان گذاشتند، که بزرگ ترین آن جا ندادن و عدم پشتیبانی از مرتدین بوده است.

همگی ما می دانیم که در چچن، عراق، افغانستان، صومال، کشمیر، فیلیپین و… مردم مسلمان بومی از مجاهدین غیر هم نژاد و غیر بومی شان پذیرایی کرده و آن ها را میان خود هضم نموده اند به شیوه ای که عضوی از آن ها محسوب می شوند، این امری نیست که فقط به سرزمین های غیر کرد یا هورامی مربوط باشد الان هم کردستان و هوورامان ما پذیرای صدها مجاهد غیر بومی است که به راحتی در میان مردم با وجود عرب یا… بودن بعضی از آن ها ولی عضوی از مردم شده اند.

اما در عوض همین مردم هورامان و کردستان حتی حاضر نیستند یک چریک مرتد را در میان خود نگه دارند و به محض این که از مرزها وارد ایران می شوند زود گزارش آن را به نیروهای نظامی و امنیتی ایران می دهند، نباید زیاد تعجب کرد که چگونه است ملتی با هم نژادی که ادعای دفاع از حقوق او را دارد این گونه برخورد نماید. مردم در این عرصه ی بی رهبری و قحط الرجالی کاری بیشتر از این جهت نابودی مرتدین از دست شان بر نمی آید و این بزرگ ترین علت دل سردی و یاس و ناامیدی مرتدین از مردم و بغض و کینه نسبت به آن ها و آرزوی رسیدن به قدرت توسط کفار عالمی جهت انتقام گیری از مردم گشته است. این یکی از علل ساده است که اگر رشد و بیداری اسلامی و تولد مجاهدین بر فهم سلف صالح و… را بدان اضافه نماییم قطعاً عامل این یاس و ناامیدی و تفرقه میان مرتدین و کوتاه آمدن و سازش با بعضی از عقاید مردم و تنزل از بسیاری از شعارهای گذشته یشان بیشتر روشن و واضح می گردد.

اما مهم این مطلب است که مردم ناآگاهی که با پیروی از رهبران مذهبی ناآگاه شان انتظار داشتند که احزاب مرتد در کنار آن ها و به خاطر عقاید آن ها و آرزوهای آن ها علیه مهاجمین بی رحم متحد شوند، فهمیدند که دچار چه توهم و خیال بافی احمقانه و وحشتناکی شده بودند. چون هیچ گاه کفار بر علیه کفار به خاطر دفاع از عقاید و منافع مسلمانان نمی جنگند چه رسد به مرتدینی که از عقیده، دین، قانون و حکم مورد درخواست مردم خود برگشته و هر آن آرزوی انهدام جامعه ی موجود با قوانین و احکام موجود در آن می باشند.

مرتدین در هورامان و کردستان می دانن که بر خلاف کفار (غیر محارب) جایی برای آن ها در صورت پیروزی اسلام وجود ندارد. و در کل ما هم باید این مطلب را هضم کنیم که اگر مرتدین این جنایات را علیه مسلمین مرتکب نمی شدند، دیگر مرتد نبودند، اصولاً اگر گرگ درندگی و خونخواری نکند دیگر گرگ نیست، می شود چیزی شبیه روباه یا سگ یا… در عوض اگر کسی هم از گرگ انتظار داشته باشد هم چون سگ چوپان مراقب گله باشد یا باید در مشاعر و عقل وی باید شک کرد یا این که در دشمنی آشکار وی با خود باید مطمئن شد. که مردم این دشمنی آشکار را فهمیدند و منتظر رهبریتی هستند که این شعور حقیقی را در راستای منافع شان هدایت کند.

 

 

 

 

 

 

ولله الحمد والمنه

و الله اكبر

ابوسلیمان هورامی

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید