سیاست اوجلان و پ.ک.ک شکست راه حل سكولاريستي مسئله ی کرد های مسلمان کردستان را رقم زد

سیاست اوجلان و پ.ک.ک شکست راه حل سكولاريستي  مسئله ی کرد های مسلمان  کردستان را رقم زد

 

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

نوروزسال ۱٣۹۲ با پيام اوجلان و متعاقبا اعلام رسمی آتش بس چته هاي مرتد پ.ک.ک به دولت سكولار ترکیه ، برگ سياه ديگري  در تاریخ جنبش مرتدين سكولار كورد در کردستانات ورق خورد. برخلاف آنچه اوجلان دوست داشت تحت عنوان آغاز تاریخ نوین به خورد  طرفداران فريب خورده اش بدهد٬ این آغاز دوران افول جایگاه پ.ک.ک در کردستان تركيه و قبول رسمی شکست راه حل سكولاريستي مسئله کردهاي مسلمان است. حزب سكولار سوسياليست پ.ک.ک از سال ۹۹ میلادی وارد دوران تازه ای در حیات خود شد. در کنگره بعد از دستگیری اوجلان این حزب مرتد  نه تنها اسم پ.ک.ک را تغییر داد٬ بلکه از خواست “کردستان مستقل” و حتی استقلال کردستان ترکیه هم دست برداشت. نه تنها این بلکه مطالباتی از نوع خودمختاری و فدرالیسم و …. هم که طرح و سیاست دیگر جریانات سكولار کرد در کشورهای دیگر بود را نيز مطرح نکرد. حاضر شدند به شرط آزادی اوجلان با کمترین امتیاز همراه  و مجري سياستهاي دولت سكولارترکیه بشوند. اما ترکیه نپذیرفت.
اکنون در متن تحولاتی که در منطقه و بخصوص در سوريه  آغاز شده است و تنگناهای قابل پیشبینی که پ.ک.ک آنرا در چشم انداز آتی خود دیده است٬ نوروزسال ۱٣۹۲شمسی با پيام اوجلان و توافق کادر رهبری پ.ک.ک بدون رسیدن به هیچ توافق رسمی با دولت سكولارترکیه اعلام کردند که دوران جنگ مسلحانه به پایان رسیده است و گفتند که نیروی مسلح پ.ک.ک از خاک کشور ترکیه خارج میشود. با این سیاست عملا و منطقا شکست راه حل سكولاريستي  مسئله کرد را در تركيه اعلام کردند. اما در برابر بر عليه مسلمين شريعت گراي كوردستان سوريه و اعراب شريعت گرا و مخالفين بشار اسد سكولار سوسياليست  اعلان جنگ نمودند .

 

نگاهی به تاریخ جنبش ارتدادي  – سكولاريستي مرتدين کرد


تاریخا جریانات ارتدادي  – سكولاريستي در کردستان راه حل استقلال٬ خودگردانی٬ خودمختاری و فدرالیسم را برای حل مسئله کرد مطرح کرده اند. با نگاهی به تاریخ جنبشهای ارتدادي  – سكولاريستي در کردستان در هر چهار کشور ترکیه٬ ایران٬ عراق و سوریه اینها راه حلهایی بوده اند که تاریخا هم سران عشایر٬ ملاکین و خوانین کرد دنبال آن بوده اند و هم متعاقبا جریانات ارتدادي  – سكولاريستي کرد به عنوان راه حل مسئله کرد مطرح کرده اند. این جریانات سنتا با استفاده از شکاف دولتهای منطقه و اتکا به دولتها و قدرتهای سكولاريستي جهانی٬ اساسا با استفاده از شکل مبارزه نظامی و پیشمرگانه٬ تلاش کرده اند به عنوان یک دولت و یا بخشی از یک دولت٬ به قدرت برسند و یا در قدرت ظالمين و اشغالگران شریک شوند.

نمونه های قدرت گیری سران عشایر و مالکان در کردستان ترکیه در دوران عثمانی٬ بعدا به ترتیب قدرت گيري سكولاريستها در جمهوری مهاباد و خودگردانی در کردستان عراق و در تاریخ معاصر قدرت گیری احزاب ارتدادي  – سكولاريستي در کردستان عراق کافی است که ما به روش٬ شکل٬ سنت و سیاست و راه حل و نتایج قدرتگیری این جریانات پی ببریم.

هاله مقدس و موهومی که تاریخا به دور راه حل ارتدادي  – سكولاريستي مسئله کرد پیچیده شده بود٬ با نتایج حکومت چندماه  قاضي محمد  و كومله و دموكرات در اوايل انقلاب  ايران ۱۳۵۷  و بارزانی و طالبانی در کردستان عراق  و حكومت پ.ك.ك در كوههاي قنديل  و كردستان سوريه ترک خورد و با اقدام اخیر چته هاي مرتد پ.ک.ک  به عنوان توده ای ترین تشکل ارتدادي  – سكولاريستي کرد در اعلان شكست در برابر تركيه و تسليم شدن در برابر خواسته هاي حكومت ظالم و ستم پيشه ي تركيه و اعمال ديكتاتوري بر مسلمين كردستان سوريه و اعلان جنگ بر عليه شريعت گرايان كرد ، عرب و تركمن در سوريه ،  آنهم به نفع بشار اسد ،  رسما شکست خورد.

 

حاکمیت ارتدادي  – سكولاريستي کرد در کردستان عراق٬ بی اعتباری راه حل سكولاريستي مسئله کرد
حاکمیت احزاب ارتدادي  – سكولاريستي کرد در کردستان عراق به مدت بیش از دو دهه به عنوان اوج موفقیت و نمونه بارز “دستاورد” جنبش ارتدادي  – سكولاريستي و طولانی ترین مدت حاکمیت این نوع جریانات در کردستان٬ نتایج و پیامدهایی داشته است که دوران توهم زدایی به این جریانات آغاز شد. در درجه اول مردم مسلمان ساکن کردستان عراق متوجه شدند که در زیر کلاه و جامانه مرتدين  سكولار کرد هیچ ایده آلی برای رفع مشکلات مردم محروم کردستان وجود ندارد. با قدرتگیری این احزاب ارتدادي  – سكولاريستي  در کردستان عراق به مردم مسلمان اثبات شد که این جریانات ارتدادي  – سكولاريستي  نه تنها راه حلی برای عملی شدن مطالبات مردم مسلمان کردستان ندارند٬ بلکه تحت حاکمیت سكولاريستي آنها ستمهای تاریخی که مردم سالها علیه آنها مبارزه کرده بودند همچنان ادامه دارد و این احزاب ارتدادي  – سكولاريستي خود مانع اصلی در مقابل رفع این ستمها هستند. مردم مسلمان ساکن کردستان عراق تحت حاکمیت بارزانی و طالبانی به تجربه دیدند که به هیچکدام از مطالبات حق طلبانه خود نرسیدند و حاکمیت احزاب ارتدادي  – سكولاريستي کرد دستاوردی برای مردم  مسلمان در بر نداشت.

ممکن است گفته شود فضای باز کنونی براي همه جز شريعت گرايان یک دستاورد است. پاسخ این است که این فضای “باز سیاسی” كه فقط شامل سكولاريستها و دين فروشان هم كاسه ي با سكولاريستها مي شود را نباید تثبیت شده و منبعث از ماهیت ارتدادي  – سكولاريستي کرد فرض کرد. زیرا این فضای “باز” حاصل سیاست و برنامه ارتدادي  – سكولاريستي کرد نیست. بلکه از نتایج دوران عدم تثبیت و دوران انتقالی آنها است. همچنانکه تحت حاکمیت مالکی و جریانات سكولارشيعي در مناطق سني نشین هم این “فضای باز” هنوز وجود دارد. در حالیکه همه میدانند این از ماهیت جریانات سكولاريست مرتد نیست. بلکه نتیجه عدم توانایی آنها در تثبیت قدرت خود و اعمال دیکتاتوری علیه مردم مسلمان است.

به هرحال آنچه در کردستان عراق دیده و تجربه شد حتی هنگامیکه جریانات ارتدادي  – سكولاريستي کرد بیشتر از شریک شدن در قدرت٬ به نوعی حکومت نیمه مستقل هم میرسند (مانند کردستان عراق) باز هم مردم مسلمان به خواسته های پایه ای خود نمیرسند.

آنچه تا کنون در کردستان عراق تجربه شده است٬ نقش و سیاست احزاب سكولاريستي حاکم٬ چپاول دسترنج مردم وسازمان دادن مافیای قدرت برای محروم کردن مردم  مسلمان کردستان است. سهم شهروندان مسلمان ساکن کردستان تحت حاکمیت این احزاب سكولاريستي چیزی فراتر از محروم ماندن و عدم دخالت در تعیین سرنوشت اجتماعی خود نیست. تنها تفاوت برای مردم این است که در بهترین حالت میتوانند به زبان خود تکلم و آموزش ببینند. که این موضوع هم در دوران صدام حسین قانونی شده بود. آموزش به زبان کردی امر تازه ای نیست. هر “دستاورد” دیگری اگر هست ربطی به سیاست و ماهیت جریانات ارتدادي  – سكولاريستي ندارد. بلکه نتیجه دوران عدم تثبیت این جریانات ارتدادي  – سكولاريستي است که نتوانسته اند تمام ایدآلهای سرکوبگرانه خود را اعمال کنند.

 

زمینه های مذاکره اوجلان و دولت سکولار ترکیه
دولت سكولاريستي ترکیه و چته هاي سكولار سوسياليست  پ.ک.ک هر دو به این مذاکره و تمام کردن جنگ مسلحانه با هم احتیاج داشتند. تحولات دو سال گذشته در منطقه٬ مادر این اتفاقات است. با آغاز انقلابات در کشورهای شمال آفریقا دامنه این اعتراضات به سوریه رسید. دولت هاي سكولاريست سوریه و ترکیه هم تاریخا رابطه خوبی با هم نداشتند.

بعد از قدرتگیری اخوان المفلسين  در ترکیه و عروج نوعی از “شيادان مسلمان نما ” ي سكولاريست متحد غرب٬ که هم فاصله خود را با جنبش مسلمانان شريعت گرا نشان دهد و هم متحد غرب  باشد امکاناتی برای عروج ترکیه در ميان  حكومتهاي سكولاريست فراهم کرده است. موفقیتهای سیاسی و اقتصادی دولت اردوغان در ترکیه که یک متحد قابل اعتماد غرب است و مهار کردن یکه تازی ارتش در این کشور٬ الگویی برای دیگر جریانات اخوان المفلسين در منطقه شد. چنانچه اکنون جریانات اخوان المفلسين در مصر و لیبی و تونس و حتی حماس در فلسطین و…. مدل نوع ترکیه را به نوع حکومت اسلامی  مجري قانون شريعت ترجیح داده اند.

هنگامیکه دامنه انقلابات به سوریه رسید وانقلابی  شريعت گرا در مقابل اسد شکل گرفت٬ دولت سكولار ترکیه و دولتهای سكولار غربی نگران این بودند که دامنه این انقلابات به ترکیه و دیگر کشورهای عربی رقیب متحد غرب و رقيب متحدين روسيه و چين  هم کشیده شود. اگر این اتفاق می فتاد عملا سدی در مقابل عروج ترکیه برای تبدیل شدن به قدرت منطقه ای ایجاد می شد. ترکیه و متحدینش جهت ضربه زدن به جناح شرقي روسيه – چين  و متحدينشان ، بحران سوریه را غنیمت شمردند که با حمایت از اپوزیسیون اسد هم یکی از دولتهای ناسازگار با خود و جناح غرب ( آمريكا – ناتو )  را از سر راه برداردند و هم مانع گسترش انقلاب به دیگر کشورهای منطقه بشوند. کشورهای غربی و دولتهای مرتجع عرب هم بیش از ترکیه نگران شدند که موج این انقلابات گسترش پیدا کند و یکی بعد از دیگری دولتهای مرتجع متحد غرب را سرنگون کند.

 

با توجه به فاکتورهای بالا یک جبهه رسمی از دولتهای عربی٬ ترکیه و اروپا و آمریکا در حمایت از نیروهایی متحد خود در سوریه که بتوانند از یکطرف انقلاب را به انحراف كشيده و آنرا حاشیه ای کنند و از طرف دیگر اسد متحد روسيه – چين را سرنگون کنند شکل گرفت. یکی از نتایج هماهنگی این جریانات در مقابل اسد این شد که با تقویت اپوزیسیون مرتجع و ضد انقلابی اسد در نیمه راه  قصد داشتند با به حاشيه راندن شريعت گرايان  سر انقلاب را ببرند.

اما سرنگونی حكومت سكولار سوسياليستي بشار اسد برای همگان به یک امر مسجل تبدیل شد. با این تحول ترکیه و کشورهای عربی با کمک و حمایت غرب سكولار به دو هدف مهم خود رسیدند. اکنون مشکل آنها این است که بعد از حكومت سكولار سوسياليستي بشاراسد جریانات خود ساخته را چگونه کنترل کنند. یعنی به نوع با تکرار سناریوی شبیه افغانستان مواجه شده اند. آنجا هم مجاهدین را در مقابل دولت متحد روسیه تقویت کردند اما همان مجاهدین بعدا موی دماغ غرب شدند و تا کنون نتوانسته از عواقب آن سیاست خلاص بشوند.

با این سیاست سكولاريستي ضدانقلابی که ترکیه٬ کشورهای عربی٬ و غرب به بهانه مقابله با جنایات اسد در سوریه دنبال مي كنند ٬ ضربه مهلکی به روند رو به پیش جنبشهای انقلابی شريعت گرا در منطقه وارد نمودند. انقلاباتی که جذابیت بالایی در میان مردم منطقه و جهان پیدا کرده  و راه مقبول و کم دردسری برای رهایی از شر حکومتهای خودکامه ي سكولاريست به مردم نشان داده  و با سرعت در حال گسترش به کشورهای منطقه است ٬ را مي خواهند سد کنند. نه تنها این٬ بلکه با نقش جنایتکارانه دولت سكولار سوسياليستي سوریه در هماهنگی با متحدینی مثل روسیه و جمهوري سوسياليستي چین نتایج انقلاب مردم در انظارعموم تبدیل به چنان تجربه ای شد که هر انقلاب شريعت گرائي كه در سرزمينهاي تحت حاكميت سكولاريستها مي خواهد صورت گيرد ناچارا بايد با خون ریزی٬ ویرانی و آوارگی در ذهن مردم حک  گردد . با ظاهر شدن نتایج اقدامات دو طرف شرق و غرب و متحدين آنها  در جدال سوریه٬ برآنند كه عملا طعم پیروزیهای مجاهدين شريعت گرا و مسلمين زجر ديده  را در کام میلیونها انسان ستمدیده تلخ كنند و رسیدن به امید و آرزوهای مسلمين مظلوم را یک بار دیگر به تعویق بياندازند .
یکی از تبعات این جدال جناحهاي سكولاريستي شرق و غرب بوجود آمدن هماهنگی و همکاری روسيه – چين  و بشار اسد٬ ايران و پ.ک.ک بود. هنگامیکه روسيه  نتوانست از راه دیپلماتیک مسیر حمایت ترکیه از اپوزیسیون سوریه را تغییر دهد٬ ايران جنگش را با پژاک تمام کرد و پ.ک.ک را در مقابل ترکیه تقویت نمود. ايران با تقویت پ.ک.ک و پژاک در مقابل ترکیه امیدوار بود ترکیه را ناچار به تجدید نظر در سیاستش در قبال سوریه بکند. اما ترکیه طبق برنامه ي اربان اروپائي (ناتو) و آمريكائيش بر ادامه سیاست خود پافشاری کرد. روسيه  و اسد برای مقابله با ناتو – آمريكا  و نوكرشان ترکیه به این نتیجه رسیدند که بخش زیادی از منطقه کردنشین سوریه را به نیروهای متحد پ.ک.ک در این کشوربسپارند و این کار را کردند.

 

در اخبار رسمی خوانده یا شنیدیم که  :

” علاء الدین بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران می گوید نیروهای امنیتی ایران فرد شماره ۲ حزب کارگران کردستان ترکیه (پ.ک.ک.) را دستگیر کرده اند. آقای بروجردی در گفتگو با خبرگزاری های داخلی در ایران خبر رسانه های ترکیه در این مورد را تایید کرده است.پیشتر تلویزیون ملی ترکیه (تی آر تی) و سایت اینترنتی روزنامه زمان چاپ ترکیه اعلام کرده بودند که مراد کارا ایلان مرد شماره ۲ حزب کارگران کردستان ترکیه توسط نیروهای اطلاعاتی ایران دستگیر شده است. مراد کارا ایلان پس از دستگیری عبدالله اوجالان رهبر حزب کارگران کردستان ترکیه (پ.ک.ک.) هدایت این حزب را بر عهده داشته است.

آقای بروجردی در گفتگو با خبرگزاری فارس ضمن مهم قلمداد کردن کار نیروهای اطلاعاتی ایران در “دستگیری فرد شماره ۲ پ.ک.ک.”، افزوده است که”اقدامات گروه پژاک” در مرزهای غربی ایران، عکس العمل آنها در مقابل “حرکت قدرتمندانه ایران” است. ”

اما پس از مذاکراتی پشت پرده ای چند ، پس از مدتی همان رسانه ها اعلام کردند که :

“. خبر دستگیری نفر دوم گروهک تروریستی «پ.ک.ک» توسط ایران تکذیب شد. صبح امروز خبر دستگیری «مراد کاراایلان» مرد شماره ۲ تشکیلات تروریستی «پ.ک.ک» توسط ایران بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های ترکیه و جهان داشت. به گزارش اعتدال، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اخبار منتشر شده در رسانه ها مبنی بر دستگیری نفر دوم گروهک تروریستی «پ.ک.ک» توسط نیروهای اطلاعاتی ایران را تکذیب کرد !! .
پس از گذشت روزها از اینگونه اقدامات منطقه ای و جهانی چته هاي مرتد و متحد پ.ک.ک در سوریه با کمک فرماندهان پ.ک.ک در فاصله کمی توانستند چند هزار نیروی مسلح سازمان داده و در مقابل نیروهای “ارتش آزاد سوریه وابسته به غرب و  دیگر جریانات شريعت گراي مستقل ” سوریه٬ قطب مسلح دیگری شکل دادند و حاکمیت خود را بر مناطق کردنشین اعمال کردند. این اقدام باعث نگرانی  ناتو ، آمريكا و ترکیه شد. دولت سکولار  ترکیه با این تحول عملا مرزهای طولانی خود با سوریه را نا امن احساس کرد. در جواب به سیاست روسيه و بشار اسد  كه چته هاي پ.ک.ک را تقویت کرده بودند، حكومت سكولار ترکیه برای خنثی کردن آنها٬ برخلاف سیاست تا کنونی خود و دولتهای پیشین این کشور٬ وارد مذاکره با پ.ک.ک شد.

این فرصتی بود که  حکومت سکولار ترکیه سیاست خلع سلاح  چته های سکولار سوسیالیست پ.ک.ک را از راه مصالحه پیش ببرد. زیرا علاوه بر مسائل منطقه ای٬ پایان جنگ مسلحانه  چته های سکولار پ.ک.ک علیه دولت سکولار ترکیه می تواند در هموار کردن راه برای عضویت این کشور در اتحادیه اروپا موثر باشد. اما بعد از چند ماه مذاکره با پ.ک.ک در بروکسل و نظارت غیر مستقیم دولتهای اروپایی و هماهنگی آمریکا نتیجه ای حاصل نشد. به دنبال این اتفاق بود که ترکیه راسا وارد مذاکره با اوجلان شد. اوجلان و پ.ک.ک هم بنابه مصلحتهای خود و پیشبینی تحولات آتی شریعت گرائی کردها در منطقه که میتواند آنها را در تنگنا قرار دهد٬ از این مذاکره استقبال کردند.

چته های سکولار پ.ک.ک هیچ وقت شعار و مطالبه سرنگونی دولت سکولار ترکیه را نداشته است. اما خواستها و مطالبات اثباتی خود را هم قدم به قدم تغییر داده و عقب نشسته است. ابتدا خواست کردستان مستقل ترکیه٬ بعدا خواست کردستان بزرگ و بالاخره بعد از دستگیری اوجلان خواست سهیم شدن در قدرت و دخالت در دولت سکولار ترکیه را مطرح کردند.

آنها امروز به این قناعت رسیده اند که اولا از شعارهای بلندپروازانه جنبش ارتدادي  – سكولاريستي (استقلال کردستان بزرگ و یا حتی استقلال کردستان ترکیه) دست بردارند. دوما متوجه شده اند که با جنگ مسلحانه پیشمرگایتی و یا نیروی پارتیزانی گریلای پ.ک.ک٬ نمی توانند یک عضو ناتو و دولتی که در چند سال گذشته موفقیتهایی  در سرکوب مجاهدین شریعت گرا در افغانستان و سومالی و غیره به نفع اربابانش به دست آورده است و به الگویی برای دیگر جریانات فاسد مزدور دین فروش خائن  تبدیل شده است را وادار به عقب نشینی کنند. اینرا البته پ.ک.ک از قبل هم می دانست و دو بار دیگر یکطرفه اعلام آتش بس کرده بود. اما ترکیه همچنان با مشت آهنین به آنها پاسخ داده بود.
این بار تحولات  و گرایشات مسلمین به قانون شریعت الله و تنفر از هر گونه قانون سکولاریستی در منطقه و استراتژی سیاسی دولت ترکیه برای تبدیل شدن به یک قدرت منطقه ای و عضوی از اتحادیه اروپا و ناتو ،  ضرورت حل مشکل جنگ مسلحانه با پ.ک.ک را به یک امر جدی برای دولت سکولار ترکیه تبدیل کرده بود.

حکومت سکولار ترکیه  پس از انهدام خلافت مسلمین به عنوان یک متحد ارتدادي  – سكولاريستي غرب و عضوی از ناتو در جنگ و دشمنی با قانون شریعت الله ٬ از یک طرف تلاش می کرد تقاضای عضویتش در اتحادیه اروپا تایید شود و از طرف دیگر داعیه قدرت اصلی در خاورمیانه را دارد. مجموع این فاکتورها  حکومت سکولار ترکیه را به این قناعت رساند که سیاست کنونی در قبال پ.ک.ک و مذاکره با اوجلان را در پیش بگیرد. از نظر دولت سکولار ترکیه “اوجلان تروریست که حکم اعدامش صادر شد و اکنون به حبس ابد محکوم شده است” در این مقطع زمانی بیش از هر کسی مورد اعتماد دولت ترکیه است.

پ.ک.ک هم به این نیاز داشت که در جنگ با مجاهدین شریعت گرای کردستان روزنه ای پیدا شود و وارد پروسه بده بستان با دولت سکولار ترکیه گردد. ضرورت فوری “صلح” و اعلام پایان دوره جنگ مسلحانه برای پ.ک.ک تنها قناعت به این امر نبود که ناتوان از به عقب راندن دولت و ارتش ترکیه است. بلکه تحولات منطقه و مسجل شدن سرنگونی اسد تبعات مهم و محدود کننده ای برای پ.ک.ک بوجود می آورد که سرنوشت و آینده این حزب را با مخاطرات جدی روبرو می کند. پ.ک.ک می داند با سرنگونی اسد پشتیبانی فعلی روسیه و متحدین آنرا از دست می دهد. زیرا روسیه و متحدین آن  حتی اگر هنوز در قدرت باشد٬ منافع پایه ای تری با ترکیه دارد و به راحتی پ.ک.ک را معامله می کنند. دولت اقلیم کردستان عراق هم خود را محتاج ترکیه میداند و در چهار چوب سیاستهای غرب و ترکیه بازی می کند. احزاب حاکم در کردستان عراق نمی توانند نقطه اتکایی جدیی برای پ.ک.ک باشند. با در نظر گرفتن این واقعیات و دیدن این احتمالات اوجلان و پ.ک.ک تلاش می کنند با حداقل امتیازات هم راضی شوند و قبل از سرنگونی اسد و تنگناهایی که برایشان بوجود می آید به جریانی پارلمانی مانند دیگر جریانات قانونی ترکیه تبدیل شوند.

حزب قانونی ب.د.پ. که ٣۰ نفر عضو در پارلمان ترکیه را و تعداد زیادی از شهردارهایی مناطق کرد نشین را عاید خود کرده است و یک حزب متحد پ.ک.ک. هم هست٬ در هماهنگی با دولت ترکیه و پ.ک.ک. نقش اصلی را در این مسیر داشت که بتوانند پ.ک.ک و دولت ترکیه را به نتایج کنونی و اعلام پایان جنگ مسلحانه از جانب پ.ک.ک برساند. اکنون اوجلان پایان دوره جنگ مسلحانه و پ.ک.ک آتش بس یکطرفه را اعلام کرده اند. در عین حال انتظار دارند دولت ترکیه به یک دولت “دمکراتیک” (امکان شریک شدن در قدرت برای پ.ک.ک) تبدیل شود. اینرا از اردوغان میخواهند و اردوغان هم فعلا فقط به پیام اوجلان روی خوش نشان داده است. این پیام هیچ شرطی برای دولت سکولار ترکیه قایل نشده است و مطالبه ای هم مطرح نکرده است.

از طرف دیگر اردوغان سکولار هم خطابش به پ.ک.ک و اوجلان به عنوان یک نیروی صلح طلب نه یک نیروی “تروریست” که بیش از چهار دهه است آنها را با این اسم خطاب میکنند٬ این است که : “نیروهای مسلح پ.ک.ک باید اول خاک ترکیه را ترک کنند و بعدا خلع سلاح بشوند تا بتوان مذاکرات را به نتیجه رساند.”

این یک تحول مهم در ترکیه و منطقه است. با وجود استقبال مردم مسلمان  کردستان ترکیه از خلاص شدن از شر مسلحانه ی چته های  پ. ک. ک  و استقبال جهانی از پیام اوجلان این یک پیروزی برای دولت ترکیه و مردم مسلمان کرد و ترک محسوب می شود. زیرا اوجلان بدون هیچ تضمینی تن به اعلام پایان جنگ مسلحانه داده و از نیروهای مسلحش خواسته است که خاک ترکیه را ترک کنند. این پیام اعلام رسمی شکست راه حل ارتدادي  – سكولاريستي مسئله کرد است٬ که در تاریخ معاصر به شکل مسلحانه و مذاکره و استفاده از شکاف دولتها همیشه خواسته است در قدرت سهیم شود. اما  جریان سكولاريستي کرد به عنوان یک جنبش  ارتدادی همچنان سایه اش بر سر مردم  مسلمان و جنبشهای انقلابی در کردستان ترکیه سنگینی می کند.

 

نتایج و پیامدهای این تحول
تا جایی که به پ.ک.ک مربوط میشود اعلام این سیاست آغاز پروسه خلع سلاح و پایان جنگ مسلحانه این حزب سکولار سوسیالیستی در کردستان ترکیه است. با هر زیر و بمی که این پروسه طی کند و حتی اگر یک دور دیگر جنگ آغاز بشود باز هم این روند سیاسی و استراتژیک به سمتی میرود که پ.ک.ک به شکل کنونی نمی خواهد و نمی تواند فعالیتش را ادامه بدهد. به احتمال زیاد با اسم دیگری به یک حزب قانونی مثل بقیه احزاب در ترکیه به پارلمان راه پیدا می کند. پ.ک.ک به جریانی تبدیل میشود که سرنوشت کردستان سوریه را با مصالحه و همکاری ترکیه و حکومت اقلیم کردستان عراق حل و فصل می کنند. پ.ک.ک در کردستان عراق و ایران هیچ وقت نیروی ریشه داری نبوده ودر صورت شکست و نابودیش در کردستان سوریه و در برابر شریعت گرایان کردستان سوریه  از موقعیت کنونی هم ضعیف تر خواهند شد. این یک تحول مهم است که در کشورهای همجوار تاثیرات چنین پایانی برای پ.ک.ک.  ، مردم  مسلمان کردستان را به مرور از توهمات احزاب و جریانت ارتدادي  – سكولاريستي  دور می کند.

میدان جدال و بروز و عروج جنبشهای اسلامی  و احزاب و جریانات شریعت گرا ،  بویژه جنبش فرقه ی ناجیه  در کردستان ترکیه که تا کنون در زیر فشار یک جریان قوی ارتدادي  – سكولاريستي  و مسلح که صدای هر مخالف خود را خاموش می کرد٬ بیشتر می شود. صدایی که امکان بروز علنی وآزاد پیدا نمی کرد بیش از پیش به جلو صحنه می آید. جلو آمدن جنبش شریعت گرائی  و عروج جنبش فرقه ی ناجیه  به عنوان یک جنبش بالنده قبلا در کردستان ایران  و عراق پس از انقلاب ۵۷ آغاز شد. بعدا در کردستان عراق این پروسه  در هورامان غربی با تشکیل امارت اسلامی  پی گرفته شد و اکنون با این تحولات دامنه اش به کردستان ایران ، ترکیه و سوریه خواهد رسید.

در کردستان ایران شرایط قدرتگیری شریعت گرایان  و اعتماد جامعه به راه حل واقعی و مسئولانه ی مجاهدین و شریعت گرایان  برای رفع ستم ، دینی ، ملی  ،  طبقاتی و حل مسئله کرد قدمت طولانی تری دارد. بعد از نتایج دو دهه حکومت احزاب ارتدادي  – سكولاريستي  کرد در کردستان عراق اکثریت مردم ساکن آنجا هم به این نتیجه رسیدند که از حاکمیت ارتدادي  – سكولاريستي  کرد رویگردان شوند. به همین دلیل مردم کردستان عراق از دوران توهم عبور کرده و اکنون گوش شنوا برای نقش جنبشهای دیگر و صداهای دیگر بیش از همیشه فراهم شده است.

با خاموش شدن اسلحه احزاب مسلح ارتدادي  – سكولاريستي کردستان ایران که فعلا در کردستان عراق مستقر هستند٬ و دلیل آنرا (در نظر گرفتن مصلحت احزاب ارتدادي  – سكولاريستي  حاکم در کردستان عراق) اعلام کردند٬ این سیاست از جانب پ.ک.ک مورد نقد قرار گرفت و خود را نیرویی قاطع و جنگجو معرفی کرد که می خواهد جای خالی آن احزاب را پر کند. این سیات و تاکتیک توهماتی در میان مردم بوجود آورد. حدود دو دهه پ.ک.ک نقدش به احزاب هم جنبشی خود در ایران این بود که آنها مبارزه مسلحانه با ایران  را کنار گذاشته اند. مبارزه “قاطع مسلحانه” که پ.ک.ک در دو دهه گذشته پرچمدار آن بود و به عنوان یک نیروی “سازش ناپزیر” خود را معرفی کرده بود٬ نقش عمیقی در متوهم کردن بخشهایی از مردم به این جریان بازی کرد. اکنون با اعلام پایان دوره جنگ مسلحانه از جانب اوجلان تمام آن عمارت پوشالی که از خود ساخته بودند فرو می ریزد.

اعلام پایان دوره جنگ مسلحانه از جانب اوجلان و قبول رسمی این سیاست از جانب پ.ک.ک تاثیر زیادی بر احزاب و سنتهای مبارزاتی و اعتراضی مردم و جریانات سیاسی خواهد گذاشت. این پایانی غم انگیز و شکستی سهمگین برای سنت و راه حل ارتدادي  – سكولاريستي  کرد در کردستان است. اما آغازی آگاهانه تر با ایفای نقش جنبشهای شریعت گرایانه برای مردم تحت ستم و جنبش فرقه ی ناجیه و مجاهدین شریعت گرا  در این جوامع خواهد بود. دقیقتر بگوئیم آنجا که سنت ارتدادي  – سكولاريستي  کرد رو به ضعف و افول می رود و اینجا باید گفت خودشان پایان یکی از این سنتها را اعلام کرده اند٬ میدان بازی و امکان عروج جنبشهای شهری و مدرن٬ بویژه جنبش کارگری و کمونیستی بیش از پیش فراهم میشود.

توهمات فعلی مردم  مسلمان کردستان ترکیه به نقش پ.ک.ک٬ به مرور زمان کم و کمتر میشود و همانند سیر توهم زدایی از احزاب ارتدادي  – سكولاريستي  حاکم در کردستان عراق سیر بی اعتباری جریاناتارتدادي  – سكولاريستي در ترکیه هم آغاز شده است. طولی نخواهد کشید ما مصداقهای این پروسه را خواهیم دید. در پس این تحولات تقدس جنگ مسلحانه و پیشمرگایتی و گریلایی که در نتیجه اتخاذ آن پ.ک.ک هم برای مرتدین سکولار مقدس شده بود٬ از این حالت کنونی خارج می شود.
دوران “جنگ مذاکره٬ مذاکره جنگ” و دوران استفاده از تخاصمات و شکاف دولتهای منطقه برای مرتدین سکولار کرد به دلایل مختلفی که عمده ترین آنها تحولات سیاسی و اقتصادی جهان امروز است٬ رو به پایان قطعی است. آنها از این روش و سیاستها برای سهیم شدن در قدرت استفاده می کردند. به دلایل مختلفی این دوره دوره رو به افول و پایان قطعی و تاریخی این سنت اعتراضی است.
مذاکرات پ.ک.ک و دولت ترکیه هر نتیجه ای داشته باشد با اعلام رسمی پایان دوره جنگ مسلحانه از جانب اوجلان و مهر تایید پ.ک.ک بر این سیاست٬ این روش اصلی مبارزه سکولاریستهای مرتد کرد به منظور شریک شدن در قدرت٬ یک ضربه تاریخی و جدی خورده است و در کوتاه مدت زنده کردن آن بسیار سخت خواهد بود.

این تحولات اگر چه با قدرت و فشار جنبشهای انقلابی شریعت گرایان حاصل شده است و پیروز این جدال فعلا دولت سکولار ترکیه  و مجاهدین شریعت گرا خواهند بود٬ اما از لحاظ سیاسی و موقعیت جهانی امروز که جبهه سکولاریستی جهانی بی افق و بدون استراتژی است٬ میدان عروج جنبشهای انقلابی و در راس آنها جنبش فرقه ی ناجیه  و مجاهدین شریعت گرا را بیش از پیش فراهم می کند.
مجاهدین شریعت گرا  با نقد روش٬ سنت و سیاست سکولاریستهای جهانی و مرتدین سکولار محلی باید راه حل  شریعت گرایانه ٬ انقلابی و واقعبینانه خود را برای حل مسئله کرد طرح کنند.

همزمان باید با اتکا به مطالبات واقعی مردم  مسلمان کردستان در عرصه های مختلف در نقد توهمات سکولاریستی  راه پیروزی واقعی را در مقابل مردم مسلمان  قرار دهند. مردم ناچار نیستند که در میان دو جبهه ارتجاع دولتهای سرکوبگر سکولار حاکم و یا جریانات مرتدین سکولار ملت تحت ستم یکی را انتخاب کنند. مردم حق دارند و باید این امکان را فراهم کرد که یک قطب شریعت گرا  و انقلابی را بتوانند انتخاب کنند. جریانی شریعت گرای ضد سکولار که به عنوان آلترناتیو و در نقد دو جبهه ارتجاع سکولاریستی  (جریانات و دولتهای حاکم مزدور یکی از جناحهای سکولاریستی شرق و غرب از یک طرف و احزاب و جریانات اپوزیسیون سکولاریست مرتد از طرف دیگر) به میدان نیاید٬ شانس چندانی برای پیروزی نخواهد داشت. هر نوع توهم به یکی از آن دو قطب  سکولاریستی و یا حتی سکوت در مقابل یکی از آنها خاک باشیدن به چشم مردم است.

 

دیدگاهتان را بنویسید