دموكراسی اسلامی يا اسلام دموكراتيك ، جايگزينی آمريكايی

دموكراسی اسلامی يا اسلام دموكراتيك ، جايگزينی آمريكايی

نويسنده: محمد سالم بن محمد امين مجلسی

مترجم : انجمن « اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف »  بیساران

 

علاوه بر تروريسم و مسائل مربوط به آن، دموكراسی از ديگر اموری است كه محققان آن را با من مطرح می­كنند و چند شرط برای دموكراسی و احكامش صادر كرده­اند – كه در مورد آن  حرف خواهم زد-  و بدان گوش سپرده­اند و موارد بسياری كه مربوط به تكفير هستند را بر آنها بنا نهاده­اند و هنجارهای جامعه را زير پا گذاشته­اند.

به هر حال من روی منبرها، نظرم را درباره­ی دموكراسی اعلام كرده­ام و بسياری از كسانی كه به امر دعوت به اسلام همت می­گمارند آن را ثبت و منتشر نموده­اند و من خدا را شکر، هنوز به آن اطمينان دارم، هرچند برخی از علما به نظر من، این مسئله را اشتباه فهميده­اند و ضعف وسستی نشان داده و راه چرب زبانی و تعارف را در پيش گرفته­اند و از جايی كه متوجه نيستند در دام دشمنان اسلام افتاده­اند و اين كمترين چيزی است كه می­توان درباره­ ی آنان گفت ودر اين مسير تمهيداتی وجود دارد:

  • اول اينكه خداوند سبحان مي­فرمايد: « فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّـهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا »﴿ النساء/٥٩ ﴾ «و اگر در چيزی اختلاف داشتيد ( و در امری از امور كشمكش پيدا كرديد ) آن را به خدا ( با عرضه به قرآن ) و پيغمبر او ( با رجوع به سنّت نبوی ) برگردانيد ( تا در پرتو قرآن و سنّت ، حكم آن را بدانيد . چرا كه خدا قرآن را نازل و پيغمبر آن را بيان و روشن داشته است . بايد چنين عمل كنيد ) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد . اين كار ( يعنی رجوع به قرآن و سنّت ) برای شما بهتر و خوش فرجام‌تر است».

منظور ارجاع امور به وحی است كه همان حجت پا برجاست، نه به نظريات و سلایق مردم و گفته­های دانشمندان در توجیه امور ، که تقليد از آن ناپسند است.

  • دوم اينكه خداوند سبحان می ­فرمايد: « فَلَا تَجْعَلُوا لِلَّـهِ أَندَادًا وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ » ﴿ البقرة/٢٢﴾ «پس شركا و همانندهایی برای خدا به وجود نياوريد ، در حالي كه شما ( از روی فطرت ) می ‌دانيد ( كه چنين كاری درست نيست )» و نيز می ­فرمايد: « وَإِنَّ فَرِيقًا مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿ البقرة/١٤٦﴾» ﴿ البقرة/١٤٦﴾ «برخی از آنان بی‌گمان حق را ( از جمله پيغمبری محمّد و قبلگي كعبه را ) پنهان می‌دارند ، در حالی كه می‌دانند» و نيز می فرمايد: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّـهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ»﴿الانفال/٢٧ ﴾ ‏«ای مؤمنان ! به خدا و پيغمبر ( با دوست داشت دشمنان حق ، پخش اسرار جنگی ، پشت سرافكندن برنامه‌های الهي ، و غيره ) خيانت مكنيد ، و در امانات خود نيز آگاهانه خيانت روا مداريد» .‏

منظور اين است كه فرد عالم نيز علاوه بر ديگران، با وجود دانشش گاه در اين مهلكه­های بزرگ می­افتد، زيرا اگر چنين چيزی غير ممكن بود، در قرآن از آن نهی نشده بود. هيثمی در مجمع اين را ذكر كرده و حديثي مرفوع از ابودرداء آورده است كه: (إن أخوف ما أخاف عليكم زلة عالم…) “آنچه كه بيش از همه از آن بيم دارم، لغزش فرد عالم است” و اين حديث ضعفي در آن موجود است، اما ابودرداء از معاذ روايت كرده و طبرانی نيز در الاوسط و خطيب بغدادی در تاريخ خود با استناد به سخن حسن از مسلم خولانی آورده است كه معاذ می­گفت: (اتقوا زلة الحكيم).”بترسيد از لغزش انسان عالم”

  • سوم آنكه تحقيق و تبيين امر واجب است، آنان كه از دموکراسی سخن می گویند، در ارائه ی نظر خود شبيه یکدیگر نيستند. بايد ديد كه چگونه آن را ارائه می­دهند؟ زيرا برخی از آنها، آن مفهوم را از مضمون اصلی خود خالی كرده و اصولی را كه اين مفهوم بر پايه­ی آن بنا شده است، در پیش نمی گیرند. پس ايشان در پذيرفتن اين شعار خطرناك، اشتباه می­كنند. پذيرفتن شعاری كه به کافران شبیه است و اين تقليد، پرهيزكاران بلند مرتبه را می رنجاند تا محاسنی را كه در آن هست به آنان معرفی ­كند.
  • چهارم اينكه بين درخواست دموكراسی و استفاده از نكات خوبی كه در آن هست – البته اگر چنين چيزی يافت شود- تفاوت هست، زيرا دعوت به دموكراسی، دعوت به باطل و فروگذاشتن دين است و استفاده از “محاسن” آن مسئله ی دیگری است.
  • پنجم اينكه آنچه با عنوان دموكراسی اسلامی يا اسلام دموكراتيك معرفی می­شود، چيزی نيست كه مسلمانان آن را خواسته باشند؛ بلكه يك طرح كفرآميزي است كه مديريت آمريكا آن را ساخته است و صاحب ­نظرانش درباره­ی آن نظر داده­اند.

اين مطلب در گزارش شرلی بنارد که همسر زلمای خليل زاده –سفير آمريكا در افغانستان پس از جنگ كه اكنون سفير آمريكا در عراق است-  نمودار شد. اسم اين گزارش “اسلام مدنی دموكراتيك” است كه مجلس سنا، كنگره و كاخ سفيد آن را دريافت كرده و پذيرفته­اند. اين مطلب همچنين در نظريه­ی “جنگ خط مشی­ها” آشكار می شود، نظریه ای كه نماينده­ی وزير دفاع آمريكا پل رولفويس – كه يكی از محافظه­كاران نوپا و از طرفداران ثبات است-  برای عملی كردن آن كوشيد و نيز در نظريه­ی رابرت اسپنسر می­توان آن را ديد كه با ايجاد جريانات اسلامی­ای كه دموكراسی را می­پذيرند، دعوت به مبارزه­ی لفظی با قرآن می­نمايد . زيرا معتقد است كه بدون اسلام دموكراتيك، مانعی برای ظهور مجدد اسلام حقيقی وجود ندارد و او يكی از اعضای دستگاه اطلاعات و مدير سايت مبارزه با جهاد می­باشد.

خود بوش به فروپاشی فرهنگ­ها از داخل اسلام فراخواند و اين با چيزی كه هانتينگتن در نظريه ی “چالش فرهنگ­ها” مطرح كرد، متفاوت است. علاوه بر این ها جنبش های بسياری  در آمريكا و ديگر كشورها برای بررسی راه­های ايجاد اسلام جايگزين ، تشكيل شد كه آخرين آنها در سال ۲۰۰۳ در واشنگتن پيرامون موضوع “دموكراسی و اسلام فرهنگی” بود كه در آن – و در ديگر نشست­ها – لزوم حمايت از جريانات اسلامی سياسی كه دموكراسی را به عنوان يك راه حل پذيرفته­اند، اعلام شده است. جريانی كه گذشته از جهاد و موالات  (همبستگی با ديگر مومنان)، سعی در تحكيم دين و برپاداری احكام الهي ندارد.

اين جريان با ياری چنين جنبش هايی در تركيه و مصر و حتی در فلسطين – اگر چه وضع فلسطين اندكی فرق دارد- پيروز شد و اسناد محرمانه ای كشف شد كه اين نكته را آشكار می­كند. در اينجا درباره­ی كارهايی كه اين جريان پس از پيروزی­اش انجام داد، از خود می­پرسيم؛ آيا دين را اجرا كردند و احكام الهی را برپاداشتند و كشورها را آزاد كرده و نيرنگ دشمن را به خودش باز گرداندند يا اینکه به جز آبكی كردن دين و ترك اسلام و آئينش، آن هم به اسم اسلام ، اتفاقی نيفتاد؟ و اين هسته­ی نظريه­ی “جنگ خط مشی­ها” است و ما شاهد تمايل شديد نمايندگان اين جريان به ديدار سفيران آمريكا برای گفتگو با ايشان – حتی در كشور خودمان- هستيم و اين مسأله سخن را به درازا خواهد كشاند ومن آن را در يك سخنرانی مكتوب پيرامون اسلام دموكراتيك شرح داده­ام، اما اكنون زندانی و از منابع دور هستم و فقط حفظیات خود را به صورت مختصر می­نويسم و لله الحمد و المنه.

  • ششم آنكه برخی از داعيان دموكراسی، اقوال بسيار آشفته­ای درباره­ی دموكراسی دارند، گفته­اند كه دموكراسی كفر است يا شايد منظورشان چيزی است كه در يونان باستان مرسوم بوده و يا امروز در حكومت­های كفرآميز هست. گفته­اند كه دموكراسی كم ضررتر است يعنی بر استبداد ترجيح دارد و در آخر خواسته­اند كه دموكراسی را برگیرند و هر چه در آن مخالف اسلام است را رد كنند و مشخص است كه اگر دموكراسی كفر باشد، ضرورت، افتادن در كفر را مجاز نمی­كند و تا زمانی كه می­گوييم دموكراسی كم ضررتراست، واجب است كه بر اصل باقی بمانيم و همراهش باشيم كه اين اصل – در اينجا- همان ضرر است و اگر آنچه را كه در دموكراسی مخالف اسلام است رد كنيم، اصول آن را رها كرده­ايم واگر موضوعی، اصولش را از دست بدهد، ديگر چيزی برايش باقی نمی­ماند. پس چرا اينقدر بر تسميه دموكراسی اصرار داريم، حال آنكه دموكراسی از محتوای اصلی اش خالی شده است؟!!

چنانكه می­گويند اين روند، جهانی شدن و گسترده شدنی است كه اين عصر آن را می­طلبد اما بدعت­ها و كارهای نوخاسته، خيری ندارند و هدايت رسول اكرم صلی الله علیه و سلم برای هر كه خدا بخواهد هدايت شود، كافی است. در زير برخی از نكاتی را كه بر دموكراسی وارد است، می آوريم:

حكومت مردم بر مردم، چيزی است كه يونانيان اولين پيروان آن بودند، حال آنكه حكومت جز از آن خداوند نيست: « إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّـهِ ۚ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ۚ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ » ﴿یوسف/٤٠﴾ «فرمانروائی از آن خدا است و بس. ( اين ، او است كه بر كائنات حكومت می کند و از جمله عقائد و عبادات را وضع مي‌نمايد ). خدا دستور داده است كه جز او را نپرستيد، اين است دين راست و ثابتی ( كه ادلّه و براهين عقلی و نقلی بر صدق آن رهبرند ) ». قانون گذاری را حق شوراهای منتخب از طرف مردم می دانند، در حالی كه خداوند سبحانه و تعالی می­فرمايد: «أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَن بِهِ اللَّـهُ ۚ » ﴿شوری/٢١﴾ «‏شايد آنان انبازها و معبودهائي دارند كه براي ايشان ديني را پديد آورده‌اند كه خدا بدان اجازه نداده است ( و از آن بي‌خبر است‌ ؟)»

و اگر پاسخ دهند كه آئينی وضع نمی­كنند به ايشان گفته می­شود كه در دموكراسی همه چيز قابل مناقشه و بررسی است، حتی احكام الهی كه وجوب آن مشخص است و بايد از آن پيروی كرد و به آن گردن نهاد. خداوند متعال می فرمايد: «فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا» ﴿نساء/٦٥﴾‏ »امّا، نه! به پروردگارت سوگند كه آنان مؤمن بشمار نمی‌آيند تا تو را در اختلافات و درگيريهای خود به داوری نطلبند و سپس ملالی در دل خود از داوری تو نداشته و كاملاً تسليم ( قضاوت تو ) باشند» .‏

دموكراسی ادعای برابری مطلق بين زن و مرد را دارد و خداوند متعال می­فرمايد: « وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنثَىٰ ۖ » ﴿آل عمران)«پسر مانند دختر نيست» و يا می­فرمايد: « الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ » ﴿نساء/٣٤﴾ «‏مردان بر زنان سرپرستند». نيز می فرمايد: « فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ »﴿البقرة/٢٨٢﴾  «يك مرد و دو زن ، از ميان كسانی گواه كنيد كه مورد رضايت و اطمينان شما هستند» . « لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنثَيَيْنِ ۚ »﴿نساء/١١﴾ «بهره يك مرد به اندازه بهره دو زن است» و در صحيح بخاری آمده است كه: “قومی كه زنی به آنان فرمان دهد، رستگار نخواهند شد” و در دموكراسی زن می­تواند همه­ی وظايف مهم را در دست گيرد. علاوه بر اين دموكراسی قائل به مساوات بين دانا  و نادان است. خداوند می­فرمايد: « قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ ۗ» ﴿زمر/٩﴾ «آيا كساني كه ( وظيفه خود را در قبال خدا ) می‌دانند ، با كسانی كه ( چنين چيزی را ) نمی‌دانند ، برابر و يكسانند ؟» همچنين دموكراسی به برابری ميان پرهيزكاران و فاسدان معتقد است. خداوند سبحان و متعال می­فرمايد: « أَفَمَن كَانَ مُؤْمِنًا كَمَن كَانَ فَاسِقًا ۚ لَّا يَسْتَوُونَ »﴿السجدة/١٨﴾ ‏«آيا كسی كه مؤمن بوده است ، همچون كسی است كه فاسق بوده است‌ ؟ ! ( نه ، هرگز ! اين دو ) برابر نيستند».

دموكراسی آزادی های مطلقی را تامين می­كند كه حد و مرزی ندارند، از جمله تعدی بر احكام الهی، فجور و عصيان و حتی ارتداد، همه ی این ها حقوقی هستند كه دموكراسی به طرفداران خود می­دهد. « وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّـهِ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ» ﴿البقرة/٢٢٩ ﴾ «و هركس از حدود و مرزهای ( اوامر و نواهي ) الهی تجاوز كند ( ستمگر بوده و ) بي‌گمان اين چنين كساني ستمگرند ( و به خود و به جامعه‌اي كه در آن زندگي مي‌كنند ستم مي‌نمايند )».‏

دموكراسی طريق كافران است و بزرگترين چيزی است كه در اين زمان، به آن افتخار می كنند و بدان متمايز می شوند و مردم را به آن فرامی­خوانند. خداوند متعال می­فرمايد: « ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَىٰ شَرِيعَةٍ مِّنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ» ﴿ الجاثیة/١٨﴾ ‏«سپس ما تو را ( مبعوث كرديم و ) بر آئين و راه روشني از دين ( خدا كه برنامه تو و همه انبياء پيشين بوده است و اسلام نام دارد ) قرار داديم . پس ، از اين آئين پيروی كن و بدين راه روشن برو ( چرا كه آئين رستگاري و راه نجات است ) و از هوا و هوسهاي كساني پيروي مكن كه ( از دين خدا بي‌خبرند و از راه حق ) آگاهي ندارند» ونيز می­فرمايد: « فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ» ﴿یونس/٨٩﴾ «پس بر راستای راه پابرجا باشيد و استقامت به خرج دهيد ( و از انبوه مشكلات نهراسيد ) و از راه و برنامه كساني پيروي نكنيد كه ناآگاهند» .‏

پيامبر صلی الله علیه و سلم، به شدت ما را از دنباله روی  كافران نهی فرموده و امر به مخالفت با آنان كرده است و در مسند و سنن، ابوداود از حديث ابن عمر آورده است: (من تشبه بقوم فهو منهم ) “هر كه خود را به قومی شبيه كند، از آنان است”. دموكراسی اعتباری ندارد مگر وقتی كه تفاهم نامه­های بين المللی را به رسميت بشناسد. تفاهم نامه­هايی كه به حقوق بشر – در معنای موردنظر آنان-  می­بالد و تازيانه زدن به زنا كاری كه باكره بوده است و نيز سنگسار کردن زناكار محصنه ونيز قطع دست دزد و ديگر حدود الهی را منافی آن حقوق بشر می­داند و حتی آن را وحشی­گری و نافرمانی از انسانيت می پندارد.

حكومت­های كافر و سازمان­های كفر آميز هزينه­های بسياری در كشورهای اسلامی می­پردازند تا دموكراسی را در آن اجرا كنند و خداوند متعال در اين باره می­فرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ»﴿الانفال/٣٦﴾  «‏كافران اموال خود را خرج می‌كنند تا ( مردمان را ) از راه خدا ( و ايمان به الله ) بازدارند». حكومت­های كافر سلطه­گر، بيشتر از حكومت­هايی راضی هستند كه در آنها دموكراسی حاكم است، به ويژه اگر مردمش مسلمان باشند. خداوند سبحان می­فرمايد: « وَلَن تَرْضَىٰ عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ ۗ »﴿البقرة/١٢٠﴾  ‏يهوديان و مسيحيان هرگز از تو خوشنود نخواهند شد ، مگر اين كه از آئين ( تحريف شده و خواستهاي نادرست ) ايشان پيروي كني . اجرای دموكراسی و رضايت از آن، پاسخ دادن به دعوت­های پياپی كافران به لزوم اجرای آن است و خداوند می­فرمايد: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تُطِيعُوا فَرِيقًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ يَرُدُّوكُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ» ﴿آل عمران/١٠٠﴾ «‏ای كسانی كه ايمان آورده‌ايد ، اگر از گروهی از كسانی كه كتاب بديشان داده شده است پيروي كنيد ، شما را پس از ايمان آوردنتان به كفر باز مي‌گردانند» .

دموكراسی همان شورا نيست و بسیار از آن دور است. شورا امری مشروع است كه خداود سبحان  در مورد آن می­فرمايد: « وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ۖ »﴿آل عمران/١٥٩﴾ «و در كارها با آنان مشورت و رايزنی كن». و نيز می فرمايد: «وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَيْنَهُمْ»﴿شوری/٣٨﴾ «و كارشان به شيوه رايزني و بر پايه مشورت با يكديگر است» و مشخص است كه اگر چيزی را خداوند و رسولش حكم كنند، جايی برای مشورت و انتخاب نمی ماند، بر عكس دموكراسی كه همه­ی امور را به رأی  مستقيم مردم يا رأی غير مستقيم  آنان – به وسيله­ی نمايندگانشان – ارجاع می­دهد و خداوند در اين باره فرموده است:« وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّـهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ ۗ » ﴿الاحزاب/٣٦﴾ «مرد و زن مؤمني ، در كاری كه خدا و پيغمبرش داوری كرده باشند ( و آن را مقرّر نموده باشند ) اختياری از خود در آن ندارند ( و اراده ايشان بايد تابع اراده خدا و رسول باشد ). دموكراسی مردم را در مشورت برابر می­داند، نيكوكار و فاسق و عالم و جاهل، در نظرش همه برابرند. پس بين دموكراسی و مشورت در اسلام فرق هست».

دموكراسی حكومت اكثريت است و ای مومن؛ اين باعث می­شود كه بفهمی دموكراسی برای جهان مناسب نيست، بر خلاف اين كه طرفدارنش می­خواهند آن را تثبيت كنند، دموكراسی جهان را فاسد می كند، زيرا اكثريت مردم ايمان ندارند و شاكر نيستند و نمی­انديشند و فاسق هستند و مورد رحمت الهی نبوده و به خدا ايمان ندارند و مشركند و اگرزمام امور را به آنان دهند، زمين ويران می شود و اين در كتاب خدا اينگونه بيان شده است: « وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ»( انعام/ ۳۷) «اما بيشتر مردم نمی­دانند».

آنان دعوت به دموكراسی را  با لزوم  استفاده از آن توجيه می كنند، حال آنكه ما دينی داريم كه هيچ خيری را بدون راهنمايی بدان و هيچ شری را بدون  تحذیر از آن، رها نكرده است. در صحيح مسلم آمده است  كه “وقتی سلمان فارسي رضی الله عنه حديث مستراح رفتن را ذكر كرد، مردی يهودی به او گفت: پيامبر شما همه چيز، حتی مستراح رفتن را به شما آموخته است. سلمان پاسخ داد: آری”. پس چرا پيش از آنكه دموكراسی را برگزینیم، در حالی كه كافران با اسلام موافق نيستند، از اسلام پیروی نكنيم و آن را سرلوحه­ی زندگی قرار ندهيم و پيش از بررسی چيزهايی كه با اسلام مخالف نيستند، چرا به اسلام بسنده نكنيم. !؟

به خدا سوگند كه مصداق سخن پيامبر صلی الله علیه و سلم رخ داده است كه فرمودند: (لتتبعن سنن من كان قبلكم شبرا بشبر وذراعا بذراع حتى لو دخلوا جحر ضب لدخلتموه، قالوا اليهود والنصارى قال: فمن؟). متفق عليه “سنت­های پيشينيان شما را وجب به وجب و ذراع به ذراع دنبال می­كنند و حتی اگر آنان وارد لانه­ی سوسمار شوند، شما نيز وارد آن می شوید. پرسيدند: آیا منظور شما يهود و نصاری ست؟ پاسخ دادند: پس چه كسی؟” (متفق علیه و گاه نيز از ابو سعيد و ابو هريره و ابو واقد ليثی و ديگران روايت شده است)

می گويند با دموكراسی سرزمين­ها بارور می شود و بندگان به تنعم و رفاه می ­رسند و بنابراین مردم را به آن دعوت می­كنند، نه به خاطر تحكيم دين. در صحيح مسلم، حديث مرفوعی  از ابو هريره رضی الله عنه  آمده است كه: (بادروا بالأعمال فتنا كقطع الليل المظلم يصبح الرجل مؤمنا ويمسي كافرا ويمسي مؤمنا ويصبح كافرا يبيع دينه بعرض من الدنيا). “از روی فريب خوردگی  به كارهايی شتافتند كه مانند گذراندن شب تاريك (يعني آهسته و نا محسوس) است. فرد در حالی وارد صبحگاه می شود كه مومن است  و شب هنگام كافر شده است  و يا شب هنگام مومن است و وقتی وارد صبحگاه می ­شود ، كافر شده است طوری كه دينش را به متاع دنيا می ­فروشد”.

دموكراسی اسلامی مانند عبارت­های “كمونيسم اسلامی” يا “سوسياليسم اسلامی” است و كسانی كه می ­گويند “دموكراسی اسلامی”، : اسلام حكومت را جز برای خداوند نمی پذیرد و آزادی مطلق نمی­دهد و به مساوات مطلق فرا نمی ­خواند و امثال اين حرف­ها، به آنها می گوییم، ممكن است از اين به بعد، ادعای “اسلام يهودی” بكنند كه محمد رسول الله صلی الله علیه و سلم را تكفير نمی کند، بلكه به آن ايمان دارد و نمی ­گويد عزیر پسر خداست و نمی ­گويد دست خدا بسته است. به اين ترتيب چيزی از يهوديت اخذ نمی ­شود، مگر اينكه موافق با اسلام باشد!

افزون بر اين ، به جای اينكه همه­ ی ابزار و توان خود را صرف دعوت به دموكراسی كنيم ؛ واجب است كه همه­ی اين ها را صرف تحكيم دين خدا و بر پا داشتن دين او نماييم كه در آن خير و سعادت دنيا و رستگاری آخرت هست و عاقبت اين امت جز با آنچه كه در آغاز بدان اصلاح شد، اصلاح نمی ­شود، پس بايد سعی كنيم آن را از طريق وحی مبين اصلاح كنيم، نه با دموكراسی مدرن يا كهن و ای خواننده­ ی بزرگوار بدان كه شايسته نيست، وطن برای ما از دين محبوب تر باشد بلكه از لوازم وطن دوستی اين است كه بخواهيم دين در آن بر پا شود.

اصل این است که دين و اقامه­ی آن را در هر كشوری بخواهی.  پس شايسته ­تر است كسی كه برای اقامه­ی دين در وطنش می ­كوشد، ادعای وطن دوستی كند، نه کسی كه برای آن نمی­كوشند. به اين وسيله فضايل، عموميت يافته و محبت منتشر می ­شود و برادری و مهر گسترش می ­يابد و مردم از چشمه­ ی سعادت سيراب شده  ودر سايه­ سار امنيت وصلح زندگی می كنند. خداوند سبحان می ­فرمايد: « وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ »﴿الاعراف/٩٦﴾ «‏اگر مردمان اين شهرها و آبادی ها ( به خدا و انبياء ) ايمان می ‌آوردند و ( از كفر و معاصی ) پرهيز می ‌كردند، ( درگاه خيرات و ) بركات آسمان و زمين را بر روی آنان می ‌گشوديم ( و از بلايا و آفات به دورشان مي‌داشتيم ). و می فرمايد: « وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأَدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ *وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْهِم مِّن رَّبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم ۚ مِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ ۖ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ ﴿مائدة/ ۶۵-۶۶﴾ ‏«و اگر اهل كتاب ( اعم از مسيحيان و يهوديان ، به جاي دشمنانگي و تباهكاري ، به اسلام بگروند و ) ايمان بياورند و پرهيزگاري پيشه كنند ، گناهانشان را مي‌زدائيم ( و زشتيها و پلشتيهای گذشته ايشان را می ‌بخشيم ) و آنان را به باغهای پرنعمت بهشت داخل می ‌سازيم .‏ ‏و اگر آنان به تورات و انجيل ( اصلي و دست‌نخورده ) و بدانچه كه از سوی پروردگارشان ( به نام قرآن ) بر آنان نازل شده است عمل بكنند ( و در ميان خود قوانين الهی را پياده كنند و برپای دارند ) از بالای سر خود و از زيرپای خود ( و از هر سو ، غرق در نعمت شده و از آسمان و زمين ) روزی خواهند خورد . ( اهل كتاب همه يكسان نيستند ) جمعی از آنان عادل و ميانه‌ رو اند ( و به اسلام می ‌گروند و به محمّد ايمان می ‌آورند ) ولی بسياری از ايشان ( نااهل و كج‌روند و ) بدترين كار را انجام مي‌دهند» .‏

خداوند ما را به آنچه دوستش دارد و می­پسندد موفق گرداند

و الحمد لله

اين را بنده­ی محتاج خدا: “محمد سالم بن محمد امين مجلسی”

در زندان مدنی – نواكشوط –  موريتانيا نوشته

(  در حالی كه خداوند خانواده و همه­ی برادرانش را از او جدا كرده است)

 

 

دیدگاهتان را بنویسید