جدایی کردها از ایران و مسئله تجزیه و تقسیم ایران زمین

جدایی کردها از ایران و مسئله تجزیه و تقسیم ایران زمین

کاتب : ابوسلیمان هورامی

 

بدون شک وجود عقاید غلاۀ شیعه علت اساسی و پایه ای تجزیه ایران به شمار می رفته است. چه در زمان مغول ها و قبل از حمله آن ها به سرزمین های مسلمان نشین ، چه در عصر صفوی و دول پس از آن. اما این مصیبت تنها دامنگیر کردها و هورامی های ایران نشد بلکه تمام ملیت های مسلمان ایران و حتی سراسر سرزمین های مسلمان نشین دنیا را در بر گرفت.

در ایران خراسان بزرگ که شامل افغانستان ، تاجیکستان ، ازبکستان، ترکمنستان می شد و آذربایجان ، قره باغ و کلیه ی جمهوری های فعلی شمال ایران می شد و بخش هایی از پاکستان و هندوستان و تمام مناطق کرد و هورامی نشین ترکیه ، عراق ، سوریه ، لبنان و… همگی بر اثر خیانت و جنایات فراموش نشدنی این حکام چگین صفت همجنس باز زن صفت از ایران منفک گردیدند. به خصوص از زمانی صفویه به علت وحشیگری های شاه اسماعیل و اعقاب او در حق اسلام و مسلمانان اهل سنت، کردها ، فارس ها، بلوچ ها ، ترکمان ها و… مجبور شدند که خانه و کاشانه خود را رها کرده و به بیگانگان نژادی اما آشنایان و برادران دینی و عقیدتی پناه ببرند که دیدیم چگونه ایرانیان مسلمانی که توان هجرت داشتند به هند ، پاکستان ، سرزمین های شمالی ایران و کشورهای حاشیه خلیج ، امپراطوری عثمانی و… پناهنده شده و به دلیل برتری دادن نیروی دین بر نژاد به خاطر محافظت از دین خود از هم نژادی هایشان جدا شده و هنوز هم این سیر گریز به خاطر وجود مسببات گریز هنوز هم در جریان است.

در عصر صفوی دشمنی آشتی ناپذیر اسماعیل صفوی به همراه دین سازان اطرافش با دین مبین اسلام که مریدانش در میدان های جنگ شعار «لا اله الا اسماعیل» ملعون ورد زبانشان بود باعث شد که کردهای اهل سنت را به خاطر عقایدشان جزو خلافت عثمانی سنی مذهب به حساب آورده و پس از شکست در جنگ چالدران بالغ بر ۲۰ ایلت کردنشین که تمام کردهای ترکیه ، سوریه ، لبنان و عراق امروزی را در بر می گرفت از ایران جدا شدند و تجزیه عثمانی پس از جنگ اول جهانی رسمیت بی شرمانه ای به این تکه تکه کردن داد که سبب اصلی آن کثیف ترین خنجر مسموم خیانت ، غدر و دروغ و تحریفی است که از پشت بر پیکره ی امت اسلامی وارد آمده است.

اسماعیل صفوی که از جانب دول مسیحی و صلیبی غرب علیه امپراطوری عثمانی به وجود آمده بود هم چون مغولی که علیه حکومت عباسیان تحریک گردید مسبب جنایات نابخشودنی در تاریخ اسلام گردید وی که اجداد پدرش همگی سنی مذهب و شافعی بودند از مادری مسیحی به نام مارتا دختر اوزون حسن از یک همسر مسیحی به نام کورا کاترینا برادر زاده ی شاه طرابوزان که با شرط حفظ دیانت مسیحی خود همسری اوزون حسن را پذیرفته بود، زاده شد.

میر شرفخان بدلیسی در مورد عده ای از امرای فریب خورده ی جاهل به عقاید صفویان که قصد دادن بیعت به اسماعیل صفوی با حفظ دیانت خود داشتند را چنین می نویسد:

شاه علی بیگ این امیر بدر که بعد از فوت برادرش امیر شرف به حکمرانی جزیره منصوب شده بود، با دوازده نفر از امرا و حکام منطقه کردستان برای بیعت با شاه اسماعیل عازم خوی و تبریز شد اما شاه اسماعیل پیشنهاد حمایت و بیعت او را نپذیرفت و آنان را به زندان انداخت، شاه علی بیگ هم پس از آزادی از زندان با میر شرف الدین بدلیسی متحد شده و به سلطان سلیم عثمانی روی آوردند. آن ها با توجه به احساسات مذهبی سلطان سلیم او را به تسخیر و فتح دیار بکر و آذربایجان و ارمنستان ترغیب نمودند که به دنبال آن جنگ چالدران اتفاق افتاد و در ۲۳ اوت ۱۵۱۴ میلادی در شمال غرب دریاچه ارومیه به نفع دولت عثمانی خاتمه یافت.[۱]

البته به دنبال این فجایع درست کردن کله و پاچه امرای کرد توسط اسماعیل ملعون و نوشیدن شراب در کاسه ی سر آنان افتتاح عشرت کده و لذت کده در عالی قاپو اصفهان که تجاوز به دختران ایران زمین و همجنس بازی با پسرهای نوجوان را با پشتوانه ی رأی دین تراشان درباری در مسئله ی صیغه و نربازی دوباره زنده کرده و چنان شد که حسین صفوی بیش از سه هزار زن داشت و مجلسی ملعون هم ولی را نایب بر حق امام زمان می شناساند، فاجعه ی قلعه ی دمدم و هزاران جنایات دیگر توسط این شاهان خبیث و هم چنین جنایات آقا محمد خان قاجار و اعقاب جنایتکارش و پس از آن همگی دست به دست هم داده و با حمل ایدئولوژی کثیفی که توجیه گر اعمال پلیدشان به شمار می رفته عامل و بانی انهدام ایران زمین گشته اند.

سیاست های غلط این دوران شوم باعث میهن گریزی نخبگان و نیروهای مولد و گروه های تحت فشار گشته و عاملی جهت شعله ور شدن جنگ های داخلی می گردد و زمینه ای می شود در دست بیگانگان جهت تحریک مردم. اغلب سیاستمداران حاکم بر ایران با روش کاملاً ریاکارانه ، پیچیده و موزیانه با آزادی دادن و مهلت دادن به حیات نکبت بار مرتدین سکولار و غیرسکولار از اهل سنت سعی نموده اند بدین شیوه به عنوان ابزاری مؤثر و بازی کثیفی مسلمانان ایران را مشغول نگه داشته و با سیاست نفوذ ، استقرار و سپس تهاجم اهداف خود را در دل سرزمین های اهل سنت نشین تحقق بخشند. اما این بازی چند جانبه نیز از این به بعد فجایعی بدتر و وخیم تری را به دنبال خواهد داشت که به نفع هیچ کسی نخواهد بود.

ایران به مثابه ی پیکره ی بیماری ست که با وجود درد معده ، درد چشم ، درد گوش ، استخوان درد ، ریزش مو و بیماری هایی از این قبیل در گذشته ی دور دچار بیماری مهلک و کشنده ی سرطان یا سل گشته است. یک ایران دوست قطعاً ابتدا به درمان بیماری اصلی و بنیادین خواهد پرداخت ، چون می داند با وجود درمان این دردهای جزیی و غفلت از بیماری مهلک اصلی تمام زحمات به هدر خواهد رفت.

ایران به طور کلی و کردستان ، هورامان ، بلوچستان ، ترکمن صحرا ، جنوب ایران و… به طور خاص دچار بیماری مهلک گریز از مرکز و بیگانه خواهی شده اند که تماماً ریشه در وجود نامبارک تشیع حلولی غلاۀ عبدالله بن سبأ و کعب الاحبار یهودی الأصل است که خود را به دروغ به امام علی و دیگر بزرگان پس از آن منتصب نموده اند. و چنان چه این مشکل اصلی بیماری زا که هم چون بختکی بر مردم ایران زمین تزریق شده حل نگردد نه ایران و نه هیچ سرزمین مسلمان نشینی روی آرامش و وحدت را به خود نخواهد دید.

هرگز از بیداری اسامی و تحولات جهانی متناسب با آن غافل نشویم و بدانیم که جهان به صورت عام و جهان اسلام به صورت خاص در حال تغییر و تحول است و در این دگرگونی تنها سه گروه اند که توان عوض نمودن افکارشان را ندارند ، کفاری که بر قلبشان مهر زده شده ، دیوانگان تیمارستان و مردگان گورستان.

 

 

ولله الحمد والمنه

و الله اكبر

ابوسلیمان هورامی

 

 

 

 

 

 

[۱] . شرفنامه ، میر شرفخان بدلیسی ، صفحه ۱۶۸

دیدگاه‌تان را بنویسید: