ای مسلمین این نوع از سلفیون قادیانی های جدیدند

ای مسلمین این نوع از سلفیون  قادیانی های جدیدند

 

کاتب : ابوابراهیم هورامی

 

«قادیانی ها» به غلام احمد که در سال ۱۸۳۹ م در روستای «قادیان» یکی از روستاهای پنجاب هند به دنیا آمد منسوب اند. پدرش یکی از مزدوران استعمار انگلیس بود. و در سال ۱۸۵۱ م هنگامی که هندی ها ضد حکومت انگلیس قیام نمودند حکومت را با ۵۰ سرباز و ۵۰ اسب یاری رساند. و غلام احمد از همان دوران بچگی عادات عجیب و غریبی داشت و دچار چندین بیماری جسمی و روحی گردید.

ابتدای ظهور

ابتدای ظهور اجتماعی او سال ۱۸۷۷ بود. هنگامی که شور و شوق مسلمین و احساسات دینی آنان را با نوشتن اعلامیه ها و مقالاتی بر ضد هندوها و مسیحیان به خود جلب کرد. سپس اعلام کرد که کتابی در ۵۰ جلد در مورد شرع نوشته که در آن تمام شبهات و افتراءات دشمنان این دین عظیم را رد کرده است.

اما وی اعلام کرد که از عهده ی هزینه ی چاپ این کتب بر نمی آید و وعده داد که هر کس این ۵۰ جلد را پیش خرید نماید به نصف قیمت آن ها را برایش بفرستد و بدین شکل از هر جا برایش پول سرازیر شد.

در جلدهای اول مسلمین با مواردی چون کرامات خودش ، عظمت و بزرگی استعمار انگلیس ، ضرورت بقاء استعمار انگلیس برای هند و سرزمین های مشرق زمین مواجه شدند و هنگامی که مسلمین بر این کتب اعتراض کردند در جلد چهارم کتابش که آن را «براهین احمدیه» نامیده بود آورد: « همگی باید بدانند که من هر آن چه از این حکومت – استعمار انگلیس- مدح و ستایش کرده ام کاری جز پیروی از تعلیمات قرآن و سنت نکرده و همگی طبق این دو منبع بوده ».

در هر حال چاپ کتاب در جلد پنجمش متوقف شد و هنگامی که مردم دلیل این کارش را پرسیدند با وجود آن که به جای ۵ جلد قیمت ۵۰ جلد را پرداخته بودند ، در یک جمله جواب همگی را داد که: « بله! من به شما وعده ی چاپ ۵۰ جلد را داده ام ، اما بین ۵۰ و ۵ تنها یک نقطه فرق هست و یک نقطه کم است ، به همین دلیل من خلاف وعده و بدقولی نکرده ام» و او بدین شیوه بیهوده با کلمات به مغالطه می پرداخت و الفاظ را به بازی می گرفت.

و هنگامی که معترضین برای این که مبالغ هنگفتی را جهت دفاع از دین جمع کرده اما صرف خود و زنانش نمود بر وی اعتراض نمودند ، جوابش این بود: «… من جانشین الله در زمینم ، درست نیست که از من پرسیده شود در چه راهی خرج می کنم ، وظیفه ی مومنین است که اموال را به من ببخشند و از من سئوال نکنند».

ادعای نبوت

غلام احمد در نهایت ادعای نبوت کرد[۱] و ادعای نبوتش خدمتی بود در راستای مصالح استعمار انگلیس و پشتیبانی از او. در یکی از کتاب هایش تحت عنوان « تذکره وحی المقدس» می نویسد: « من نوشته ای را در شکل یک جوان انگلیسی دیدم که عمرش از ۲۰ سال تجاوز نمی کرد ، وی بر روی یک صندلی نشسته بود و میزی هم در جلویش قرار داشت. به او گفتم: به راستی که تو خیلی خوشگلی. او در جواب گفت: بله، صحیح است».

مدعی شد که به وی الهام می شود و به وی بعضی از عبارات انگلیسی وحی می شود. چون «I love you» یعنی دوستت دارم و نیز «I with you» من با توأم و نیز «I can what Iwildo» یعنی من می توانم آن چه دوست دارم انجام دهم. « فهمیدم که لفظ و لهجه ای که در کنار سرم با آن صحبت می شد انگلیسی بود » [از کتابش تحت عنوان «براهین احمدی»]

وی به اخلاص و وفایش نسبت به استعمار صلیبی انگلیس می نویسد: « ما تمام بلایا را به خاطر حکومت نیکوکارمان تحمل می کنیم و در آینده نیز آن را متحمل خواهیم شد ، برای این که بر ما واجب است که از وی جهت این همه نیکی و احسانی که بر ما منت می نهد تشکر کنیم ، و بدون شک ما با ارواح و جان ها و مال هایمان پیشمرگ و فدای حکومت انگلیس هستیم».

 

الغای فریضه جهاد

و خطرناک تر از آن اعلانش در پایان یافتن فریضه جهاد است که در روزگار خودش هیچ جایگاهی برای آن نمی گذاشت؛ می گفت: « همانا خداوند شدت و تندی جهاد را تفیف داد، به عبارت دیگر ، قتال و جنگ را به تدریج کمرنگ و سست نمود. در زمان موسی کودکان کشته می شدند ، در زمان محمد قتل کودکان و زنان و پیران ملغی شد ، سپس در عهد من ، حکم جهاد به کلی ملغی گردید».

می گوید: « امروز حکم جهاد با شمشیر ملغی گردید ، و از این روز به بعد دیگر جهادی وجود ندارد ، پس هر کس بعد از این علیه کفار اسلحه بردارد ، و خودش را غازی یا مجاهد بنامد ، مخالفت رسول الله را کرده که قبل از سیزده قرن اعلان ملغا شدن جهاد در زمان «مسیح موعود» را کرده بود –یعنی در زمان قادیانی- پس من مسیح موعودم ، و الان بعد از ظهورم دیگر جهادی وجود ندارد ، پس ما پرچم صلح و امنیت را برافراشته می کنیم».

نیز از اقوال وی ست که: « الان فکر جهاد را کنار نهید ، برای این که قتال و جنگ برای دین حرام گشته است ، و امام و مسیح آمد ، و نور الله از آسمان نزول کرد ، پس جهادی وجود ندارد ، بلکه کسی که حالا در راه خدا جهاد کند او دشمن خداست و منکر رسول الله » و « به درستی که این فرقه – فرقه قادیانی- پیوسته روز و شب جهت نابودی و انهدام این عقیده ی نجس که همانا عقیده ی جهاد از قلوب مسلمین است تلاش و کوشش خواهد کرد» .

 

قادیانی های تازه به دوران رسیده امروز

در این ایام واژگون و ناقص شده ی ما ظهور دوباره ی قادیانی ها را از نو با نام ها و رنگ های جدیدی می بینیم با ادعاهای صریح یا سر در گم کننده ، و با داعیان و مبلغینی جدید ، که بر این باورند جهاد ارهاب ، خشونت طلبی ، تخریب و تروریسم ویرانگر است و این که دفاع از دین و وطن و آبرو و حیثیت خیانت ، سبک سری ، بی عقلی و کهنه گرایی است که وقتش به سر آمده و الان زمان صلح ، گفتگو ، دموکراسی و مبارزات دموکراتیک و… است.

کسانی که با چنین شعارهای توهم گرایانه صد درصد ایدئالیستی در پی ساخت مدینه ی فاضله یشان به پا خواسته اند درک این مطلب را ندارند که مواضعات و خواست جدید جهانی خواستار توقف مقاومت و به زمین گذاشتن اسلحه و مصالحه و آشتی کردن با دشمنان تاراجگر قاتل و به آغوش کشیدن صلح و آشتی است. به دیگر سخن تسلیم شدن کامل و بدون قید و شرط در برابر اراده و خواست آمریکا. دقیقاً به همان شیوه ای که «غلام احمد» کذاب به روشنی هر چه تمام تر جهت زندگی در سایه ی حکومت «جلاله ی ملکه ی بریطانیا» و بهره مند شدن از عطایا و بخشش و دیگر مزایای خاص مزدوران دیگران را فرا می خواند.

و قادیانی های جدید جهت بستن مدارس دینی در بعضی از سرزمین های مسلمان نشین چون یمن ، پاکستان و… و پراکنده نمودن جماعت های اسلامی و دستگیری رهبران و هزاران نفر از پیروانشان و بستن منابع مالی مسلمین – به امر امریکا سرور دنیایشان- به پا خواستند. آن هم به نام و حیله ی مبارزه با ارهاب و تروریسم در ریشه ها و مراکز پیدایش آن.

که از نشانه های نمایان شده و عیان آن ، کم کردن و در بسیاری از مکان ها از میان برداشتن راه ها و قوانین و مقررات مربوط به جهاد در کتب درسی دانش آموزان و نیز حذف آیاتی که خیانت ها و جنایات و گناه های یهود در حق انبیاء و ملت ها را بیان می کند.

و هم چنین موقف و دیدگاه های عملی رسول الله صلی الله علیه و سلم در مورد یهود بنی قینقاع ، بنی نضیر ، بنی قریظه و خیبر و چگونگی رو در رویی با آنان و نیز پیروزی و غلبه بر یهود بعد از آن که خیانت و غدر کرده و کفار را علیه ایشان صلی الله علیه و سلم یاری دادند و تلاش شان جهت قتل ایشان جهت دستیابی و غلبه بر دولت اسلامی در همان اوایل امر و… تمامی این موارد را حذف نموده اند آن هم به بهانه صلح در خاورمیانه و… .

یا این که ما فعلاً در دوران تزکیه و در مرحله ی مکی هستیم و در این دوره اصلاً چیزی به نام جهاد وجود ندارد و هر کس با دشمنان دین بجنگد چه بکشد چه کشته شود در هر دو صورت قاتل است و اهل آتش.

یا این که در میان کمونیست ها «ملحدین موحدی» وجود دارند که سراسر ایمانند و اعمالشان تماماً مومنانه و هر کس با آن ها بجنگد هم چون آن کسی است که با پیامبران جنگیده.

یا این که سرباز امریکایی خیال می کند و به نیت برپایی صلح و آشتی می جنگند هر کس قبل از تفهیم او وی را بکشد قاتل است و یا این که در دنیا اصلاً کافری وجود ندارد پس تمام آیات مربوط به کفار هم کارایی ندارند ، در نتیجه جهاد با کفار نیز در این زمان ما دیگر وجود ندارد و مخالف دین اسلام است. و هر کس ادعای جهاد با کفار را داشته باشد و خود را مجاهد بنامد بر خلاف دین عمل کرده است. و… .

این ها گوشه هایی از تفکرات زهر آگین قادیانی های مدرن زمان ما هستند که در قوالب اخوان المفسدین مستخدم حکام و نوکران کفار عالمی که به ناحق اسما وظاهرامنتصب به اخوان المسلمین کشته اند، سلفیون فهد ،مفتی های مصر، مکتب (ناظرین بر) قرآن  سنندج و… بر این مردم ستمدیده ی منحت کشیده تحمیل شده اند.

 

ولله الحمد والمنه

و الله اكبر

ابوابراهیم هورامی

 

 

 

[۱] . و احمد مفتی زاده ادعای «رسالت صغری» را نمود.

دیدگاهتان را بنویسید