حکم حاکمان سکولاریست و حاکم بغیر ما انزل الله و وظیفه مسلمین درقبال آنها؟

حکم  حاکمان سکولاریست و حاکم بغیر ما انزل الله و وظیفه مسلمین درقبال آنها؟

 

مفتی:شیخ علی بن خضیر

ارائه دهنده : شاهو سنندجی

حکم شرعی درباره حاکمی که به غیر ما انزل الله(خلاف قوانین الهی)حکم می کند،چیست؟آیا حکم او مانند حکم حکام دولتهای اموی وعباسی-کفر دون کفر- می باشد ویا کفر آنها کفر اکبر مخرج من الملة است؟

و وظیفه دینی ما درقبال این گونه حکام چیست و چه کار باید بکنیم تا روز قیامت در این مورد مؤاخذه نشویم؟

*    *   *

جواب:

حکامی که به غیرما انزل الله حکم کرده وطبق قوانین وضعی بشری [ که امروزه به احکام سکولاریستی مشهورند ] یا  عرفها وتقالیدحکم می کنند؛کافر و مشرک هستند.

الله تعالی میفرماید:{ وَلَا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَداً: و در فرماندهي و قضاوت خود كسي را انباز نمي‌گرداند}.[کهف/۲۶] ومیفرماید:{ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ: فرمانروائي از آن خدا است و بس.}[یوسف/۴۰]

و کفرآنها به اجماع کفراکبراست واین اجماع را ابن کثیر ودیگرمعاصرین اهل سنت نقل کرده اند.

الله تعالی می فرماید: وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ: هركس برابر آن چيزي حكم نكند كه خداوند نازل كرده است  او و امثال او بيگمان كافرند.[مائده/۴۴]

و می فرماید: ‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِيداً ‏:‏ ( اي پيغمبر ! ) آيا تعجّب نمي‌كني از كساني كه مي‌گويند كه آنان بدانچه بر تو نازل شده و بدانچه پيش از تو نازل شده ايمان دارند ( ولي با وجود تصديق كتابهاي آسماني ، به هنگام اختلاف ) مي‌خواهند داوري را به پيش طاغوت ببرند ( و حكم او را به جاي حكم خدا بپذيرند ؟ ! ) . و حال آن كه بديشان فرمان داده شده است كه ( به خدا ايمان داشته و ) به طاغوت ايمان نداشته باشند . و اهريمن مي‌خواهد كه ايشان را بسي گمراه ( و از راه حق و حقيقت بدر ) كند . ‏[نساء/۶۰]

ومی فرماید: أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَن بِهِ اللَّهُ: شايد آنان انبازها و معبودهائي دارند كه براي ايشان ديني را پديد آورده‌اند كه خدا بدان اجازه نداده است.[شوری/۲۱]

و این چیزی است که امروزه انجام میشود،دادگاه ها(به جای قانون الله طبق قانون وضعی بشر و احکام سکولاریستی) بین مردم قضاوت میکنند هرچند در بعضی جاها [مثل دول عربی مرتد] اسمهایی(مانند دادگاه های اسلامی وشرعی)دارند اما معانی وحقائق مهم است نه اسماء فریبنده.

اما حاکم و قاضی اگر درقضیه معینی از روی هوا وهوس(مانند رشوه گیری یا پارتی بازی) ونه از روی اطاعت ازقانون یا لائحه یا تبصره یا نظام یا عرف یا تقلید؛به غیر شریعت حکم داد،دراین صورت کفردون کفر است. با استدلال به این حدیث که می فرماید:” قاضیان سه گونه اند دو قاضی در آتش خواهند بود”ودرادامه از قاضی جاهل وقاضی که طبق هوی وهوس حکم می راند-واین محل شاهداست-سخن می گوید[اهل سنن روایت کرده اند.]

ابن عبد البر –در التمهید-نقل کرده که این گونه اعمال به اجماع از کبائر ذنوب است واین چیزی است که در دولتهای اموی وعباسی رخ داد.

و اما وظیفه ما؟

نرفتن به این دادگاهای قانونی طاغوتی وتکیه به آیین ابراهیم که چنین می باشد:{ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَاء مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاء أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ: بدانگاه كه به قوم خود گفتند : ما از شما و از چيزهائي كه بغير از خدا مي‌پرستيد ، بيزار و گريزانيم ، و شما را قبول نداريم و در حق شما بي‌اعتنائيم ، و دشمنانگي و كينه‌توزي هميشگي ميان ما و شما پديدار آمده است ، تا زماني كه به خداي يگانه ايمان مي‌آوريد و او را به يگانگي مي‌پرستيد.[ممتحنه/۴]

و عمل به این آیات؛الله تعالی می فرماید:{ ‏ فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ ‏: ‏ پس آشكارا بيان كن آنچه را كه بدان فرمان داده مي‌شوي ( كه دعوت حق است ) و به مشركان اعتناء مكن ( كه چه مي‌گويند و چه مي‌كنند ).}[حجر/۹۴]. ومی فرماید:{ ‏ اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ ‏: ‏ ( اي پيغمبر ! ) پيروي كن از آنچه از سوي پروردگارت به تو وحي شده است . هيچ معبود بحقی جز او وجود ندارد . به مشركان اعتناء مكن ( و دشمنانگيِ آنان و سخنان ايشان را ناچيز انگار ) . ‏[انعام/۱۰۶] و می فرماید: ‏ قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ ‏* ‏ لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ‏: ‏ بگو : اي كافران ! ‏* ‏ آنچه را كه شما ( بجز خدا ) مي‌پرستيد ، من نمي‌پرستم . ‏

همرا با بغض ودشمنی ورزیدن وعدم دوستی وموالات،الله تعالی می فرماید: لَا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ: مردماني را نخواهي يافت كه به خدا و روز قيامت ايمان داشته باشند ، ولي كساني را به دوستي بگيرند كه با خدا و پيغمبرش دشمني ورزيده باشند ، هرچند كه آنان پدران ، يا پسران ، يا برادران ، و يا قوم و قبيله ايشان باشند.[مجادله/۲۲].

و جهاد در صورت توانایی وعدم مفسده بعد از هجرت وتمیز،الله تعالی می فرماید:{ يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ: اي پيغمبر ! با كافران و منافقان جهاد و پيكار كن ( تا ايشان را از كفر و نفاق به دور داري ) و بر آنان سخت بگير[تحریم/۹]}.و الا صبر کردن تااینکه فرمان الله دررسد همراه با جهاد شان به طور غیرمسلحانه؛{ ‏ فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَاداً كَبِيراً ‏: ‏ پس ( در تبليغ رسالت و دعوت به حق ، استوار و كوشا باش و ) از كافران اطاعت مكن ( و به دنبال هوسها و خرافات ايشان مرو ) و با ( اسلحه ) قرآن با آنان جهاد بزرگ ( و همه جانبه تبليغاتي ) را بياغاز . ‏}[فرقان/۵۲].

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید