انقلاب ۵۷ و آیت الله خمینی، تاریخ معاصر اهل سنت کردستان را به پیش و پس از خود تقسیم کرد (۳)

انقلاب ۵۷ و آیت الله خمینی، تاریخ معاصر اهل سنت کردستان را به پیش و پس از خود تقسیم کرد (۳)

 

به قلم : ابوسلیمان هورامی

فرمان آیت الله خمینی و آغاز درگیری مسلحانه با گروهکهای سکولار چند ملیتی در کردستان و هورامان:

‏‏‏‎ با تمام  درخواستهای مردم اهل سنت جهت شروع جنگ با سکولاریستهای چند قومیتی و در نتیجه ی تمام جنایتهایی که احزاب سکولاریست در کردستان مرتکب شدند سرانجام در ۲۸ مرداد ماه سال ۱۳۵۸، نقطە آغاز جنگ مسلحانه در برابر تهاجمات و جنایات احزاب سکولاریست  شروع شد که در آن آیت الله خمینی با حکم جهاد بر ضد کفار جنگی تمام عیار بر علیه سکولاریستهای متحد ترک و فارس و کرد و…. را رقم زد؛ جنگی کە دراشکال مختلف و در ابعاد گوناگون تا کنون ادامه‌ دارد.

زمانی که درگیریهای کردستان شروع شد، اولین فرمان آیت الله خمینی به‏‎ ‎‏عنوان فرماندۀ کل قوا برای شکست محاصره پاوه و نجات چمران صادر‏‎ ‎‏شد.  در رابطه با غائلۀ کردستان چندین هیات از جمله هیات حسن نیت‏‎ ‎‏مرکب از صباغیان، مهندس بازرگان، آیت اللّه طالقانی و …‏‎ ‎‏فعالیتها و رفت و آمدهایی داشتند. در برخورد با این هیات، احزاب سکولاریست از دولت و حکومت امتیاز می خواستند که آیت الله خمینی گفت : سپاه‏‎ ‎‏برود کردستان و مساله آنجا را حل کند.

آیت الله خمینی در ضمن فرمان خود تاکید داشت که : در کردستان با کفر بجنگید نه با کرد، حساب مردم کرد از ضد انقلاب جداست و هنر ما این است که این دو را از هم تمیز دهیم.

پس از انقلاب و در دوران حکمرانی چند ماهه گروههای سکولاریست ، سنندج شد شهر لجن و شهر ممنوع. سنندج شهر مشروب و کفار، پس از چندی مسلمانهای فعال به دستور احمد مفتی زاده رحمه الله  از سنندج فرار کردند، تمام دیوارهای سنندج پُر شد از فحش و توهین به اسلام و نمادهای اسلامی .. . . اینها هر کاری می خواستند کردند؛ تا که دیگر در ۲ اردیبهشت ۱۳۵۹ تحمل اهل سنت کردستان تمام شد و با ورود به نیروهای حکومتی تصمیم گرفتند جلو جنایات و فساد ناشی از سکولاریستهای مرتد و متحدین غیر بومی آنها را بگیرند . در آن زمان ۳۷۰ نفر از شهر مریوان به کرمانشاه رفتند و چند نفر نماینده نزد رهبر انقلاب فرستادند و ۳۵ نفر از آنها به همراه احمد متوسلیان با هلیکوپتر به مریوان برگشتند، چون جاده دست احزاب سکولاریست  بود.

مردم مسلمان کردستان که‌ از زمان حکومت های پیشین نیز مورد بیشترین ظلم و سرکوب قرار گرفته‌ بودند، در برابر یورش مغولانە احزاب سکولاریست ، در زمان کوتاهی توانستند با همکاری حکومت مذهبی مرکز، علماء و ماموستایان خود، جوانان و شرافتمندان باغیرت جامعه‌ کردستان سازماندهی شوند و احزاب سکولاریست به تدریج از جامعه خود جارو نمایند . این اقدام اهل سنت کردستان برای حامیان احزاب سکولار و مزدور محلی قابل هضم نبود. آنها نمی توانستند در برابر تحکیم قانون اسلام که‌ ملت کرد سالیان درازی  برای به‌ دست آوردن آن مبارزه‌ کرده‌ بود ساکت بماند. از سوی دیگر نمیتوانستند با ایجاد تفرقه‌ این همکاری و هماهنگی میان مذاهب و قومیتها بر علیه مزدوران سکولاریست را از بین ببرند. لذا وحشیانه و جنون آمیز به قتل عام و شکنجه مسلمین پرداختند . کردستان و سایر استانهای ایران عزیزانی را از دست دادند ولی سنندج را پاک کردند؛ رهبرانی که از دور مردم را به کشتن می دادند نیز شبانه دَر رفتند.

در آن موقع یعنی فروردین ۵۹ از تمام سنندج فقط‏‎ ‎‏فرودگاه و پادگان و باشگاه افسران در دست نیروهای سپاه بود و بقیه در‏‎ ‎‏اختیار احزاب سکولاریست  قرار داشت. هیچ کدام از تاسیسات دولتی در اختیار دولت‏‎ ‎نبود. در شهرهای سقز، بانه، بوکان و … وضع بسیار بدتر بود و فقط پادگانهای‏‎ ‎‏این شهرها در دست نیروهای دولتی بود و دیگر هیچ. احزاب سکولاریست  بر جاده ها‏‎ ‎‏مسلط بودند و جا به جایی نیروهای نظامی و دولتی امکان پذیر نبود. با همه این‏‎ ‎‏احوال، آیت الله خمینی سفارش می کردند که شما باید بین مردم کُرد و احزاب سکولاریست  تفاوت قائل باشید، شما با کفر می جنگید نه با کُرد. جنگ در کردستان‏‎ ‎‏آسان نبود. احزاب سکولاریست  در نهایت سبعیت و وحشیگری عمل می کردند. نقطه مثبت نیروهای متحد شیعه و سنی در مبارزه با گروهکهای سکولاریست در کردستان پیشمرگ های کرد بودند که سردسته آنها بروجردی بود که  عملا ثابت  با کفر می جنگد نه با کرد . به نحوی که کردهای اهل سنت به وی لقب «کاک» یعنی برادر بزرگتر داده بودند .

 نیروهای حکومتی با پشتیبانی مردمی اهل سنت شروع کردند به آزاد کردن؛ سنندج، دیواندره، سقز، بانه، مریوان و … ولی‏‎ ‎‏واقعاً جنگ سختی بود. صحنه های دلخراش و آزار دهنده ای در رابطه با‏‎ ‎‏شهادت عزیزترین و مؤمن ترین بندگان خداوند چون ملا محمد ذبیحی بیسارانی پیش می آمد که حتی فعلاً هم‏‎ ‎‏تصورش انسان را دچار عذاب و فشار روانی می کند.

شیرودی یکی از فرماندهان جنگ در کردستان در تبعیت از این فرمان می گوید:

« ” ما تصمیم گرفتیم که اسلام را پیاده کنیم و هرکه علیه اسلام بخواهد بجنگد ما هم با او می جنگیم؛ حالا می خواهد تمام ایران باشد یا تمام دنیا باشد و چه بخواهد عزالدین حسینی با کردستانش باشد، ما می جنگیم. اینجا است که اگر تو یک بچه مسلمان باز روی سجاده ی نمازت بنشینی، آن نمازت قبول نیست، دیگر نمازت را کنار بگذار و با اسلحه نماز بجا بیاور؛ فقط این وسط کسی که مصمم و با تصمیم هست و تصمیم آخرش را گرفته سپاه است، که می خواهد تا آخرین لحظه در راه اسلام بجنگد. سپاهیان سروران ما هستند؛ حالا بیایید ببینید در ارتش چه خبر هست، در ارتش یک تعدادی در زمان شاه آدم کشی کردند دارند اعدام می شوند یک تعدادی دارند اخراج می شوند، تو این وسط نادانی و ناآگاهی یک تعدادی حُر از ارتش ایران بلند می شوند، می گویند ما در این جنگ بر علیه کفار می جنگیم حتی اگر این حکومت بیش از یک ماه دوام نیاورد.

ما در اوایل جنگ کردستان که بودیم تعدادمان کم بود. می گفتند که ما درون مرزی نمی جنگیم، ما سربازیم و ارتشی، برون مرزی می جنگیم. برای من تنکابن، تهران، اصفهان، کرمانشاه، کردستان یا سر مرز فرق نداره، هرجا و هرکس حتی در خانه ی من بخواهد علیه اسلام حرف بزند خَفِه اش می کنم. هرکس در هر جایی که باشد علیه اسلام قیام کند، من هم او را خواهم کشت؛ برای من، شهر و مکان و خانه مطرح نیست.

دوباره به همه ملتهای مسلمان جهان اعلام می کنم که من و همرزمانم سرباز اسلام هستیم و برای اسلام می جنگیم و نه برای هیچ چیز دیگر.ما برای احیای اسلام می جنگیم و من به نوبه خودم اگر برای اسلام نبود حتی اسلحه به دست نمی گرفتم .من بر می گردم به منطقه تا سنگر خالی نباشد.من برمی گردم تا آنجایی که نفس دارم بکوشم این مزدوران عراقی را از کشور عزیزمان بیرون کنیم و در عراق ساقطشان کنیم.ما به امید سقوط دادن رژیم عراق و همچنین رژیم های ظالم کشورهای دیگر می جنگیم،مکتب ما پیروز است،مکتب ما قوی است.این مکتب است که سربازان را به جبهه می فرستد و این طور رشادت به خرج می دهند و این چنین از خودشان فقط مقداری خاکستر به جا می گذارند و اسم عزیزشان در ایران و در تاریخ کلیه جنگهای جهان علیه ظلم زنده خواهد بود … از قول من به امام بگویید: «امروز در جنگ،مکتب است که می جنگد نه تخصص.» من نوکر آن کسی هستم که طرفدار امام باشد، من نوکر کسی هستم که مطیع و تابع امام است و در غیر این صورت سرور آن کس هستم”»

متوسلیان نیز یکی دیگر از فرماندهان نیروهای متحد شیعه و سنی بر علیه سکولاریستهای مرتد در کردستان و هورامان بود . هم رزمان اهل سنت او خودشان را به نوعی شاگرد متوسلیان می دانستند. او ویژگی کامل یک انسان انقلابی متعهد، متعبد بود و به این مردم کرد بیش از هرچیزی «اعتماد» داشت.

متوسلیان روستای «زکریا» در حومه شهر مریوان را به همراه کردهای اهل سنت پاکسازی کرد با دعوت از جوانان به مسجد گفت: اینجا مال خود شماست، اسلحه می دهم از خودتان حفاظت کنید. این اعتماد حکومت شیعه مذهب  به مردمان اهل سنت کرد را نشان می داد و به آسانی می توان فهمید که دشمن اینها اهل سنت نبودند، در غیر این صورت عاقلانه نبود که به دشمن خود اسلحه بدهند که از خودش دفاع کند .

یکی  از ماموستایان اهل سنت کردستان با اشاره به سه شاخصه پیروزی انقلاب اسلامی ایران می گوید : مهمترین این شاخص ها مردم بودند. ما به عنوان اهل تسنن کرد با اهل تشیع فارس و عرب و غیره جمع شدیم و انقلاب کردیم. همه باهم متحد شدیم و این اتحاد ما باعث شده است که بعد از ۳۸ سال در مرز هیچ خبری از دشمنانی که ۸ سال جنگیدند، نباشد. اولین چیزی که در واقع توانست انقلاب را به پیروزی برساند همین اتحاد مردم بود.

ایشان می افزاید: شاخص بعدی این بود که ما اول انقلاب انتخابات برگزار کردیم تا نام انقلاب را مشخص کنیم. همه ما خواستیم که این انقلاب به نام انقلاب اسلامی نام گذاری شود و این جوان های قدیمی که اینجا نشستند اعتقاد داشتند انقلاب باید به نام اسلام نام گذاری شود. شاخص سوم که اگر نبود هرگز به اینجا نمی رسید شخص رهبریت انقلاب بود. اگر رهبر حکیمانه نهضت را نمی گرفت اوضاع کشور ما هم  مثل همسایه های ما در منطقه بود.

وی افزود: همین مریوان و کردستان ما مدیون یک فتوای آیت الله خمینی بود که گفت: «ما با کفر می جنگیم نه با کرد.» فکر نکنید کردستانی که امروز آمدید هیچ خبری از دشمن نبوده و نیست. تمام مرزهای کردستان دست احزاب سکولاریست  و عوامل بیگانه بود. هر تیری به پیشانی و سینه بچه های اهل سنت و تشیع ایرانی خورد از طرف آلمان و فرانسه و آمریکا و شوروی پیشین بود.

همین کشورها زمانی که فهمیدند انقلاب ما سکولاریستی نیست در کردستان از احزاب سکولاریست حمایت ومردم را در راستای منافع خود درگیر جنگی خونین کردند. احزاب سکولاریست به نمایندگی از دشمنان ملت کردستان با مردم کردستان و سایر مناطق از هیچ جنایتی کوتاهی نکردند . دقیقا همین کاری که الان در کردستان سوریه و عراق و ترکیه در حال انجام دادنش هستند . اینها مزدور و خائن هستند و حاضر هستند دین، ملت، وطن و ناموس خود را فدای اهداف دشمنان ملت خود کنند .

اعلام عفو عمومی در کردستان توسط آیت الله خمینی :

زمانی که گروههای سکولار چند ملیتی به همراه مزدوران سکولار محلی در کردستان توسط نیروهای متحد شیعه و سنی از شهر ها پاک شدند رهبران به دامان اربابان خود در عراق پناهنده شدند و پیروان بیچاره و فریب خورده آنها آواره ی کوه و جنگل شده بودند و روزانه دهها نفر از آنها یا در کمین نیروهای متحد شیعه و سنی کشته می شدند یا بر اثر گرسنگی و سرما جان می دادند یا خوراک جانوران وحشی و گرگها می گردیدند .

به همین دلیل همزمان با ادامه خلع سلاح نیروهای سیاسی و نظامی در مناطق کردنشین مهندس مهدی بازرگان نخست‌وزیر دولت موقت اعلام کرد: رهبر  انقلاب امروز با انتشار بیانیه ای به مناسبت اولین سالگرد ۱۷شهریور با اعلام عفو عمومی در کردستان همه قشرها و اهالی کردستان را شامل این عفو عمومی دانسته ولی سران جنایتکار و شریکان آنان را از این عفو استثنا کردند .وی که برای اولین بار پس از درگیری‌های مناطق کردنشین به همراه وزیر کشور و تیمسار سرلشگر شاکر رییس ستاد مشترک ارتش وارد مهاباد شده بود، پس از ورود به این شهر پیام امام را در مورد عفو عمومی و شروع طرح‌های عمرانی و نوسازی از طریق تلویزیون مهاباد به مردم مناطق کردنشین ابلاغ کرد.

آیت الله خمینی با اشاره به این نکته که «غائلۀ کردستان، به دست مشتی از خدا بی‌خبر مزدور که از اسلحۀ اجنبی برخوردار و از پشت مرز‌ها الهام می‌‏گرفت، با قیام دلاورانۀ قوای انتظامی و پاسداران انقلاب درهم پیچید؛ و سرکردگان مفسد و وابسته به اجانب در گریزگاه‌ها پنهان، و جوانان فریب خورده‏ای را به جای گذاشتند» تاکید کرده اند :«ما به طوری که کراراً اعلام کردیم، بجز سران جنایتکار و آنان که در خیانت و جنایت با آنان شریک بودند، از دیگر جناح‌ها، حتی گول خوردگانی که در حزب دمکرات وارد شده‏اند، در صورتی که سلاح‌های خود را به مقامات انتظامی بسپارند، با برادری رفتار و عفو عمومی نمودیم. این اصل عمومی شامل قشر‌ها و برادران کردستانی است. همه از پناهگاه‌ها بیرون بیایند و به برادران خود ملحق شوند، و به زندگی عادی خود ادامه دهند. »

در بخش دیگری از پیام امام خمینی خطاب به مردم کردستان آمده است :«برادران کُرد من، به تبلیغات وابستگان «حزب دمکرات» اعتنا نکنید؛ و در شهر‌ها به حال عادی خود برگردید و هیچ ترسی نه از ناحیۀ دولت و نه از ناحیۀ خرابکاران به دل راه ندهید، که دولت دوستدار شما و خرابکاران قدرت را از دست داده و مدفون شده و خواهند شد. از خداوند متعال رحمت و مغفرت برای شهدای اسلام و صبر و اجر برای بازماندگان آنان و سعادت و سلامت برای ملت بزرگ خواهانم. »[۱]

این برخورد انقلاب و رهبریت با اهل سنت در کردستان و هورامان بود . بر همین اساس بود که با وجود جنایات و کشتار وحشیانه ی سکولاریستها از مردم ، کردستان و اهل سنت هرگز تسلیم احزاب سکولاریست  مرتد نشد و امروز،  ۳۸ سال بعد از انقلاب ۵۷ و حکم جهاد آیت الله خمینی علیە کفار سکولاریست کردستان  و جارو شدن کثافت آنها از جامعه و ادامه ی جنایت آنها در کردستان عراق، ترکیه و سوریه مبارزە حق طلبانە مردم با مشروعیتی بیشتر و با ارادەی پولادین همچنان بر ضد این جرثومه های فساد و ویرانی ادامە دارد، و  گردانندگان جهانی سیستم پلید سکولاریستی به رهبری آمریکا و متحدینش رسواتر و منزوی تر از هر زمان با نفرین انزجار مردم آزادیخواە کردستان و سراسر ایران و جهان اسلام روبرو هستند.

 

[۱] خمینی  ،  صحیفه امام ، جلد ۹، صفحه ۴۴۵

دیدگاهتان را بنویسید