تعریف دین از نگاه اندیشمندان سکولار غربی(۴)

تعریف دین از نگاه اندیشمندان سکولار غربی(۴)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

تاریخ پیدایش دین همزمان با پیدایش انسان است و دین خدا که همان دین اسلام است (إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ) از نخستین روز پیدایش بشر همراه وی بوده است و اولین فرد انسان، آدم، پیامبر خدا و منادی توحید و یگانه پرستی بوده است و دین مشرکین و شریعت های آلوده شده ی شرک آمیز همگی در اثر تحریف ها و اعمال سلیقه ها و اغراض فردی و گروهی پدید آمده است. از نظر اسلام و دانشمندان مسلمان دین خداوند یکی است و از نخستین روز پیدایش بشر همراه وی بوده است. لذا تاریخ پیدایش دین همزمان با پیدایش انسان می باشد.

ولی جامعه شناسان و مردم شناسان سکولارغربی بر مبنای ظن و گمان می گویند: دین انسان ها به صورت تکاملی رشد نموده است و از طبیعت پرستی شروع شده تا به بت پرستی و در آخر به خدا پرستی رسیده است. آن ها دین را فطری بشر نمی دانند و بیان می کنند: جهان بینی انسان به موازات رشد و تکامل فرهنگ معنوی و بینش او دائماً در حال تحول و تکامل بوده است و در مسیر تکامل خود مراحلی را طی نموده است تا به حرکت کنونی رسیده است، مراحلی چون:

الف: مرحله ی ادیان ابتدایی ب: مرحله ی ادیان قدیم و چند خدایی ج: مرحله ی ادیان متکامل و یک خدایی.

واژه ی دین موردنظر سکولاریست ها:  دین را از واژه ی فرانسوی religion به معنای «جامعه ی دینی» و واژه  ی لاتین religionem (اسم religio) به معنای «احترام به چیزی مقدس، احترام به الهه ها، تعهد، رابطه ی بین بشر و الهه ها» تعریف نموده اند که ریشه در واژه ی لاتین religio دارد.

زبان‌شناس ماکس مولر معتقد است: ریشه ی واژه انگلیسی religion، واژه ی لاتین religio، در ابتدا تنها در معنای «احترام به خدا و الهه، اندیشه ی محتاطانه درباره ی موضوعات الهی، تقوا» (که بعدها سیسرو آن را ریشه یابی کرد که دلالت بر «پشتکار» داشت) به کار می‌رفت. از دیدگاه او آنچه که امروزه دین باستانی نام دارد، «شرع» می‌باشد.[۱]

دین، که به آن آیین، و کیش نیز گفته می شود؛ در لغت به معنای راه و روش تعبیر شده که بر این اساس می توان آن را به راه و روشی که افراد انسان برای زندگی خود اختیار می کنند تعبیر نمود.

همچنین دین در اصطلاح، یک جهان بینی و مجموعه‌ای از باورها است که می‌کوشد توضیحی برای یک رشته از پرسش‌ها که در طول زندگی بشر برای او مطرح می شود مانند چگونگی پدید آمدن اشیاء و جانداران و کیفیت آغاز و پایان چیزها، و چگونگی زیستن ارائه دهد.

دین یا اصطلاحاً «آسمانی» است؛ یعنی پیامبری آمده و مدعی این است که هر چه آورده از طرف آنچه وی «الله» می‌نامد سرچشمه گرفته، یا «آسمانی» نیست، یعنی حاصل افکار و عقاید یک انسان می‌باشد. دین بشری، ساخته ی انسان است و او به سبب برخی نیازهای روانی و اجتماعی به پیروی از برخی باورها کشیده شده است، مانند اعتقاد به نیروی جادویی و يا توليد قوانيني جهت اداره ي امور زندگي روزمره ي خود.

امیل دورکیم، در صور بنیانی حیات دینی با برشمردن تعاریف رایج در ارتباط با دین همچون: «دین به مثابه ی دیدگاهی اعتقادی در رابطه با مواردی که در قالب علم نمی‌گنجد» و «دین به عنوان دستگاهی برای تنظیم روابط با موجودات خاص همچون خدایان، شیاطین، فرشتگان، ارواح و …»  به رد این تعابیر می‌پردازد و دین را بدین گونه تعریف می‌کند:

دین عبارت است از دسته‌ای همبسته از باورها و اعمال مربوط به امور لاهوتی (مجزا از امور ناسوتی) که این باورها و عقاید و روش‌هایِ ثابت و غیرِ قابلِ تغییرِ همه ی کسانی را که پیرو آن ها هستند در یک اجتماع اخلاقی واحد به نام امت متحد می‌کند.[۲]

تنوع تفسیرهای سکولاریستی از دین به گونه‏اى است که اندیشمندان سکولار مغرب زمین را وادار کرده تا اعتراف کنند که: «اصطلاح دین داراى یک معناى واحدی که مورد قبول همه باشد، نیست. بلکه پدیدارهاى متعدد فراوانى تحت نام دین گرد مى‏آیند که به گونه‏اى با هم ارتباط دارند. ارتباطى که لودویک ویتگنشتاین آن را شباهت خانوادگى مى‏نامد.[۳]

به همین دلیل در تفسیر «دین»، آراء و مطالب گوناگونى از سوى غربیان سکولار مطرح شده است،  از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

أ) تعریف روان‏شناختى: «دین احساسات، اعمال و تجربیات افراد در هنگام تنهایى، آن گاه که خود را در برابر هر آنچه که الهى مى‏نامند، مى‏یابند» (ویلیام جیمز).

ب) تعریف جامعه شناختى: «مجموعه‏اى از باورها، اعمال، شعائر و نهادهاى دینى که افراد بشر در جوامع مختلف بنا کرده‏اند» (تالکوت پارسونز).

ج) تعریف طبیعت گرایانه: «مجموعه‏اى از اوامر و نواهى که مانع عملکرد آزاد استعدادهاى ما مى‏شود» (اس. رایناخ) و همان رویکرد با همدلى بیشتر: «دین همان اخلاق است که احساس و عاطفه به آن تعالى، گرما و روشنى بخشیده است» (ماتیو آرنولد).

د) تعاریف دینى، مانند: «دین اعتراف به این حقیقت است که کلیه ی موجودات تجلیّات نیرویى هستند که فراتر از علم و معرفت ماست» (هربرت اسپنسر).[۴]

تعاريف سکولاریستی از دین بالغ بر صدها تعريف است كه به گونه‏هاى مختلفى تقسيم پذيرند، از جمله: تعاريف اخلاق گرايانه، تعاريف غايت گرايانه، تعاريف كاركرد گرايانه ،تعاريف خرد گرايانه، تعاريف شهود گرايانه، تعاريف تحويل گرايانه و … اقسام ياد شده منحصر نيستند و روز به روز بر تعداد این تعریف ها و برداشت های سکولاریستی از دین افزوده می گردد.

 

 

[۱]– سهراب هادی، شناخت اسطوره‌های ملل، تهران، تندیس، ۱۳۷۷ ص ۱۲۹

[۲]– امیل دورکیم، صور بنیانی حیات دینی، مترجم: باقر پرهام، ناشر: مرکز، تهران، ۱۳۸۳، ص ۲۴۳

[۳]– جان هیک، فلسفه ی دین مترجم بهرام راد، تهران، انتشارات بین المللی الهدی،۱۳۷۲، ص ۲۳-۲۴

[۴]– همان، ص ۲۲-۲۳

دیدگاهتان را بنویسید