جاهلیت و جامعه ی جاهلی و انحصار در زمان و مکانی خاص (۹)

جاهلیت و جامعه ی جاهلی و انحصار در زمان و مکانی خاص (۹)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

يكي از مباحث مهم به ويژه در تاريخ اسلام مبحث جاهليت است كه منحصر به عصر و زمان معيني نيست بلكه حالت و كيفيت خاصي است كه در هر زمان و مكان مي تواند پديد آمده و تکرار گردد.

سید قطب می گوید: “فهم جاهلیت به این معنی که تنها دوره ی زمانی قبل از بعثت پیامبر خاتم بوده است اشتباه می باشد، بلکه جاهلیت تمام مکاتب و راه هایی است که بندگی بنده برای بندگان باشد، این صفت هم در تمام مکاتب بشری امروز وجود دارد، در تمام مکاتب بشری -بدون استثناء-  انسان ها چندین قانون و برنامه های زندگی شان را از انسان هایی مانند خود دریافت می کنند که این هم با تمام مشخصاتش یعنی جاهلیت؛ جاهلیت این است که زمانی انسان ها در بخشی از عبادات و قوانین زندگی برای همدیگر بندگی انجام می دهند، نه این که عده ای عده ی دیگر را به جز الله بپرستند.

معنی جاهلیت مختص به زمان و مکان مشخص یا قوم مشخصی  نیست، بلکه روند مشخصی است که هرگاه انجام پذیرفت جاهلیت است بدون مشخص کردن زمان و مکان و قوم، با این معیار اکثر جامعه ی کنونی در جاهلیت به سر می برند”.[۱]

بنابراين جاهليت برهه اي از تاريخ و قطعه اي از زمان نيست كه طي شده باشد و قابل بازگشت نباشد، بلكه خود جوهر و حقيقت مشخص و معيني است كه به نسبت محيط و شرايط، زمان و مكان مختلف، صور و اشكال مختلف به خود مي گيرد ولي با وجود اختلاف در صورت و شكل از نظر واقع يك حقيقت بيش نيست.

“اعراب جاهلی از چندین علوم رایج آن زمان مانند ستاره شناسی، جغرافیای طبیعی، باد شناسی، نسب شناسی، ادبیات و شعر آگاه بودند، پس علم به دانش های روز تجربی نمی تواند مانع از به کار بردن جاهلیت در مورد قومی باشد؛ همچنان که امروزه غرب از لحاظ تکنولوژی از پیشرفت قابل توجهی برخوردار است، اما هیچ چیزی وجود ندارد که مانع از آن شود که ما آن ها را جاهل ننامیم.[۲]

به همین ترتیب جاهليت اعم از آنچه در عربستان قبل از اسلام بوده و آنچه در قرن معاصر وجود دارد معني و موضوعي مقابل علم، معرفت، تمدن، تفوق مادي و موازين و مزاياي اجتماعي، سياسي و انساني در عرف و اصطلاح امروز نيست؛ بلكه جاهليت يك نوع حالت و كيفيت روحي است كه پيروي از هدايت الهي را نمي پذيرد و به حكومت خدا در شؤون و مسائل زندگي تسليم نمي شود، چنان كه قرآن كريم در مقام اشاره به همين حقيقت مي گويد: أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّهِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ؛ آيا حكم جاهليت را مي‌جويند؟ براي مردمي كه اهل يقين هستند چه حكمي از حکم خدا بهتر است.

با توجه به مضمون آيه معلوم مي شود كه جاهليت مفهومي مقابل قانون خدا و پيروي از سنن هدايت و پذيرش هدايت خداست و موضوع و مفهومي مقابل علم و تمدن مادي و فراواني توليد و انتاج نيست. بنابراين ميزان و مقياسي كه قرآن حيات بشر را با آن مي سنجد حكومت قوانین غیر الهی يا حكومت قوانین خداست، و در هر زمان و مكان كه قانون بشر و هوی به جاي قانون شریعت خدا حكومت كند آن زمان، زمان جاهليت و آن مكان، مكان جاهليت است، خواه در سرزمين عربستان قبل از اسلام باشد و خواه در ساير اقطار زمين و در قرن جديد باشد.

جاهلیت به یک دوره ی مشخص یا به یک شرایط معین منحصر نمی شود بلکه در هر دوره و زمانی حتی در اوج پیشرفت تکنولوژی و تمدن بشری هرگاه چنین افکار و اندیشه هایی در جامعه ی بشری ظهور پیدا کند دوران جاهلیت بار دیگر آغاز شده است. به همین دلیل جاهلیت دارای ماهیت مشترکی است با وجود این که ملت ها قرن ها با هم فاصله داشته باشند اما اگر در صفات با گذشتگان خود دارای ماهیت مشترکی بودند جزو جاهلیت محسوب می گردند.

به دیگر سخن، جاهليت منحصر به جاهليت عربي و عصر و زمان معيني نيست، بلکه عادات، برنامه ها، قوانین و حالتي است که مي تواند در هر زمان و مکاني به وجود آيد؛ چنان که مي تواند در ميان هر قوم و نژاد، در هر پايه از تمدن و معرفت و در هر سطح از ترقي فکري، سياسي، اجتماعي و انساني که رسيدند، دامن گستر شود؛ چون اساس و ريشه ی جاهليت ها، پيروي از دین سکولاریسم و انحراف از اسلام و سرپيچي از قوانین خدا و اعراض از پذيرش حکومت قوانین خدا مي باشد.

بنابراين جاهليت يعني دوري از قوانین شریعت الله و پیروی کردن از قوانین بشری. جاهليت در مقابل تمدن نيست و از جهل به معناي علم کسبي و تجربي اخذ نشده است. جهل در جاهليت به معناي سفاهت نسبت به قوانین الله است، لذا مي تواند در هر زمان و مکان اتفاق افتد. امروزه تمدن سکولار غرب اگر چه از نظر علم تجربي و کسبي بسيار پيشرفت کرده است، ولي هنوز در جاهليت به سر مي برد و با شدت هر چه تمام تر در برابر قوانین الله صف آرائی کرده است.

دقت در قرآن و متون تاريخي روشن مي‌نمايد که معناي اصلي جاهليت ناداني به علوم تجربی و بی سوادی نيست، بلکه جاهليتي که در قرآن و سنت و حتي در بسياري از متون تاريخي بيان شده يک نوع حالت نفساني و کيفيت رواني است که از پيروي از هدايت الهي سرباز مي‌زند و حکومت خدا را در امور زندگي نمي‌پذيرد.

در این صورت می توان جوامع بشری را به دو جامعه ی کاملاً متمایز تقسیم نمود: جامعه ی اسلامی (جامعه ای که تابع قوانین الله و دولت و حکومت اسلامی است) جامعه ی جاهلی (جامعه ای که تابع قوانین الله و دولت اسلامی نیست). پس جاهليت يعني سفاهت ناشی از دور ماندن از قوانین شریعت الله نه صرفاً ناداني و عدم علم. همین دور ماندن از قوانین شریعت الله منشأ بسياري از تبهکاري ها، عصيان ها و نابساماني ها، حکم و حکومت ناحق، رفتار خلاف قانون الهي و مبتني بر هوي و هوس و رويگرداني از دستورات الهي، بي توجهي به وعده هاي الهي، بدانديشي درباره ی افعال خداوند، پافشاري بر خواسته هاي نا به جا، تعصب و جانبداري بي دليل از عقايد و انديشه هاي باطل، نژادپرستي و برتري قوم و قبيله بدون دليل منطقي، فساد اخلاقي، جنگ و غارت گري، و نيز عامل اکثریت انحطاط ها و عقب ماندگي هاي ملل و جوامع بشری بوده است؛ در نتيجه جاهليت يک مفهوم است كه محدوده ی زماني و مکاني ندارد.

اين نام براي نخستين بار از طرف قرآن نسبت به دوران قبل از بعثت به کار رفته و قرآن به اين دليل عرب را اهل جاهليت خوانده که آن ها حکومت هواي نفساني و تمايلات خود را به جاي حکومت خدا پذيرفته اند. به طور کلي مي توان چنين نتيجه گرفت که در هر زمان و مکان که هواي نفساني به جاي خدا حکومت کند آن زمان، زمان جاهليت و آن مکان، مکان جاهليت است؛ خواه در سرزمين عربستان قبل از اسلام باشد و خواه در ساير اقطار زمين و در قرن بيست و چندم باشد.

در واقع جاهليت مدرنی که توسط دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن به وجود آمده است خلاصه اي از جاهليت هاي قديم و چيزي بيشتر از آن هاست! زيرا در اين جاهليت مواريث جاهليت هاي يونان و روم و قرون وسطي وجود دارد، و فرآورده هايي از عصر جديد نيز توسط متفکرين سکولار چاشني آن شده است.

[۱]– محمد قطب، رؤية إسلامية لأحوال العالم المعاصر، الناشر: مكتبة السنة، الطبعة الأولى ۱۴۱۱هـ-۱۹۹۱م ، ص ۲۴۸

[۲]– یحیی شامی، الشرک الجاهلی و آلهه العرب المعبوده قبل الاسلام، بیروت، دارالفکرالعربی،۱۹۹۳م = ۱۳۷۲، ص ۱۹۳

دیدگاهتان را بنویسید