جزیه مختص اهل کتاب است یا شبهه اهل کتاب را نیز شامل می شود؟(۲۳)

جزیه مختص اهل کتاب است یا شبهه اهل کتاب را نیز شامل می شود؟(۲۳)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

حکم مالیات سرانه (جزیه) بدواً توسط قرآن (توبه/۲۹) در مورد اهل کتاب یا اهل ذمه مقرر شد و قرآن کریم در مورد مشابهین اهل کتاب یا کسانی از نوادگان مسلمین که همان مسیر انحرافی اهل کتاب را طی نموده و به بلای آن ها گرفتار گشته اند سکوت اختیار کرده است. از این جاست که میان فقها و محققان اسلامی اختلاف نظر پدیدار گشته مبنی بر این که آیا پرداخت جزیه فقط از اختصاصات اهل کتاب است یا نه؟ به دیگر تعبیر آیا فقط اهل کتاب می توانند با عقد و امضای قرارداد مشترک ذمه، شهروند جامعه ی اسلامی شناخته شوند و علی رغم ماندن بر دین خود، از مزایای شهروندی در جامعه ی اسلامی برخوردار باشند؟ یا این که گروه های مشابه اهل کتاب نیز می توانند با پرداخت جزیه، شهروند جامعه ی اسلامی به شمار آمده و از مزایای شهروندی برخوردار باشند. دراین زمینه دو نظریه، بیشتر خودنمایی می کند که عبارتند از:

نظریه ی اول: بسیاری از فقهای اهل سنت از قبیل امام مالک، شافعی، اوزاعی، ابن المنذر و ابوثور در مورد اهلیت قرارداد ذمه، معتقدند که همه ی گروه های غیر مسلمان از هر مذهب و طایفه و فرقه ای باشند (خواه عرب باشند یا عجم) می توانند در عقد این قرارداد شرکت داشته و به صورت متحدین متعهد جامعه ی اسلامی درآیند و از تمام مزایای حقوقی آن بهره مند گردند.[۱]

نویسنده ی کتاب «حقوق روابط بین الملل در اسلام» امام ابوحنیفه و سرخسی را نیز در ضمن طرفداران این نظریه نام می برد و در ادامه می نویسد: سرخسی پس از تحقیق عالمانه ی طولانی نتیجه می گیرد که ذکر اهل کتاب در قرآن برای محدود کردن دایره ی شمول این قاعده (پرداخت جزیه) نیست بلکه مشعر بر این است که می توان از آن ها جزیه گرفت.[۲]

ابو یوسف ضمن رفتن به مسیر استادش (ابو حنیفه)، با بیان صریح تری می گوید: به جز مرتدان و بت پرستان عربستان، پرداخت مالیات سرانه (جزیه) از همه ی غیر مسلمانان اعم از مجوسیان، آتش پرستان، صابئان و سامری ها پذیرفته می شود.[۳]

الحاق مجوس به اهل کتاب، چنانکه در پاره ای از احادیث وارد شده: «سَنّوا فی المجوس سنةاهل الکتاب فی الجزیة»[۴]؛ خود دلیل بر آن است که قرارداد ذمه (که جزیه جزء لاینفک آن به حساب  می آید) به اهل کتاب اختصاص ندارد؛ زیرا مجوس با این که در اساس اهل کتاب نیستند[۵] اما شبهه اهل کتاب بوده و اهلیت شرکت در قرارداد ذمه و پرداخت جزیه را واجد هستند.[۶]

به نظر می ‏رسد حکمت این که اسلام میان مشرکان غیر اهل کتاب و اهل کتاب در همزیستی تفاوت قائل شده این است که، مشرک را تحمل نمی‏ کند ولی اهل کتاب را تحمل‏ می‏ کند؛ مشرک را مجبور به ترک عقیده می‏ کند، ولی اهل کتاب را مجبور به‏ ترک عقیده نمی‏ کند، همین است که مشرک غیر اهل کتاب به واسطه ی دور انداختن کامل قوانین و احکام خداوند، باب نجات را برای ابد به روی خود بسته است و در شرایطی است که خود را از هرگونه ترحم و بخششی برای همیشه محروم کرده است؛ ولی اهل کتاب در شرایطی هستند که امکان هدایت و رستگاری آن ها وجود دارد.

[۱]– عبدالله بن احمد ابن قدامه، المغنی، بیروت، دارالحدیث ۱۴۰۳ ص ۲۱۵؛ نیز: محمد بن اسماعیل الامیر الصنعانی، سبل السلام شرح بلوغ المرام، بیروت، دار ابن حزم، ۱۳۸۸-۱۴۳۰ق

[۲]– حمیدالله محمد، حقوق روابط بین الملل در اسلام، ترجمه و تحقیق سید مصطفی محقق داماد، تهران، انتشارات علوم اسلامی، ۱۳۷۳، ج ۲، ص ۲۱۷

[۳]– همان کتاب

[۴]– احمد بن حنبل، الموطا،ج ۱، ص ۲۷۸؛ نیز: نوری حسین محدث طبرسی، مستدرک الوسائل، انتشارات مدرسه ال بیت لاحیاء التراث، ج۱۱، ص ۱۰۱

[۵]– حسن بن یوسف حلی، مختلف الشیعه فی احکام الشریعه، قم، مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين،١٣٧۴ ج ۴، ص ۴۴۲

[۶]– ابن قدامه، المغنی، ج۱۰، ص۵۵۹٫

دیدگاهتان را بنویسید