مشرکین به صورت عموم همیشه الله را قبول داشته اند (۲۵)

مشرکین به صورت عموم همیشه الله را قبول داشته اند (۲۵)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

عده ای بر این باورند که سکولاریست ها (مشرکین غیر اهل کتاب) خدا را قبول نداشته اند، اگر شیطان را از زمان پیدایش آدم، بنیانگذار اولین قانون در برابر قانون الله بدانیم، آیات قرآن به صراحت و آشکارا اعلام نموده اند که شیطان خدا را قبول دارد و به آن اقرار نموده است و در طول تاریخ اکثریت قاطع پیروانش الله را قبول داشته اند.

از اين نكته هم غافل نشويم كه غير از عده اي قليل دهري، يا به قول امروزي ها ماترياليست، مردم و بزرگان سكولار در طول تاریخ و حتی مشرکین قريش به خدا اعتقاد داشتند و مراسم حج را ادا مي نمودند و قرباني مي كردند و به حاجيان خدمت مي كردند و احترام زيادي براي كعبه قائل بودند و به الله سوگند ياد مي كردند و معتقد بودند كه تنها الله خالق و رازق بوده و آن ها را مي ميراند و تنها الله جهان را اداره مي كند. و خداوند در اين مورد مي فرمايند: وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ (لقمان/۲۵) هرگاه از آنان (كه معتقد به انبازها و شركاء هستند) بپرسي: چه كسي آسمان ها و زمين را آفريده است‌؟ حتماً مي‌گويند: خدا. (چرا كه بت ها و ساير انبازها سازنده‌ي چيزي نبوده و بلكه خودشان ساخته و مخلوقند). بگو: ستايش خدا را (كه مسأله ی به آن اندازه ای روشن است كه خودتان بدان اعتراف مي‌كنيد). ولي اكثر آنان (چندان چيزي) نمي‌دانند (و اين است كه به مقتضای اعتراف خود عمل نمي‌نمايند و عبادت را تنها منحصر به خدا نمي‌كنند).

  • آیات قران در مورد عقیده ی سکولاریست های زمان پیامبر خاتم درباره ی خالق، رزاق و … و این که مشرکین مکه همه توحید در ذات و افعال خدا را قبول داشتند:

۱-وَلَئِن سَاَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْاَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ فَاَنَّی یُوْفَکُونَ (عنکبوت/ ۶۱) هرگاه از آنان (كه كساني و يا بت هائي را شريك خدا مي‌دانند) بپرسي چه كسي آسمان ها و زمين را آفريده است، و خورشيد و ماه را (براي منافع شما انسان ها روان و) مسخّر كرده است‌؟ قطعاً خواهند گفت: خدا !. پس چگونه (با وجود اعتراف به يگانگي خدا در آفرينش كائنات و تسخير كرات، از اقرار به يگانگي خدا در الوهيّت و فرمانروائي) منحرف مي‌گردند؟

۲-وَلَئِن سَاَلْتَهُم مَّن نَّزَّلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَاَحْیَا بِهِ الْاَرْضَ مِن بَعْدِ مَوْتِهَا لَیَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ)عنکبوت/۶۳( اگر از آنان (كه مشكوكند) بپرسي چه كسي از آسمان آب بارانده است و زمين را به وسيله‌ي آن بعد از مردنش زنده گردانده است‌؟ قطعاً خواهند گفت: خدا! بگو: ستايش خداي را (كه حق آن به اندازه ای روشن است كه مشركان نيز بدان اعتراف دارند) امّا بيشتر آنان نمي‌فهمند و نمي‌دانند (كه به چه تناقض عجيبي گرفتارند).

۳-وَلَئِن سَاَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ فَاَنَّی یُوْفَکُونَ)زخرف/ ۸۷(اگر از مشركان بپرسي، چه كسي آنان را آفريده است‌؟ مؤكّدانه مي‌گويند: خدا! پس چگونه (از عبادت حق تعالي) منحرف مي‌شوند.

۴-قُلْ مَنْ يَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِکُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ مَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلا تَتَّقُونَ (یونس/۳۱) بگو: چه كسي از آسمان (به وسيله‌ي اشعّه و باران) و از زمين (به وسيله‌ي فعل و انفعالات خاك و رويش گياهان و درختان و ميوه‌ي آن ها) به شما روزي مي‌رساند؟ يا چه كسي بر گوش و چشم ها توانا است (و آن ها را مي‌آفريند و بدانها نيروي شنوائي و بينائي مي‌دهد)؟ يا چه كسي زنده را از مرده، و مرده را از زنده بيرون مي‌آورد (و حيات و ممات در دست او است)؟ يا چه كسي امور (جهان و جهانيان) را مي‌گرداند؟ (پاسخ خواهند داد و) خواهند گفت: آن خدا است، (چرا كه آفريدگار جهان و روزي‌رسان مردمان و مدبّر كار و بار هستي، به اقرار وجدان بيدار، خداوند دادار است). پس بگو: آيا نمي‌ترسيد و پرهيزگار نمي‌شويد؟ البته نمونه های عملی آن هم وجود داشت، مانند این که بعضی نام فرزندانشان را عبدالله و عبدالرحمن می گذاشتند پس الله  و الرحمن را می شناختند.

  • مشرکین بت ها و اولیاء را نمی پرستیدند بلکه آن ها را شفیع و نزدیک کننده ی خود به الله می دانستند:

۱-وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لايَضُرُّهُمْ وَ لايَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لايَعْلَمُ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ سُبْحانَهُ وَ تَعالي‏ عَمَّا يُشْرِکُونَ (یونس/۱۸)‏ اينان غير از خدا، چيزهائي را مي‌پرستند كه نه بديشان زيان مي‌رسانند و نه سودي عائدشان مي‌سازند، و مي‌گويند: اينها ميانجي هاي ما در نزد خدايند (و در آخرت رستگارمان مي‌نمايند!) بگو: آيا خدا را از وجود چيزهائي (به نام انبازهاي يزدان) باخبر مي‌سازيد كه خداوند در آسمان ها و زمين سراغي از آن ها ندارد؟ خداوند منزّه (از هرگونه انبازي) و فراتر از آن چيزهائي است كه مشركان انبازشان مي‌دانند.  ‏ ‏

۲- اَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ اَوْلِیَاء مَا نَعْبُدُهُمْ اِلَّا لِیُقَرِّبُونَا اِلَی اللَّهِ زُلْفَی اِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ اِنَّ اللَّهَ لَایَهْدِی مَنْ هُوَ کَاذِبٌ کَفَّارٌ ‏(زمر/۳) هان ! تنها طاعت و عبادت خالصانه براي خدا است و بس. كساني كه جز خدا سرپرستان و ياوران ديگري را برمي‌گيرند (و بدانان تقرّب و توسّل مي‌جويند، مي‌گويند:) ما آنان را پرستش نمي‌كنيم مگر بدان خاطر كه ما را به خداوند نزديك گردانند. خداوند روز قيامت ميان ايشان (و مؤمنان) درباره‌ي چيزي كه در آن اختلاف دارند داوري خواهد كرد. خداوند دروغگوي كفرپيشه را (به سوي حق) هدايت و رهنمود نمي‌كند.  ‏

  • مشرکین این شفیعان و نزدیک کننده ها را در زمان خوشی به کار می بردند نه در زمان تنگناها و سختی ها:

۱-هُوَ الَّذي يُسَيِّرُکُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ حَتَّي إِذا کُنْتُمْ فِي الْفُلْکِ وَ جَرَيْنَ بِهِمْ بِريحٍ طَيِّبَةٍ وَ فَرِحُوا بِها جاءَتْها ريحٌ عاصِفٌ وَ جاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ کُلِّ مَکانٍ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنا مِنْ هذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرينَ (یونس/۲۲) او است كه شما را در خشكي و دريا راه مي‌برد (و امكان سير و حركت در قاره‌ها و آب ها را براي شما ميسّر مي‌كند). چه بسا هنگامي كه در كشتي ها قرار مي‌گيريد و كشتي ها با باد موافق سرنشينان را (آرام آرام به سوي مقصد) حركت مي‌دهند، و سرنشينان بدان شادمان مي‌گردند، به ناگاه باد سختي وزيدن مي‌گيرد و از هر سو موج به سويشان ميدود و مي‌پندارند كه (توسّط مرگ از هر سو) احاطه شده‌اند (و راه گريزي نيست. در اين وقت) خدا را به فرياد مي‌خوانند و طاعت و عبادت و فرمانبرداري و دين را تنها از آن او مي‌دانند (چرا كه همه‌كس و همه‌چيز را بسي ضعيف‌تر و ناتوان تر از آن مي‌بينند كه كاري از دست آنان برآيد و از اين ورطه رستگارشان نمايد. بدين هنگام عهد مي‌كنند كه اگر ما را از اين حال برهاني، از زمره‌ي سپاسگزاران خواهيم بود.

۲-وَ ما بِکُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ثُمَّ إِذا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْئَرُونَ* ثُمَّ إِذا کَشَفَ الضُّرَّ عَنْکُمْ إِذا فَريقٌ مِنْکُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِکُونَ (نحل/۵۳-۵۴) آنچه از نعمت ها داريد همه از سوي خدا است (و بايد تنها منعم را سپاس گفت و پرستيد) و گذشته از آن، هنگامي كه زياني (همچون درد و بيماري و مصائب و بلايا) به شما رسيد (براي زدودن ناراحتي ها و گشودن گره مشكلات تنها دست دعا به سوي خدا برمي‌داريد و) او را با ناله و زاري به فرياد مي‌خوانيد، (پس چرا در وقت عادي جز او را مي‌پرستيد و انبازها را به كمك مي‌طلبيد؟). سپس هنگامي كه خدا زيان را از شما دور كرد (و جلو تندباد حوادث و طوفان بلا را گرفت )، گروهي از شما (انبازهائي) شريك پروردگار خود مي‌كنند!.

جایگزین نمودن قوانین بشری به جای قوانین الله ممکن است به دو طریق زیر بوده باشد:

  • عقل و خواهش های مورد دلخواه خود انسان و در نسل خودش باشد.
  • یا سننی که پیشینیان بر اساس عقل و خواهش های مورد دلخواه خود به وجود آورده به نسل های بعدی منتقل شده است.

با این وجود در میان دین سکولاریسم و سکولاریست ها عده ای بسیار اندک و ناچیز هم یافت شده اند که وجود الله را انکار نموده اند و در داخل دین سکولاریسم صاحب مذهب خاص خود بوده اند  (دهری های سابق و کمونیست ها و ماتریالیست های فعلی). به جرأت می توان گفت بیشترین مذهب و فرقه در داخل دین سکولاریسم وجود داشته و دارد .

مشرکین دنیاگرا که  به آخرت و معاد اعتقاد نداشتند

عدم اعتقاد به آخرت و معاد عقیده ی بعضی از مشرکان است که قرآن در بسیاری از موارد آن را مطرح نموده است:

«وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ الَّذينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ الْآخِرَة… أيَعِدُكُمْ أَنَّكُمْ إِذا مِتُّمْ وَ كُنْتُمْ تُراباً وَ عِظاماً أَنَّكُمْ مُخْرَجُون‏… إِنْ هِيَ إِلاَّ حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثين‏» (مؤمنون/۳۳، ۳۵ و۳۷) اشراف بي‌باوري كه فرا رسيدن قيامت را قبول نداشتند و در زندگي دنيا ، ناز و نعمت بديشان داده بوديم، گفتند: اين انساني همچون شما بوده (و پيغمبر نيست. چرا كه) از همان چيزهائي مي‌خورد كه شما مي‌خوريد و از همان چيزهائي مي‌نوشد كه شما مي‌نوشيد. (رابط ميان خدا و مردم بايد فرشته باشد نه انسان!). آيا او به شما وعده مي‌دهد كه هنگامي كه مرديد و خاك و استخوان شديد، شما (بار ديگر زنده مي‌گرديد و از گورها ) به در آورده مي‌شويد؟! (و حيات نوين و جاويدي را آغاز مي‌كنيد؟!) حياتي جز حيات اين جهان وجود ندارد كه (گروهي از ما) مي‌ميريم (و گروه ديگري جاي آنان را مي‌گيريم ) و زندگي مي‌كنيم، و ما هرگز (پس از مرگ) برانگيخته نمي‌شويم .قرآن کریم در این آیات به نقل سخن مشرکان پرداخته که آن ها پس از دعوت شدن به یکتاپرستی، با انکار معاد و زندگی پس از مرگ سعی می کنند عامه ی مردم را علیه پیامبرشان بشورانند. [۱]

[۱]– یونس/۱۵، ۸۱ – ۸۳، صافات/۱۶ و ۲۲، نازعات/۱۰ – ۱۲ و جاثیه/۱۰ – ۱۲

دیدگاهتان را بنویسید