اصل توحید و دعوت(۹۸)

اصل توحید و دعوت(۹۸)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

 

استراتژی دعوت :

در روابط خارجی اسلام و سیرۀ سیاسی رسول خاتم صلی الله علیه وسلم اصل دعوت با محوریت توحید یکی از اصول سیاسی مورد تأکید و زیر بنائی است .

«دعوت » یعنی درخواست پذیرش اسلام از غیر مسلمان. در خواست کننده اصطلاحاً «داعی» نامیده می شود و داعی در دعوت خود باید قصد قربت داشته باشد. یعنی این عمل را برای جلب رضایت خدا و به عنوان یک تکلیف الهی انجام دهد.[۱]دعوت، دستور صریح قرآن است و از ضروریات دین اسلام و روابط خارجی آن محسوب می شود، و شرایط مبنا و اصل قرار گرفتن را در فقه سیاسی اسلام دارد. یعنی هم یک حکم منصوص است نه اجتهاد و احکام تکلیفیه بر آن جاری است، منطبق با سنت است و کلی نیز می باشد.پس این اصل یکی از مبانی روابط خارجی دولت اسلامی است که به تناسب شرایط و با شیوه خاصّی از آن استفاده می شود.

«دعوت» و تبلیغ از مهم ترین و اساسی ترین هدف رسالت انبیاء الهی به خصوص پیامبر خاتم  صلی الله علیه وسلم  بوده و منشأ و حیانی دارد.بعد از هجرت رسول خاتم  صلی الله علیه وسلم  و تشکیل حکومت اسلامی در مدینه و بعد از آن که بنیان های سیاسی و اداری ونهادهای قانونی برای اعمال قدرت، در دولت اسلامی استقرار یافتند، رسول خاتم صلی الله علیه وسلم بسان قدرتی سیاسی و عقیدتی بزرگ، با هدف رهبری جهان در راه هدایت و صلح و نیکوکاری که دنیا و آخرت را مورد توجه قرار می داد، قدم به صحنه سیاست خارجی گذارد.

آن رجل سیاسی، کار خود را با مخاطب قرار دادن پادشاهان کشورهایی از قبیل روم، ایران، حبشه، و رهبران نصرانی سرزمین های عربی، و دعوت آنان به پذیرش شریعت خاتم، آغاز کرد.پذیرفتن سفرا و نمایندگان بسیاری از سران و پادشاهان و قبول هدایای که بعضی از آنها تقدیم می داشتند، نشانۀ تأیید ایشان از عرف صحیح دیپلماسی است که همواره در میان دولت ها برقرار بوده و دلیل بر متانت و استحکام اصول سیاست خارجی دولت اسلامی می باشد.

این رفتار سیاسی پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  دولت اسلامی را به گونه یک قدرت بزرگ سیاسی که در ارتباطات جهانی، بر اندیشه ها و اصول ثابت انسانی و خرد ورزی اتکا دارد، در صحنه بین المللی آشکار ساخت.توجه به قرآن کریم و سنت عملی پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم، این واقعیت را اثبات می کند که مبنای سیاست خارجی در دولت اسلامی، بر محوریت توحید و نبوت رسول خاتم همان دعوت و تبلیغ است.در اصل دعوت نیزدو بحث مطرح است:

  • حکم دعوت
  • محدودۀ دعوت

حکم وجوب دعوت با مستندات قرآن کریم و روشنگریهای آن است که در زیر به چند مورد اشاره می شود :

ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ. ( نحل/ ۱۲۵)( اي پيغمبر ! ) مردمان را با سخنان استوار و بجا و اندرزهاي نيكو و زيبا به راه پروردگارت فراخوان، و با ايشان به شيوه‌ي هرچه نيكوتر و بهتر گفتگو كن‌ ؛ چرا كه (بر تو تبليغ رسالت الهي است با سخنان حكيمانه و مستدلّانه و آگاهانه ، و به گونه‌ي بس زيبا و گيرا و پيدا، و بر ما هدايت و ضلال و حساب و كتاب و سزا و جزا است) بي‌گمان پروردگارت آگاه‌تر (از همگان) به حال كساني است كه از راه او منحرف و گمراه مي‌شوند و يا اين كه رهنمود و راهياب مي‌گردند

از این آیه وجوب دعوت استفاده می‌شود؛ زیرا مفعول ادع محذوف است و حذف مفعول بر تعمیم دلالت دارد.دعوت در این آیة مبارکه مقید به حکمت و موعظه شده است، حکمت بیانگر استدلال بوده و بعد عقلی دعوت را تشکیل می دهد، و موعظه بیانگر روش نیکو و شیوا سخن گفتن است که بعد روانی و عاطفی دعوت را تشکیل می‌دهد. و مجادله نیز به عنوان سومین مرحله پیشنهاد می گردد .

‏وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ‏. ( فصلت/ ۳۳) گفتار چه كسي بهتر از گفتار كسي است كه مردمان را به سوي خدا مي‌خواند و كارهاي شايسته مي‌كند و اعلام مي‌دارد كه من از زمره‌ي مسلمانان (و منقادان اوامر يزدان) هستم‌ ؟

‏قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ‏(یوسف/  ۱۰۸) بگو : اين راه من است كه من (مردمان را) با آگاهي و بينش به سوي خدا مي‌خوانم و پيروان من هم (چنين مي‌باشند)، و خدا را منزّه (از انباز و نقص و ديگر ناشايست) مي‌دانم، و من از زمره‌ي مشركان نمي‌باشم ( و كسي و چيزي را شريك خدا نمي‌انگارم) .

‏فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ‏ (شوری/ ۱۵) ‏ تو نيز مردمان را به سوي آن (آئين واحد الهي دعوت كن كه اسلام است) و آن گونه كه به تو فرمان داده شده است ( بر دعوت مردمان به دين يزدان ماندگار باش و در اين راه) ايستادگي كن و از خواستها و هوسهاي ايشان پيروي مكن، و بگو : من به هر كتابي كه از سوي خدا نازل شده باشد ايمان دارم، و به من دستور داده شده است كه در ميان شما دادگري كنم . خدا پروردگار ما و پروردگار شما است . اعمال ما از آن ما است (نه از آن شما) و اعمال شما از آن شما است (نه از آن ما، و هر كسي در مقابل كارهايش مسؤول است) . ميان ما و شما خصومت و مجادله‌اي نيست (چرا كه حق را بيان و آشكار كردم و از اين به بعد نيازي به جدال و استدلال نمي‌باشد) . خداوند (سرانجام در قيامت در يكجا) ما را جمع خواهد كرد ، و بازگشت (همه در آن روز ، براي داوري و حساب و كتاب) به سوي او است  و هر كسي آن درود عاقبت كار كه كشت)

و آیات مشابه دیگر ( آیاتی چون : فرقان / ۵۲؛ مائده/۹۹؛ نمل /۳۵؛  نور/۵۴؛ عنکبوت/۱۸؛ یاسین/ ۱۷ و …)

پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم بعد از بعثت به مدت سه سال با انکه همه می دانستند که وی پیامبر است و مشغول دعوت می باشد اما به صورت مخفی بعضی از افراد را دعوت می کرد، تا اینکه بعد از سه سال از طرف خداوند متعال این محدویت نیز برداشته شد و جنبه ی فعالتری به خود گرفت و مقدمه ای جهت سیاست خارجی رسول الله صلی الله علیه وسلم گردید .

اصولا رفتار سیاسی پیامبر اسلام در حوزه سیاست خارجی مبتنی بر دعوت بوده و این شیوة رفتار در آغاز رسالت و پس از مهاجرت به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی و نیز در فتح مکه ادامه داشته است. پیامبر این شیوه را به عنوان یک دستور برای تمامی سفیران خود نیز ملحوظ می داشت و سفیرانش موظف بودند دعوت و دیپلماسی را بر شیوه های دیگرمقدم بدارند. از امام علی (ع) نقل شده که فرمود:«پیامبر مرا به یمن فرستاد و فرمود: یا علی با هیچ کس جنگ مکن، مگر این که اول او را به اسلام دعوت کرده باشی».[۲]

آنگاه که پیامبر «دعوت» را به عنوان استراتژی انتخاب می نمود از توحید شروع می کرد . طبق روایتی که از امام سجاد نقل است دعوت باید از توحید شروع شود . یعنی داعی باید ابتدا تارهای عنکبوتی و خرافی شرک را در ذهن کفار با دعوت به توحید و یگانه پرستی پاره سازد و سپس احکام دین را عرضه نماید .[۳]

از دیگر دلایل وجوب دعوت می توان به موارد زیر نیز اشاره کرد :

الف – جامعیت دین اسلام؛ از آنجایی که دین اسلام و رسالت پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم  جهانی است، و در آیات قرآن، فراوان به این مسأله اشاره شده است، از جمله:

  • خطابات قرآنی: «یا ایها الناس» و «یا بنی آدم »[۴]
  • هدایت شامل «الناس» و «العالمین » [۵]
  • هدف از نزول قرآن بر پیامبر پیروزی اسلام بر سایر ادیان دانسته است و این دلیل جاودانه بودن دین اسلام است و این ادله جاوادنه بودن اسلام هم دلیل بر جهانی بودن رسالت اسلام و پیامبرخاتم می باشد . ( توبه /۳۳، فتح /۲۸، صف / ۹)

در دعوت مواردی چون :

  • تقدم دعوت بر جنگ
  • انعطاف و مدارا
  • قاطعیت
  • استفاده از نقاط مشترک با اهل کتاب
  • مذاکره و دیپلماسی
  • استفاده از حمایتهای قومی (بنی هاشم در مکه و …)
  • استفاده از عامل اقتصادی
  • استفاده از عوامل سیاسی (مانند تثبیت حاکمیت شخص در صورت مسلمان شدن و…) از جانب پیامبر خاتم مورد استفاده قرار می گرفتند.

 

 

[۱] ابوالفضل شکوری ؛ فقه سیاسی، قم. دفتر تبلیغات اسلامی۱۳۷۷٫ ص ۱۲۸

 

[۲] حسینعلی منتظری ، فقه الدولة الاسلامیه ، قم، دارالفکر، ۱۴۱۱ ،ص ۷۱۱٫

[۳] ابوالفضل شکوری ، فقه سیاسی اسلام ( اصول سیاست خارجی ) ، قم ، نشر حر ۱۳۶۱ ، ج ۲ ،  ص ۳۶۸

[۴]بقره / ۲۱ ؛  نساء آیه ۱ ، ۱۷۴  ؛  اعراف /  ۱۵۸ ؛  فاطر /  ۱۵ ؛  اعراف / ۲۶ ، ۲۷ ، ۳۱ ، ۳۵)

[۵]آیات مانند: بقره / ۱۸۵و ۱۸۷، آل عمران، ۱۳۸، ابراهیم / ۱ و ۵۲، نحل / ۴۴، کهف / ۵۴، جاثیه / ۲۰، زمر / ۴۱، حشر / ۲۱، انعام / ۹۰، یوسف/ ۱۰۴، ص / ۸۷، قلم/ ۵۲ و تکویر / ۲۷، انعام / ۱۹ و اعراف/ ۱۵۸٫

دیدگاهتان را بنویسید