اصول حاکم بر دیپلماسی پیامبرخاتم در روابط خود با قبایل و دولت‌ها(۹۷)

اصول حاکم بر دیپلماسی پیامبرخاتم  در روابط خود با قبایل و دولت‌ها(۹۷)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

اصول سیاست خارجی، مجموعه هایی از تعالیم و قوانین دینی است که چارچوب کلان سیاست خارجی دولت اسلامی را شکل می دهد.این مجموعه ثابت و ماندگار و از نظر تفسیری، بر دیگر مسایل سیاست خارجی حاکم است. در حالى كه رفتار سياسى ناظر به سياست داخلى است، ديپلماسى ناظر به روابط خارجى است .

اگر دیپلماسی را هنر مذاکره بدانیم یا آن را یک وسیله کاربردی برای رسیدن به هدفها توصیف کنیم، این تعریف در مورد دیپلماسی فعال پیامبرخاتم (ص) به صورت بارزی، صادق خواهد بود. امتیاز دیپلماسی پیامبر اسلام در این است که بر قوانین اجتماعی و جهان‌بینی واقع‌بینانه و اصول و ارزشهای انسانی متکی است و اساس آن را اصول و ضوابطی تشکیل می‌دهد که از وحی نشأت می‌گیرد  .[۱]

در هر صورت عواملی که برسیاست گذاری خارجی یک کشور مؤثر هستند را این گونه می توان بر شمرد :

  • ارزش ها واعتقادات
  • زمينه هاي تاريخي و فرهنگي
  • مشكلات داخلي و افكار عمومي

سیاست خارجی پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  نیز با تکیه بر همین عوامل شکل می گرفت. از این رو می بینیم که گاهی  صلح را برمی گزیند وگاهی جنگ را و گاهی مذاکره وتفاهم را.

پژوهشگران اسلامی  نیز با توجه به این موارد  در تعریف اصول سیاست خارجی بر این نظرند که اصول سیاست خارجی، مبادی و اساس روابط خارجی دولت اسلامی است که در منابع دینی چارچوب و اساس تنظیم روابط خارجی مطرح شده است، و  منظور از روابط خارجی اسلام مجموعه فعالیت هايی است که در سیرۀ سیاسی پیامبر اسلام نسبت به دولت ها، ملتها، اقوام و ادیان دیگر اعمال شده است، و خط و مشی و چارچوب کلی سیاست خارجی دولت اسلامی که پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم مؤسس آن بود، تعیین و ترسیم گردیده است. که می توان بخشی از فهرست و چارچوب کلی سیاست خارجی اسلام از سیره ی پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم را این گونه مشاهده نمود :

  • پایبندی به تعهدات و پیمان ها و پرهیز از پیمان‌شکنی ( توبه/۷؛ نحل/ ۹۱-۹۲؛ اسراء/ ۳۴؛ نساء/۹۰ ؛ انفال /۴۲)
  • رعایت حرمت و شأن گروههای مقابل
  • رعایت امانت و پرهیز از خیانت (نحل/ ۹۴)
  • محوریت الله و التزام به عدالت (مائده/ ۸)
  • احترام به حقوق بي طرفان در جنگ و مخاصمات بين المللي. (نساء/۹۰)
  • رفتار دوستانه و مسالمت آميز با ملت هايي که در انديشه ي دشمني نيستند. (ممتحنه/۸)
  • رفتار متقابل و منصفانه با دولت هايي که درروابط خود امانت و عدالت و انصاف را رعايت مي کند . (رحمن/۶۰)
  • پذیرش صلح و پیمانهای صلح جویانه (انفال/ ۶۱)
  • مبارزه با سلطه جویی و فساد و ترسیم آینده (قصص/۸۳)
  • قطع رابطه با ستمگران که در امر دین با شما جنگیده اند و شما را از خانه و دیارتان بیرون کرده اند، و نیز قطع رابطه با کسانی که از آن ظالمان حمایت کرده اند (ممتحنه/۹)
  • مقابله و معامله به مثل به متجاوزان و بدخواهان (بقره/ ۱۹۴ ؛ شوری/ ۴۲-۴۰)
  • پیامبرخاتم در روابط خود با قبایل و دولت‌ها، مردم را صاحبان اساسی حق برشمرده و سعی در جهت تماس و ارتباط با مردم داشته‌ است. مبارزه با عاملان استکبار و کمک به ملت هايي که براي رهايي خويش با استکبار مبارزه مي کنند ( قصص/۸۳)

در دیپلماسی پیامبر خاتم، روابط با گروهها و دولت‌ها به مفهوم مداهنه و سازش برسر اصول نیست، بلکه صرفاً وسیله‌ای جهت توافق‌های سازنده برای وصول به اهداف مورد نظر می باشد .

شرایط و مقتضیات زمانی و مکانی در به‌کارگیری روشها و ارتباطات از اصول اساسی شمرده می‌شود

  • صداقت، صراحت و پرهیز از مبهم‌گویی، شجاعت در مقابل پیامدهای احتمالی ناشی از روابط و مکاتبه با زمامداران
  • انتخاب افراد مجرب، کارآزموده و با تقوا، جهت انجام مأموریت‌های سیاسی
  • قبول هدایا و ارسال هدایا
  • اعطای امتیاز در قالب عهد نامه
  • انجام مانور نظامی
  • حمایت از متحدان
  • شراکت در جرم متحد . بدین معنی که اگر چند قبیله و حکومت با هم متحد شدند و یکی از متحدین مرتکب جرمی شد اسلام این حق را به خود می دهد که از هر یک از متحدین حق خود را بستاند .
  • و….

در يک جمع بندي کلي، مي توان چنين بيان کرد که اصول و خطوط کلي ديپلماسي و رفتار سياسي در اسلام و آنچه که از فرامين الهي و آيات قرآن کريم استنباط مي شود. بدين قرارند:

  • اصل توحيد و دعوت
  • اصل حاکمیت قانون شریعت
  • اصل تامین امنیت
  • اصل نفي سيبل و عزت و سيادت اسلامي
  • اصل رفتار متقابل
  • اصل وفاي به عهد و احترام و قراردادها و پيمان ها

در حقیقت، اهداف عالی و خطوط کلی سیاست اسلام ومنافع امت اسلامی بود که دیپلماسی پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم را معین می کرد.

رهبری کلی دیپلماسی در عصر پیامبر (ص) توسط شخص ایشان، طبق ضوابط  مقابل و مقتضیات خاص و عامی بود که معمولا بر آن روابط حاکم بود.[۲]

 

 

[۱]همان ،  ص۱۳۴٫

[۲]عمید زنجانی، پیشین ، ص ۲۷۲

دیدگاهتان را بنویسید