انواع نظامها و قالبهای حکومتی(۵۹)

انواع نظامها و قالبهای حکومتی(۵۹)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

شیوه های حکومت در کشورهای مختلف جهان متفاوت است. به دلیل متفاوت بودن شرایط روز و نیازهای روز سرزمینها با همدیگر، شاید نتوان دو کشور را یافت که نظام اداره امور در آنها دقیقا مثل هم باشد. اما نظام های حکومتی  و معیار انواع حکومت ها را می توان در چند عنوان کلی دسته بندی  و خلاصه کرد.

الف) طبقه بندی حکومت، بر اساس تعداد حاکمان، در سه محور.

ب) معیار تمرکز قدرت و پراکندگی آن در کشور.

ج) معیار مشارکت شهروندان

د) معیار جهان بینی الهی

الف تقسیمات سه گانه حکومت ها (بر اساس تعداد حاکمان)

حکومت فردی: [۱]در حکومت فردی، سلطان یا شاه در رأس حکومت قرار دارد و بدون مسؤولیت و به میل و رأی خود اعمال قدرت می کند. حکومت فردی کهن ترین شکل حکومت است. در عصر جدید، به واسطه افزایش مشارکت شهروندان در اداره امور کشورها از حکومت های فردی کاسته شده است. معمولا حکومت های فردی در شکل پادشاهی به شکل «موروثی»، «انتخابی»، «استبدادی»، و «مشروطه» یافت شده است:

پادشاهی موروثی: حکومتی است که بر مبنای رسومی که طی زمان های متمادی به وجود آمده است شکل گرفته است و حکومت از طریق ارث به حاکمان بعدی منتقل می شود. چگونگی انتقال حکومت را قانون اساسی یا سنت و عرف تعیین می کند.

پادشاهی استبدادی: پادشاهی استبدادی یا مطلقه، حکومتی است که پادشاه قدرت و اختیاراتش را بنا به میل و اراده خود اعمال می کند و اداره مملکت تابع هیچ قانون مدونی نیست. خواست پادشاه حکم قانون را دارد و شاه یا ملکه در آن بر تمام شئون زندگی رعایای خود مسلط است. در گذشته، بسیاری از حکومت های پادشاهی استبدادی بوده اند که قانون بنا به خواست آن ها وضع و اجرا می شده است.

بعضی مقامات مذهبی در این نوع حکومت قادرند مقام سلطنت را از برخی اعمال باز دارند و از او انتظار می رود به سنت ها پایبند باشد، اما قانون اساسی وجود ندارد و از نظر تئوری هیچ محدودیتی بر قدرت مقام سلطنت اعمال نمی شود. هر چند در عمل وزن و نفوذ برخی گروه های اجتماعی، قدرت سلطنت را محدود می کند.نمونه این نوع حکومت را در عربستان سعودی و برونئی می توان دید.

پادشاهی انتخابی: در گذشته، برخی از پادشاهان توسط بزرگان یک جامعه انتخاب می شدند، اما به مرور زمان به موروثی گرایش یافته اند.

پادشاهی مشروطه: پادشاهی مشروطه یا محدود حکومتی است که قانون اساسی قدرت پادشاه را محدود کرده باشد و پادشاه بر طبق قوانین تصویب شده حکومت می کند، نه مطابق میل و دلخواه خود. در نظام مشروطه پارلمان و تفکیک قوا وجود دارد. تفاوت پادشاهی مشروطه با جمهوری آن است که در جمهوری رئیس قوه مجریه از سوی مردم انتخاب می شود، اما در پادشاهی مشروطه انتقال حکومت از طریق وراثت است. امروزه، در برخی کشورها چون انگلیس و ژاپن نظام مشروطه برقرار است.

۲ حکومت گروهی (طبقاتی) : در طول تاریخ، با حکومت هایی مواجه ایم که در آن ها حاکمیت در دست گروه خاص است، گروهی که مدعی برتری فکری یا طبقاتی اند و خود را برای به دست گرفتن حکومت محق می دانند. برخی شکل های حکومت گروهی عبارت اند از:

اریستوکراسی: حکومت به دست گروهی اندک است که مدعی برخورداری از تبار بلند و شرافت طبقاتی اند. مبنای اریستوکراسی توارث یا ثروت می باشد. این مدل حکومتی در طبقه بندی حکومتی ارسطو و افلاطون آمده است. از منظر ارسطو، اریستوکراسی حکومتی است که به دست گروهی از مردم اعمال می شود و صلاح عموم را در نظر دارد.

در یونان قدیم: فیلسوفان سیاسی مدعی بودند که «اریستوکراسی» حکومتی است مرکب از بهترین مردمی که شایسته ی زمامداری می باشند. افلاطون در کتاب «جمهوریت» نوشته است: کسانی که از نظر اخلاق و فکر، بر دیگران برتری دارند، و مستقیماً به نفع عامه حکومت می کنند باید زمامدار باشند، حکومت های اَریستوکراسی یا اشرافی در عمل تعریف فلسفی خود را از دست داده در قرون بعد تنزل یافته حکومت کسانی شد که اراضی زراعتی وسیعی به دست آوردند و مقامات دولتی را به انحصار خود درآوردند.[۲] پس در اریستوکراسی، بخش کوچکی از شهروندان در اداره جامعه و تدوین سیاست ها نقش دارند.

الیگارشی: در این شیوه حکومت نیز اداره جامعه به دست گروهی اندک است. از منظر ارسطو، الیگارشی شکل فاسد اریستوکراسی است که در آن ثروت نقش اساسی دارد. بر حسب این تعریف، بسیاری از حکومت ها، در جهان معاصر، الیگارشی هستند. یکی از انتقاداتی که از سوی برخی منتقدان از جمله شومپیتر بر دمکراسی های غربی وارد شده، آن است که این حکومت ها الیگارشی هستند، گر چه عنوان دمکراسی را یدک می کشند.

حکومت نخبگان: امروزه، در نظریات سیاسی معاصر از حکمرانی اقلیت به حکومت نخبگان یاد می شود. در هر جامعه ای، شماری از نخبگان فکری، در عرصه های سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی، وجود دارند که می کوشند به هرم قدرت نزدیک شوند و حکومت را به دست گیرند. از منظر نظریه پردازان نخبه گرایی، حاکمیت احزاب در کشورهای غربی حاکمیت نخبگان است، نه دمکراسی که از آن دم زده می شود. در ایتالیا و آلمان، فاشیست ها خود را گروه نخبه می دانستند. در کشورهای مارکسیستی طبقه کارگر گروهی است که حاکمیت را به دست می گیرد .

۳ جمهوری: در حکومت جمهوری، اقتدار و مناصب دولتی از طرف مردم به طور مستقیم یا غیر مستقیم به حکام واگذار می شود. حکومت جمهوری در مقابل حکومت سلطنتی است و به حکومتی اطلاق می شود که اولا حاکم به طور مستقیم از سوی مردم و یا غیر مستقیم از طرف پارلمان انتخاب شود. حاکم برای مدت محدود انتخاب می شود. حاکم هیچ امتیاز شخصی بر دیگران ندارد و در مقابل قانون مسؤول است.

حکومت جمهوری امروزه به شکل های گوناگونی در کشورها جریان دارد. در بعضی از کشورها رئیس جمهور مستقیما از سوی مردم انتخاب می شود و در برخی کشورها به طور غیر مستقیم، یعنی رئیس جمهور با واسطه از جانب مردم انتخاب می شود، مثل رژیم حاکم بر ترکیه که رئیس جمهور توسط آرای نمایندگان مجلس انتخاب می شود. رژیم جمهوری یا ریاستی و یا پارلمانی است.

جمهوری ریاستی: در سیستم ریاستی، رئیس جمهور عضو قوه مقننه نیست و قوه مقننه می تواند رئیس جمهور را به جهت خطاهایش که در قانون اساسی پیش بینی شده محاکمه کند. در این سیستم، وزرا و رؤسای سازمان های اداری را رئیس جمهور انتخاب می کند و اعضای کابینه در برابر رئیس جمهور مسؤول و پاسخ گو می باشند و تفکیک قوا حاکم است.

جمهوری پارلمانی: گاهی از آن به سیستم کابینه ای نیز یاد می شود. در نظام پارلمانی، ریاست تشریفاتی از ریاست قوه مجریه جدا است. کابینه در دست یک حزب با ائتلافی از احزاب است و وزرا عضویت مجلس مقننه را دارا هستند. هم چنین کابینه وضع قوانین بودجه و انتصابات را به عهده دارد. کشورهای مشترک المنافع و تابع انگلیس سیستم پارلمانی دارند.[۳][۴]

حکومت دمکراسی : دمکراسی حکومتی سکولاریستی است که در آن، شهروندان مشارکت دارند و احزاب و جامعه مدنی فعالند. حاکمیت و تدوین قانون اساسی از آن مردم است و مردم در انتخاب حاکمان و تدوین خط مشی های اساسی نقش دارند.

حکومت دمکراسی گاه به صورت لیبرالیستی است و گاه به صورت سوسیالیستی و کمونیستی ، گاه به صورت جمهوری است، چنان که در بسیاری از کشورهای مدعی دمکراسی، برقرار است و گاه به صورت مشروطه است؛ چنان که حکومت های انگلیس و ژاپن در عین دمکراتیک بودن، سلطنتی مشروطه نیز هستند . با این وضع این شیوه ی حکومتی به گونه های زیر در واقعیت جامعه پیاده می گردد :

۱-         نظام پارلمانی

شیوه ای از حکومت است که در آن یک دولت پارلمانی امور کشور را اداره می کند. در این سیستم تفکیک روشنی بین قوای مجریه و مقننه وجود ندارد، اما «رئیس دولت» و «شخص اول کشور»دو نفر هستند. نمونه این نوع حکومت را در اسرائیل می توان دید. در این کشور رئیس دولت نخست وزیر است و اعضای دولت، از جمله نخست وزیر، عضو پارلمان هستند؛ اما رئیس جمهوری شخص اول کشور محسوب می شوند. شخص اول کشور معمولا در این نظام ها اختیاراتی محدود دارد و سمتش عمدتا تشریفاتی است.

۲-         حکومت تک حزبی

شیوه ای از حکومت حزبی است که در آن یک حزب سیاسی مشخص حکومت می کند و هیچ حزب دیگری اجازه معرفی نامزد برای انتخابات ندارد. بعضی حکومت های تک حزبی احزاب مخالف را تحمل نمی کنند اما به احزاب وابسته و زیر مجموعه خود اجازه فعالیت می دهند.

نمونه های این نوع حکومت را در چین، کوبا و سوریه می توان یافت. در چین و کوبا حزب کمونیست حکومت می کند. در سوریه حزب بعث طبق قانون اساسی حزب حاکم است، اما احزاب و گروه های وابسته به این حزب اجازه فعالیت محدود دارند.

۳-         حکومت ریاستی

در این نوع حکومت اداره کشور به عهده رئیس جمهوری است و قوه مجریه از قوه مقننه تفکیک شده است. نمونه این نوع حکومت را در آمریکا می توان یافت.

۴-         حکومت نیمه ریاستی

که به نام نظام ریاستی – پارلمانی نیز شناخته می شود شیوه ای از حکومت است که در آن رئیس جمهوری و نخست وزیر هر دو در ادراه امور روزانه کشور دخالت فعال دارند. تفاوت این نوع حکومت با جمهوری پارلمانی در این است که شخص اول کشور مستقیما توسط مردم انتخاب می شود و سمتش صرفا تشریفاتی نیست. تفاوت این نوع حکومت با نظام ریاستی هم در این است که دولت اسما توسط رئیس جمهوری پیشنهاد می شود اما تنها به پارلمان پاسخگو است و پارلمان می تواند آن را وادار به استعفا کند.نمونه هایی از این نوع حکومت در روسیه و لبنان برقرار است.

البته قالبها و اشکال حکومتی مختلف و متعدد دیگری نیز وجود دارند که می توان به نمونه های زیر نیز اشاره کرد :

اشراف‌ سالاری، خونتا، زرسالاری، ارتش‌سالاری، تایموکراسی، آریستوکراسی، جینیوکراسی،  کراتوکراسی، مریتوکراسی، تیموکراسی، تکنوکراسی، دیکتاتوری، فاشیسم بانکوکراسی، کورپوریتوکراسی،  نپتوکراسی، کاکیستوکراسی، کلپتوکراسی (حکومت‌های مافیایی)، اکلوکراسی، فوبیاکراسی، دمارشی، دموکراسی مستقیم، دموکراسی لیبرال، دموکراسی نماینده‌ای، دموکراسی سوسیال، دموکراسی تمامیت خواه، ارگاتوکراسی، کریتارشی، نتوکراسی، اولیگارشی، پلوتوکراسی، استراتوکراسی، تئوکراسی، لیبرتارین،  لیبرتارین سوسیال، آنارشی،  آنوکراسی، حکومت انقلابی، جمهوری مبتنی بر قانون اساسی، جمهوری دموکراتیک،  جمهوری پارلمانی،  جمهوری فدرال، جمهوری سوسیالیستی، فدرالیسم، کنفدرالیسم، پادشاهی فدرال، جمهوری فدرال، ادهوکراسی، بوروکراسی، آنارشیسم، ریاستی (قبیله‌ای)، سایبرسیناسی، نوموکراسی،سرمایه داری (کاپیتالیسم)، کمونیسم، فئودالیسم، سوسیالیسم،حکومت رفاهی، نخبه گرایی، چندرهبری،مرکز گرایی، شخصی گرایی، جمهوری شرکت، ماگوکراسی، یونیوکراسی  و….

حال اگر ساختارهای  حکومتی را با توجه به تجربیات کشورهای دیگر در حکومت داری با یکدیگر مقایسه کنیم و سیاه و سفید دیدن را کنار بگذاریم،هر کدام از این نظامها برای خودشان هم امتیازات و نقاط قوتی دارند و هم کاستی ها و نقاط ضعفی که تنها و تنها زمانی می توان آن ها را با هم در بوته نقد قرارداد که جامعه ای که می خواهیم یکی از این نظامها  را در آن پیاده کنیم بشناسیم، خصوصیات مردم بسیاری از سرزمینها که گاه به هیچ عنوان قابل مقایسه با کشورها و سرزمینهای دیگر نیست.

د) طبقه بندی حکومت ها بر حسب جهان بینی

حکومت ها بر حسب جهان بینی به دو نوع، حکومت اسلامی و طاغوتی، تقسیم می شوند:

  • حکومت اسلامی

در این حکومت منبع قانون خداوند است که بر اساس حکمت، مصالح و شناختی که از ابعاد وجودی انسانی دارد تشریع می کند و حکومت امانتی در دست حاکمان به شمار می آید.

حکومت اسلامی، با حفظ تحکیم قانون الله، می تواند با توجه به نیازهای روز جامعه در قالب ها و نظامهای گوناگونی تحقق یابد و این نیاز جامعه و میزان پایبندی و دلسوزی حکام است که انتخاب می کند کدام نظام جهت تامین رفاه و امنیت برای عموم شهروندان و فراهم نمودن تشکیل جامعه ی اسلامی مورد پذیرش قانون الله کارآمدترمی باشد . در هر صورت اساس پیروی از قوانین و دستورات الله بدون کم و زیاد می باشد و کسی حق سرپیچی از این خط قرمز را ندارد . قرآن کریم در این باره می فرماید:«وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ‏. لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ‏ »  (الحاقة/۴۴ .۴۶).اگر پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم) چیزی بر ما می بست (می افزود) او را با قدرت تمام اخذ می کردیم، سپس رگ گردن او را قطع می کردیم.

در حکومت اسلامی کار ویژه حکومت صرفا ایجاد  رفاه و امنیت برای عموم نیست، بلکه حاکم اسلامی نقش هدایت جامعه از گمراهی به سوی آرمان های الهی ( فالیعبد رب هذا البیت ) و فراهم نمودن زمینه های عبادت پروردگار را نیز دارد و تلاش می کند تا ضمن ایجاد محیطی مساعد، زمینه رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان، تقوا، عدالت و فسادزدایی  و در یک کلمه عبادت برای الله را مهیا نماید .

آیت ا… خمینی در مورد حقوق اولیه  مسلمین می گوید : از حقوق اولیه هر ملتی است که باید سرنوشت و تعیین شکل و نوع حکومت خود را در دست داشته باشد. طبیعی است که چون ملت ایران بیش از نود درصد مسلمانند باید این حکومت بر پایه های موازین و قواعد اسلامی بپا شود[۵]

  • حکومت طاغوتی

پیداست که هر حكومتى براى پا گرفتن و پايدارماندن به دو چيز نياز دارد:

  • مبنايى كه آن را مشروع مى‏سازد.
  • مبنايى كه بايد بر وفق آن عمل كند و با توجه به آن تصرف و سياست‏گزارى كند.

در نظم‏هاى جاهلی و طاغوتی، اکثرحكومت‏ها به پشتوانه آراء مردم  و نخبگان سیاسی، اقتصادی و نمایندگان مردم مقبوليت و مشروعيت پيدا مى‏كنند، و عمل آن‏ها را هم، قانون‏هايى تعيين و تحديد مى‏كند كه همین نمایندگان مردم وضع كرده‏اند. در این نوع حکومت منبع قانون بشر است و قانون الله  به صورت کامل جایگاهی در قانون اساسی و احکام اجرایی جامعه ندارد .

[۱]Monarchic

[۲] غلامحسين  مصاحب ،دایره المعارف فارسی مصاحب،  تهران: كتاب‌هاي جيبي: فرانكلين، ۱۳۵۶، ص ۱۱

[۳] رنی آستین ، آشنایی با حکومت، ترجمه، لیلا سازگار ،تهران ،مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۴ص ۱۱۳ ۱۱۵

[۴]  کیوان عقیل پور ،آشنایی با علم سیاست،تهران ، اخوان ، ۱۳۸۹ ،ص ۵۶ .۶۱

[۵] روح الله خمینی ، صحیفه نور ، (مصاحبه   با روزنامه فاین نشیال تایمز، ۱۶/۸/۱۳۵۷)، ج ۳، ص ۴۲٫

دیدگاهتان را بنویسید