بهره گیری به موقع از خوب میان بدها و هشیاری در برابر مسلمان نمایان داخلی(۷۸)

بهره گیری به موقع از خوب میان بدها و هشیاری در برابر مسلمان نمایان  داخلی(۷۸)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

اصولاً هدایت یافتگان وپیروان رسولان، مجددین وبیدار گران افرادی خوب ازمیان انبوهی ازبدان مشرک، مرتد، گمراه، اهل بدعت و….. می باشند که بر اثراسباب وبازدارنده های متنوع وفریبنده، پس از مدتی با دریافت صحیح پیام اسلام به خود آمده یا مسلمان می گردند، یا اینکه با حفظ عقیده ی باطل خود، به چنان تشخیصی می رسند که یاری رساندن به اسلام و پیروزی آن حافظ منافع مادی و معنوی وی بوده و به همین دلیل به حمایت  از آن بر می خیزند  .

و یا این که بدون تغییر عقیده و پیروی سر سختانه از عقاید شرک آلود خود در مراحلی به خاطر پیروی از فطرت و رحم خدادادی و یا هر عامل دیگری، در هنگام سختی و نیاز مسلمین از حقوق انسانی آنها در برابر دیگر هم کیشان ظالمش دفاع کرده است، اما سرانجام در اتخاذ سیاستهای کلان و جنگ طلبانه تابع رای فرمانده هانش بوده  و ممکن است بعدها به همراه دیگر کفار حربی کشته شده یا اسیر جنگی هم شده باشد .یا این که شخصی مسلمان، فریب حزب یا جماعتی «بد» منتسب به اسلام را خورده باشد وناآگاهانه و بر اثر غفلت و جهل مغلوب دسیاس و خطواط شیطان گشته باشد .

درهر صورت با درخشش خورشید و صبح صادق اسلام  «خوبهایی» که در میان «بدان» منحرف، آلوده و گم شده اند، اما با علایمی که از خود بروز می دهند، بعضی در پاره ای موارد و گروهی کلا موضع و صف خود را از ظالمین به نفع مسلمین تغییر داده و یاری رسان و افزایش دهنده ی قدرت و شوکت مسلمین گشته، یا این که حداقل از میزان ستم وحشیانه ی دیگر همقطارانشان نسبت به مسلمین می کاهند.

زندگی اسلامی مومنینی که دورانی را در جاهلیت و در میان «بدها» به سر برده اند از یک سو، و مشرکین غیر مسلمانی که در هنگام نیاز و یا ذلیلی مسلمین به ندای فطرت خود پاسخ داده ودر مواردی یاری رسان مسلمین شده اند فرمول ساده و تکرار شدنی است که، سرپرستان و صاحبان امر باید با تشریح چنین حرکات وواکنشهای سودمند و امیدوار کننده ای، به کشف وشناسایی این گونه افراد پرداخته و با تقویت وهدایت این جرقه های امید، یاکلا آنها را از صف مشرکین و جاهلین بریده وبه صف مسلمین ملحق نمایند یا این که به موقع از استعداد مفید آنها در پیشبرد مبارزه بهره مند گردند…         

جهت روشنتر شدن این اسلوب امتحان شده ی کار آمد، از میان انبوهی از رویدادهای موثق گذشته در قرآن وتاریخ، به ذکر چند نمونه پرداخته سپس قضیه را درحد فهم مطلب پرورش می دهیم :

علاوه بر داستان مخیرق یهودی در صحنه ای دیگر می بینیم که چون بت پرستان دربدر شکست خوردند پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم فرمان داد ابو بختری بن هشام ـ که اسیر شد ـ کشته نشود .زیرا او هنگام بودن رسوا الله صلی الله علیه وسلم در مکه،بیش ازهمه آزار بت پرستان را از وی دور می ساخت . واز میان کسانی بود که در شکستن آن پیمان نامه (که به زیان پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم  و اطرافیان مسلمان و مشرکش نوشته شده بود)،کوشش کرد[۱]

ودر یایان در مورد آدم های خوبی که فریب نقشه های «جماعت های بد» و «تقلبی» وبه «ظاهر اسلامی» را خورده اند می خوانیم که: “بنی عمرو بن عوف که«مزگت قبا»رابنیاد نهادند ، به روزگار خلافت عمربن خطاب از وی خواستند که به مجمع بن حارثه دستوری دهد که پیشنمازی ایشان رادرمزگت شان کند .

عمر گفت: نه، نا خوش باد. آیا «پیش نماز» مزگت گزند ناک (ضرار) نبود؟

مجمع گفت: یاامیر المومنین، برمن شتاب مکن زیرا به خدا سوگند که در آن به نماز در ایستادم ونمی دانستم آنان چه در دل نهان کرده اند ، واگر می دانستم با ایشان نماز نمی خواندم . عمر پوزش ا و را بپذیرفت واو را راستگو شمرد و او را فرمود که در مزگت قبا پیش نمازی کند[۲]

در هر سه مورد با سه طبقه ی کاملا مجزا بر می خوریم ؛ ،طبقه کفار اهل کتاب آن هم بد ترین گروه از کفار اهل کتاب به نام یهود، سپس طبقه کفار و مشرکین غیراهل کتاب  که هم اکنون به نام سکو لاریسم دردنیا مشهور و نامدار گشته اند ،ودرپایان طبقه ی انحرافی از صف مسلمین را می بینیم که عده ای را نا آگاهانه فریفته ودر صف خود وارد نموده اند، ودرپناه این گروه مسلمان وساده ی فریب خورده،جبهه گیری نموده و به اعمال تخریبی خود می پردازند که در قرآن وسنت عنوان منافقین به این «سر کردگان به ظاهر مسلمان »داده شده است.

درهر سه حالت می بینیم که آدمهای خوبی ـ در صورت عملکرد صحیح مسلمین  نمودار گشته ومی توانند جهت پیشبرد اهداف متعالی نهضت مستضعفین و ستمدیدگان ثمر بخش باشند.اینها علائم ونشانه های روشنی برای رهبران وامیران جهت حداقل استفاده از این افراد ،و یا تکمیل سیاست منفرد کردن کامل خطرناکترین دشمنان می باشد.

اما همین سیاست زنده و مفید اسلامی ،ازجانب گروههای منافق منتسب به اسلام که مردمان فریب خوردۀ زیادی را تحت نظام جاهلی وسکولاریستی  به زیر چتر خود در آورده ودر پشت آنهابه سنگر بندی وتوطئه چینی مشغولند، مورد سوء استفاده قرار گرفته است، به نحوی که دقیقا در مسیر تامین منافع کفار سکولار جهانی  ونوکران محلی آنها حرکت کرده وهمچون  گرزی بر سر آزادی خواهان ومبارزین مسلمانان فرود می آیند.

این سرکردگان و «تاجران دین و مردم»، با ایجاد جنگ روانی و تبلیغی،مسلمین را در چنان تنگنایی قرار می دهند که به این نتیجه برسند که در میان مذاهب مختلف و متضاد دین سکولاریسم که بدهستند ، دموکراسی از نوع لیبرال وسرمایه داریش را انتخاب کنند که به خیال خودشان خوب میان بدهاست .

آنها به خوبی می دانند که دموکراسی یا حکومت احکام درست شده مردم بر مردم به جای حکومت احکام الهی بر مردم براساس و پایه ی دین سکولاریسم بنیان نهاده شده است ،که در آن هیچ جایی برای اجرایی شدن احکام و قوانین الهی بر مردم وجود ندارد.اما باز بر آن تکیه کرده و مردم را به حمایت از آن و پرهیز از مسلمین شریعت گرا که خواهان اجرائی شدن احکام الهی اند فرا می خوانند . چرا؟ چون اینها نیز«تاجران» و «دشمنان »احکام الهی اند،که بر خلاف دیگر سکولار ها برای روز مبادا یا به خاطر نیاز سکولارها، خود را پشت احزاب مشهور به اسلامی و مسلمانان فریب خورده پنهان نموده اند و عامل روانی و تبلیغی سکولاریستها جهت جذب مردم به خود و دور نمودن از مسلمین آزادیخواه شریعت گرا گشته اند.

چرا اینها به جای اینکه مردم را میان خوب و بد مخیر بدانند آنها را سوق می دهند که در میان بدها یکی را که به نظرشان شرش کمتر است انتخاب کنند ؟ چون این هم تلبیس ابلیس و یکی از دامهای خطرناک شیاطین جهت انحراف مسلمین از قانون شریعت الله و صراط المستقیم است.

آنها در این مرحله از بیداری اسلامی چون نمی توانند بر خلاف فطرت و عقل ، خدا و اسلام را انکار کنند ،در لاک یکی از فرق گمراه مدعی اسلام فرو رفته و با پخش شبهات خاص خود فائده ی اثبات خدا و دین را از بین بردند.بدین معنی که خدا ترسی،و تحکیم احکام الهی در امور زندگی بشر و سیستم حکومتی شریعت را،عملا نفی کرده و سیاست شرع را فرو ریختند.

بدون شک اینها بدترین طایفه علیه اسلام اند و کاری  که این گمراهان گمراه کننده انجام می دهنداز عهده یک لشکر مجهز به توپ و تانک و هواپیما های جنگی مهاجمین خارجی بر نمی آید . بدون شک اینها ستون پنجم دشمن و سود مند ترین عامل روانی دیکتاتوری مهاجم سکولاریسم و جاهلیت حاکم بر علیه مسلمین می باشد .

درک تفاوت میان ایندو برای هر مسلمان موحدی ساده و ملموس است که چگونه به کارگیری یکی باعث تحکیم شریعت الهی در زمین و پیشبرد مبارزه می گردد ،و روی آوری به آن یکی غلطیدن در یکی از مذاهب وشعبه های دین سکولاریسم و زیر پانهادن و نفی سیستم حکومتی اسلامی و سیاست شرع در امور زندگی انسانهاست.

در اسلوب دوم هر چه «مسلمین فریب خورده» ،تحت تاثیر تبلیغات راهنمایان به درهای جهنم، بیشتر در تحقق فعالیتهای به «ظاهر» خیر خواهانه اسلامی زحمت بکشند، بیشتراز صراط المستقیم منحرف شده و شرشان بیشتر دامنگیر خود و دیگران خواهد گردید. و هر چه خود را از سیستم جاهلی و سکولاریستی موجود دور نگه دارند و در توحیدو ولاء وبراء و کفر به طاغوتشان مخلصتر گردند ، به همان میزان خیر و برکتشان برای خود و دیگران افزایش یافته و از «منجلاب و دام» «شیاطین » و «امامان راهنما ی به جهنم» دورتر می گردند.

شخص مسلمان چون دارای ثوابتی است که تحت هیچ شرایطی تغییر نمی یابند ، نمونه عینی توحید ،ولاء و براء وکفر به طاغوت می گردد.در نتیجه هر کسی که به هر نحوی ،به این شخصیت مستقل هدفمند ،در هر کدام از مراحل دعوت و مبارزه ،قبل از کسب  قدرت حکومتی یا بعد از بدست آوردن آن یاری  برسانند، قطعاً در آن مورد به نفع ارزشهای مطلوب انسانی عمل نموده و جواب مطلوبی به ندای فطرتش داده است . و بدون شک در این دنیا هم ردیف با دیگر دشمنان سرسخت احکام الهی اسلام قرار نگرفته و برای مسلمین مبارز، «خوب» بین «بدها» قلمداد گشته و برخوردی متناسب با عملش دریافت خواهد کرد؛ ” آیا جزای خوبی جز خوبی است؟”

اما در موردطیف خیانت پیشه ی دوم که ثمره ی توحیدیعنی: تحکیم شریعت در روی زمین را دچار افت نموده و گله وار گمراهانرا به زیر چتریکی از مذاهب دین  سکولاریسم برده و به آرزوهای پوچ و دست نیافتنی دلخوششان می کنند، باید گفت: که حربه شیطانی آنها کهنه و فرسوده گشته و امروز مسلمین خود را در برابر یک جواب ساده ی سرنوشت ساز می بینند، یا انتخاب سیستم گندیده ی جاهلیت و دیکتاتوری دین سکولاریسم یا پذیرش و تحکیم شریعت الهی در زمین، یا کفر به الله یا کفر به طاغوت . جواب به این سوال همچون دیگر اصول توحید نیاز به سواد یا مدرک تحصیلی ندارد بلکه تنها عقل و قلبی سلیم و فطرتی بیدار و هشیار را می طلبد.

ابو جهل با آن همه ادعا و علم، زیر بار جواب مثبت به این سوال ساده ی پر محتوا نرفت و در عوض سمیه ی بی سواد لبیک خود را، باشهادت خود،به دست جلادان حقیقت ستیز به گوش جهانیان رساند . در مسئله پذیرش توحید و شرک اکبر هیچ عذری وجود ندارد . گرایش به دین  سکولاریسم و یا هم مسیر شدن با یکی از مذاهب آن در وضع موجود، به هر دلیلی، به معنی کنار نهادن احکام الهی و پذیرش احکام بشری به جای آن است و این شرک در قانون گذاری وحکم، و از اسباب روشن ارتداد و مرتد شدن می باشد.

[۱]ابن اثیر ، تاریخ کامل ،  ص ۹۵۸

[۲]همان ، ص ۱۱۴۷

دیدگاهتان را بنویسید