روابط خارجی اسلام بر اساس جنگ یا صلح و یا دعوت ؟ (۱۰۰)

روابط خارجی اسلام بر اساس جنگ یا صلح و یا دعوت ؟ (۱۰۰)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

سئوالی که از دیرباز مطرح بوده است این است که : اصل روابط و علاقه دولت اسلامی با دولت های غیر اسلامی بر جنگ است یا صلح؟ از نظر آیات قرآنی و سیرة سیاسی پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  در روابط کفار، جنگ اصالت دارد و مقدم است یا دعوت؟

مفسر شیعه، طباطبایی، هر نوع جهاد اسلام را جهاد دفاعی میدانند ایشان می گوید: «قرآن، اسلام و دین توحید را مبتنی بر فطرت می داند و اقامه و تحفظ بر انسانیت را از اهم حقوق مشروعة انسان بر می‌شمارد و دفاع از این حق را نیز حق فطری دیگری میداند… و قتال چه به عنوان دفاع از مسلمین یا از حوزه اسلامی یا جهاد ابتدایی باشد همه آنها در حقیقت دفاع از حق انسانیت است در حیات او، چرا که در شرک به خداوند پاک، انسانیت هلاک می‌شود، و فطرت می‌میرد و در دفاع از حق انسانیت اعادة حیات انسانیت و زندگی آن بعد از مرگ اوست».[۱]

در مجموع اگر در نظر بگیریم: روابط مکتب اسلام، بر اساس اهداف و مبانی که دارد، رقم می‌خورد، و بر اساس مصالح و مفاسد موضع گیری می‌کند، آنچه در نظر اسلام باید تعقیب شود، بسط دین توحیدی و پاک کردن زمین از شرک، فتنه و فساد است. این اهداف نه همیشه از راه جنگ حاصل می‌شود و نه همیشه از طریق صلح؛ بلکه با توجه به شرایط و مقتضیات اسلام و دولت اسلامی، و سایر دولتها، در نظر گرفته می‌شود، ولو اینکه دولت اسلامی از قدرت و توانایی کافی برای جنگ نیز برخوردار باشد.

از طرفی در اسلام تحمیل عقیده نیست بلکه تبلیغ عقیده است. لذا نمی‌توان گفت اسلام با شمشیر و خشونت می خواهد عقایدش را بر دیگران تحمیل کند.از سوی دیگر، مسلمانان و دولت اسلامی، به دنبال توسعه و نشر مکتب خود در تمام عالم هستند. و نیز به دنبال توسعه دین بر اساس برهان و استدلال است. از این رو اصالت در اسلام نه بر جنگ است و نه بر صلح، بلکه آنچه که در اسلام اصالت دارد دعوت و تبلیغ است. دعوت همیشه بوده و خواهد بود، فقط روش و اسلوب آن فرق می کند.

در اسلام دعوت مقدم بر جهاد است و جهاد بی دعوت مجاز نیست. در قرآن کریم حتی یک آیه هم نمی توان یافت که دلالت یا اشارتی داشته باشد که باید به جنگ برخاست و با کشتار، مردم را مجبور کرد که به اسلام بگروند و به اکراه ایمان بیاورند.[۲]

پس جهاد در اسلام مبتنی بر تحقق دعوت است، و دعوت بمعنی رساندن پیام اسلام به مردمان است و اصولاً هیچ قتالی قبل از دعوت شدن به شیوه های مذکور آن در قرآن کریم (حکمت، موعظه، جدال احسن و …) مشروع نیست.هیچ مسلمانی حق ندارد قبل از آنکه کفار را به پذیرش اسلام دعوت کند با آنان جنگ و جهاد نماید. دعوت، امر واجبی است که باید قبل از شروع جهاد صورت بگیرد و این نظر همه فقها می‌باشد.[۳]

رهبر روحانی نصاراي كاتوليك  بنام پاپ بندیکت شانزدهم در تاریخ ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۶ در دانشگاه «ریگنزبورگ» آلمان، در اين مورد مي گويد : «طبیعت دین و ایمان مسیحی با عقل سازگار است، و اروپا نیز چنین طبیعتی دارد، و به همین دلیل مسیحیت با حکمت یونان و روم کاملاً همسوست، ولی اسلام در طبیعت خود با عقل سازگار نیست، و به همین دلیل می کوشد عقیده خود را با «اکراه» بر مردم تحمیل کند و مسئله جهاد نیز به همین جا بر می گردد که پیامبر اسلام خواسته است تا با شمشیر دین خود را گسترش دهد».[۴]

عده اي در برابر اين ديدگاه اظهار داشتند : اصولا جهاد اسلامی به سان جهاد دیگر پیامبران، برای این نبود که مردم را به زور، وارد آیینی سازد، بلکه چون قدرت ها و حکومت ها که مصالح شخصی آنان در جلوگیری از آگاهی مردم بود، اجازه تبلیغ دین الهی را نمی دادند، و مبلغان و مؤمنان را می‌کشتند و شکنجه می دادند، جهاد برای این بود که این موانع از سر راه مبلغان برداشته شود تا آیین الهی به صورت واقعی به مردم عرضه شود، آن گاه ندای الهی این بود: « ‏وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا‏ »(کهف ۲۹)، ‏ بگو : حق (همان چيزي است كه) از سوي پروردگارتان (آمده) است (و من آن را با خود آورده‌ام و برنامه‌ي من و همه‌ي مؤمنان است) پس هركس كه مي‌خواهد (بدان) ايمان بياورد و هركس مي‌خواهد (بدان) كافر شود . ما براي ستمگران آتشي را آماده كرده‌ايم كه (از هر طرف ايشان را احاطه مي‌كند و) سراپرده‌ي آن ، آنان را در بر مي‌گيرد، و اگر (در آن آتش سوزان) فرياد برآورند (كه آب)، با آبي همچون فلز گداخته به فريادشان رسند كه چهره‌ها را بريان مي‌كند ! چه بد نوشابه‌اي ! و چه زشت منزلي  … شما با نفی جهاد،‌تمام کتب الهی را (که در آنها حکم جهاد آمده است) زیر سئوال برده‌اید.[۵]

اما در آيات قرآني و سيره ي پيامبرخاتم صلی الله علیه وسلم  دو گونه برخورد مشاهده مي شود : يكي در برابر مشركين اهل كتاب و شبهه اهل كتاب كه اگر مانع تبليغ شوند بايد با كمك جنگ مسلحانه برداشته شوند ، اما اگر مانع نشدند راههايي غير از جنگ انتخاب مي گردد  . در برابر اين دسته مشركين غير اهل كتاب وجود دارند كه يا بايد مسلمان شوند يا به همراه عبادتگاههايشان نابود گردند . جدا نمودن اين دو دسته از مشركين و سياستهاي اتخاذ شده دربرابرهر يك بسيار مهم و روشنگر است . در کل، جنگ وقتی به وجود می آید که دعوت، مذاكره و دیپلماسی کارسازی نداشته باشد .

[۱] سید محمد حسین طباطبایی ، تفسیر المیزان، ج ۲، ص ۶۶

[۲] محمود شلتوت، جنگ و صلح در اسلام، ترجمه شریف رحمانی، تهران ، بعثت، ۱۳۵۴، ص ۵۲٫

[۳] ابوالفضل شکوری، فقه سیاسی اسلام، ص ۳۰۶

[۴]هفته نامه افق حوزه؛ دوشنبه ۳ مهر ۱۳۸۵/ سال پنجم/ شماره ۱۲۲٫

[۵]همان

دیدگاهتان را بنویسید