سابقه ی تاریخی دیپلماسی با غیر مسلمانان به قبل از پیامبر خاتم (۸۵)

سابقه ی تاریخی دیپلماسی با غیر مسلمانان به قبل از پیامبر خاتم (۸۵)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

از نظر تاریخی اسلام ، دیپلماسی به معنای به کارگیری شیوه های مسالمت آمیز و استفاده از مذاکره و گفت و گو برای جلوگیری از جنگ ، ختم جنگ، اعاده صلح، تامین صلح و تامین اهداف است که به حکومت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  و نیز پیامبران قبل ایشان باز می گردد. نامه ی سلیمان به ملکه سبأ یکی از بارزترین نمونه های موجود در قرآن است . بدین سان روابط ديپلماتيک  و تقدم تبلیغ و دعوت قبل از جنگ مسلحانه از ابتداي ظهور پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  وجود داشته و پيامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  نیز براي تبليغ رسالت خود در عربستان وساير نقاط ازآن استفاده کرده است.

هرچند در آغاز بعثت ، دیپلماسی اسلام به صورت ساده و به دور از تشریفات اعمال می شد و قاعده مند نبود. اما رفتار عملی پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم  قوانین و آداب دیپلماسی را در دوره های بعدی آشکار کرد. پادشاهان برخی از ممالک همراه نامه ها، هدایائی برای پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم  فرستادند که وی نیز با کمال میل آن ها را پذیرفت. همین امر سیره عملی و مبنای جواز قبول هدایای اهل کتاب، نزد فقهای اسلامی تلقی شده و از سوی دیگر یکی از آداب دیپلماسی اسلام در عصر خلفای بعدی به اجرا در آمد.

از نخستین روزهای تشکیل دولت پیامبر صلی الله علیه وسلم  به هر حال  دیپلماسی اسلام به دلیل داشتن اهدافی، چون نشر الدعوه الاسلامیه، تبادل الفداء الاسری، تحقیق و تفحص درمورد علاقه های  مشترک، تحکیم  وگسترش روابط فرهنگی وتجاری توجه شده است.

سوالی که ممکن است در همین ابتدا به ذهن خطور کند این است که :

آیا تمام اصول مطرح شده در در دیپلماسی خارجی اسلام منحصراً به ديپلماسى اسلامى تعلق دارد؟ آيا اصول دعوت، نفى سبيل، عزت اسلامى و التزام به پيمان‏هاى سياسى منحصراً اصول ديپلماسى اسلام است يا اصولاً هر دولت و جامعه‏اى سياست خارجى خود را براساس همين اصول تنظيم مى‏كند؟

واقعيت اين است كه اصولى چون عزت و استقلال خواهی عرف جهانى محسوب  مى‏شود و البته واقعيت‏هاى موجود در جهان ضرورتاً مطابق با اين خواست‏ها و اصول ملل مختلف نيست. در بحث ماهيت ديپلماسى اسلامى مسائلى چون اسلام و شناسايى بين‏المللى، مصونيت سياسى سفيران و اموال و دارايى آنها، معاهدات بين‏المللى و شيوه‏هاى حل اختلاف‏هاى بين‏المللى، مذاكرات سياسى و ميانجى‏گرى و داورى و ويژگى‏هاى سفير اعم از جسمانى، اخلاقى و علمى مطرح است  كه هيچ تفاوتى ماهوى با رويه‏هاى جارى در بين كشورهاى ديگر ندارد و همواره در بين كشورها و حتى قبل از آن در بين قبايل معمول و متعارف بوده است .

در ابزارهاى ديپلماسى اسلامى به ابزارهايى چون مذاكره، ابزار تبليغاتى و فرهنگى و ابزارهاى اقتصادى اشاره مى‏ شود كه اصولاً اين موارد از ابزارهاى ديپلماسى به طور كلى است و اینها نیز هيچ ارتباط ذاتى و انحصاری به ديپلماسى اسلامى ندارد .

مولفین بحث مفصلى در مورد اصالت جهاد يا دعوت در اسلام مطرح مى‏كنند و هر چند كه جمع بندى روشنى از بحث ارائه نمى‏دهند، ولى در مجموع تلاش مى‏كنند اصالت دعوت را اثبات كنند و تأكيد مى‏كنند كه جهاد هميشه بعد از دعوت بوده است؛ ولى واقعيت اين است كه از لحاظ تاريخى، اصالت هر يك از آنها را قدرت تعيين كرده است.

اگر مسلمانان ديگران را به اسلام دعوت مى‏كردند و آنان نمى‏پذيرفتند با آنان به جهاد مى‏پرداختند، آيا در صورت عدم توانايى هم جهاد با آنان صورت مى‏گرفت؟ در توضيح ديپلماسى دوران خليفه دوم: مسلمانان در مذاكرات خود به روميان ياد آور شدند كه تنها راه موفقيت مذاكرات سياسى اين است كه يا اسلام بياوريد يا جزيه بپردازيد يا آماده جنگ شويد. در مورد ايران هم شاه ايران را در سه راه مخيّر كردند: پذيرش اسلام، پرداخت جزيه يا جنگ. اين امر بدين معناست اصل اساسى و تعيين كننده ميزان قدرت دولت اسلامى بوده است.

دیپلماسی نیز ماننداقتصاد ،  شورا و روشهای مدیریتی و …. منابع و معدن آن مشخص شده است و از این معادن ممکن است که انسانهای دیگری هم استفاده کنند .

 

دیدگاهتان را بنویسید