سیاست همه یا هیچ و موضع پیامبرخاتم نسبت به حمایت مشروط و پیمان جزئی و ناقص(۸۹)

سیاست همه یا هیچ و موضع پیامبرخاتم نسبت به حمایت مشروط و پیمان جزئی و ناقص(۸۹)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

ابوبکر صدیق هنگامی که با رهبران بنی شیبان نشستی داشتند قبل از هر چیز درباره ی خصوصیات آنان از جمله فرهنگ خاندان، جمعیت، شیوه های دفاع و حمایت جنگ از آنان سؤال کرد که با پاسخ های خوش بینانه ای مواجه شد؛ زیرا دریافت که آنان بالغ بر هزار نفرند و خصلت سلحشوری و رزمندگی بر روحیه ی آنان حاکم است و در هنگام خشم دلاور و یورش گرند.

چنانچه پیامبر صلی الله علیه وسلم  خواستار حامی و پشتیبان است هم اینک قبیله ای را پیدا کرده است که تعداد آنان بالغ بر تعداد قریش است و چنانچه قریش بخواهد در مقابل پیمان آنها مقاومت کند کاری از پیش نخواهد برد و در جنگ بدر ثابت کردند که بیش از هزار نفر نیرو نداشتند. اما با این وجود سرانجام این مذاکره روند جدیدی به خود گرفت و بدون هیچ قرارداد و پیمانی خاتمه یافت.

پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم  به همین حد اکتفا نکرد و حتی هدف از جلسه و پرسشهای ابوبکر صدیق را مشخص نمود: «… از شما می خواهم پناهم دهید و در این مسیر یاریم کنید». بی تردید بلافاصله سؤالات زیادی به ذهن طرف خطور می کند که چرا این پیامبر بزرگ از قوم و طایفه ی خود چشم پوشیده و از دیگران درخواست یاری و پناهندگی می نماید؟ بنابراین در ادامه سخنانش می فرماید: «… همانا قریش در مقابل امر خدا همدست شدند، فرستاده ی او را تکذیب نمودند و خود را با گرویدن به افکار باطل از حق بی نیاز دانستند اما تنها خداوند بی نیاز و ستوده است».

پیامبر صلی الله علیه وسلم  ارزش های اخلاقی و انسانی را انتخاب کرد که عرب اگرچه گاه گاهی از آن عدول می کردند اما همواره بدان افتخار می نمودند :

«قُل تَعالَوا أَتلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُم عَلَیکم أَلّا تُشرِکُوا بِهِ شَیئاً وَ بِالوالِدَینِ إِحساناً…» ( انعام/۱۵۱) بگو : بيائيد چيزهائي را برايتان بيان كنم كه پروردگارتان بر شما حرام نموده است . اين كه هيچ چيزي را شريك خدا نكنيد، و به پدر و مادر (بدي نكنيد و بلكه تا آنجا كه ممكن است بديشان) نيكي كنيد، و فرزندانتان را از ترس فقر و تنگدستي (كنوني يا آينده) مكشيد (چرا كه) ما به شما و ايشان روزي مي‌دهيم (و روزي‌رسان همگان مائيم‌؛ نه شما)، و به گناهان كبيره (از جمله زنا) نزديك نشويد، خواه (آنها در وقت انجام براي مردم) آشكار باشد و خواه پنهان، و كسي را بدون حق (قصاص و اجراي فرمان الهي) مكشيد كه خداوند آن را حرام كرده است . اينها اموري هستند كه خدا به گونه‌ي مؤكّد شما را بدانها توصيه مي‌كند تا آنها را بفهميد و خردمندانه عمل كنيد.

گرچه فضا، فضای دیپلماتیک است اما مسأله اصلی و هدف نهایی دعوت به سوی خداست و کشاندن این قبیله به سوی اسلام بسی مهمتر و مفیدتر از جلب حمایت آنان است و خود مغروق با پرسشهای پی در پی خویش جهت کسب شناخت نسبت به ویژگی های دین اسلام زمینه توضیح های بیشتر را مهیا کرده بود؛ بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم  در پاسخ آخرین پرسش او یک آیه ی کوتاه و پرمعنا را تلاوت نمود که زیربنای بسیاری از ارزشهای انسانی است:

«إِنَّ اللهَ یَأمُرُ  باَلإِحسانِ وَ إِیتایَ ذِی القِربی وَ یَنهی عَنِ اَلفَحشاءِ وَ و اَلمُنکَرِ وَ اَلبَغیِ یَعِظُکُم لَعَلَّکُم تَذَکَّرُونَ » (نحل/ ۹۰) خداوند به دادگري ، و نيكوكاري، و نيز بخشش به نزديكان دستور مي‌دهد، و از ارتكاب گناهان بزرگ (چون شرك و زنا)، و انجام كارهاي ناشايست (ناسازگار با فطرت و عقل سليم)، و دست‌درازي و ستمگري نهي مي‌كند . خداوند شما را اندرز مي‌دهد تا اين كه پند گيريد (و با رعايت اصول سه‌گانه‌ي عدل و احسان و ايتاء ذي‌القربي، و مبارزه با انحرافات سه‌گانه‌ي فحشاء و منكر و بغي، دنيائي آباد و آرام و خالي از هرگونه بدبختي و تباهي بسازيد) .

مغروق این موضوع را بنیاد نهاد و سرسری از آن گذشت و هانی نیز تصمیم نهایی را به شیخ رزمنده و رهبر نظامی خویش یعنی مثنی ارجاع داد و بی تردید از ظاهر سخن مثنی پیدا بود که او نسبت به موضعگیری های پیامبر صلی الله علیه وسلم  متأثر شده بود و سعی کرد از آنچه مربوط به اوست بدون اغماض و با صراحت پرده بردارد در مسأله ی حمایت آنچه از توان آنها بر می آید تعهد نماید؛ بنابراین موضوع قبیله خویش را به طور خلاصه چنین تبیین کرد: اگر حاضر هستی در آنچه که مربوط به اعراب است تو را یاری دهیم، از تو دفاع می کنیم و تو را یاری خواهیم کرد و قبل از اعلام این آمادگی به مسأله حساسی اشاره است و آن اینکه:”این برنامه ی تو پادشاهان را خشمگین می سازد”.

پیامبر صلی الله علیه وسلم  با نهایت خردمندی و درایت و صراحت تمام موضع آنان را ستود و فرمود: «پاسخ درست دادید چرا که به حقیقت تصریح کردید و بدانید که تنها کسی می تواند دین خدا را یاری دهد که تمام جوانب آن را در نظر بگیرد.» پس مذاکرات بدون هیچ تعهد و قراردادهایی به پایان رسید چرا که بنو شیبان اظهار داشتند فقط به آنچه که محدود به مرز و آب های اعراب است قدرت اجرایی دارند. اما قرار گذاشتند که هیچ اسراری را فاش نکنند و اسرار مجلس را نهان دارند و چه بسا چنانچه کسری از این جلسه با خبر می شد خشمش برانگیخته می شد زیرا کاری بود که پادشاهان را ناخرسند می ساخت.

از حمایت مشروط یا پیمان جزئی کاری ساخته نیست و هدف مسلمانان بدین شیوه محقق نمی شود، بنو شیبان خود را وارد درگیری نمی کردند و چنانچه حکومت کسری به پیامبر صلی الله علیه وسلم  و پیروانش حمله می نمو بنو شیبان خود را در جنگ وارد نمی ساختند و بدین ترتیب مذاکره با شکست مواجه شد و بی نتیجه پایان یافت و پیامبر صلی الله علیه وسلم  حمایت مشروط و پیمان جزئی و ناقص را نپذیرفت. اما دوست داشت دل بنوشیبان را به دست آورد و با وعده های خدایی قلب های آنان را تسخیر نماید؛ بنابراین از وعده ی پیروزی خدایی پرده برداشت و به آنان خاطر نشان کرد که چنانچه ایمان آورند و خداوند را پرستش کنند وارث زمین خواهند گشت و این تنها هدف ماندگار وراسخی بود که فضا را برای نشست های آینده مهیا ساخت :

اگر به شما بگویم که در آینده ای نه چندان دور، خداوند سرزمین و اموال این استعمارگران را به شما ارزانی می دارد و شما را وارث آنان می سازد، آیا او را شکر و سپاس می گویید؟ نعمان بن شریک گفت : خداوند از زبان بشنوند! زمانی که مبنای یک پیمان سیاسی، موفقیت محض یا تحقق یک پیروزی موقت یا به عبارت دیگر بر مبنای «هدف وسیله را توجیه می سازد» باشد سیاستی شتابزده خواهد بود اما آنچه هدف کسب یاری و امداد دعوت و عقیده باشد گذشت از یک جزء، گذشت از همه است و باید سیاست همه یا هیچ را اتخاذ نمود.

دیدگاهتان را بنویسید