شاخصه های اصل دعوت پیامبر خاتم (۹۹)

شاخصه های اصل دعوت پیامبر خاتم (۹۹)

 بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

 

استراتژی دعوت شاخصه های خود را داشت که به طور فشرده به آن ها اشاره می شود:

  1. تقدم دعوت برجنگ:دعوت به عنوان یک اصل در روابط خارجی پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم مد نظر بوده است. این اصل مقدم بر هر اصل دیگری مورد نظر قرار داشته است. چون هدف پیامبر ایمان آوردن مشرکان به دین اسلام بود . برای رسیدن به این منظور، بهترین راه این بود که نخست از اصل دعوت استفاده نماید. زور  وحربۀ قدرت در مقام های بعدی قرار داشت.
  2. مدارا : . انعطاف پیامبر خود تاکتیکی بود درجهت رسیدن به مقصود غایی خود. پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم می کوشید برای حفظ اسلام و تأثیر دعوت از انعطاف مایه بگیرد اما این انعطاف هیچ وقت موجب نمی گردید تا اصول خود را زیر پا بگذارد.
  3. قاطعیت:قاطعیت همان گونه که از خصوصیت یک رهبر کاردان به حساب می آید، یکی از اصول ثابت پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم بود. پیامبر هیچ گاه در برابر اصول ثابت خویش از خود ضعف و دو دلی نشان نداد.
  4. استفاده از نقاط مشترک و مصالح مشترک :یکی از اصولی که در دپلماسی همیشه مورد نظر واقع شده اصل استفاده از نقاط مشترک می باشد. این مسأله در مذاکراتی که میان جانبین صورت می گیرد نقش ارزنده ومهمی دارد. پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم نیزدر زمان و مكاني كه مناسب مي ديد  از این اصل در دپلماسی خود استفاده می نمود. در اكثرعهد نامه ها و نامه هایی که به سران کشور های آن روز فرستاده این موضوع به خوبی مشاهده می شود؛ مثلاً در عهد نامۀ مدینه می خوانیم:

«و انه من تبعنا من يهود فان له النصر والاسوه غير مظلومين و لا متناصر عليهم». از يهود نيز هر كس ما را پيروي كند از ياري و همراهي ما برخوردار خواهد بود و نه بدو ظلم شود و نه مسلمانان بر ضد او كسي را ياري كند.

و يا  وقتي تيره «بني عبدالله» از قبيله كلب را به اسلام دعوت می کند می فرماید: “خداوند نام نيكي براي پدرتان عبدالله انتخاب فرمود.” یا می خوانیم:‌‏قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ‏.( آل عمران /۶۴) ‏ بگو : اي اهل كتاب ! بيائيد به سوي سخن دادگرانه‌اي كه ميان ما و شما مشترك است (و همه آن را بر زبان مي‌رانيم ، بيائيد بدان عمل كنيم ، و آن اين) كه جز خداوند يگانه را نپرستيم، و چيزي را شريك او نكنيم، و برخي از ما برخي ديگر را، به جاي خداوند يگانه، به خدائي نپذيرد . پس هرگاه (از اين دعوت) سر بر تابند، بگوئيد : گواه باشيد كه ما منقاد (اوامر و نواهي خدا) هستيم بگو: اي اهل كتاب بياييد از آن كلمه حق كه ميان ما و شما يكسان است پيروي كنيم (و آن كلمه اين است) كه به جز خداي يكتا هيچ كس را نپرستيم و چيزي را با او شريك قرار ندهيم.

  1. مذاکره:مذاکره یکی از اصول دیپلماتیک می باشد. پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم از دو طریق با سران کشور های دیگر به مذاکره می پرداخت:

الف. مستقیم: یعنی خود پیامبر به صورت رو در رو با شیوخ قبایل و … به مذاکره می پرداخت. یا با هیأت های اعزامی سران کشورها  می نشست.

ب. غیر مستقیم: یعنی سفیرانی به سوی آن ها می فرستاد تا پیام ونامه های پیامبر را به آن ها برسانند وجواب آن هارا به پیامبر بازگردانند.

۶- رعایت اصول، قوانین وتشریفات دیپلماتیک:  پیامبر به همۀ آن چه امروزه به عنوان قوانین ،اصول  وتشریفات دپلماسی مطرح است و با قانون شریعت الله مغایرتی ندارد احترام  می گذاشت و آن ها را مراعات می نمود. چنانچه از اصول دیپلماتیک این است که هیچ کشوری حق ندارد سفیر کشور دیگر را به قتل برساند. سفیر یک کشور در کشور دیگر از حق «مصونیت» برخوردار می باشد. پیامبر این اصل را رعایت می نمود. وقتی فرستادۀ «مسيلمه كذاب» به نزد پيامبرآمد و گفت: نظر تو راجع به مسيلمه چيست، او پاسخ داد همان گونه كه در نامه نوشته است، رسول خاتم فرمود: به خدا سوگند اگر چنان نبود كه مرسوم نيست فرستادگان را به قتل برسانند هم اكنون گردنشان را مي‌زدم.

یا هیات های اعزامی را خوش آمدمی گفت و هدایایی را برای آن ها در نظر می گرفت و در جای شایسته ای منزل می داد و به مغیره بن شعبه  دستور می داد تا با آن ها به صورت شایسته برخورد نموده از آنان پذیرایی نماید.

  1. استفاده از حمایت های قومی: در ایجاد روابط دیپلماتیک داشتن پشتوانه عقیدتی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی حرف اول را می زند و شرط پیروزی در مذاکره داشتن پشتوانه قوی می باشد. پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم نیز در مذاکرات خود  ودر دعوت های خود از این امتیازات استفاده می نمود. پیامبر درحمایت عموی خود ابوطالب وعباس قرار داشت که از زعمای قبیله بنی هاشم بودند و کلید خانه خدا را در دست داشتند ومورد توجه سایر قبایل بودند.

همچنان یکی از سنت هایی که در عرب وجود داشت این بود که اگر یکی از افراد قبایل مورد هتک حرمت از سوی قبیله دیگر قرار می گرفت تمام افراد قبیله متعهد بودند که انتقام او را بگیرند و از او وحرمت آن شخص دفاع نمایند. از این رو پیامبر نیز دارای حمایت قومی وقبیله ای بود و این مسأله به او قدرت بخشیده بود. ایشان نیز از این مسأله در دعوت های خود استفاده می نمود، در عین حال که خداوند را پشتیبان خود می دانست. چنان چه گفته شده است که “پس از آزار مشركين نسبت به پيامبر اسلام، ابوطالب فرزندان هاشم و مطلب را طلبيد (و حال آنكه بسياري از آنان مشرك بودند) و از ايشان خواست تا او را در دفاع از پيامبر ياري كنند و همه به جز «ابولهب» پذيرفتند. و يا در پيمان عقبه دوم «عباس» عموي پيامبر با اينكه هنوز در حال كفر و شرك مي‌زيست ولي دوست داشت در كار برادرزاده‌اش نظارتي داشته باشد و پيمان‌هاي پيامبر را محكم كند. و یا در هنگام برگشت از طائف تحت حمایت «مطعم بن عدي» و نیروهای مسلح او قرار گرفت.

  1. استفاده از ابزارهای اقتصادی و مالی در روابط خارجی پیامبر خاتم: یکی از راه هایی که پیامبر در سیاست خارجی خود از آن کار می گرفت ابزار های اقتصادی و سیاسی بود. از یک سو خود پیامبر با سرمایه ای که مادرمان خدیجه در اختیارش گذاشته بود از توان مالی خوبی برخوردار گردیده بود و از سوی دیگر جزیره العرب به دلیل موقعیتی تجاری که پیدا کرده به پیامبر شأن بیشتری بخشیده بود به گونه ای که کشور های دیگر نمی توانستند به پیامبر به چشم یک فرد عادیی که ادعای رسالت می کند بنگرند. و از جانب دیگر پیامبر از ابزاری اقتصادیی که داشت به بهترین وجه برای رسیدن به هدف دعوت استفاده می نمود؛ ازجمله با دادن سرمایه هایی که از جنگ به دست می آورد به کفار، قلوب آن ها را برای پذیرش اسلام نرم می ساخت.

بدین ترتیب یکی از تکنیک‌های دیگر در تحقق اصل تبلیغ و دعوت برای عملی‌ساختن اهداف و تأمین منافع حکومت اسلامی، استفاده از ابزارهای اقتصادی و مالی است.ابزار اقتصادی دیپلماسی به موازات مقوله رفاه، رشد و توسعه اقتصادی از اهمیت جدی برخوردار می باشد.از دیر باز، حکومت ها در کنار حفظ موجودیت، استقلال و تمامیت ارضی، در صدد دست یابی به منابع اقتصادی، فرمت های تجاری و بازرگانی و کنترل تجارت منطقه ای و بین المللی برآمده اند. کمبود منابع اقتصادی و افزایش تصاعدی نیازمندیهای اقتصادی، بر فعالیتهای اقتصادی حکومتها افزوده است.ابزار اقتصادی دیپلماسی با توجه به مهم بودن فزاینده اقتصاد در عصر حاضر که به تدریج محور اصلی بازی و رقابت قدرتهای بزرگ را تشکیل می دهد، بیش از پیش اهمیت پیدا کرده است.  [۱]

تالیف قلوب:

پیداست که یکی از تکنیک های مؤ ثر در اجرای سیا ست خارجی برای تحقق هدف ها و تأمین منافع، استفاده از ابزار های اقتصادی و مالی است.در این راستا دولت استفاده کننده از این ابزار تلاش می نماید که دیگر دولت ها و ملت ها را به تغییر در سیاست های خارجی شان وادار نماید. بهره گیری از این ابزار به عصر کنونی در روابط خارجی منحصر نیست؛ بلکه در گذشته نیز دولت ها سعی کرده اند از این طریق دیگران را به تسلیم درمقابل خواسته های خود وادار کنند.

رویکرد اسلام به ابزار اقتصادی به عنوان عامل اساسی در دیپلماسی در قالب تالیف قلوب معنا می یابد. پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  در روابط خارجی خویش از ابزاراقتصادی نیزبرای دعوت وهدایت مردم به دین مبین اسلام تحت عنوان «تألیف قلوب» استفاده می نمود .تالیف قلوب، برگرفته از نص صریح آیه قرآن و برخی روایاتی است که در متون دینی آمده است. ( توبه / ۶۰)بنابراین در اصل تالیف قلوب که به مفهوم اختصاص دادن بخشی از غنایم و منابع مالی دولت اسلامی،برای جذب قلوب و ایجاد ذهنیت مثبت در برخی افراد است.

بر این اساس تألیف قلوب خود یک اصل اساسی در دیپلماسی به شمار می رود. پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم  برای نرم شدن قلوب کفار و گرویدن آن ها به اسلام، این اصل را به کار می  برد. موارد متعددی درتاریخ ذکر شده است که پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  برای هدایت کفار به جانب اسلام مطابق دستور قرآن بخشی از غنایم را به آن ها می بخشید مانند تقسيم غنايم در جنگ حنين  كه زمينۀ مسلمان شدن افرادي چون مالك‌بن‌عوف ، آتش‌افروز دو جنگ  حنين و طائف را مهيّا  نمود.

در مورد تالیف قلوب ذکر این نکته، ضروری است که هر چند برخی آن را ذیل اصول سیاست خارجی اسلام بحث کرده اند اما از حکمت تشریح این حکم و موارد اعمال آن این نکته را می توان دریافت نمود که تالیف قلوب، بیش تر با ابزار های سیاست خارجی همخوانی دارد تا اصول، زیرا تالیف قلوب با آن چه که امروزه مداخله ابزار های اقتصادی سیاست خارجی و کمکهای انسان دوستانه مطرح می گردد شباهت بیشتری دارد.[۲]

مصرف صدقات منحصر به این هشت گروه است: فقیران، عاجزان، مسکینان، متصدیان اداره صدقات، تألیف قلوب، آزادی‌بندگان، قرض‌دادن‌ در راه‌ خدا و برای در راه‌ماندگان. این مصارف هشت‌گانه، فرض و حکم‌خداست. اما در مصداق تألیف قلوب در میان فقهای مسلمان اختلاف‌ نظر هست هر چند در بحث ما این اختلاف بازتاب چندانی ندارد. به هر‌حال چه این که سهم تألیف قلوب را به کفار و مشرکان غیر معاند با اسلام اختصاص دهیم، یا اعم از کفار مسلمانان مستضعف یا بالعکس بدانیم، وجه مشترک کلیه نظریه‌ها بیانگر این نتیجه است که در فرهنگ اسلامی مساعدت‌های اقتصادی، یکی از ابزارهای مشروع دیپلماسی بوده‌است. به‌طور نمونه پیامبر اسلام در جنگ طایف به اشراف و بزرگانی که تازه مسلمان شده یا مشرکانی که به ایشان کمک کرده ‌بودند، سهم بیشتری از غنایم را اختصاص داد تا بدین‌وسیله نظر آنان و قبایلشان را به اسلام جلب کند[۳]

آنچه از آیات قرآن، روایات و سیره‌ پیشوایان حاصل می‌شود بر این بحث می‌باشد که تألیف‌ قلوب سهم مشخصی از وجوهات شرعی را به‌ خود اختصاص می‌دهد وحکمت اصلی و منبع این سهم در شریعت اسلام، استفاده از ابزارهای اقتصادی، مساعدت و حمایت مالی برای جلب افکار و اذهان افراد و جوامع غیر معاند با مسلمانان است. اعم از اینکه از نظر مصداق این سهم را محدود به کفار غیر معاند سازیم یا مسلمانان مستضعف را نیز مشمول آن قرار دهیم. بر این اساس، دولت اسلامی می‌تواند از بیت‌المال و سرمایه امت در راستای اهداف سیاست خارجی خود استفاده کند. بنابراین در عصر حاضر دولت اسلامی می‌تواند این سهم را در قالب کمک‌های اقتصادی بلاعوض، اعطای وام و دیگر تسهیلات اقتصادی به ‌کار‌ گیرد.  [۴]

در این راستا، پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم در روابط خارجی خویش از ابزار اقتصادی نیز برای تبلیغ و دعوت و هدایت مردم به دین مبین اسلام، تحت عنوان «تألیف قلوب» استفاده می‌نمودند. تألیف قلوب به‌معنای اختصاص‌دادن بخشی از غنایم و منابع مالی دولت اسلامی برای جذب قلوب و ایجاد ذهنیت مثبت در برخی افراد است.

از شیوه های پیامبر اسلام (ص) در برخورد های سیاسی، تالیف قلوب مخالفان و ایجاد انگیزه و تمایل قلبی در آنان برای حمایت از اسلام و حوزه مسلمان بود.همچنین وی در این مورد از کمکهای مالی و حمایت اقتصادی دریغ نمی ورزید.[۵]چنان چه “در جنگ طائف به اشراف و بزرگاني كه تازه مسلمان شده بودند و يا مشركيني كه به ایشان كمك كرده بودند، از غنايم بيش از ديگران سهم داد تا سبب جلب خاطر آنها و قبيله و فاميل شان گردد،  و يا پس از جنگ طائف وقتي پيامبر شنيد «مالك بن عوف» با قبيله ثقيف به طائف رفته است فرمود: به او اطلاع دهيد كه اگر مسلمان شود و به نزد من بيايد دارايي و زن و فرزند او را با صد شتر به او خواهم داد و مالك چون اين خبر را شنيد نزد پيامبر آمده و مسلمان شد.”

یکی دیگر از سیاست های پیامبر این بود که در نامه های خود به رؤسای قبایل و سران کشور ها می نوشت که هرگاه كه اگر خود و قبيله يا كشورت مسلمان شويد، رياست يا پادشاهي را براي تو خواهم گذارد. چنان چه  در نامه پيامبر به «هوزه بن علي» شيخ يمامه مي‌خوانيم: فاسلم تسلم و اجعل لك ما تحت يديك.   مسلمان شو تا در امان و سلامت باشي و آن چه در اختيار داري در تصرفت باقي بگذارم.

یا در نامه ايشان به «جيفر» و «عبد پيران جلندي» (دو تن از شيوخ عمان) آمده است:‌” ان اقررتما بالاسلام و ليتكما و ان ابيتما ان تقرا بالاسلام فان ملككما زائل عنكما و خيلي تحل بساحتكما و تظهر نبوتي علي ملككما.   شما دو تن اگر به اسلام اقرار كنيد، شما را فرمانده قرار مي‌دهم و اگر از اقرار به اسلام خودداري كنيد همانا پادشاهي شما نابود خواهد شد و سواران من به سوي شما خواهند آمد و پيامبري من بر پادشاهي شما پيروز خواهد شد.”

 

[۱] محمد ستوده،  مساله قدرت و سیاست خارجی دولت نبوی، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی ،۱۳۸۴ ، ص  ۹۷

[۲] عبدالقیوم سجادی، (۱۳۹۲)، دیپلماسی و رفتار سیاسی در اسلام، قم: انتشارات بوستان  ، ۱۳۹۲، ۴۶

[۳]نجفی،  جواهر الکلام ، ص ۸۳

[۴] محمدحسین جمشیدی، دیپلماسی پیامبر(ص)، تهران: چاپ بین الملل  ، ۱۳۸۲ ، ص ۱۲۱

[۵] محمد موسوی، دیپلماسی و رفتار سیاسی در اسلام، تهران: دانشگاه پیام نور ، ۱۳۸۶ ، ص ۷۰

دیدگاهتان را بنویسید