قاطعیت دراجرای حکم یهودیان درغزوه بنی نضیر(۱۱۶)

قاطعیت دراجرای حکم یهودیان درغزوه بنی نضیر(۱۱۶)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

عامر بن طفیل از بنی عامرکسی را به سراغ  رسول الله صلی الله علیه و سلم  فرستاد و پیام داد: مردی از یاران تو، دو نفر از افراد مرا کشته اند در صورتی که هر دو نفر امان داشته اند پس خون بهای هر دو را برای ما بفرست ؛رسول الله صلی الله علیه و سلم  به منظور رایزنی با بنی نضیر که همپیمان بنی عامر بود نزد آنان رفت.   یهودیان بنی نضیر تصمیم می گیرند که در حین مذاکره  از بالای خانه تخته سنگی را برروی رسول الله صلی الله علیه و سلم  انداخته واو را بکشند . جبرئیل بر رسول الله صلی الله علیه و سلم  نازل می شود و رسول الله صلی الله علیه و سلم  را از قصد آنان آگاه می کند.  رسول الله صلی الله علیه و سلم   به سرعت آهنگ مدینه می کنندو چنین وانمود می شود که بایدبرای انجام کاری بیرون بروند.

رسول الله صلی الله علیه و سلم   محمد بن مسلمه را فرا خواند و  قاطعانه به او دستور داد که نزد بنی نضیر برود و به آنان بگوید که از مدینه خارج شوند و مال واموال  خود را با خود ببرند. عبدالله بن ابی در پی این ماجرا به حیی ابن اخطب گفت: که از مدینه خارج نشوند و مال واموال خود را در حصار نگهدارند. حیی ابن اخطب به تحریک عبدالله ابن ابی این کار را کرد.حیی برادر خود جدی ابن اخطب را برای رساندن پیام به رسول الله صلی الله علیه و سلم   فرستاد تا خبر دهد که بنی نضیر از مدینه خارج نخواهد شد که رسول الله صلی الله علیه و سلم   با شنیدن این مطلب تکبیر گفتند و صحابه نیز تکبیر گفتند و فرمود که با یهود جنگ خواهیم .

رسول الله صلی الله علیه و سلم  آنها را محاصره نمود .در یکی از شب ها  سیدنا علی(رضی الله عنه)در جمع حضور نداشت اصحاب از رسول الله صلی الله علیه و سلم  پرسیدندو سراغ علی رضی الله عنه راگرفتند:که رسول الله صلی الله علیه و سلم  فرمود برای انجام کاری بیرون رفته است. ساعتی بعد علی رضی الله عنه در حالی که سر عزوک در دست او بود برگشت و نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم   آمد و عرض کرد که او باشمشیر برهنه در حال نزدیک شدن به سپاه بود به او حمله کردم ولی یاران او گریختند.

رسول الله صلی الله علیه و سلم   ابود جانه و سهیل بن حنید و ده نفر دیگر را به همراه علی رضی الله عنه در پی یهودیان فرستاد وبنی نضیر تا به حصار نرسیده کشته شدند وسرهایشان را نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم   آوردند . الله زمانی که دستور قطع سر کفار را می دهد عواقب ضربه ی روانی آن بر کفار را نیز می داند و جدا کردن سر را بهتر از هر کار دیگری می داند به همین دلیل است که  می فرمایند : إِذْ يُوحِي رَبُّکَ إِلَى الْمَلآئِکَةِ أَنِّي مَعَکُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ کَفَرُواْ الرَّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ کُلَّ بَنَان .(۱۲/ انفال)(اي مؤمنان ! به ياد آوريد) زماني را كه پروردگار تو به فرشتگان وحي كرد كه من با شمايم (و كمك و ياريتان مي‌نمايم . شما با الهام پيروزي و بهروزي) مؤمنان را تقويت و ثابت‌قدم بداريد، (و من هم) به دلهاي كافران خوف و هراس خواهم انداخت. (به مؤمنان الهام كنيد 🙂 سرهاي آنان را بزنيد (و از هم بشكافيد كه بر گردنهاي ناپاكشان سنگيني مي‌كند) و دستهاي ايشان را ببريد (و پنجه‌هايشان را پي كنيد) .

رسول الله صلی الله علیه و سلم  جهت ایجاد فشار اقتصادی و روانی بر مشرکین یهود فرمودکه ابولیلی مازنی وعبدالله بن سلام نخل های بنی نضیر راقطع کنندو بسوزانند (در حالی که در حالت عادی انجام چنین کاری ممنوع است) در این زمان مردم یهود در حصار ناراحت شدند حیی کسی را نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم  فرستاد  و پیغام داد:تو ویرانی و تباهی را منع میکنی، پس چرا حال خودت دستور قطع درختان خرما را دادی، ما به آنچه که تو قبلا می خواستی، عمل می کنیم و از سرزمین تو بیرون می رویم.

اما این پیشنهاد قبلی رسول الله صلی الله علیه و سلم به مشرکین بود و آنها با اعمال خود آنرا رد نموده و باید تابع دستور جدید باشند . به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه و سلم   قاطعانه فرمود:امروز دیگر آنرا نمی پذیرم مگر به این شرط که ازهمه اموالتان فقط به اندازه بار یک شتر همراه ببرید آن هم بدون این که حق بردن اسلحه خود را داشته باشید. یهودیان تسلیم شدند به همان شرط رسول الله صلی الله علیه و سلم  (یک بار شتراموال).  رسول الله صلی الله علیه و سلم   یهودیان را پانزده روز درمحاصره داشت وبعد آنها را تبعیدکرد .

دیدگاهتان را بنویسید