قطع دست و پا و کور نمودن چشمها ی مرتدین و محاربین (۱۱۴)

     

       قطع دست و پا و کور نمودن چشمها ی مرتدین و محاربین (۱۱۴)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

چنان که در جاهای مختلف بیان کرده ام  این خود مخالفین هستند که تعیین می کنند دولت اسلامی و مجاهدین با آنها چگونه برخوردی داشته باشند ؛ حتی مسلمین نیز خودشان تعیین می کنند که امیر و مجریان قانون شریعت چگونه برخوردی باآنها داشته باشند . خودشان هستند که با اختیار خود تعین می کنند که مثل یک محارب، دزد، قاتل، زناکار و مجرم با آنها برخورد شود یا اینکه  مثل یک انسان محترم، امانتدار، صادق، معاهد و…  با آنها رفتار شود .

در مورد اجرای حکم محاربین توسط رسول الله صلی الله علیه و سلم، انس روایت کرده است که آب و هوای مدینه مناسب حال برخی از مردم نبود، رسول الله صلی الله علیه و سلم  آنها را فرمان داد که چوپانش (و شترهای وی) را دنبال کنند و از شیر و ادرار آنها (بعنوان دارو) بنوشند. آنها از شیر و ادرارشان نوشیدند تا سالم شدند. آنگاه چوپان را کشتند و شتر ها را راندند. وقتی خبر به رسول الله صلی الله علیه و سلم  رسید، افرادی را بدنبال آنها فرستاد، آنها دستگیر شده، دست و پایشان بریده و چشمهایشان با آهنی داغ سوزانده شد و تا زمان مرگشان در جلو خورشید انداخته شدند . ثبت في صحيح البخاري ومسلم، وغيرهما، من حديث أنس بن مالك قال: (قدم رهط من عرينة وعكل على النبي صلى الله عليه وسلم، فاجتووا المدينة، فشكوا ذلك إلى النبي صلى الله عليه وسلم فقال: “لو خرجتم إلى إبل الصدقة فشربتم من أبوالها وألبانها” ففعلوا، فلما صحوا عمدوا إلى الرعاة فقتلوهم، واستاقوا الإبل، وحاربو الله ورسوله، فبعث رسول الله صلى الله عليه وسلم في آثارهم، فأخذوا فقطع أيديهم، وأرجلهم، وسمل أعينهم، وألقاهم في الشمس حتى ماتوا.

و اجرای این حکم بر می گردد به تطبیق قانون الله در آیه ی : «إِنَّما جَزاءُ الَّذينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظيم. (مائده/۳۳) ‏ كيفر كساني كه (بر حكومت اسلامي مي‌شورند و بر احكام شريعت مي‌تازند و بدين‌وسيله) با خدا و پيغمبرش مي‌جنگند، و در روي زمين (با تهديد امنيّت مردم و سلب حقوق انسانها، مثلاً از راه راهزني و غارت كاروانها) دست به فساد مي‌زنند، اين است كه (در برابر كشتن مردم) كشته شوند، يا (در برابر كشتن مردم و غصب اموال) به دار زده شوند، يا (در برابر راهزني و غصب اموال، تنها) دست و پاي آنان در جهت عكس يكديگر بريده شود، و يا اين كه (در برابر قطع طريق و تهديد، تنها) از جائي به جائي تبعيد گردند و يا زنداني شوند. اين رسوائي آنان در دنيا است، و براي ايشان در آخرت مجازات بزرگي است.

بدین ترتیب شخص محارب  به نسبت جرمی که مرتکب شده است یکی از قوانین زیر بر وی تطبیق می گردد :

  • قتل؛ «أَنْ يُقَتَّلُوا» کشته شود
  • دار زدن؛ «أَوْ يُصَلَّبُوا» یا به دار آویزان بشوند
  • قطع دست و پا؛ «أَوْ تُقَطَّعَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ» یا اینکه دست و پایش را قطع می‌کنند «من خلاف» یعنی دست راست و پای چپ یا برعکس
  • تبعید؛ «أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ»

در تطبیق سایر موراد ذکر شده در آیه ، توسط رسول الله صلی الله علیه و سلم  ، می توانیم به موارد زیر اشاره کرد :

جنگ اول رسول الله صلی الله علیه و سلم با یهودیان بنی قینقاع در بیستمین ماه هجرت و جنگ دوم با بنی نضیر در سی و ششمین ماه هجرت صورت پذیرفت. بنی نضیر به همراه بنی قینقاع و بنی قریظه، قبایل یهودی ساکن مدینه از هم پیمانان رسول الله صلی الله علیه و سلم  به شمار می رفتند که هر سه پیمان شکن شدند.

در برابر این خیانتهای آشکار  چه باید کرد؟

أَنْزَلَ الَّذِینَ ظاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ مِنْ صَیاصِیهِمْ وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِیقاً ( احزاب/۲۶) خداوند كساني از اهل كتاب (بني‌قريظه) را كه احزاب را پشتيباني كرده بودند از دژهايشان پائين كشيد، و به دلهايشان ترس و هراس انداخت (و كارشان به جائي رسيد كه) گروهي را كشتيد و گروهي را اسير كرديد . بدیهی است که چه در درگیری خیابانی و چه در عملیات پارتیزانی و چه در جنگ میدانی، حلوا و سلوا و گل و شیرینی پخش نمی‌کنند. بلکه جنگ هزینه، جراحت، مصدومیت، کشته شدن و اسارت دارد. در هر جنگی  که میان مومنین رخ دهد  یکی از طرفین ظالم است و باید از مظلوم دفاع کرد و در جنگ بین اهل توحید با کفار و مرتدین نیز، بدون شک، باید از شریعت گرایان اهل توحید حمایت نمود؛ در چنین حالتهایی، گناه کشته‌ها، مجروحین، مصدومین، خرابی‌ها و اسارت‌های هر دو طرف، بر عهده‌ی جناح ظالم و  باطل است.

با آنکه یهود و مشرکین غیر اهل کتاب (سکولاریستهای کنونی) دشمنان شماره یک مسلمین به شمار می روند، اما در برخورد با این دشمنان شماره یک تفاوت برخوردی از جانب مسلمین وجود دارد؛ بدین معنی که مشرکین اهل کتاب منجمله یهودیان، خودشان هستند که تعیین می کنند مسلمین با آنها چگونه برخوردی داشته باشند . معاهد باشند یا اهل ذمه یا محارب . اما در مورد مشرکین غیر اهل کتاب یا همین سکولاریستهای کنونی، آنها فاقد هر گونه اختیاری هستند؛ یا باید مسلمان شوند و تابع دستورات شریعت الله گردند یا باید سرزمین مسلمین را ترک کنند یا باید بمیرند .

در تطبیق قانون شریعت در مورد یهودیان و سکولاریستها،  رسول الله صلی الله علیه و سلم  در هیچ جنگ و صلحی، خلاف قوانین شریعت عمل ننموده است و دست کم سران یهود بنی قینقاع، بنی نضیر و بنی‌قریظه، قبل از خیانت و جنایت، خود بدان اقرار کرده‌اند. اگر بتها و مکانهای عبادی سکولاریستهای قریش و غیره باید نابود گردند و بدون کوچکترین بخششی سکولاریستهای قریش و غیر قریش  بین اسلام و مرگ باید یکی را انتخاب کنند، این اجرای قانون شریعت است و در برابر اگر از صدمه زدن به عبادتگاههای مشرکین اهل کتاب نهی شده و مشرکین اهل کتاب می توانند یا اسلام را انتخاب کنند و یا  با حفظ آیین خود در امنیت کامل به ادامه ی زندگی خود در سرزمینهای حکومت اسلامی ادامه دهند و…. این نیز اجرای بخش دیگری از قانون شریعت الله است .

زمانی که یهودیان با اختیار خود عهدنامه را زیر پا نهاده و دچار خیانت گشته اند، وظیفه   رسول الله صلی الله علیه و سلم   با این دسته خیانتکار چیست؟ گروهی که از مزایای حکومت اسلامی برخوردار بودند، و سربازان اسلام، اموال و نوامیس آن ها را حفظ می کردند، ولی به جای مهمان نوازی نقشه قتل رسول الله صلی الله علیه و سلم  را کشیده و یا به دشمنانش یاری رساندند و ناجوانمردانه کمر بر نابودی او بستند، مقتضای عدالت در این زمینه چیست ؟و برای این که این جریان ها بار دیگر تکرار نشود، و ریشه این گونه حوادث سوزانده شود چه باید کرد؟! باید تصمیمی قاطعانه ی منطبق با شریعت الله گرفت و آنرا به مرحله ی اجرا درآورد .

رسول الله صلی الله علیه و سلم با هر یک از سه گروه (بنی نضیر، بنی قینقاع و بنی قریظه) پیمان می بندد که هرگز به ضرر رسول الله صلی الله علیه و سلم و یاران وی قدمی برندارند و به وسیله زبان و دست ضرری به او نزنند…هر گاه یکی از این سه قبیله، بر خلاف متن پیمان رفتار کنند، دست رسول الله صلی الله علیه و سلم در ریختن خون و ضبط اموال و اسیر کردن زنان و فرزندان آن ها باز خواهد بود.

یهودیان هنگام ورود رسول الله صلی الله علیه و سلم   به مدینه خدمت ایشان رسیدند و با ایشان پیمان نامه ای نوشتند. مورخین حیی بن اخطب، کعب بن اسد و مخیریق را طرف قرارداد پیمان بنی نضیر، بنی قریظه و بنی قینقاع با رسول الله صلی الله علیه و سلم   معرفی کرده اند و این مطلب در قرارداد بیان شده است ، آنگاه برای هر قبیله از این یهودیان نسخه ای جداگانه تنظیم شد.

با مروری در کتب تاریخی به متن پیمان رسول الله صلی الله علیه و سلم  و یهودیان؛ مشرکین اهل کتاب یهود  از جرمهای زیر منع شده اند :

  • همکاری علیه رسول الله صلی الله علیه و سلم (لایعینوا علی رسول الله صلی الله علیه و سلم)
  • همکاری علیه یاران رسول الله صلی الله علیه و سلم یعنی همه مسلمانان (ولاعلی احد من اصحابه)
  • اقدام تبلیغاتی (بلسان)
  • اقدام مسلحانه (ولاید و لابسلاح)
  • پشتیبانی تدارکاتی دشمن (ولابکر)
  • توطئه های پنهان و آشکار در شب و روز (فی السر و علانیه باللیل و النهار)

پس اگر یهود این تعهدات را نادیده بگیرد رسول الله صلی الله علیه و سلم  می تواند خون ایشان را بریزد، زن و فرزندانشان را اسیر و اموالشان را به غنیمت بگیرد.

همه رسول الله صلی الله علیه و سلم  را به مهربانی و رحمت می شناسند،  پس چرا بنی قریظه طایفه ای از یهودیان به دستور ایشان قتل عام شدند و برای دیگر یهودیان نیز چنین مجازاتهایی را به مرحله ی اجرا درآورد ؟

دیدگاهتان را بنویسید