هماهنگی و اشتراک در مصالح و اهداف میان مسلمین و غیر مسلمین(۷۶)

هماهنگی و اشتراک در مصالح و اهداف میان مسلمین و غیر مسلمین(۷۶)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

در بسیاری از برنامه های افتصادی و امنیتی مسلمین در جامعه، میان اهداف و خواسته های مسلمین و غیر مسلمین یک نوع هماهنگی و وحدت در منافع به وجود می آید. ساده تر اینکه می توان گفت که اهداف انقلابی دنیوی مبارزین مسلمان برای تمامی انسانهای دارای فطرتی سالم ،همچون ساخت یک جاده یا مرکز بهداشتی و یا نصب علائم راهنمایی و رانندگی می باشد. به همان میزان یک مسلمان از اینگونه امکانات بهره می برد به همان میزان یک غیر مسلمان نیز از آن بهره مند می گردد و در پاره ای موارد مسلمانان و غیر مسلمانان مجبور به استفاده از چنین امکاناتی می گردند، چون اگر به عنوان مثال یک مسلمان یا غیر مسلمان از زیر بار قوانین بهداشتی یا علائم راهنمایی و رانندگی شانه خالی کند، تنها خودش به تنهایی دچار ضرر نمی گردد، بلکه علاوه بر آن امنیت دیگران را نیز مورد تهدید و مخاطره قرار می دهد.

در یک جامعه ای که در آن فقر و محرومیت بیداد می کند، قطعا عواقب ناشی از چنین بیماری خطرناکی که ساخته ی دست بشر است تنها گریبانگیر شخص فقیر و نیازمند نمی گردد، بلکه امنیت و سلامت جامعه را نیزمورد تهدید قرار می دهد. عمر بن خطاب اولین حقوق بازنشستگی را به یک پیرمرد یهودی داد و بعد از وی بود که دیگران را بهره مند ساخت .زمانی که امنیت دینی و عقیدتی در جامعه برقرار می گردد شخص غیر مسلمان در مجتمع خودشان به همان اندازه ای از آن بهره می گیرد که شخص مسلمان بهره مند است.

چنین شخص غیر مسلمانی می تواند در مقابل مبلغی که جهت حفظ امنیتش از وی دریافت می گردد: اولا از خدمات سربازی اجباری و یا حضور در جنگها و به خطر انداختن جانش در امان باشد. ثانیا به نسبت زکات و انفاق و صدقات و… مسلمین پول کمتری را از دست می دهد و در تمامی امور فرهنگی و عقیدتی و… در مجتمع خودش نیزآزاد و مستقل باشد. می تواند آموزش و پرورش خاص خودش را داشته باشد، قضاوت خاص خودش، علمای دینی خاص خودش و … خلاصه از یک نوع خود مختاری کاملی در داخل سرزمینهای مسلمانان بهره مند می گردد.

زمانی که جامعه از چنین امنیتی برخودردار نباشد قطعا آشوب و شورش کل جامعه را فرا خواهد گرفت و مصیبت آن تنها دامنگیر شورشیان نخواهد شد، بلکه کل جامعه را در می گیرد. در نتیجه در سیستم انقلابیون مبارزین مسلمان نقاط بسیار قوی و مشترکی وجود دارند که هم مسلمانان و هم غیرمسلمانان بعنوان اهدافی مطلوب و مشترک بدان می نگرند .همگی دوست دارند که از لحاظ خوراک، پوشاک، مسکن، آموزش و بهداشت در سطح مطلوبی باشند و علاوه بر آن از لحاظ عقیدتی، مالی، ناموسی و … در امنیت کامل به سر برند.

در جنگها و دسته بندی های سیاسی نیز باز ممکن است میان مسلمین با غیر مسلمین مصالح مشترکی بوجود آید. جنگ رسول الله صلی الله علیه و سلم با هراکلیوس سزار دوم در موته، هم به نفع مسلمین بود هم منافع امپراطوری ساسانی ایران را نیز در برداشت. در ضمن نباید فراموش کرد که این روم همان روم اهل کتابی است که خداوند در سوره روم پیروزی آنرا بر ساسانیان مایه خوشحالی و مسرت مؤمنین می داند و به این پیروزی مسلمانان را مژده و بشارت می دهد.

اما با درک این وضع و اینکه مصالح آشکار کوتاه مدت ساسانیان در جنگ بین مسلمین و روم وجود داشت ،  مسلمین با پیروی از منهج و استراتژی صحیح شان بدون کوچک ترین شبهه ای وارد پیکار با روم اهل کتاب گردیدند.

در زمان حمله مغولها به سرزمینهای مسلمان نشین نیز قطعا میان مسلمانان اهل توحید با دیگران که شرکیات و حتی بسیاری از عقاید کفر آلود زندگیشان را آلوده کرده بود مصالح مشترک و اهداف مشترکی بوجود آمدند. همچنانکه دفع و مبارزه با سپاه مغول و قانون «یاسا» ی آنها برای اهل توحید مفید و سودمند بود، دیگران نیز به همان اندازه بهره می بردند.

زمانی که در بسیاری از شهرهایی که در برابر مغولها مقاومت کردند حتی گربه ها و دیگر جانداران نیز همچون شهر طبس منهدم گردیدند، قطعا عقب راندن و مبارزه علیه آنها به نفع مسلمان و غیر مسلمان و حتی حیوانات و درختان نیز خواهد بود. هنگامیکه در زمان معاصر امپریالیسم آمریکا هروشیما و ناکازاکی، فلوجه و … را مورد حملات اتمی و میکروبی خود قرار داد، در اینگونه حملات فرقی میان ادیان و مذاهب نگذاشت، بلکه همه را به یکسان قتل عام کرد. و قطعا مبارزه علیه چنین دیکتاتوری سکولاریستی که فعلا آمریکا رهبریش را برعهده گرفته نفعش به همه خواهد رسید. همچنانکه فعلا شرش دامنگیر همه گردیده است.

در چنین وضعی ممکن است در مسیر مبارزاتی ما علیه دیکتاتوری مهاجم دین سکولاریسم به رهبری آمریکا با بعضی از جریانات و مکاتب مخالف آمریکا مصالح مشترکی بوجود آید و یا اینکه در مبارزات اسلامی ما با دیکتاتوری دین سکولاریسم میان ما و دیگر جریانات خداپرست اشتراک در مصالح و اهداف مشترکی حاصل گردد، که در آن به همان میزان که ما در کسب پیروزی و غلبه بر چنین لکه سرطانی ممکن است سود ببریم دیگر جریانات هوا خواه احکام و قوانین آلوده نیز سودمند گردند.

در مبارزات سیاسی و فرهنگی نیز ممکن است این مسیر مبارزاتی و اشتراکات در منافع با خیلی از جریانات و احزاب منحرف منتسب به اسلام یا غیر اسلامی به وجود آید ،که تا روز قیامت در مسیر طبیعی اش به پیش خواهد رفت هر چند که ممکن است سود برنده ها در رنگها و مقاطع مختلفی در تغییر و تحول باشند، اما در هر صورت درک این شیوه مبارزاتی برای آزادی خواهان اهل توحید لازم و ضروری است. چون شیاطین انس و جن با تبلیغات مزدورانه و فریبنده اشان ایجاد شبه نموده و همیشه سعی کرده اند با وجود چنین تشابهاتی، در صف مجاهدین و متحدین موقتی یا دائم آنها ، ایجاد شکاف و اختلاف نمایند و مردم را نسبت به مبارزین اهل توحید و مبارزه بزرگشان بدگمان و دلسرد نمایند.

به عنوان مثال در جنگ کنونی مجاهدین علیه دیکتاتوری دین سکولاریسم که آمریکا و متحدینش آن را رهبری می کنند هیچیک از سران و بزرگان اهل جهاد با آنکه علیه حکام و دولتمردان مزدور عرب و غیر عرب فتوای جهاد و مبارزات مسلحانه را صادر نموده اند اما هرگز دیده نشده که علیه صوفیان طریقه نقشبندیه، حنفی های ماتریدی، تشیع، شوافع و…چنین فتواهایی صادرگردد؟ چرا؟

چون اسلوب مبارزاتی ضد سکولاریستی آنها کاملا اسلامی است، و با آنکه آنها دینگرا هستند و خود را تابع مستقیم قرآن و سنت صحیح بر فهم گذشتگان صالح این امت و شورای موجود و رهبریت آگاه این شوری می دانند، اما نظرشان در مورد سایر ادیان سماوی و مذاهب مختلف منتسب به اسلام کاملا دقیق و منطبق با نسخه ای است که خداوند حکیم ازطریق رسولش برا ی موحدین پیچیده است.

بدون شک در این جنگی که دیکتاتوری مهاجم دین سکولاریسم علیه شریعتهای آسمانی براه انداخته است،در صورت پیروزی آن ،به همان میزانی که مجاهدین و مبارزین اهل سنت ضررمند گشته و می گردند به همان میزان نیز دیگر مذاهب منتسب به اسلام، از جمله تشیع خواهان اجرایی شدن احکامش، نیز دچار ضرر خواهند گردید. و چنانچه مسلمین بتوانند بر چنین هیولایی خون آشام تزئین شده  پیروز گردند، و یا به هر میزانی که بتوانند بر پیکره شیطان صفت آن ضربات مهلکی وارد نمایند، به همان میزان به نفع تمامی شریعتهای سماوی منجمله مجاهدین مبارز و دیگر مذاهب منتسب به اسلام خواهد بود.

به همین دلیل امپریالسم مهاجم سکولاریست همیشه کوشیده که با بزرگنمایی اختلافات میان شریعتهاو بخصوص مذاهب منتسب به اسلام، آنها را به خود مشغول نموده و از اینکه همه دینگرایان علیه وی گردند جلوگیری نموده است،  وتمام تلاش فعلی وی با ایجاد شبکه های ماهواره ای مختلف همیشه سعی در عمیق تر نمودن اختلافات میان شریعهتای آسمانی با همدیگر از یکطرف و ایجاد درگیری میان مذاهب  هر شریعت بصورت اخص بوده است. به گونه ای که اختلاف به جایی برسد که در مرحله اول توان و قدرت مبارزاتی خود علیه دیکتاتوری دین سکولاریسم را از دست بدهند و در خطرناک ترین مرحله آن پس از ایجاد آنهمه درگیری و کشمکش روشنفکران آنها راه نجات از چنین اختلافاتی را کنار نهادن دین و مذهب آسمانی و پذیرش دین سکولاریسم بشناسانند، که این آخرین هدف رهبران جهانی دیکتاتوری سکولاریسم جهت تولید و پرورش مزدوران و نوکرانی از میان نژادها و جوامع مختلف بشری بوده  است.

در برابر چنین بلای ویرانگر و بزرگی،که جهت پیاده نمودن دیکتاتوری دین سکولاریستی خود از هیچ قتل و آدمکشی ابایی ندارد و همیشه جهت حمله به ملتهای مخالفش بهانه ای آماده و بسته بندی شده دارد، هرگونه جنگ دینی میان شریعتهای مختلف و یا درگیری مذهبی میان مذاهب مختلف هر شریعتی ، به منزله ی حمایت مستقیم یا غیر مستقیم از دیکتاتوری دین سکولاریسم مهاجم خواهد بود و بدون شک هیچ نفعی برای شریعت گرایان در بر نخواهد داشت.

اگر امروزه می بینیم که مجاهدین مبارز مسلمان  علیه احزاب منتسب به اهل سنت یا تشیع در عراق یا افغانستان یا چچن یا سومالی یا … می جنگند به دلیل انحراف از مسیر مبارزاتی اسلام و یا مخالفت با فلان مذهب منتسب به اسلام نیست؛ بلکه در چنین جوامعی احزاب و گروههایی خائن از میان مذاهب منتسب به اسلام به وجود آمده اند که عملا بصورت نوکران امپریالسم سکولاریستی آمریکا و متحدینش در آمده و سربازی از سربازان وی در جنگ علیه مسلمین گشته اند.

این گروه ها بدون شک در مسیر نقشه های دیکتاتوری سکولاریستی مهاجم علیه ستمدیدگان ملت خود قرار گرفته اند و با اعمال ننگین خود بزرگترین صدمه را به نهضت بیداری اسلامی وارد نموده اند، وتوانسته اند به عنوان ستون پنجم دشمن و عضوی فعال در جنگ نرم و روانی و جنگ گرم علیه مسلمین مبارز، بزرگترین خدمت را به دیکتاتوری سکولاریسم انجام دهند. و در پاره ای موارد با در دست گرفتن زمام امور حکومتی از جانب اشغالگران، مستقیما با مردمان زیردست به جنگ مبارزین مجاهد بروند و برای اینکه زیردستان را راضی نگه دارند در ابتدای امر اجازه پیاده شدن بعضی از احکام شخصی دینی اسلامی یا مذهبی را بصورت کنترل شده به آنها می دهند تا جنگ شریعتهای مسخ شده با شریعت پیامبر خاتم و یا جنگ مذاهب مختلف شریعت اسلام با همدیگر با موفقیت به پیش رود و آنها با خیال راحت به تاراج مردم پرداخته و دیگر اهدافشان را عملی سازند. این غایت و نهایت آنچیزی است که دیکتاتوری مهاجم دین سکولاریسم آرزویش را دارد.

در چنین شرایطی که دیکتاتوری مهاجم سکولاریسم به همراه نوکران محلی اش جنگی به این شدت وخشونت را علیه اسلام در برابر عملی شدن تحکیم شریعت الهی برپا نموده اند، یک مجاهد مبارز هر گونه جنگ مذهبی و حتی هرگونه فعالیت مذهبی که منجر به ایجاد اصطکاک و تلف شدن انرژی مبارزین گردد را محکوم نموده و تمام شبهاتی که ناشی از تشابه و اشتراک در مصالح و اهداف گردد را با قاطعیت هرچه تمامتر جواب خواهد داد.

 

دیدگاهتان را بنویسید