ویژگیهای کلی حاکم بر روابط پیامبر خاتم با اقوام و ملتها(۸۳)

ویژگیهای کلی حاکم بر روابط پیامبر خاتم با اقوام و ملتها(۸۳)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

پیامبر اسلام (ص) در طول تاریخ روابط سیاسی با اقوام و ملتها ودر تمامی برخوردهای سیاسی با نمایندگان آنها و سران کشورها ، اغلب موفق بود و سرانجام بیشتراین برخوردها یا به اسلام آوردن آنها منتهی می شد یا به توافقها وامضای قرادادهایی می انجامید. در هیچ کدام از این موارد نه خود پیامبرخاتم  (ص) و نه نمایندگانش هرگز از فریبکاری، دسیسه بازی، دروغ گفتن، نفاق افکنی،گزافه گویی، عهد شکنی ، تزویر و دیگر خصلتهای ضد ارزش استفاده نکرده وهمواره از سادگی وصداقت به جای ابهام گویی و دو پهلو سخن گفتن به نفع خود وطرف مقابل بهره گرفتند. همچنین از نمایندگان اقوام و ملل ومکاتبات وحتی هدایای روسای کشورها استقبال کردند وهرگز در روابط و برخوردها منفعل نبودند وابتکار عمل را در دست داشتند و هرگز مقهور قدرت و قدرت نمایی نشدند و در مواردی که از نظر قدرت نظامی و موقعیت سیاسی در موقعیت نابرابری بودند، تن به سازش وسستی ندادند و اصول را فدای روابط مقطعی ومصالح زود گذر نکردند.پیامبر اسلام (ص) در روابط دیپلماتیک نه فریب وعده های دیگران را می خورد و نه خود وعده هایی می داد که اطمینان بر اجرای آن نبود و همواره از برخوردهایی که موجب تنفر و سلب اعتماد طرف مقابل می شد، اجتناب می ورزید و در عین حال، شیوه ای را در پیش می گرفت که او از ملایمت وی سوء استفاده نکند و به طمع نیفتد[۱]

پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم  جز در موارد خاصی که از طریق غیب به مسائل پنهانی واسرار و نیات طرف مقابل آگاهی می یافت، همواره با تکیه به مسائل عادی، تاکید بر آن داشت که از ضمیر ونیات پنهانی طرف متخاصم آگاه شود و در این مورد از گروههایی که کار اطلاعاتی انجام می دادند سود می برد و به نمایندگان خود توصیه می کرد که پیش از هر نوع رابطه و از پس آن مسائل را با کنجکاوی و دقت تحلیل و بررسی کنند و از حوادث احتمالی غافل نباشند وعکس العملهای طرف مقابل را تحت مراقبت دقیق قرار دهند.

پیامبر اکرم(ص) در موفقیتهایی که در روابط دیپلماتیک به دست می آورد دلباخته نمی شد و در شکستهای مقطعی نیز بی حوصله ومضطرب نمی نمود و همواره آرامش کامل داشت و با گشاده رویی سخاوتمندانه ای از نمایندگان اقوام و طوایف مختلف پذیرایی می کرد و متواضعانه اما قاطع و قوی سخن می گفت و نمایندگانش نیز در عین مراعات نزاکت در محاوره، سخت مسلط و خویشتندار بودند[۲]

دسته های غیر مسلمان مورد نظر پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم جهت برقراری رابطه دیپلماتیک عبارت بودند از:

قبایل شبه جزیزه عربستان، قبایل شهر نشین و صحرا نشین، به رغم نشست و حتی کشمکشها و خونریزیهایی که در میان آنها وجود داشت زمینه مساعدی را برای انسجام و تشکل میان آنها به وجود آورد.

گروههای منتسب به شریعتهای آسمانی که عمدتا یهودیان،نصرانیان در نجران و حاشیه جزیره العرب؛ در مناطقی که در مجاورت امپراتوری روم سکونت داشتند جمعی از این گروهها مسلمان و گروهی نیز با مسلمانان هم پیمان شدند و برخی از یهودیان نیز راه دشمنی و خیانت پیش گرفتند.

دولتهای مقتدری که در دو سوی شبه جزیره عربستان قرار داشتند مانند امپراتوری ایران، روم و همچنین حبشه و دیگر دولتها.

دولتهای کوچک و تحت الحمایه ای که زیر سلطه و نفوذ دولتهای مقتدر بودند و با گرویدن به اسلام و یا پیمان بستن با پیامبر اسلام توانستند از اسارت آن دولتها رهایی یابند.[۳]

روابط  با ایران و روم :

روابط خارجی پیامبر در اواخر عمر ایشان  از سطح قبایل و دولت های کوچک منطقه فراتر رفت و تا مرکز قدرت های بزرگ آن روز، ایران و روم بسط یافت .

پیامبر به منظور ابلاغ دعوت الهی و تغییر در روابط سیاسی ممالک بزرگ، نامه ای به وسیله دحیة بن خلیفه کلبی به دربار قیصر روانه کرد . هرقل که از عالمان برجسته نصرانی بود و از بشارت مسیح به ظهور پیامبر اسلام آگاهی داشت، با خواندن نامه پیامبر به شدت متاثر شد . او درباره اسلام و پیامبر تحقیق کرد و مجلس اعیان را برای بررسی و پاسخ مثبت به دین اسلام تشکیل داد، اما اعیان و بزرگان با آن مخالفت کردند .[۴]

پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم وهب بن شجاع را به همراه نامه ای به دربار کسری فرستاد . وی در آن جا پس از دریافت اجازه ورود، با جمعی از اعیان فارس وارد دربار شد و شخصا نامه را به دست خسرو پرویز تحویل داد . در نامه پیامبرصلی الله علیه وسلم  به کسری چنین آمده بود:

بسم الله الرحمن الرحیم . از محمد بن عبدالله رسول خدا به خسرو پرویز، بزرگ پارس: سلام و ایمنی عذاب بر کسی که پیرو هدایت گردد، به خدا و فرستاده وی ایمان آورد و گواهی دهد که آفریدگاری جز خدای یگانه بی انباز نیست و محمد بنده و فرستاده اوست . من تو را به سوی خدا فرا می خوانم، زیرا که من پیامبر خدا بر همه مردمانم تا زنده دلان را هشدار دهم و «کلمه عذاب بر کافران مسلم گردد» ؛ از این رو اسلام آور تا ایمن مانی، زیرا اگر اسلام نیاوری، بی گمان، گناه همه مجوسان بر گردن تو خواهد بود .[۵]

این نامه برای خسرو پرویز که خود را پادشاهی مقتدر و بی رقیب می دید و به خصوص منطق شفاف و قاطع پیامبر در نامه که با تهدید پایان یافته بود برای خسرو پرویز قابل تحمل نبود؛ از این رو خسرو پرویز پس از شنیدن متن نامه، نامه را پاره کرد .[۶]. پادشاه ایران برای تنبیه فرستنده نامه، به کارگزار خود در یمن دستور داد که «دو مرد از دلاوران خود به سراغ این مرد در حجاز بفرست تا او را به حضور من آورند» .[۷]

 

[۱]محمدحمیدا… ، نامه‌ها و پیمانهای سیاسی حضرت محمد(ص) و اسناد صدر اسلام، ترجمه سید محمد حسینی،  تهران: انتشارات سروش۱۳۷۴ ،  ص  ۷۹

[۲] احمد رشید، اسلام و حقوق بین‌الملل، ترجمه سید حسن سیدی ، تهران: انتشارات سمت۱۳۸۴ ، ص ۹۸

[۳] جعفر سبحانی ، مبانی حکومت اسلامی، ترجمه ابوالفضل موحد، اصفهان: انتشارات امیرالمؤمنین، ۱۳۶۷،ص ۵۴

[۴]ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج ۴، ص ۲۶۶

[۵].همان، ج ۴، ص ۵۳

[۶] محمد ابو زهره ، خاتم پیامبران، ترجمه حسین صابری، مشهد،  بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی ۱۳۹۳ج ۲، ص ۲۳۶

[۷] همان ،ج ۲، ص ۲۶۳

دیدگاهتان را بنویسید