پیامبر خاتم و عمل یارانش در دفاع فیزیکی از خود و پذیرش عواقب آن(۱۱۰)

پیامبر خاتم و عمل یارانش در دفاع فیزیکی از خود و پذیرش عواقب آن(۱۱۰)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

چنانچه دشمن هدف اذیت و آزار مسلمان را داشته باشد و مسلمان بتواند با او برخورد کند به ویژه اگر اذیت و آزار جسمی باشد دفاع از خود در این مرحله نیز از جانب یاران پیامبر خاتم در همان دوران ذلیلی مکه دیده شده است و پیامبر خاتم نیز آن را انکار ننموده است .

در سرگذشت نماز خواندن در درّه ها از سعد بن ابی وقاص روایت شده است :

«… زمانی که سعد بن ابی وقاص همراه برخی از یاران رسول الله صلی الله علیه وسلم  برای نماز خواندن به درّه ای از درّه های مکه پناه برده بودند در حال نماز خواندن دسته ای از مشرکان (سکولار) بر آنان وارد شدند و نسبت به نماز آنها اظهار ناخرسندی و ریشخند نمودند. مسلمانان با آنان درگیر شدند تا حدی که سعد ابن وقاص استخوان شتر را بر سر یکی از آنها کوبید و سر او را شکست و این اولین خونی بود که در اسلام ریخته شد »[۱]

داستان عثمان بن مظعون هم بر تأیید این برخورد دلالت می کند. او زمانی که از حبشه بازگشت به ناچار در جوار ولید بن مغیره پناهنده شد، اما دیری نگذشت که پناهندگی او را باطل کرده و به خدا پناه برد و اشعار لبید را رد کرد. در نتیجه مردم بر سر او ریختند او نیز با مردم جنگید و به زد و خورد پرداخت تا حدی که صورتش کبوده شده بود .[۲]

بنابر آنچه که در ضمن داستان اسلام آوردن عمر بن خطاب نقل شده است می توان بر این مسأله بیشتر تأکید کنم، او زمانی که به اسلام گروید، در مقابل ریشخند کافران توان تحمل نداشت و با آنان به زد و خورد پرداخت و تا غروب آفتاب با آنان درگیر بود .[۳]

اما این مسأله مطلق نیست و کسی می تواند در این مرحله چنین برخوردی کند که یا توانایی فیزیکی مبارزه را داشته و یا اینکه  ، با آنکه می داند که تنهاست و ممکن است صدمات جدی جسمی هم به او وارد شود ، جهت شکستن ابهت و شوکت دشمنان با آنان درگیر شده و عواقب این درگیری را نیز بپذیرد . قرآن این گونه افراد را با این طرز برخورد می ستاید :«وَالَّذینَ اِذا أَضابَهُم اَلبَغیُ هُم یَنتَصِرُونَ »( شوری / ۳۹  ) و كسانيند كه اگر ستمي بديشان شد، خويشتن را ياري مي‌دهند ( و زير بار ظلم نمي‌روند ) و به انتقام برمی خیزند.

ردِ تجاوز در بالا بردن معنویات و جنبه ی روحی در عموم مسلمانان تأثیر مثبتی دارد و باعث می شود آنان که به قدرت اهمیت می دهند و آن را بزرگ می پندارند با دیدن این مواضع به گرویدن به سوی دعوت تشویق شوند.

پاسخ عثمان بن مظعون به ولید بن مغیره، بر مقدار اطمینان روحی ژرف او و پذیرش عواقب عملش دلالت می کند :«ای ابا شمس! من در پناه کسی هستم که از تو عزیزتر و نیرومندتر است و چشم سالم من نیازمند همان چیزی است که چشم مجروحم دچار گشته است»   [۴]

[۱] عبد السلام هارون ، تهذيب سيرة ابن هشام ، قاهره ، مکتبه السنه ، ۱۴۰۸ ص ۵۷

[۲]ابن هشام، سیره النبویه، ج ۲، ص ۹-۱۰

[۳]مبارکفوری، خورشید نبوت، ص ۱۲۰، از ابن جوزی

[۴]ابن هشام،سیره  النبویه، ج ۲، ص ۱۰

 

دیدگاهتان را بنویسید