اصول پناهندگی به مشرکین و استقلال عقیدتی و عمل مسلمین(۱۰۸)

اصول پناهندگی به مشرکین و استقلال عقیدتی و عمل مسلمین(۱۰۸)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

قریش جهت فشار آوردن بر رسول الله صلی الله  علیه و سلم و دیگر مسلمین ، در میان خودعهد نامه ای نوشتند که:

  • زن از بنی هاشم نگیرند و به ایشان زن به همسری ندهند.
  • به ایشان چیزی نفروشند و از ایشان چیزی نخرند.

چون قریشیان چنین کردند بنی هاشم و بنی عبدالمطلب رو به سوی ابوطالب آوردند و به وی پیوستند و همراه وی به درون دره ابوطالب رفتند[۱]. ابولهب از بنی عبدالمطلب جدا شد و به نزد قریش رفت.در این جا پیامبر صلی الله علیه و سلم در پناه قوم مشرکش و با حمایتها و شمشیرهای آنها، در ضمن ابراز توحید کامل و ولاء و براء و کفر به طاغوتش توانست بدون تأثیر پذیرفتن از قوانین و احکام آنها ،استقلال عقیدتی خود را حفظ کرده و پیامش را به طور کامل برساند.

بیشتر آزار و اذیتهائی که بر رسول الله صلی الله علیه و سلم چون ریختن شکمبه گوسفند بر سرش در حین نماز یا پاشیدن خاک بر صورتش یا اذیت و آزارش توسط ثقیف و … ودیگرناملایماتی که درحقش صورت می گرفت ۳ سال قبل از هجرت و پس از مرگ ابوطالب بود. که پس از وی ابولهب رهبریت بنی هاشم را بر عهده گرفت. ابولهب ابتدا می خواست همان نقش ابوطالب را برای رسول الله صلی الله علیه و سلم بازی کند ،اما وقتی شنید که وی نسبت به جایگاه ابوطالبی که اینهمه به وی خدمت کرده چه گفته است، از وی دست کشید.

پیامبر صلی الله علیه و سلم در چنین وضعیتی دنبال یک پناهگاه می گشت. به همین دلیل روانه طائف گردید. اما دیدیم که چه برخوردی با وی شد. با این وجود هنگامی که از نزد ثقفیان برگشت، شخصی را به نزد مطعم بن عدی مشرک فرستاد تا او را پناه دهد تا بتواند پیام خدایی خود را به مردمان برساند و در مکه در امان باشد.

مطعم به رسول الله صلی الله علیه و سلم پناه داد. صبح روز بعد مطعم و پسرانش و پسران برادرش جنگ افزار پوشیدند و به درون مکه رفتند. ابو جهل گقت: پناهش داده ای یا به آیین وی در آمده ای؟ مطعم گفت: پناهش داده ام. ابوجهل گفت: آن که را تو پناه دهی، پناه دهیم. پیامبر صلی الله علیه و سلم وارد مکه شد و در آن تا زمان هجرت ماندگار شد.

در هجرت اول هنگام برگشت به مکه زمانی فهمیدند که خبر اشتباه شنیدند:

  • عثمان بن عفان در پناه ابو اُحَیحَه بن سعید بن عاص
  • ابو حذیفه بن عتبه در پناه پدرش
  • عثمان بن مظعون در پناه ولید بن مغیره در آمدند.
  • عثمان بن مظعون پس از آن گفت: آیا در پناه یک بت پرست باشم؟ پناه بر خدا استوار تر است. او سایه پناه ولید بن مغیره را پس افکند. یکی از فرزندان مغیره وقتی با خبر شد برخاست و مشتی بر چشم عثمان زد. سعد ابن ابی وقاص هم در قصاص بینی وی را شکست.

در این جا گروهی به میزان وسعت، قدرت و توان دنیوی خود همچون رسول الله صلی الله علیه و سلم مجبور شدند که در پناه مشرکین به فعالیت خود ادامه دهند و افرادی هم بودند که از این کار سر باز زدند و نپذیرفتند که زیر سایه مشرکین باشند. همین واکنش در مورد اسلام آوردن بعضی از اصحاب چون عمر بن خطاب و یا مسئله ابوبصیر در هنگام صلح حدیبیه رخ داد.

رسول الله صلی الله علیه و سلم هرگز عمل این گروه دوم را رد نکرد .و خداوند هم آیه ای فرو نفرستاد. حالا اگر ما به خاطر هدف بزرگمان که همان تشکیل حکومت مجری احکام الهی است در پناه یک کشور، حزب، گروه یا افرادی مشرک به صورت موقتی و گذرا در آمدیم چه؟ اگر جماعتی از ما نپذیرفتند و عواقبش را به گردن گرفتند چه؟

مسلمانان در تمامی این موارد در همه ی امورشان و عمل به تمامی عقایدشان مستقل بودند و شخص پناه دهنده در هیچ یک از افعال و رفتار های عملی و قوانین داخلی  آنها دخالت نمی کرد. حالا اگر شخصی به همین بهانه پناهندگی وارد یک کشور یا جامعه و حزبی گردد و سپس درقوانین و برنامه هایش مجبور به اطاعت از احکام آن ها گردد ؛و حتی نتواند احکام و قوانین الهی را در حیطه ی زندگی مبارزاتی اش همچون زمان رسول الله صلی الله علیه و سلم بدون کم و کاست انجام دهد، این دیگر پناهندگی نیست .بلکه عضویت شدن در قانون و برنامه ی آن ها است و این شخص عضوی از آن ها و فردی از افراد آن ها محسوب می گردد، نه یک شخص مسلمانی که به یک مشرک پناهنده شده که ازیک سو ایمان و عقیده ی اسلامی اش با حفظ توحید و کفر به طاغوتش و از دیگر سو استقلال عملش نیز حفظ گردد..

[۱] اکثر این افراد مشرک بودند .

دیدگاهتان را بنویسید