اجازه ی جنگ مسلحانه بر علیه سکولاریستها از جنبه ی نظری و عملی (۱۴۳)

اجازه ی جنگ مسلحانه بر علیه سکولاریستها از جنبه ی نظری و عملی (۱۴۳)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم  قبلاً اجازه ی جنگ و مبارزه ی مستقیم نداشت و به او فرمان رسیده بود که مردم  را به سوی خدا فراخواند، بر اذیت و آزارها شکیبا باشد و از نادانان درگذرد. سکولاریستهای قریش پیروانش را به ستوه آورده و دین آنها را در معرض فتنه قرار داده و برخی را از دیار خود تبعید کرده بودند. بنابراین بعضی در دین دچار فتنه می شدند و برخی به دست آنان عذاب می چشیدند و برخی از آنها گریزان و به سرزمین حبشه یا مدینه هجرت کردند و هر یک از یاران پیامبرخاتم به شیوه ای گرفتار بودند.

زمانی که سرکشی سکولاریستهای قریش از حد گذشت و کرامت و احترامی را که خداوند برای آنان تعیین کرده بود انکار و پیامبرش را تکذیب نمودند و نسبت به بندگان خدا که آیین یکتاپرستی را انتخاب و رسالت محمد را برگزیدند و به ریسمان دین اسلام چنگ زدند، ظلم و ستم روا داشتند، خداوند متعال اجازه جنگ و انتقام از ستمکاران و تجاوزگران را به پیامبرش داد و چنان که عروه بن زبیر نقل کرده است اولین آیه ای که پیرامون اجازه ی جنگ و حلال شدن خونریزی و کشتار نازل شده، آیه ی زیر بود :

«أُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِاَنَّهُم ظُلِمُوا وَ اِنَّ اللهَ عَلی نَصرِهِم لَقَدیرٌ* الَّدّینَ اُخرِجُوا مِن دِیارِهِم بِغَیرِ حَقٍ اِلّا اَن یَقُولُوا رَبُنا اللهُ وَ لَو لا دَفعُ اللهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَهُدِّمَت صَوامِعُ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذکَرُ فیهَا اسمُ اللهِ کَثیراً وَ لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللهَ لَقَوِیٌّ عزیزٌ* الذَّینَ اِن مَّکَّنَّاهُم فِی الأَرضِ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ ءاتَوُا الزَّکاهَ وَ أَمَرُوا بِالمَعرُوفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنکَرِ وَ لِلَّهِ عَاقِبَه الاُمُورِ » . (حج / ۴۱-۳۹)

«به کسانی که بدانان ظلم  شده رخصت جهاد داده شده است، و البته خداوند بر پیروزی آنان سخت تواناست. همان کسانی که به ناحق از خانه هایشان بیرون رانده شدند و گناهی نداشتند جز اینکه می گفتند : “پروردگار ما خداست” و اگر خدا بعضی از مردم را با بعضی دیگر دفع نمی کرد، صومعه ها و کلیساها و کنیسه ها و مساجدی که نام خدا در آنها بسیار برده می شود، سخت ویران می شد و همانا خدا به کسی که دین او را یاری کند، یاری می دهد، چرا که خدا بسیار نیرومند و شکست ناپذیر است. همانا کسانی که چون در زمین به آنان قدرت بدهیم، نماز برپا می دارند و زکات می دهند و مردم را به کارهای پسندیده فرا می خوانند و از کارهای ناپسند باز می دارند، و فرجام همه کارها از آن خداست».

به گفته ی قرآن هدف از حلال کردن جنگ این بود که بدون هیچ جرم و گناهی بر مسلمان ظلم و ستم می شد و آنان چنانچه پیروز می شدند، نماز برپا می داشتند و زکات می دادند و مردم را به کارهای پسندیده فرا می خواندند و از کارهای ناروا باز می داشتند. [۱]

در این باره نیاز به توضیح نیست و پیمان عقبه ی دوم مرز بین مرحله ی رویارویی با سخن و رویارویی با سلاح بود و مقایسه ی بین این دو پیمان (عقبه اول و دوم) انتقال مرحله به مرحله ی حرکت اسلامی را برای ما روشن می کند.

و اکنون در این جا ناگزیریم که درباره ی موضوعی به تحقیق و بررسی بپردازیم که سؤال برانگیز و زمینه ی اختلاف است. خداوند متعال در سوره ی برائت، جهاد را واجب و حکم نهایی آن را صادر نموده است، پس چنانچه احکام نهایی پیرامون جنگ در اسلام از روز نزول تا قیامت ادامه دارد، آیا امروز برای انتظار کشیدن مجوز جنگ جایی مانده است؟ در زمان خود مرحله ی مکی سپری شد و مرحله ی جایز بودن جنگ آغاز گشت و خداوند هم فرموده است :«أَلیَومَ أَکمَلتُ لَکُم دینَکُم وَ أَتمَمتُ وَ عَلَیکُم نِعمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُم الأِسلامَ دیناً …» . ( مائده/ ۳) «امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تکمیل کردم و اسلام را برای شما به عنوان یک آیین برگزیدم…»

تمام احکام اسلامی ثابت، مداوم و نهایی که اجرای آنها منوط به وجود حاکم یا رهبر مسلمانان است، مانند «حدود» و «قصاص» در غیاب رهبر مسلمان منسوخ نیستند،  بلکه از جنبه ی نظری و تئوری زنده و پابرجا هستند و چنانچه مسلمانان آنرا ترک کنند ، گناهکار محسوب می شوند. اما از نظر عملی جامه ی عمل پوشاندن به آنها در گرو حکم اسلامی است و آن هم از یک تشکل  و یا در صورت وجود دولتی اسلامی، توسط حکومت مجری قوانین اسلامی (بر اساس هر مذهبی از مذاهب اسلامی که باشد) برمی خیزد که بیرق جهاد را بر دوش گرفته و بردشمنان پیروز شده و مجری احکام اسلامی است.

پس احکام جنگ، قصاص و حدود، مرتبط به وجود جماعت و فرمانروای مسلمان و شرایط قوی یا ضعیف آن است.«الذَّینَ اِن مَّکَّنَّاهُم فِی الأَرضِ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ ءاتَوُا الزَّکاهَ وَ أَمَرُوا بِالمَعرُوفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنکَرِ».

پس باید ابتدا قدرت اجرایی حکومتی وجود داشته باشد تا پیام نماز و مبانی اقتصاد، زکات و تشکیلات امر به معروف و نهی از منکر به صورت منظم و گروهی و تشکل یافته به کار بیفتند. اجرای امور به شیوه ی فردی به جای خود باقی است و عجز و ناتوانی در آن وجود ندارد لیکن اجرای اجباری و مطلق آن بر تمام مردم مشکل است. و به هر اندازه مسلمانان به امکانات و توانایی اجرایی دست یابند، به همان اندازه قادر خواهند بود که احکام اسلامی را اجرا نمایند. به همین دلیل ابتدائی ترین وظیفه هر مسلمانی از میان برداشتن ام الفسادی به نام طاغوت و حکومت غیر اسلامی و تشکیل دولت اسلامی است و این هم از آسمان نازل نمی شود واززمین هم نمی روید بلکه بر روی لاشه و خون مخلصین ساخته می شود .

 

 

 

[۱]تهذیب السیره، ص ۱۰۹-۱۰

دیدگاهتان را بنویسید