ارکان وپایه های حكومت اسلامی/ سرزمین (وطن) (۱۶۱)

ارکان وپایه های حكومت اسلامی/ سرزمین (وطن) (۱۶۱)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

۳ – سرزمین (وطن)

الف- سر زمین اسلامی:تمام كره ی زمین وطن امت اسلامی است؛ زیرا تمام زمین در ملكیت الله و از آن او است.

  • ” ملكیت آسمانها وزمین از آن الله است “.( آل عمران/۱۸۹  )
  • ” الله جل جلاله برای كسانی كه ایمان آورده اند وعمل نیكو می كنند وعده كرده است تا ایشان را در زمین خلیفه بگرداند .”(نور/ ٥٥)
  • ” هرآئینه نوشتیم درزبور بعداز تورات كه بند گان نیكو كارمن زمین را به میراث خواهند برد”.(انبیاء/۱۰۵)

بنابراین الله جل جلاله حق تملك زمین را برای مسلمانان عطا فرموده است، تا تمام زمین وطن شان باشد واخذ این حق را بعهدهء شان فرض گردانیده است. البته ادای این فریضه را مقید به توانائی وقدرت ایشان گردانیده است تا تمام توانایی خود را بكارگرفته در فكر طرح پلانها وآماد گی كامل برای احقاق این حق باشند.

  • ای مؤمنان بجنگید با کافرانی كه نزدیك شما اند وباید كه بیابند درشما درشتی را(توبه/۲۳)
  • وبجنگید با كفار تا آنكه هیچ فتنه ای باقی نماند ودین خالص برای الله گردد.(انفال/۳۹)

وتا زمانی كه حكومت غیرالله بر زمین حاكم باشد، فتنه در زمین باقی خواهد بود. وتنها زمانی صلح و سلام به زمین برمی گردد كه تمام عالم تسلیم و منقاد شریعت الله گردند؛ زیرا  اسلام عبارت از صلح وسلام است وبدون آن صلحی وجود ندارد.

والله عزوجل وعده برحق نموده كه دینش را پیروز می گرداند وشریعتش را غالب می سازد. واین وعده ایست كه در گذشته ها بوده است ودرآینده خواهد بود.” واوست آنكه فرستاد پیامبر خود را همراه با هدایت ودین حق تا پیروز گرداند دین خود را برتمام ادیان،گر چند مشركان بد پندارند “.( صف/۹)   پیامبر  از پیروزی این دین خبر داده می فرماید :” لیبلغنّ هذا الأمر ما بلغ اللیل والنهار، ولا یترك الله بیت مدر ولا وبر إلا أدخله الله هذا الدین، بعزعزیز أو بذل ذلیل عزاً یعز الله به الإسلام وأهله وذلا یذل به الكفار”.[۱]

” ازتمیم داری  روایت است كه رسول الله  فرمود : حتماً این دین به هرنقطه كه درآن شب وروز میآید رسیدنی است. و الله جل جلاله این دین را به تمام خانه ها وخیمه ها داخل می سازد و انسان عزیز بوسیله این دین عزتمند می شود وانسان ذلیل، ذلیل تر می شود، عزتی كه الله جل جلاله بوسله آن اهل اسلام را عزیز می سازد وذلتی كه الله جل جلاله اهل كفر را به آن ذلیل می گرداند”.

واین وعده حتما روزی تحقیق می یابد وبه اذن الله عزوجل تمام روی زمین وطن مسلمانان خواهد بود ودر آن روزاست كه بشریت با اطمینان وسعادت به حیات خود ادامه می دهند.

۴- امت اسلامی

قبل از بعثت رسول الله صلی الله علیه وسلم  رسالت های آسمانی به شكل محلی وقومی ظاهر می شد، به این معنی كه پیامبران الهی هركدام به سوی قوم خویش ویا منطقه خاصی فرستاده می شدند، وهر پیامبری فقط قوم خود را مخاطب قرار داده وبه سوی اسلام دعوت می كرد. چنانچه در قرآن كریم داستانهای بعضی از این پیامبران به تفصیل وبعضی دیگر به طور مختصر ذكر شده است، قرآن كریم از نوح ، هود، شعیب، صالح وسایر انبیاء داستانهایی را نقل می كند كه هركدام قوم خود را مخاطب قرار داده وندای (یاقومی) را بلند كرده اند.

وعیسی فرمود: ورَسُولًا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ.. “من بسوی بنی اسراییل فرستاده شدم”.

اما پیامبر خاتم  می فرماید:” .. وَكَانَ النَّبِيُّ يُبْعَثُ إِلَى قَوْمِهِ خَاصَّةً وَبُعِثْتُ إِلَى النَّاسِ كَافَّةً…” (متفق علیه)[۲] وهر پیامبری خاص برای قوم خود فرستاده می شد ومن برای تمام مردم مبعوث شده ام … و با بعثت پیامبر خاتم  دعوت اسلامی از دایره قومی ومحلی فراتر رفته وتمام دایره جامعه انسانی را در برگرفت، وندای دعوت اسلام از«یاقومی»، به«أَيُّهَا النَّاسُ»(ای انسان ….) تبدیل گردید، وتمام عالم انسانیت مكلف گردید تا ازیك پیامبر خاتم  پیروی كنند. زیرا پیامبر دیگری بعد  از وی نمی آید و در موجودیت شریعت او، پیروی از پیامبران قبلی مورد قبول نمی باشد.

” ولی او فرستاده الله وخاتم پیامبران است”( احزاب/۴۰) وبا این ندا، تمام بشریت با اختلاف نژادی، زبانی جغرافیائی و… كه دارند همه امت یك پیامبر قرار میگیرند وبر ایشان فرض  میگردد كه فقط از  یك پیامبر پیروی كنند ومطابق شریعت ودین وی، منقاد حكم الله جل جلاله گردیده از پیروی شریعتهای دیگر خود داری كنند.

این است كه براساس وحدت عقیده، وحدت عبارت، وحدت سلوك، وحدت تاریخ، وحدت زبان، وحدت تشریع وقانون و وحدت قیادت و رهبری، امت اسلامی تشكیل می یابد وهمین پیوند ها است كه آنها را به یك امت متحد، مستحكم ، باعظمت وبا وقار مبدل می سازد. امتی كه تمام اعضای آن باهم برادر وبرابرند و همه به مثابه یك جسد و یك روح می باشند:

”  تَرَى الْمُؤْمِنِينَ فِي تَرَاحُمِهِمْ وَتَوَادِّهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ كَمَثَلِ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى عُضْوًا تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ جَسَدِهِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى”.[۳]  ازنعمان بن بشیر  روایت است كه رسول الله   فرمود:”مثال مؤمنین در دوستی ومرحمت كردن وعطوفت با یكدیگر مانند یك جسد واحد میباشند كه چون یك عضوی از آن بیمار شود، سایر اعضاء با بیدار خوابی وتب كردن با اوهمراهی وهمدردی می كنند”

اما در برابر، ” اهل ایمان هیچ نوع دوستی و ولاء و برادری با غیر مسلمان ندارند.[۴]

از توضیحاتی كه گذشت بخوبی دانستیم كه مسلمانان از نگاه عاطفه، عملكرد، احساس و موالات، تنها مرتبط به امت اسلامی می باشند، نژاد وملیت عقیدتی خود را ازهمین ارتباط كسب نموده تمام قدرت وتوان خود را درهمین راه بكار می گیرند، نه براساس ارتباط نژادی، وطنی وقومی و مرزی.   مسلمان درهر جاییكه قرار دارد، و از هر نژ ادی كه هست، وطن دینی وی دارالاسلام است؛ زیرا مسلمانان  با گل وخاك یك منطقه ارتباط ندارند، بلكه با عقیدهء خود ووطنی كه در آن عقیده شان حاكم است مرتبط می باشند.

[۱]روایت احمد وطبرانی با سند صحیح

[۲]. متفق علیه

[۳]صحیح مسلم

[۴] مجادلة/۲۲

دیدگاهتان را بنویسید