اصلاح طلبي و رفورمی که قاعده ی نفی سبیل را نادیده می گیرد (۱۷۱)

اصلاح طلبي و رفورمی که قاعده ی نفی سبیل را نادیده می گیرد (۱۷۱)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

تغييرات ناچيز و جزئي در نهادهاي موجود اجتماعي، بدون ايجاد دگرگوني در روابط اساسي و زير بنايي قانون موجود حاكم بر جامعه را اصلاح يا رفورم گويند.  اصلاح طلبان براين باورند كه حكومت نماينده مستقيم مردم نبوده و مي توان آنرا در مبارزات پارلماني بدون اينكه عكس العمل خطرناك نشان دهد، از بين برد و دولتي مردمي كه منطبق و خواهان برنامه هاي آنان است روي كار آورد.

اگرچه از نظر تئوريك، امكان پاره اي از تغييرات حاشيه اي و در پاره اي از جوامع تابع تفكر بشري با همان تفكر بشري برتر، امكان تغييرات اساسي غير خشونت آميز را مي توان تائيد نمود. و اگرچه احتمال مي رود و ممكن است در صورت عدم هضم طالبين اصلاح طلبي در لنجزار بوروكراسي و بورژوازي و يا ایسمهاي رنگارنگ و عدم فسيل شدنشان، آنان بتوانند با استفاده از تمامي ترفندها و يا به اصطلاح حكمتها و مصلحت انديشها  و با گريز از تمامي دستگاههاي اطلاعاتي و پليسي و دادگاههاي نماينده قانون حاكم، بتوانند به پاره اي از اهداف مندرج در برنامه اي كه برايش به پا خواسته اند، برسند. اما آيا براي نمونه مي توان يك دگرگوني اساسي و صلح آميز را در كل تاريخ بشري مثال آورد كه در انهدام تمام روابط جاهلي استثمار استضعافي انسان، موفق گرديده باشدویااز زیر بنا حکم خدا را جایگزین حکم وسیستم ساخت بشر نموده باشد ؟ و آيا در كل، چنين خيزشهايي توانسته اند به حيات خود ادامه دهند  ؟ و يا در صورت ادامه فعاليت به چه ميزان از اصول اساسي كه ابتدا برايش به پا خاسته بودند، فاصله گرفته اند ؟  باز با وجود:

  • شرايط حاكم بر انتخابات و همچنين موقعيت آگاهيهاي اكثريت جامعه به استضعاف كشيده شده
  • ميزان بهره وري طبقات حاكمه از تبليغات و اهميت مسئله رسانه هاي جمعي در برخورد با چنين مردمي
  • تاثير قدرت پول و امكانات در تعيين و موفقيت كانديداها و سردرگمي و باز در بسياري موارد فريب مردماني آنچناني
  • و حتي در صورت چيره شدن احتمالي بر موارد فوق ضديت و مبارزه علني حاكميت با احزاب مردمي و خيانت بسياري از رهبران احزاب عامه فريب به اصطلاح پيشرو
  • و بالاتر از همه عدم اجازه عمل و تبليغ تمام آنچه كه بدان معتقد و پايبندند
  • وجود فشارها و توطئه هاي خارجي مضاعف بر آنچه در داخل مرزهاي قراردادي غيره انساني عليه خيزشهايي كه منافع مادي يا معنوي مستكبرين و مترمنين را به خطر اندازد

چگونه مي توان به رفورميسم در چنين جوامعي دل بست و از انقلاب و سير تكامل آن (با عمل و تاكيد بر مراحل مختلف آن) دوري جست، كدامين جامعه با داشتن زمينه ها و شرايط زمان سیدنا نوح، لوط، موسی و… و پيامبر خاتم صلي الله عليه و اله و سلم بدون جهاد و انقلاب به پايان رسيده است؟ [۱]

در جوامع شبيه جامعه سيدنا موسي عليه السلم و جاهليت عصر پيامبر اسلام صلي الله عليه و سلم اطلاح طلبي و ساخت هرگونه كارخانه، مدرنيته كردن، جاده سازي، پل سازي، شهرسازي مدرن، فراهم نمودن امكانات بهداشتي و رفاهي بهتر، تحت حاکمیت کفار ؛ محكوم به شكست و تنها طولاني نمودن عمر جاهليت حاكم بوده و چيز بهتر از وضع كنوني مسلمين نصيب نمي گردد. مدرسه ساخته مي شود آموزشش بايد تائيد شده حاكم کافر باشد، رسانه هاي گروهي بايد آنرا كه وي مي پسندد پخش نمايد، كارخانجات هر آنچه را كه سرمايه داران کافرحاكم مي خواهند بايد توليد كنند. ارتش مدرن با چنان فرماندهاني وضعش مشخص است و…

به وفور و كرات ديده و يا با مطالعه بدون پيرايه و عيني احزاب موجود و يا منهدم شده اسلامي كه شيوة رفورم را در جامعه هاي شبيه زمان سيدنا موسي عليه السلام و پيامبر خاتم صلي الله عليه و اله و سلم در پيش گرفته اند ، آگاهي يافته ايم :

براي خواست و اجراي اهداف خود با مسئولين قانون حاكم کافر به مذاكره مي نشينند. از مذاكره نتيجه اي حاصل نمي گردد، در صورت وجود قدرت و پشتيباني مردمي لاجرم به مراجع ذيصلاح همان قانون اعتراض مي كند و شايد اعتراضش را نيز به گوش همه از جمله تمامي همفكران و حاميان بين المللي قانون حاكم برساند و اگر بيشتر از اين به وي «اجازه» داده شد و مجبور به  «عقب نشيني» از حكم خود نگرديد، اولتيماتوم مي دهد و با ضرب الاجلي با وجود حمايت صد در صد افكار عمومي خواهان عقب نشيني و يا پس گرفتن رأي دولتي و تصويب راي خود مي گردد كه در صورت عدم دفعش با هر وسيله اي در چنين مرحله اي در صورت مخالفت قانون حاكم، دستور اعتصاب را صادر مي كند آنهم اعتصابي كه در چهارچوب قانوني گنجيده و مورد موافقت دولت حاكم قرار گيرد.

در صورت عدم موافقت و اجراي آن، شيوه هاي رايج سركوب بخصوص در سرزمينهاي مسلمان نشين مشخص و معلوم است،  كه هيچ يك از احزاب اصلاح طلب اسلامي يا به اين مرحله هرگز نرسيده اند و يا در صورت رسيدن به آن هرگز نتوانسته اند به تغيير حتي يكي از پايه هاي اساسي قانون حاكمي كه مغاير قانون الهي هم هست نائل گردند .

و حزب در اين غايت مراحل مبارزاتيش در صورت عدم تجزيه و تولد گروههاي راديكال اغلب جوان در بطنش، ناچار عقب نشيني مي نمايد. زيرا معتقد است كه اين غايت مبارزة ويست و چاره اي جز اين ندارد و هرگونه تعدي از آن منجر به خارج شدن از قانون حاكم و مزاياي آن و يا حبس و اكثراً قتل عامشان مي گردد.

زمانی كه نمي گذارند مبارزه از راه صحيح به پيش برود و مبارزه عليه بسياري از قوانين خط قرمز محسوب گرديده و سد مي گردد در پيش  گرفتن چنين  روشي به چه معناست؟ اگر قبول داشته باشيم كه عاقبت مبارزات به جدايي از چنين قوانيني منجر مي گردد و اگر باور داشته باشيم كه اسلام كامل را بايد به همان صورتي كه به ما امانت داده شده  به صاحبانش يعني مردم رسانيد. چنين احزاب و حتي اتحاديه هايي را كه حاضر نيستند امانتي را كه به آنان سپرده شده است بي كم و كاست پس بدهند نمي توانيم گروههايي واقعاً آگاه ومنطبق با قرآن و سنت پيامبران بناميم.

باز ياد‌آور مي شويم كه داشتن جهانبيني برتر و ايده هاي مناسب در جامعه اي طبقاتي و ظالم شبيه سيدنا موسي عليه السلام و پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم ،  زماني كه كارائي و اعتبارشان به افراد مكتب و خود مكتب برسد، و تنها زمينه ساز برتري قدرت و استحكام طبقه حاكمه گرديده، و زنجيرهاي زيردستان و مستضعفين را مستحكم تر گرداند ، هيچ كه سودي ندارد، بلكه مايه دوام شر و فساد و ظلم بيشتري نيز مي گردد. در نتيجه ، با توجه به وضع موجود ، چاره اي جز برگزيدن يكي از دو راه امامان پيشرومان سيدنا يوسف و يا سيدنا موسي عليه السلام و يا تكميلي پيامبر اسلام صلي الله عليه و اله و سلم وجود ندارد.

 

[۱]باز تاكيد مي شود تزکیه ، که عده ای تحت عنوان جهاد عقیدتی از آن یاد کرده اند ، از ابتداي زندگـي انقلابـي شروع شده و با مرگ طبيعـي و يا شهادت به پايان مي رسد و جهاد مسلحانه در مرحله اي همراه آن مي گردد نه اينكه آنرا منقطع گردانيده و يا طرد نمايد كه دچار عمل زدگي، فرصت طلبي، انقلاب نمايي و ديگر آسيبها  و امراض ناشي از بيماري قلب و سپس فكر مي گردد. تزکیه در تمام مراحل زندگي بخصوص در مراحل سخت و دشوار زندگي ركن اساسي را ايفا نموده و میدانهای جنگ مسلحانه  بهترین مکان ارتقاء و تکامل آن بوده است.

دیدگاهتان را بنویسید