اصل وفاي به عهد و احترام به قراردادها و پيمان ها(۱۷۲)

اصل وفاي به عهد و احترام به قراردادها و پيمان ها(۱۷۲)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

یکی از مهمترین اصول در روابط خارجی و بین المللی در اسلام،‌ اصل وفای به عهد و پیمان است . از نظر اسلام، التزام به پيمان و وفاي به عهد، يک سياست راهبردي وبلند مدت است که به هیچ وجه نباید نقض شود مگر اینکه از طرف مقابل نقض گردد،‌ و وفای به این اصل به حکم  شرع و عقل لازم است. ايجاد زمينه ي توافق بر رساندن دعوت توحید به مردم بدون انتخاب گزینه ی جنگ مسلحانه  از حکمتهای این سیاست راهبردی و بلند مدت می باشد .

به دیگر سخن : حکمت تأکید اسلام بر لزوم وفای برعهد و پیمان، ایجاد زمینه توافق بر همزیستی و زندگی مسالمت آمیز است تا انسانها با آزادی و صلح و امنیت با یکدیگر زندگی کنند و اصول و قواعد حاکم بر زندگی مشترک بر اساس توافق و اراده مشترک تنظیم گردد.[۱]

در قرآن کریم نسبت به وفای به عهد و پیمان تأکید شده است از جمله:

  • الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا …(بقره/۱۷۷) و (نيكي كردار كساني است كه) وفاكنندگان به پيمان خود بوده هنگامي كه پيمان بندند .
  • يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ …  (مائده /۱) اي مؤمنان ! به پيمانها و قراردادها وفا كنيد
  • ‏الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلَا يَنْقُضُونَ الْمِيثَاقَ‏ .( رعد/۲۰) ‏ ( خردمندان ، يعني ) آن كساني كه به عهد خدا وفا مي‌كنند ، و پيمان ( موجود ميان خود و بندگان ) را نمي‌شكنند
  • وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا .( اسراء/۳۴) و به عهد و پيمان ( خود كه با خدا يا مردم بسته‌ايد ) وفا كنيد ، چرا كه از ( شما روز رستاخيز درباره‌ي ) عهد و پيمان پرسيده مي‌شود.
  • ‏وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ‏ .( مومنون/۸) و كسانيند كه در امانتداري خويش امين و در عهد خود بر سر پيمانند

سنت و سیره  پيامبر خاتم صلی الله علیه وسلم نیز بیانگر تاکید بر وفای به عهد است به عنوان مثال انس ابن مالک از پیامبر  صلی الله علیه وسلم روایت می کند که فرمود: لا دین لمن لا عهد له ؛ کسی که پایبند به عهد و پیمان خود نیست دین ندارد. همچنين رسول خاتم صلی الله علیه وسلم فرمود: «المومنون عند شروطهم»[۲]

در آیات و روایت فوق، وفای به عهد به‌عنوان ممیز و علامت ایمان، معرفی می‌شود؛ گویی حس وفای به عهد از ایمان سرچشمه می‌گیرد و خیانت به عهد، ناشی از نقص یا فقدان ایمان شمرده می‌شود. بنابراین، از نظر اسلام، التزام به پیمان و وفای به عهد، علاوه بر جنبه حقوقی، یک سیاست بلندمدت است که تحت هیچ شرایطی، مجوزی برای نقض آن وجود نداشته و پیمان‌شکنی از گناهان بزرگ معرفی شده است.

نمونه‌های بسیاری در سیرة سیاسی پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم وجود دارد که نشانگر علاقة رسول الله به عهد و پیمان و وفاداری نسبت به آن بوده است از جمله :

  • پیمان عقبه
  • منشور مدینه یا اولین قانون اساسی دولت اساسی، که مهم ترین و جامع ترین پیمانی است که بوسیله پیامبر اسلام با جوامع دیگر، از اهل کتاب و مشرکین تنظیم و تدوین گردید، و پیمانهای جداگانه دیگری که با قبایل و یهودیان و مسیحیان منعقد گردید .[۳]
  • صلح حدیبه

پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم بعد از تشکیل دولت خود در مدینه و از سر گذراندن جنگ ها و غزوه های گوناگون که معمولا موفقیت هایی هم برای مسلمانان به همراه داشت در سال ششم هجرت تصمیم گرفت به همراه یاران خود برای انجام حج عمره به مکه برود. پیامبر یاران خود را از این تصمیم آگاه کرد و همراه ۴۰۰ نفر عازم این سفر شدند. در همین زمان سکولارهای قریش از تصمیم پیامبر آگاه شدند و در صدد بر می آیند که مانع ورود پیامبر به مکه شوند. پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم با آگاهی از تصمیم قریش و با راهنمایی راهنمایان راه در محلی به نام حدیبیه فرود می آیند. از آنجایی که هدف پیامبر در ابتدا نیز جنگ نبوده و تنها این حرکت اقدامی بود جهت تجدید روحیه یاران خود اعلام می کند که حاضر است در این زمینه با قریش مذاکره کند. در نهایت شخصی به نام «سهیل بن عمرو» از طرف قریش ماموریت یافت تا به هر طریقی شده از ورود پیامبر به مکه جلوگیری کند. مذاکرات طرفین به انعقاد پیمان معروف صلح حدیبیه منجر می شود. پیمان شامل هفت بند است:

  • قریش و مسلمانان متعهد شدند که تا ۱۰ سال با هم جنگ نکنند.
  • اگر فردی بدون اجازه به مدینه فرار کند، پیامبر در صورت تقاضای قریش او را به مکه بازگرداند ولی اگر مسلمانی به قریش پناهنده شد او را تحویل نخواهند داد.
  • مسلمانان و قریش با هر قبیله ای که خواستند می توانند پیمان ببندند.
  • محمد و یارانش از همین جا باز می گردند و سال بعد به زیارت خانه خدا می آیند، مشروط بر اینکه سه روز بیشتر در مکه نمانند.
  • مسلمانان مکه در انجام فرایض مذهبی خود آزادند و کسی حق تعرض و تمسخر آنها را ندارد.
  • طرفین متعهد می شوند که اموال یکدیگر را محترم شمارند.
  • مال و جان مسلمانانی که از مدینه وارد مکه می شوند محترم است.

روند مذاکراتی که منجر به بستن این پیمان می شود جالب توجه و درس آموز است. یکی از امتیازاتی که پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم به قریش می دهد حذف کلمه بسم الله از صدر پیمان نامه است.در قضيه ابوجندل بعد از صلح حديبيه و فرار وي از مکه به مدينه و استرداد آن از طرف پيامبرخاتم صلی الله علیه وسلم به مشرکين مکه نوعي واضح از رفتار سياسي پيامبر خاتم و وفای به عهد مشاهد مي شود.[۴]

در برابر این وفای به عهد، در قرآن کریم از خیانت و فریب، شدیداً نهی شده است، چون:

  • أَنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي كَيْدَ الْخَائِنِينَ. (یوسف/ ۵۲) و خداوند مکر خائنان را هدایت نمی کند
  • ‏إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ‏.( حج / ۳۸) به حقیقت خدا هیچ خیانت کار نا سپاسی را دوست ندارد.

و اگر از طرف مقابل نقض عهد و پیمان شود، قرآن این گونه دستور می فرماید: « ‏وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ‏(انفال/۵۸) و هر گاه (با ظهور نشانه هایی) از خیانت گروهی بیم داشته باشی (که عهد خود را شکسته، حمله غافلگیرانه کنند)، به طور عادلانه به آنها اعلام کن که پیمان شان لغو شده است، زیرا خداوند، خائنان را دوست نمی دارد.

پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم  بر این مسئله اهتمام داشت، وقتی کسی را به فرماندهی لشکری بر می گزید توصیه های و رهنمودهایی را به او می گفت که از جمله آن نهی از غدر و فریب بود، در صحیح مسلم آمده است:هنگامی که پیامبر اسلام(ص) شخصی را فرمانده یک سپاه یاسریه می کرد، او را به طور خاص به تقوا توصیه می نمود. و می فرمود: اغدوا باسم الله، قاتلوا من کفر بالله واغزوا و لا تغلوا و لا تغدروا و لا تمثلو ولیداً (با نام خدا صبح کنید، با کافران بخداوند کار وزرا کنید، بجنگید ولی غدرنکنید و کسی را مثله نکنید و خردسالان را نکشید).[۵]

سید قطب رحمه الله دراین باره می نویسد:گرچه دولت های غیر اسلامی برای حفظ مصالح خویش به نقض پیمان و خیانت و فریب متوسل می شوند، دولتی با دولت های دیگر پیمان می بندد ولی پس از آن که دولت های پیشرفته را پیدا می کند به نقض عهد با دولتهای هم پیمان مبادرت می ورزد، ولی اسلام چنین شیوه ای را مجاز نمی شمارد و به طور جزم به وفای به عهد نظر می دهد و به گرفتن پیمان بر غیر از مسیر نیکوکاری و تقوی نیز راضی نمی شود. و از اصل، هر گونه عهد و قرار داد که بر مبنای گناه و سرکشی بسته شد و مبتنی بر حق کشی از انسانها باشد و به فریب دولتها و ملت ها منجر شود را بر نمی تابد، پس چه دنیای با آرامش و اطمینانی است و چه روابط سالم فردی و اجتماعی خوبی دارد دنیایی که رهبری انسانیت را اسلام به عهده گیرد.[۶]

[۱]عمید زنجانی ،‌فقه سیاسی ، ج۳ ،‌ص ۴۷۶

[۲] مرتضى بن محمد أمين أنصاري، المكاسب  ،قم ، مجمع الفكر الإسلامي ۱۴۲۰ ق ص۲۱۵

[۳]ابن کثیر ، البدایه و النهایه ، ج۳ ، ص ۲۲۴-۲۲۶ / و  سیره ابن هشام ؛ ص ۱۳۴-۱۳۸

[۴]ابن الاثير، الکامل في التاريخ، ص ۲۳۵٫

[۵] کاظم قاضی زاده، سیاست و حکومت در قرآن، تهران ، سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ،۱۳۸۹،  ص ۵۱۸، به نقل از صحیح مسلم با شرح نووی ، ج ۲، ص ۲۷٫

[۶]سید قطب؛ فی ضلال القرآن، ترجمه دکتر مصطفی خرم دل ، تهران، نشر احسان ۱۳۸۱ ، ج ۴، ص ۲۱۹۲٫

دیدگاهتان را بنویسید