تجزیه و کاستن از تعداد دشمنان در تنگنای جنگ از طریق گفتگو و مذاکره(۱۴۶)

تجزیه و کاستن از تعداد دشمنان در تنگنای جنگ از طریق گفتگو و مذاکره(۱۴۶)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

گفتگوهای ویژه ای که بین عتبه بن ربیعه رهبر بنی امیه و رسول الله صلی الله علیه وسلم  با هم تبادل شد و شامل تشویق و تطمیع های تکراری است اکنون در دست ماست. عتبه بن ربیعه که از بزرگان عرب  بود هنگامی که سکولاریستهای قریش در انجمن گردهم آمده بودند از آنها تقاضا کرد که با محمد گفتگو کنند و چند چیز را به او پیشنهاد نمایند شاید یکی از آنها را بپذیرد و هر چه را انتخاب کند به او بدهند تا از قریش دست بردارد.

متن این گفتگو قبلا ذکر شد و نیاز به تکرار نیست . اما آنچه که برای ما در خور توجه و قابل اهمیت است آداب گفتگوست که رسول الله صلی الله علیه وسلم  بدان پایبند بوده است. چگونه رسول الله صلی الله علیه وسلم  آرام نشسته بود و به این پیشنهادات پوچ و بی ارزش گوش می داد، سخنان عتبه را قطع نمی کرد و او را مورد تمسخر و تحقیر قرار نمی داد؛ بلکه به او فرصت داد تا آنچه را در کنه فکر خود دارد، ابراز کند. سپس با کمال احترام از او پرسید : ای پدر ولید! سخنت تمام شد؟

آری، رسول الله صلی الله علیه وسلم  با انکه برائت خود را از کفار و مشرکین اعلام نموده بود اما به دشمن خود احترام می گذاشت، در کمال ادب و احترام و به صورت شفاف با او گفتگو می کرد و ما را با آداب سخن گویی آشنا کرد. خواه سخن او قابل قبول یا مردود، ارزشمند یا بی ارزش باشد؛ چرا که با این طرز برخورد زمینه ی گوش دادن و سعه ی صدر طرف مقابل را برای تحلیل و بررسی واقعیت پیام خود فراهم می سازیم؛ و تا زمانی که خود را با این آداب مسلح نکنیم در گفتگوهایمان پیروز نخواهیم شد.

گام دوم مذاکرات، تلاوت آیات اول سوره ی فصلت بود که گویای وضعیت آن زمان مشرکان و موضع آنها پیرامون اسلام است و عقیده ی اسلامی را معرفی می کند و بیان می دارد که توحید مهمترین عنصر آن است. سپس پیرامون قدرت خداوند که آسمانها و زمین را در شش مرحله ی زمانی خلق نموده است، صحبت می کند و به دنبال آن مردم را با آذرخشی همچون آذرخش عاد و ثمود تهدید می کند. تا اینکه عتبه رسول الله صلی الله علیه وسلم  را سوگند داد که به قرائتش خاتمه دهد.

پیامبر خاتم در مقابل این دشمنی محکم و این مواضع سخت به استقامت خود ادامه داد و در پای نظرات خود ایستاد و آشکارا اعلام کرد : نظر من این است و هر کاری می خواهید بکنید! و عتبه بن ربیعه از نبرد علیه رسول الله صلی الله علیه وسلم  عقب نشینی کرد و بزرگترین قبیله بعد از بنی مخزوم یعنی قبیله ی بنی امیه پشت سر او از نبرد علیه رسول الله صلی الله علیه وسلم  کوتاه آمدند. رسول الله صلی الله علیه وسلم  توانست عتبه و قبیله ی بنی امیه را از نبرد و خصومت با خود حذف کند و از زیادی فشار و کشمکش دشمنان دعوت اسلامی بکاهد.

وظیفه ی رهبری اسلامی است که در تنگنای جنگ و مبارزه از انبوهی نیروی دشمنان بکاهد و صف ستیزه جویان کافر را بشکافد و آن را از هم فرو پاشد و همچون مهره های شطرنج هر که را خواست ، با فرهنگ گفتگو و تفاهم و زدودن شبهه ها و تبیین حقیقت پیام خود یا دادن امتیازاتی مادی و…، از میدان نبرد حذف کند و آنان را از ستیزه جویی با خود برحذر دارد، هرکه را توانست به صف خود ملحق نماید و با تبیین حقیقت خود و پوچی افکار دشمنان بذر شکست و گمان بدبینی را در صف کافران بپاشد و این طرز برخورد در دین نه ننگ است و نه سازشکاری و نه تساهل عقیده ای است؛ بلکه ژرف نگری در بینش سیاسی و بلوغ توحیدی است.

دیدگاهتان را بنویسید