جلوگیری از بروز فقر و درگیری های ممتد، با تامین امنیت فوری و رفاه تدریجی برای همگان (۱۲۹)

جلوگیری از بروز فقر و  درگیری های ممتد،  با تامین امنیت فوری و رفاه تدریجی برای همگان (۱۲۹)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

پس از تبلیغ و دعوت دومین هدف مهم در دیپلماسی پیامبر، توسعه حکومتی دولت اسلامی در راستای رسالت جهانی اسلام و به منظور تامین امنیت و گسترش صلح در میان قبایل و ملل آن روز متناسب با میزان قدرت گیری مسلمین بود . پیامبر اسلام پس از اعلام نظام سیاسی جهانی با مرکزیت مدینه، تلاش کرد تا متناسب با میزان قدرتی که داشت اقوام و قبایل عرب و سپس سایر ملت های آن روز را تحت حاکمیت واحد سیاسی گرد آورده و با تامین امنیت و رفاه تدریجی برای همگان از بروز درگیری های ممتد جلوگیری کند .

جهاد ابتدائی یا جهاد دعوت

رسالت اسلام، جهانشمول است و در انحصار قبیله، قوم، ملت و طبقه خاصی از مردم نیست و همه افراد بشر در برابر این دعوت یکسان هستند. مخاطب قرآن کریم از ابتدا همه افراد بشر بوده و پیام وحی برای همه انسانها و مکتب به‌طور جهانشمول و دعوت به صورت جهانی مطرح شده است. از سوی دیگر، آیات بسیاری در قرآن کریم، حکایت از آن دارد که رسالت پیامبر خاتم  صلی الله علیه وسلم  به یک منطقه جغرافیایی، نژادی، زبان و زمان خاصی، اختصاص ندارد. بر این اساس، باید گفت که ویژگی عمده اسلام، جهانی‌بودن و جاویدان‌ماندن در ادوار گوناگون تاریخ است.

  • «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا کَافَّه لِّلنَّاسِ بَشِیراً وَنَذِیراً» (سبأ/ ۲۸) ما تو را براي جملگي مردمان فرستاده‌ايم تا مژده‌رسان (مؤمنان به سعادت ابدي) و بيم دهنده (ي كافران به شقاوت سرمدي) باشي ، وليكن اكثر مردم (از اين معني) بي‌خبرند (و همگاني بودن نبوّت تو را باور نمي‌دارند) .
  • «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَه لِّلْعَالَمِینَ» (انبیاء/ ۱۰۷) ‏ (اي پيغمبر !) ما تو را جز به عنوان رحمت جهانيان نفرستاده‌ايم . ‏
  • «قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعاً» (اعراف/ ۱۵۸) اي پيغمبر ! (به مردم) بگو : من فرستاده‌ي خدا به سوي جملگي شما (اعم از عرب و عجم و سياه و سفيد و زرد و سرخ) هستم .
  • «قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا أَنَا لَکُمْ نَذِیرٌ مُّبِینٌ» (حج/ ۴۹) ‏ بگو : اي مردم ! من تنها و تنها بيم‌دهنده‌ي آشكاري براي شما هستم و بس .  (ديگر نه عقاب و عذاب شما در دست من است، و نه حساب و كتاب شما مربوط به من) .  ‏ ‏
  • «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَه سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» (آل عمران/ ۶۴) بگو : اي اهل كتاب ! بيائيد به سوي سخن دادگرانه‌اي كه ميان ما و شما مشترك است (و همه آن را بر زبان مي‌رانيم، بيائيد بدان عمل كنيم، و آن اين) كه جز خداوند يگانه را نپرستيم، و چيزي را شريك او نكنيم، و برخي از ما برخي ديگر را ، به جاي خداوند يگانه، به خدائي نپذيرد . پس هرگاه (از اين دعوت) سر بر تابند ، بگوئيد : گواه باشيد كه ما منقاد (اوامر و نواهي خدا) هستيم .
  • «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» (حدید/ ۲۵) ‏ ما پيغمبران خود را همراه با دلائل متقن و معجزات روشن (به ميان مردم) روانه كرده‌ايم، و با آنان كتابهاي (آسماني و قوانين) و موازين (شناسائي حق و عدالت) نازل نموده‌ايم تا مردمان (برابر آن در ميان خود) دادگرانه رفتار كنند

بنابراین، از دیدگاه دین مبین اسلام در اصل، همه مردم دنیا، اعضای خانواده بزرگ اسلام به شمار می‌آیند؛ هر چند که برخی موقتاً از صراط مستقیم اسلام، منحرف گشته‌اند و پیامبر خاتم  صلی الله علیه وسلم به‌عنوان آخرین سفیر و فرستاده خدا، برای همه جهانیان به پیامبری برانگیخته شده و بر همگان بشیر و نذیر و رهبر است. بر اين اساس نبايد هيچ مانعي جهت رسيدن اين پيام به مردم  و پذيرش آزادانه ي آن وجود داشته باشد . و در صورت وجود موانع چاره اي جز برداشتن موانع از طريق مبارزات مسلحانه و آزاد نمودن مردم وجود ندارد .

در این میان عده ای از علماء اصطلاحي تحت عنوان جهاد ابتدایی را مطرح نموده اند كه به عنوان یکی از فروعات دین مبین اسلام، در سیاست خارجی پیامبر خاتم  از اهمیت بالایی برخوردار بوده که با هدف پایان‌دادن به فتنه‌گری کفار و نجات مظلومان از چنگال مشرکین و گسترش حاکمیت اسلام انجام می‌گرفته است.

بنابراین، جهاد ابتدایی که از آن به «جهاد دعوت» نیز تعبیر می‌شود جنگ برای تحمیل عقیده نیست، بلکه نبردی «رهایی‌‌بخش» و در جهت مقابله با خشونت و اختناق است. جهاد ابتدایی، مبارزه با نظامهای ظالمانه و ستمگری است که با توسل به زور و فشار، اندیشه‌های باطل را بر اذهان، حاکم ساخته و اجازه رسیدن پیام الهی به گوش مردمان را نمی‌دهند .

جهاد و کارزاری که قرآن، مؤمنین را به آن دعوت کرده است و برای آنان حیات‌آفرین می‌خواند، به‌معنای آن‌ است که پیکار چه در راه دفاع از اسلام یا مسلمین باشد و چه جهاد ابتدایی، همه در واقع دفاع از حقیقت انسانیت است[۱]

معنی لغوی ، اصطلاحی جهاد و اهداف، اصول و انواع آن در فقه شیعه:

جهاد به معنی لغوی یعنی کوشش و تلاش؛  جهاد در فقه تشیع  به دو مفهوم است یک جهاد با نفس که جهاد اکبر نامیده می شود و در معنی خاص یعنی جنگ مقدس یا جنگ برای دین و در راه حق و برای آن مترادفهای آمده است از جمله قتال، حرب و … که فقط جهاد فی سبیل الله مشروع است .

انواع جهاد : ابتدایی – دفاعی – اکبر

اهداف جهاد : حاکمیت اصولی وارزشهای الهی و اسلامی – نفی ظلم – جلوگیری از فساد در زمین – رفع مانع از کمال جویی انسان یا بشریت

اصول عام جهاد : وقاتلوهم شامل شرایط جنگ و جهاد – فی سبیل الله به قصد قربت در راه خدا باشد – والذین یقاتلونکم شروع کننده دشمن باشد – ولا تعتدوا و تجاوز نکنیم

اصول خاص جهاد :

  • اشرافیت اطلاعاتی نسبت به کیان مسلمین
  • اجتناب از انجام چند جنگ به طور همزمان
  • رعایت اصل غافلگیری
  • استفاده از فشار اقتصادی
  • عملیاتهای ضربتی و نامنظم

جهاد در آیات و احادیث

تعریف جهاد : جهاد در لغت از کلمه « جهد » به فتح یا ضم جیم به معنی قدرت و مشقت و سختی است. و اجتهاد، به معنی نهایت سعی برای چیزی بدست آوردن .

اما در دین و شریعت دو نوع تعبیر دارد .

الف : تعبیر خاص که منظور آن بکار گرفتن نهایت سعی و تلاش در قتال و جنگ با کفار و طاغیان است .

ب : تعبیر عام طبق تعریف ابن تیمیه رحمه الله می گوید :« جهاد، حقیقت سعی و تلاش در بدست آوردن آنچه الله آنرا دوست می دارد از باورها و کردارهای نیک و دفع آنچه الله برآن خشم می گیرد مثل کفر و فساد و طغیان. » [۲] با این تعریف هر آنچه که مومن در بدست آوردن آن در راه ایمان به الله و فرمانبری او تلاش نماید جهاد در راه الله محسوب می شود .

آیات و احادیث وارده در فضل جهاد و مجاهدین و در پرهیز از ترک و دورى آن بیشتر از آن است که در این تحقیق حصر شوند ولى اندکى از این احادیث را ذکر نموده تا این که شخص مجاهد صادق از منزلت خود نزد خداوند اگاه باشد.

خداوند متعال می گوید:

  • “همانا خدا از مؤمنان جان واموالشان را در عوض بهشت خریده است. آنها در راه خدا مى جنگند، پس می کشند و کشته می شوند. چنین است وعده حقیقى او در تورات و انجیل و قرآن_ و چه کسى بهتر از خدا به وعده اش وفا مى کند پس بشارت بگیرید به این داد و ستدى که انجام داده اید و این بزرگترین رستگارى است.” ( توبة/ ۱۱۱)
  • “اى کسانى که ایمان آورده اید، آیا شما را آگاه نسازم از معامله اى که شما را از عذاب دردناک نجات خواهد داد؟ به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با مال و جان خود در راه خدا جهاد کنید. این براى شما بهترین معامله است، اگر مى دانستید. در عوض، او گناهانتان را مى بخشد و شما را به بهشتهایى با نهرهاى روان و با قصرهاى زیبا در بهشتهاى عدن (جاویدان) وارد می کند این بزرگترین رستگارى است. ( الصف/ ۱۱)

از مقدام بن معدى کرب روایت شده که: رسول الله صلى الله علیه و سلم گفت: براى شهید نزد خداوند شش خصلت هست: از اولین قطره خونش که می ریزد گناهانش پاک می شود – و هنگام مرگ جایگاهش را در بهشت می بیند – و از عذاب قبر نجات داده می شود – و از ترس بزرگ (روز قیامت هنگام نفخ صور) در امان است – و روى سرش روز قیامت تاجى را می گذارند که یک یاقوت آن بهتر است از دنیا و آنچه که روى آن است – و هفتاد و دو تن از حور عین نصیبش می شود – و هفتاد تن از اهل بیتش را شفاعت می کند.

در صحیح بخارى آمده  که:« ابو هریرة رضی الله عنه گفت: رسول الله صلى الله علیه و سلم گفت: در بهشت صد درجه (مرتبه) وجود دارد که خداوند آنرا براى مجاهدین در راهش آماده کرده است فاصله هر دو درجه ما بین زمین و آسمان است پس اگر خداوند را دعا کردید بهشت فردوس را طلب کنید زیرا که در وسط و بالاترین نقطه بهشت است و بالاى آن عرش خداوند قرار دارد و از این بهشت است که همه رودخانه هاى  دیگر بهشت از آن سرچشمه می گیرند.»

در صحیح بخارى آمده  که:« ابو هریرة رضی الله عنه گفت: رسول الله صلى الله علیه و سلم گفت: هر کسى که بمیرد در حالى که جهاد نکرده باشد و یا در نفس خود فکر و نیت جهاد نداشته باشد در یکى از شعبه هاى نفاق مرده است.»

در صحیحین آمده که: «سهل بن سعد رضی الله عنه گفت: رسول الله صلى الله علیه و سلم گفت: رباط و پیوستگى یک روز در راه خدا بهتر است از دنیا و آنچه که روى آنست و جایگاه چوب دستى شما در بهشت بهتر است از دنیا و آنچه که روى آنست و رفتن یک شخص در راه خدا در پاره اى از شب و یا روز بهتر است از دنیا و آنچه که روى آنست».

در صحیح مسلم آمده که:«ابو هریرة رضی الله عنه گفت: مثال مجاهد در راه خدا – و خداوند داناتر است که چه کسى مجاهد است در راه اوست – مانند شخص دائم روزه گذار و نماز گذار است و خداوند براى شخص مجاهد در راهش ضمانت داده است که اگر جان او را گرفت او را وارد بهشت کند و یا او را سالم همراه با غنیمت و پاداش برگرداند.»

در صحیحین آمده که:« ابو هریرة رضی الله عنه گفت: هیچ مجروحى نیست که در راه خدا زخمى شده باشد مگر اینکه روز قیامت خواهد آمد و از زخمش خون می ریزد – رنگ آن رنگ خون و بوى آن مسک خواهد بود.»

امام احمد و نسائى روایت کرده اند که: انس رضی الله عنه گفت: رسول الله صلى الله علیه و سلم گفت: «مشرکان را جهاد کنید با مال و نفس و زبانهایتان.»

در صحیحین آمده  که:«از رسول الله صلى الله علیه و سلم سؤال شد: چه عملى بهترین است؟ گفت: ایمان آوردن به خدا و رسولش – گفته شد سپس چه چیزى؟ گفت: جهاد در راه خدا – گفته شد سپس چه چیزى؟ گفت: حج مقبول.»

در صحیح بخارى آمده  که:«ابو عبس ابن جبر انصارى گفت: رسول الله صلى الله علیه و سلم گفت: هیچ قدمى نیست که در جهاد راه خدا خاکى شده باشد که در آتش بسوزد.»

امام احمد و ابو داوود روایت کرده اند که: «ابن عمر رضی الله عنهما گفت: رسول الله صلى الله علیه و سلم گفت: اگر با عینة (نوعى ربا) خرید و فروش کردید و دم گاو را گرفتید (دنبال دنیا رفتید) و از زراعت و کشتکاریتان راضى شدید (از دنیایتان راضى شدید) و جهاد در راه خدا را ترک گفتید خداوند خوارى و ذلتى را نصیب تان می کند که آنرا بر طرف نمی کند مگر اینکه به دین تان باز گردید.»

در صحیح بخارى آمده که:”  شخصى نزد رسول الله صلى الله علیه و سلم آمد و گفت: اى رسول الله مرا راهنمایى کن به عملى (که در اجر و پاداش) مساوى با جهاد باشد رسول الله صلى الله علیه و سلم گفت: آنرا نمی یابم (یعنى هیچ عملى معادل آن نیست) سپس رسول الله صلى الله علیه و سلم گفت: آیا می توانى از زمانی که شخص مجاهد براى جهاد خروج کرد تو وارد مسجد شوى و شروع به نماز کنى پى در پى بدون استراحت و هر روز روزه بگیرى بدون آنکه روزه ات را بشکنى؟ آن مرد گفت: پس چه کسى می تواند آنرا انجام دهد  اى رسول خدا!!

امام ابن حجر در این مورد گفت: و این یک فضیلت آشکارى است براى شخص مجاهد در راه خدا که هیج عملى مساوى با جهاد نیست.

در صحیحین آمده  که: «رسول الله صلى الله علیه و سلم گفت: دوست داشتم که در راه خدا جهاد کنم و سپس کشته شوم و دوباره جهاد کنم و دوباره کشته شوم و دوباره جهاد کنم و دوباره کشته شوم.» اى برادر و اى خواهر آیا می بینى که آرزوى رسول الله صلى الله علیه و سلم چه بود؟

 

 

 

فضیلت جهاد :

جهاد و جنگ و پیکار با کفار در راه الله  قله و بالاترین درجه اسلام است و بوسیله این فریضه دینی بود که پرچم اسلام در شرق و غرب بر افراشته شد واین امر از بالاترین و مهمترین عملهایی است که قرب و نزدیکی به الله را به دنبال دارد و از بارزترین عبادتها است.  آیات و احادیث زیادی دال بر فضیلت این امر مهم وجود دارد  . الله متعال مي فرمايند :

إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقّاً فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ( توبه /۱۱۱) بيگمان خداوند (كالاي) جان و مال مؤمنان را به (بهاي) بهشت خريداري مي‌كند .  ( آنان بايد ) در راه خدا بجنگند و بكشند و كشته شوند . اين وعده‌اي است كه خداوند آن را در (كتابهاي آسماني) تورات و انجيل و قرآن (به عنوان سند معتبري ثبت كرده است) و وعده‌ي راستين آن را داده است، و چه كسي از خدا به عهد خود وفاكننده‌تر است‌ ؟ پس به معامله‌اي كه كرده‌ايد شاد باشيد، و اين پيروزي بزرگ و رستگاري سترگي است.

الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ٭ يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ ٭خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً إِنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ ( توبه / ۲۰-۲۱-۲۲) كساني كه ايمان آورده‌اند و به مهاجرت پرداخته‌اند و در راه خدا با جان و مال (كوشيده‌اند و) جهاد نموده‌اند، داراي منزلت والاتر و بزرگتري در پيشگاه خدايند ، و آنان رستگاران و به مقصودرسندگان (و سعادتمندان دنيا و آخرت) مي‌باشند . پروردگارشان آنان را به رحمت خود و خوشنودي (از ايشان كه بزرگترين نعمت است) و بهشتي مژده مي‌دهد كه در آن نعمتهاي جاودانه دارند . همواره در بهشت ماندگار مي‌مانند (و غرق در لذائذ و نعمتهاي آن خواهند بود) . بيگمان در پيشگاه خدا پاداش بزرگي (و فراواني براي فرمانبرداران امر او) موجود است.

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ٭ فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ٭ يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ ( آل عمران/ ۱۶۹ تا ۱۷۱) ‏ و كساني را كه در راه خدا كشته مي‌شوند، مرده مشمار، بلكه آنان زنده‌اند و بديشان نزد پروردگارشان روزي داده مي‌شود (و چگونگي زندگي و نوع خوراك ايشان را خدا مي‌داند و بس) . ‏ آنان شادمانند از آنچه خداوند به فضل و كرم خود بديشان داده است، و خوشحالند به خاطر كساني كه بعد از آنان مانده‌اند (و هنوز در راه خدا مي‌رزمند و به فوز شهادت نائل نشده‌اند و) بديشان نپيوسته‌اند .  (شادي و سرور آنان از اين بابت است كه پيروزي يا شهادت در انتظار همكيشان ايشان است و مقامات برجسته‌ي آنان را در آن جهان مي‌بينند، و مي‌دانند) اين كه ترس و هراسي بر ايشان نيست و آنان اندوهگين نخواهند شد .  (چه نه مكروهي بر سر راه آنان در سراي باقي است، و نه بر كاري كه در سراي فاني كرده‌اند و دارائي و عزيزاني را كه ترك گفته‌اند، پشيمانند) . شاد و خوشحالند به خاطر نعمتي كه خدا بدانان داده است و فضل و كرمي كه او بديشان روا ديده است، و خوشوقت و مسرورند از اين كه (مي‌بينند) خداوند اجر و پاداش مؤمنان را ضائع نكرده و هدر نمي‌دهد .

 

 

[۱]طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱، ص۶۷

[۲] ابن تيميه ،  مجموع الفتاوی ۱۰/۱۹۱

دیدگاهتان را بنویسید