جهاد تنها جنگ تدافعی نیست (۱۳۵)

جهاد تنها جنگ تدافعی نیست (۱۳۵)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

یگانه نکته ای که از طبیعت دین اسلام دانسته می شود این است که کسی که ماهیت و طبیعت این دین را درک کند حتما و قطعا شیوه ی آزادیبخش آن را نیز تحت عنوان جهاد با شمشیر در کنار جهاد با بیان شناخته و می داند که این جهاد ، حرکت تدافعی که به مفهوم ضیق که امروز در اصطلاح (جنگ تدافعی) دانسته می شود  نیست . چنان چه کسانی که در مقابل فشار واقعی امروز در برابر جبر قرنِ حاضر و تهاجم مستشرقین (شرق شناسان) مکار شکست خورده اند اراده دارند که حرکت جهاد در اسلام را حرکتی تدافعی ترسیم نمایند . غافل از این که جهاد، حرکت مستمر و دائمی است که با واقع بینی درست در زمان های مختلف با وقایع و حوادث و مسائل بشری مواجهه گشته است .

هرگاه چاره ای جز این که حرکت جهادی اسلام را حرکت تدافعی نامگذاری نماییم نباشد  فلهذا ناگزیرا مفهوم کلمه ی دفاع را تغییر می دهیم و آن را دفاع از انسان (خود انسان) علی الرغم تمام عواملی که آزادی آن را مقید و معلق ساخته ، تلقی می نماییم .

شما مشاهده می فرمایید که اگر ابوبکر و عمر و عثمان هرگاه به دشمنان رومی و فارس پیرامون جزیره العرب امنیت می دادند و بر آنان حمله نمی کردند آیا در آن وقت از دفع موانع انتشار دعوت اسلامی به سراسر زمین به جا می نشستند ؟! چگونه می توان این کوشش ها را دفاع نامید ؟!

این بی خردی است که انسان دعوتی را تصور نماید که با اعلان آزادی انسان (نوع انسان) در زمین (همه ی زمین)، دیگر انسان ها آزاد خواهند شد و در مقابل این موانع بایستد و به گمان خود با زبان و بیان مجاهده نماید . بلکه در این دعوت آن گاه با زبان و بیان باید مجاهده نمود که مانعی بین دعوتگر و خلق وجود نداشته باشد تا آزادانه برایشان سخن گوید و آن ها نیز از جمیع این تاثیرات مطلق رها باشند . پس جهاد امر ضروری برای دعوت است ، زیرا اهداف این دعوت اعلان آزادی عمومی است ، اعلان جدی که ناگزیر باید با واقعیت عملی رویارو شود و البته این جهاد وسیله و ابزار آن است از تمام جوانب و از همه جهات .[۱] 

جابر بن عبدالله  در تفسير آيه ي : لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ.( الحدید/۲۵) با يكي از دستهايش قرآن (مصحف) را بر داشته و در دست ديگرش نيز شمشيري (سيف) داشت و مي فرمود: أمَرَنا رسول الله صلى الله عليه وسلم أن نَضرب بهذا من عَدِلَ عن هذا). يعني: پيامبر خدا (صلی الله علیه وسلم)  به ما دستور داده است كه با اين شمشير گردن كساني را بزنيم كه از اين قرآن  سرپيچي نمايد  . [۲]

ابن تيميه می گوید: فالمقصود من إرسال الرسول وإنزال الكتب أن یقوم الناس بالقسط فی حقوق الله، و حقوق خلقه. يعني هدف از فرستادن پيامبران و نازل كردن (كتاب ) اين است كه مردم جهت برپاي داشتن عدالت و دادگري در حقوق الله و حقوق بنده گان الله به پا خيزند .[۳]

دوباره مي گوید : فَمَن عَدِڵ عن الكتاب قَوم بالحدید، ولهذا كان قِوام الدین بالمصحف والسیف، وكان قِوام الناس بأهل الكتاب وأهل الحدید، كما قال من قال من السلف: صنفان إذا صَلحوا صَلحَ سائر الناس: الامرا‌ء والعلما‌ء.[۴] يعني : چنانچه كسي از كتاب و احكام آن سرپيچي كرد و منحرف شد  با آهن حكم داده مي شود، و به همين دليل است كه ستون دين با قران و شمشير استوار و محافظت مي شود، و مردم با اهل كتاب و اهل شمشیر اداره مي گردند، همچنانكه از سلف نقل شده است كه:  دو دسته از مردم  اگر سالم و پاك بودند در اين صورت مردم هم سالم و پاك مي شوند، اين دو دسته هم عبارتند از : مسئولين حكومتي و علمايان .

همچنين ابن عباس از رسول الله  صلی الله علیه وسلم روايت مي كند كه فرموده است:  صنفان من أمتی إذا صلحا صلح الناس، وإذا فسدا فسد الناس: السلطان، والعلما‌ء . [۵] يعني دو گروه از امت من اگر خوب و صالح بودند ، در اين صورت تمام مردم نيز خوب و صالح مي شوند و چنانچه بد و فاسد بودند در اين صورت تمام مردم نيز بد و فاسد مي شوند، اين دو گروه مسئولين حكومتي (سلطان) و علماء هستند ”

خداوند بزرگ مي فرمايند : ‏لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ‏. (حدید/۲۵) ما پيغمبران خود را همراه با دلائل متقن و معجزات روشن (به ميان مردم) روانه كرده‌ايم، و با آنان كتابهاي (آسماني و قوانين) و موازين (شناسائي حق و عدالت) نازل نموده‌ايم تا مردمان (برابر آن در ميان خود) دادگرانه رفتار كنند . و آهن را پديدار كرده‌ايم كه داراي نيروي زياد و سودهاي فراواني براي مردمان است . هدف (از ارسال انبياء و نزول كتب آسماني و همچنين آفرينش وسائلي چون آهن) اين است كه خداوند بداند چه كساني او را و فرستادگانش را بگونه‌ي نهان و پنهان (از ديدگان مردمان) ياري مي‌كنند . خداوند نيرومند و چيره است .

هركسي كه بر عليه اين حق بايستد، و به وسيله ي آن عدالت را برقرار نكرده و در برابر پيامبران و دعوتگران آن  نيز مانع ايجاد كند، در اين حالت با شمشير (سيف) حكم بروي اجرا مي شود . اين است معني گفته ي پيامبر خدا  صلی الله علیه وسلم که مي فرمايند: بُعِثتُ بالسَيفِ بَينَ يَدَي الساعَة حَتى يُعبَدَ الله تَعالى وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وَ جُعِلَ رِزقي تَحتَ ظِلِ رُمحِي وَجُعِلَ الذُلَ والصَغارَ على مَن خالَفَ أمري، وَمَن تَشَبَهَ بِقَومٍ فَهوَ مِنهُم . [۶]

يعني :  من به عنوان پيامبر خدا فرستاده شده ام كه تا روز قيامت با شمشير (سيف) جنگ و جهاد كنم، تا اينكه خداوند بزرگ به تنهايي پرستش شود و شريكي برايش قرار داده نشود، يعني تا زماني كه به طور كامل توحيد و يكتا پرستي بر روي زمين برقرار شده و حكم و قانون فقط حكم و قانون الله باشد، و رزق و روزيم نيز در زير سايه ي نيزه ام (رمح) قرار داده شده است (يعني في و غنيمت)، و هركسي هم در اين كار برعكس من را انجام داده و از اين راه منحرف شود، تنها رسوائي و ذليلي برايش باقي مي ماند، و هركسي هم كه خودش را شبيه هر قوم و ملت ديگري كند  پس چنين شخصي جزء آنها به حساب مي آيد،يعني از من نيست .

فَمَن عَدِلَ عن الكتاب قُوِمَ بالحديد، ولهذا كان قِوام الدين بالمصحف والسيف .[۷] يعني: هركسي كه راه خودش را از كتاب  كج نموده و سرپيچي كرد، در اين صورت با آهن حكم داده مي شود، و به همين خاطر است كه ستون دين با قرآن و شمشير پابرجا و استوار مي گردد.

حالا اگر زماني (همچون وضعيت كنوني ما) قدرت و آهن دشمنان بر دعوتگران  چيره شد  و دعوتگران قدرت مبارزه و مقاومت نداشتند؛ در اين صورت حق ندارند كه از حسابات و دعوتشان «شمشير» را پاك نموده و الغايش نمايند و يا در اين مورد سهل انگار نموده و پشت گوش بياندازندش، بلكه واجب است كه به همراه «كتاب»  آنرا نيز بر مسلمين  ارائه داده و به صورت مداوم جهت اعداد و آمادگيهاي نظامي  جهت  پياده نمودن «كتاب» با آهن و آتش تلاش كنند .

زمانی که مشرکین سکولارعدالت خواهی این حق را قبول ننموده و رد کردند ، این هدف و نیت خودش را چند سال قبل از آنکه قدرت اجرایش را داشته باشد به اطلاعشان رساند ، یعنی خبر سربریدن  آن کسانی از اقوام و عشیره ی سکولارش که برعلیه دعوت یکتاپرستی و اسلام کار می کردند و سد راه شده بودند . همچون حدیث صحیحی که امام احمد در کتاب  مسند ش آورده است که عبدالله فرزند عمرو روایت می کند که  یک بار رسول الله صلی الله علیه وسلم از کنار مشرکین قریش رد شد و به آنها فرمود: أتسمعون یا معشر قریش أما والذی نفس محمد بیده، لقد جئتكم بالذبح.[۸] ای جماعت قریش آیا گوشتان با من است ؟  سوگند به کسی که جان محمد در دستش است من برای سربریدن شما آمده ام  تا سرهایتان را از لاشه هایتان جدا نمایم .سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم پس از آنکه خداوند به و سیله ی اسلام و پیروانش به وی عزت بخشید با آتش و آهن  اقدام به این کار نمود .

كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِين.(آل عمران/ ۱۴۶) یعنی : ای محمد پیامبران زیادی قبل از شما، جنگ و جهاد کردند ، و به همراه آنها جماعتی از علمایان از خداترس و زاهد بودند که بر علیه کفار و بی ایمانان جنگ و جهاد می کردند، و هیچ زمانی  از اینکه در جنگ و جهاد و کشتار در راه خداوند بزرگ بلاهایی چون کشته شدن و زخمی شدن خود وبرادرانشان بر سرشان بیاید   دچار شکست درونی  و دستپاچگی نمی شدند،و هرگز در جنگ و کشتار با دشمنان و بی ایمانان دچار ضعف و سستی نمی گشتند، و هرگز در برابر دشمنانشان دچار ذلیلی و خضوع و گردن کجی و زمین گذاشتن اسلحه و شکست و انهدام اندیشه و عقاید درونی  نمی شدند، و خداند آن کسانی را دوست دارد که بر سر قتال و جنگ و کشتار بی ایمانان پایدار می مانند و هیچگاه اسلحه هایشان را بر زمین نمی گذارند، و شب و روز، صبح و شام تنها در فکر این هستند که چگونه دین خداوند بزرگ را پیروز گردانده و چگونه کتاب و سنت حکم کند و حاکمیت برای خداوند بزرگ باشد. [۹]

ابن تیمیه می گوید :  بسیاری از کسانی که به همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم جنگ و جهاد کرده یا کشته شده اند، شرط نیست که رسول الله در تمام جنگها با آنها بوده باشد، یا شرط نیست که آن همراهان زاهد و اصحاب همیشه به همراه پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم برای جنگ و جهاد رفته باشند، بلکه تمام کسانی که از پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم پیروی کرده و به خاطر دینش جنگ و کشتار می کنند در این صورت با رسول الله بودند،  و اصحاب به همین شیوه فهم کرده بودند، یعنی این است فهم و درک اصحاب، زیرا بزرگترین و گسترده ترین جنگ و کشتارهایشان پس از وفات رسول الله  صلی الله علیه وسلم بود  و بدینسان پس از وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم توانستند خاک شام، مصر، عراق، یمن، ایران، روم، مغرب  و مشرق را فتح نموده و آزاد بگردانند،و در همان لحظه بسیاری کشته هایی که با وی بودند مشخص شد، زیرا زیادند کسانی که پیرو آئین پیامبران بودند و جنگ کردند و زخمی شدند، و این آیه عبرت و مفهوم خیلی بزرگی را برای تمام ایمانداران تا روز قیامت در خود جایی داده است، زیرا آنها همگی با هم به همراه پیامبر خدا تا روز قیامت  به خاطر دینش جنگ و جهاد و کشتار می کنند، یعنی دقیقا مثل این است که با خود پیامبر باشد، حالا اگر پیامبر خدا هم مرده است اما آنها شامل گفته ی خداوند بزرگ می شوند که می فرماید: «محمد پیامبر خدا و آنهایی که با وی هستند» تا انتهای آیه، و همچنین در آنجایی که  خداوند می فرمایند: «و آنهای که بعدا یا دیرتر ایمان آوردند و پس از آن  هجرت کرده و جهاد نمودند باز اینها هم همراه شما هستند و از شما می باشند» تا انتهای آیه، و شرط نیست آن کسی که حرف گوش کن است حتما نزد کسی باشد که از وی حرف شنوی دارد و شرط نیست که در حظور وی بوده و او را ببیند.[۱۰]

ابن تیمیه می گویند: “ودين الإسلام: أن يكون السيف تابعا للكتاب، فإذا أظهر العلم بالكتاب والسنة وكان السيف تابعا لذلك كان أمر الإسلام قائما”  یعنی: و دین اسلام به این شیوه است که : شمشیرباید به همراه و تابع کتاب (قرآن ) باشد ، اگر علم با قرآن و سنت آشکار گردید و شمشیر نیز همراه و دنباله رواین دو بود ، در این صورت عمود و ستون دین پابرجامی ماند . فقوام الدين بكتاب يهدي و سيف ينصر وكفى بربك هاديا ونصيرا .

[۱] سید قطب ، نشانه های راه ، ص ۱۸۲

[۲]ابن تيمية ،  قواعد الملة و مقاصد الدين ، (ص۶۴۱) / باب تفسير اية لقد أرسلنا رسلنا بالبينات

[۳] ابن تيمية  ، مجموعة الفتاوى ، (ج۲۸/ ۲۶۳) كتاب الجهاد .

[۴]همان ، ج۲۸/ ۲۶۴ .

[۵] فوائد تمام  – ومن أحاديث جناح بن عباد مولى الوليد بن عبد الملك رواية حديث : ‏۱۴۰۱‏، و العادلين من الولاة حديث : ‏۳۳‏.

[۶] صحيح: رواه احمد في المسند برقم (۴۹۴۴) و (۴۵۸۹) عن عبدالله بن عمر بن الخطاب القرشي، و رواه الطبراني في (مسند الشاميين) برقم (۱۲۱۱) ، و رواه البيهقي في (شعب الايمان) برقم (۱۱۹۸) ، و رواه (ابن شيبة) برقم في (المصنف) برقم (۱۹۰۰۶) و (۱۹۰۴۲) و (۳۲۳۶۱)، و رواه الطحاوي في (المشكاة الاثار) برقم (۱۹۸) ، و رواه أيضا الامام (ابن المبارك) و (خطيب البغدادي) في كتاب (الجهاد) و (الفقيه والمتفقيه) عن طاوس بن كيسان اليماني، وأيضا عن انس بن مالك بن نضر بن ضمضم البخاري، برقم (۷۵۸)، و (۱۰۴)، و صححه الالبانى رحمه الله في (صحيح الجامع الصغير للسيوطي) برقم (۲۸۳۱) و (مشكاة الفقر) برقم (۲۴) و (صحيح الجامع الصغير) برقم (۲۸۲۸) وقال الالبانى وهذا حديث صحيح و رجاله كلهم ثقات، و صححه شيخ المحدثين احمد شاكر المصري في تخريجه لكتاب مسند امام أحمد بن حنبل رحمهم الله تعالى أجمعين ..

[۷] ابن تيمية  ، مجموعة الفتاوى ، (ج۲۸/ ۲۶۴) كتاب الجهاد .

[۸] صحیح: امام احمد در مسند ش آنرا به شماره (۶۸۵۴) روایت نموده است ، همچنین ابن حبان در (سنن) و (التاریخ)  بە شماره (۶۶۷۱) آنرا آورده است، همچنین امام (بیهقی) در (دلائل النبوە) آنرا نقل نموده است ، همچنین شیخ آلبانی در (صحیح السیرە النبوی)آنرا صحیح دانسته و می گویند که این حدیثی صحیح است به شماره  (۱۴۹) ، در ضمن حدیث یاد شده طولانی است و شما می توانید به مسند امام احمد با تحقیق شیخ احمد شاکر حدیث شناس مراجعه نمائید .

[۹] آیه در مورد جنگ احد نازل شده است ، هنگامی که خداوند بزرگ به خاطر آنچه که برسر پیامبرصلی الله علیه وسلم و یارانش  آمد  از ایشان دلنوائی نمود

[۱۰] ابن تيمية  ، مجموعة الفتاوى ، (ج۲۸) كتاب الجهاد .

دیدگاهتان را بنویسید