حکم جهاد كفائي و واجب (۱۳۳)

حکم جهاد كفائي و واجب (۱۳۳)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

زمانی که  پیامبر صلی الله علیه و سلم فرموده است: «يُوشِكُ أَنْ تَدَاعَى عَلَيْكُمُ الأُمَمُ مِنْ كُلِّ أُفُقٍ كَمَا تَدَاعَى الأَكَلَةُ عَلَى قَصْعَتِهَا قُلْنَا: يَا پیامبر أَمِنْ قِلَّةٍ بِنَا يَوْمَئِذٍ قَالَ: أَنْتُمْ يَوْمَئِذٍ كَثِيرٌ وَلَكِنَّكُمْ غُثَاءٌ كَغُثَاءِ السَّيْلِ تُنزعُ الْمَهَابَةَ مِنْ قُلُوبِ عَدُوِّكُمْ وَيُجْعَل فِی قُلُوبِكُمُ الْوَهْنَ» قَالُوا وَمَا الْوَهَنُ؟ قَالَ: حُبُّ الْحَيَاةِ وَكَرَاهِيَةُ الْمَوْتِ.» «به زودى از هر گوشه از دنيا امتهاى ديگر به شما يورش مى آورند همانطور كه گرسنگان به كاسه ى غذا حمله­ور مى شوند صحابه عرض كردند: اى رسول خدا آيا به خاطر كمى تعداد ما در آن روز است؟ فرمود: شما در آنروز تعدادتان زياد است ولى به مانند كف روى سيل هستيد طورى كه ترس و هيبتتان از قلوب دشمنان کنده شده است و در قلوب شما وهن به وجود آمده است، عرض كردند: وهن چيست اى رسول خدا؟ فرمود: دوستى دنيا و كراهت از مرگ»

همچنین فرموده است: «إِذَا تَبَايَعْتُمْ بِالْعِينَةِ وَأَخَذْتُمْ أَذْنَابَ الْبَقَرِ وَرَضِيتُمْ بِالزَّرْعِ وَتَرَكْتُمُ الْجِهَادَ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ ذُلاًّ لا يَنْزِعُهُ حَتَّى تَرْجِعُوا إِلَى دِينِكُمْ» «هرگاه دست به معامله عینه بزنید و مشغول شخم زدن زمين شويد و به كشاورزی رضايت دهيد و جهاد را رها نماييد، خداوند متعال ذلتى بر شما مسلط خواهد نمود، و آن را برطرف نمى­كند، تا اينكه به دينتان برگرديد.»

معنای هر دو حديث يكی است و در واقع حالت مسلمانان امروز را توصيف مى كند، كه دنيا دوست شده اند و از مرگ هراسان هستند و جهاد در راه الله را رها نموده اند و بدين سبب خداوند متعال ملتهاى كافر را بر آنان مسلط نموده كه به آنان ذلت و خوارى بچشانند و اين عقوبت براى آنانى در نظر گرفته شده است كه  فرض جهاد در راه خدا را ترك مى كنند و گناهکار و مجرم می گردند . این هم جزای مجرم در دنیاست .

فریضه ی جهاد در دو رسته تقسیم می گردد :

كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ(البقرة/۲۱۶) جنگ بر شما واجب  گشته است، و حال آن كه (بنابه سرشت انساني) از آن بيزاريد، ليكن چه بسا چيزي را دوست نمي‌داريد و آن چيز براي شما نيك باشد، و چه بسا چيزي را دوست داشته باشيد و آن چيز براي شما بد باشد، و خدا (به رموز كارها آشنا است و از جمله مصلحت شما را) مي‌داند و شما (از اسرار امور بي‌خبريد و مصلحت خود را چنان كه شايد و بايد) نمي‌دانيد .

جهاد طلب : زمانی است که دولت اسلامی مستقر است وبه سرزمین کفار هجوم می برداین جهاد بنا بر قول جمهور علما فرض کفایه است وابن رشد دربدایةالمجتهد می فرماید به اجماع علماء فرض کفایه است نه سنت.  زیرا خداوند صراحتا  می فرماید :« كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ » كه جهاد برشما فرض گشته (کتب) به معنای فرض گشته است همچنان که همین لفظ برای واجب شدن روزه« كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ » روزه برشما فرض گشته وقصاص « عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى » قصاص برشما فرض گشته وحتی نماز « إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَوْقُوتًا »  بکار رفته است.

وامام سعید بن مسیب می فرماید: جهاد(هم جهاد طلب هم جهاد دفع)  مطلقا فرض عین است . اما چگونه می توان این قول را با فرموده ی پرورگار سازگار دانست که می فرماید : وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائفة لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ . (التوبه / ۱۲۲) مؤمنان را نسزد كه همگي بيرون بروند (و براي فراگرفتن معارف اسلامي عازم مراكز علمي اسلامي بشوند) . بايد كه از هر قوم و قبيله‌اي، عدّه‌اي بروند (و در تحصيل علوم ديني تلاش كنند) تا با تعليمات اسلامي آشنا گردند، و هنگامي كه به سوي قوم و قبيله‌ي خود برگشتند (به تعليم مردمان بپردازند و ارشادشان كنند و) آنان را (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسانند تا (خويشتن را از عقاب و عذاب خدا برحذر دارند و از بطالت و ضلالت) خودداري كنند .

ونیز می فرمایند :  لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا .( النساء / ۹۵) ‏ (جهاد با رعايت اين همه احتياطي كه گذشت، بس بزرگ و ارزشمند است) . مسلماناني كه (به جهاد نمي‌روند و در منازل خود) مي‌نشينند، با مسلماناني برابر نيستند كه با مال و جان، در راه يزدان جهاد مي‌كنند . خداوند مرتبه‌ي والائي را نصيب مجاهدان كرده است كه بالاتر از درجه‌ي خانه‌نشينان است، مگر چنين خانه‌نشيناني داراي عذري باشند (كه ايشان را از بيرون شدن براي جهاد بازداشته باشد . در اين صورت درخور سرزنش نيستند، و پاداش بزرگ خود را از خدا دريافت مي‌دارند و مرتبه‌ي بالائي دارند) . خداوند به هر يك (از دو گروه مجاهد و وانشستگان معذور) منزلت زيبا (و عاقبت والائي) وعده داده است . و خداوند مجاهدان را بر وانشستگان (بدون عذر) با دادن اجر فراوان و بزرگ ، برتري بخشيده است .

در آیه ی اولی یک عده جهت تفقه در دین و دراین آیه نیزبه وضوح پیدا است که برای شرکت نکنندگان بدون عذر هم وعده پاداش نیک داده واین میرساند که فرض عین نیست وگرنه به جای وعده پاداش عذاب را وعید می داد.

ودلیل دیگر واقعیت حیات وسیره رسول الله صلی الله علیه وسلم گاهی سریه ای(گروهی) را می فرستاد وخود در آن شرکت نمی کرد اگر فرض عین بود که ترک نمی کرد وشرکت می نمود معارکی که خود در آن شرکت می نمود گفته می شد غزوه وآن معارکی که شرکت نمی کرد سریه یا سرایا  گفته می شد.

امام شافعی می فرماید:” جهاد فرض گشته تا تعدادی برای آن قیام کنند که دوچیز انجام پذیرد یکی: اینکه دربرابر دشمن آسیب رسان به مسلمانان تعدادی ازمجاهدان قرار گیرند وجلو هجوم ویورش آنان بگیرند، دوم:تعدادى ازمسلمانان جهاد كنند كه كافي باشد تا بت پرستان مسلمان شوند واهل کتاب جزیه پرداخت کنند، پس هرگاه این تعداد کافی ازمسلمانان به جهاد قیام کردند گناه از بقیه ساقط می شود اما فضل وبرتری برای مجاهدان است”[۱]

در تمام موارد همچون اذان دادن ، چنانچه کسی آن را انجام داد این وظیفه از دوش دیگران برداشته شده و دیگران گناهکار  نمی گردند ، اما اگر کسی آن را انجام نداد همه مجرم می گردند . در مساله ی جهاد نیز از آنجا که فرقه ی ناجیه [۲]در تمام احادیث گروهی مسلح جنگجو معرفی گشته اند، ابتدا همچون کسانی که اهل نماز هستند و اذان در خدمت نماز و متعلق به همه ی آنهاست، این افراد نیز باید اهل قتال و متعلق به همین فرقه باشند . در این صورت اعداد[۳] و آمادگی های رزمی ، علوم تجربی، علوم فقهی شریعتی، امور مالی و اقتصادی و دیگر فعالیتهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و غیره زمانی اعتبار  دارند که در مسیر  و خدمت به همین فرقه ی ناجیه و جنگنجو باشند. چون قتال  غیر از اسلحه به موارد دیگری نیز نیاز دارد و هر چیزی که به انجام دادن این واجب کمک رساند خودش نیز واجب می گردد به دیگر سخن هر آنچه امر واجب جز بواسطه ى آن به اتمام و كمال نرسد آن چيز نيز واجب مى گردد.  در این صورت می توان گفت که جهاد در هر صورتی واجب و فرض است .

با این توصیف می توان گفت فرض کفایه: آن فرضی است که وقتی عده ای آنرا انجام دادند، از ذمه ی دیگران ساقط می گردد. و اگر عده ای که از عهده ی آن بر می آیند، آنرا انجام ندادند، آنگاه همه ی مردم گناهکار می شوند. اما اگر این عده آنرا انجام دادند از دوش دیگران ساقط می گردد. پس خطاب، در ابتدا مانند فرض عین، شامل همه هست، سپس هر دو جدا می شوند. به این معنا: که فرض کفایه با انجام دادن عده ای از مردم، از ذمه ی دیگران ساقط می شود اما فرض عین چنین نیست.[۴]از این رو امام فخرالدین رازی(رحمه الله) فرض کفایه را این گونه تعریف نموده اند:یقصد حصوله من غیر النظر بالذات الی الفاعله [۵] فرض کفایه آن است که حصول آن بالذات قطع نظر از فاعلش مقصودی باشد.

امام شافعی(رحمه الله) می فرمایند:ان الواجب الکفائی مطلوب علی العموم ومراد به الخصوص [۶] واجب کفائی از عموم خواسته می شود، اما مرادش خصوص می باشد.

جمهور اصولیین ازجمله، ابن حاجب و آمدی و ابن عبدالشکور، معتقدند که فرض کفایه برهمه واجب است وبا انجام دادن برخی از مردم، از ذمه ی دیگران ساقط می گردد.

جهاد طلب (تعقیب کفار درشهر های آنها) به گونه ای که کافران در حالتی قرار گیرند که دیگر نتوانند برای جنگ با مسلماننان خود را مجهز وآماده نمایند. دراین صورت جهاد فرض کفایه است. وکمترین درجه فرض کفایه، حراست مرزهای اسلامی توسط مؤمنان وفرستادن لشکری، حداقل یک بار درسال است، تا دشمنان بترسند.

رهبر مسلمانان مؤظف است که در طول سال یک یا دو سریه  به دارالحرب اعزام نماید وامّت اسلامی هم به آن کمک کرده وپشتیبانی خود را اعلام نمایند. واگر ازگسیل داشتن لشکر امتناع ورزیدند، گناهکارمی گردد .[۷] این مسئله رافقها به جزیه قیاس نموده اند.اصولین می گویند: الجهاد دعوة قهریة فتجب اقامه بقدر الامکان حتی لا یبقی الا مسلم اومسالم .[۸] يعني جهاد، دعوت غلبه وچیره شدن است و تا آنگاه که مسلمان، یا آشتی جویی در دنیا باقی هست، انجام آن به قدرامکان لازم می باشد.

علماء مسلمین براین هستند که در اين حالات جهاد با کفار و جنگیدن با آنها به خاطر نشر دین اسلام فرض کفایی است. یعنی زمانی که گروهی این واجب را انجام دادند فرضیت و گناه آن از دیگران ساقط می شود .

خداوند در اين زمينه مي فرمايند :

وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ  ( توبه / ۱۲۲) مؤمنان را نسزد كه همگي بيرون بروند (و براي فراگرفتن معارف اسلامي عازم مراكز علمي اسلامي بشوند) . بايد كه از هر قوم و قبيله‌اي، عدّه‌اي بروند (و در تحصيل علوم ديني تلاش كنند) تا با تعليمات اسلامي آشنا گردند، و هنگامي كه به سوي قوم و قبيله‌ي خود برگشتند (به تعليم مردمان بپردازند و ارشادشان كنند و) آنان را (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسانند تا (خويشتن را از عقاب و عذاب خدا برحذر دارند و از بطالت و ضلالت) خودداري كنند .

لاَّ يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُوْلِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً… (نساء /۹۵) (جهاد با رعايت اين همه احتياطي كه گذشت، بس بزرگ و ارزشمند است) . مسلماناني كه ( به جهاد نمي‌روند و در منازل خود) مي‌نشينند، با مسلماناني برابر نيستند كه با مال و جان، در راه يزدان جهاد مي‌كنند . خداوند مرتبه‌ي والائي را نصيب مجاهدان كرده است كه بالاتر از درجه‌ي خانه‌نشينان است، مگر چنين خانه‌نشيناني داراي عذري باشند (كه ايشان را از بيرون شدن براي جهاد بازداشته باشد . در اين صورت درخور سرزنش نيستند، و پاداش بزرگ خود را از خدا دريافت مي‌دارند و مرتبه‌ي بالائي دارند) . خداوند به هر يك (از دو گروه مجاهد و وانشستگان معذور) منزلت زيبا (و عاقبت والائي) وعده داده است . و خداوند مجاهدان را بر وانشستگان (بدون عذر) با دادن اجر فراوان و بزرگ ، برتري بخشيده است .

ابن قدامه رحمه الله در مورد جهاد كفائي می گویند این آیه دلیلی است بر اینکه آنانی که جهاد كفائي نرفته اند گناه کار نیستند .[۹]

[۱]   أبو عبد الله محمد بن إدريس الشافعي القرشي المطلبي ، الأم ، المحقق: رفعت فوزي عبد المطلب ،الاسکندریه ،  دار الوفاء ۱۴۲۲ ق – ، ۴/۱۷۶

[۲] بعضی از پیشوایان ما معتقدند که طائفه منصوره درسخوانده های شرعی و اهل حدیث هستند. همانطور که بخاری و احمد بن حنبل گفته اند. اما براین گفته اشکال وارد است چون پیامبر صلی الله علیه وسلم  فرموده اند: «این دین پابرجاست به وسیله کسانی که برای آن قتال می کنند.» و دیگر روایاتی که با صراحت بیان می کند که قتال یکی از ویژگیهای این طائفه است مانند روایت جابر بن عبد الله و عمران بن حصين ويزيد بن الأصم  و عقبة بن عامر.  آنچه باعث شد که سلف، آن طائفه نجات یافته را علما بدانند این بود که در آن هنگام میان مسلمانان در انجام فریضه جهاد و قتال خلافی نبود و همه در مسیر مجاهدین مقاتل قرار داشتند  و خط مقدم جهاد، مملوء از سرباز بود و نیروهای عظیم روانه سرزمینهای جنگ بودند، در زمان آنان بیشترین چیزی که در دین خلل وارد می کرد بدعتها و گمراهیهای بزرگ بود و شیران این میدان، درسخوانده های شرعی و فقیهان بودند.

اما امروز ما نیازمند تلاش درسخوانده های شرعی و مقاتلین هستیم، هر کدام در میدان مخصوص به خود، در راستای تشکیل و تحکیم دولت اسلامی باید تلاش کنند. پس دین فقط توسط درسخوانده های شرعی یا فقط به وسیله قتال و مال و تبلیغات و … برپا نمی شود، بلکه باید همه با هم در خدمت میدانهای قتال  باشند. خداوند می فرماید: ‏لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَـنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ‏ . شیخ الاسلام ابن تیمیه گفته است: «دین برپا نخواهد شد مگر به وسیله قرآن و میزان و آهن، کتابی که مایه هدایت باشد و آهنی که او را یاری دهد.» به وسیله کتاب علم و دین برپا می شود، به وسیله میزان حقوق مربوط به قراردادهای مالی و به وسیله آهن حدود برپا می شود. همچنین گفته است شمشیر مسلمانان کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم  را یاری می دهد. همانطور که جابر بن عبدالله گفت: پیامبر صلی الله علیه وسلم  ما را امر کرد که با شمشیرها به کسی که از کتاب خدا خارج شود، ضربه بزنیم. همچنین گفت: به راستی قوام دین به وسیله کتاب هدایت کننده و آهن یاری دهنده است.

[۳] وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمْ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِی سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ» انفال /۶۰

[۴] ابن قدامة ،المغنی،۸/۳۴۵

[۵] ابو زهره ، اصول فقه، ص۱۸۲

[۶] رازی ، المحصول،تحقیق دکتر طه جابر۲/۳۱

[۷] ابن عابدین ، حاشیه ، ۳/۱۳۸

[۸] الشروانی ، حاشیه علی تحفة المنهاج ،  ۹/۲۱۳

[۹]الشربینی ، المغنی،  ۱۳/۶

دیدگاهتان را بنویسید