مشخصه های کلان دولت اسلامی (۱۶۲)

مشخصه های کلان  دولت اسلامی (۱۶۲)

 بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

مشخصه های کلان دولت اسلامی  که « أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ » را جهت تسهیل در امر عبادت الله فراهم می کنند به صورت فهرست وار عبارت اند از :

  • مساوات
  • عدالت
  • شورا

۱- مساوات:

مساوات در لغت به معنی : برابری در میان دوچیز، یكسانی، برابری حق، تساوی حقوق وهمانند.

مساوات از دیدگاه اسلام عبارت است از: اجرای قانون بصورت یكسان وارزش به حقوق ومسؤولتیهای هرانسان بدون درنظر داشت نژاد، مال و ثروت، مواقع جغرافیائی وجایگاه اجتماعی آن.

مساوات یكی از پایه های اساسی نظام سیاسی اسلام است، اسلام همه مردم را در برابر قانون مساوی ویكسان قرار داده است، آنان را درحقوق سیاسی وغیر سیاسی یكسان میداند، هیچ فضیلت و برتری برای عرب برغیرعرب، سفید پوست برسیاه پوست، ثروتمند برفقیر و غیره درنظرنمی گیرد، و بدین وسیله اسلام تمام نظامهای طبقاتی ونژاد گرائی وتفاوت قرار دادن در بین طبقات اجتماعی را در حقوق وواجباتی كه به عهده دارند محوكرده وتمام امتیازات ناروا را باطل اعلاممی دارد .  [۱]

اندکی دقت شود، آشکار می گردد، این آیه انسانها را مورد خطاب قرار میدهد، نه طبقه وگروه مخصوصی را، وآنان را دعوت میكند كه اصل ومنشاء وپدر ومادر همه ایشان یكی است، وكسانی كه از یك اصل بوجود آمده باشند سزاوار نیست كه برخی از آنان بربعض دیگر از جنبه نژادی ادعای برتری نمایند، وهرچند  در نقاط مختلف پراکنده شده، وازلحاظ جنس ورنگ وزبان باهم اختلاف داشته باشند، به هیچ وجه این اختلافات عارضی باعث از بین بردن رابطه برادری آنان نخواهد شد.

پیامبر اسلام  درخطبه  تاریخی خود درحجة الوداع مردم را از اسارت : «خون»، «زبان»، «رنگ»، «قبیله» و «نژاد» آزاد ساخته به مساوات وعدالت دعوت داده فرمود :” یا أیها الناس، ألا إن ربكم واحد، وإن أباكم واحد، ألا لا فضل لعربی علی أعجمی، ولا لعجمی علی عربی، ولا لِأحمر علی أسود، ولا  لِأسود علی أحمرإلا بالتقوی”.[۲]” ای مردم بدانید : خدای شما یكی است، وپدرتان یکی، نه عرب برعجم برتری دارد، ونه عجم برعرب، نه سیاه پوست برگند مگون، ونه گندمگون برسیاه پوست مگر به تقوی”.

معیار ارزش و برتری در اسلام:

  • تقوی : إِنّ أَكرَمَكُم عِندَاللّه أَتقاكُم
  • علم وتخصص: از دیدگاه اسلام مقام علم وعالمان به توحید (مومنین) با جهل وجاهلان یكسان نیست، قرآن به عظمت علم توحیدی، و برتری انسان مومن  بر اساس علم و ایمان به توحید اشاره نموده می فرماید : ‏أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ‏( زمر/۹)( آيا چنين شخص مشركي كه بيان كرديم ، بهتر است ) يا كسي كه در اوقات شب سجده‌كنان و ايستاده به طاعت و عبادت مشغول مي‌شود و ( خويشتن را ) از (عذاب) آخرت به دور مي‌دارد، و رحمت پروردگار خود را خواستار مي‌گردد ؟ بگو : آيا كساني كه (وظيفه‌ي خود را در قبال خدا) مي‌دانند، با كساني كه (چنين چيزي را) نمي‌دانند، برابر و يكسانند ؟ !  (هرگز) . تنها خردمندان (فرق اينان را با آنان تشخيص مي‌دهند، و از آن) پند و اندرز مي‌گيرند .
  • تعهد پاك، فداكاری وسابقه داری در دین : وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُولَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِينَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ(حديد/ ١٠) چرا در راه خدا نبايد ببخشيد و خرج كنيد، و حال اين كه ( اموال شما امانتي بيش نيست و تا آخر در دست شما نمي‌ماند، و همه‌ي چيزهاي) برجاي مانده‌ي آسمانها و زمين به خدا مي‌رسد ؟ كساني از شما كه پيش از فتح (مكّه، به سپاه اسلام كمك كرده‌اند و از اموال خود) بخشيده‌اند و (در راه خدا) جنگيده‌اند،  (با ديگران) برابر و يكسان نيستند . آنان درجه و مقامشان فراتر و برتر از درجه و مقام كساني است كه بعد از فتح (مكّه، در راه اسلام) بذل و بخشش نموده‌اند و جنگيده‌اند . امّا به هر حال، خداوند به همه، وعده‌ي پاداش نيكو مي‌دهد، و او آگاه از هر آن چيزي است كه مي‌كنيد
  • ارزش های اخلاقی :” إِنَّ مِنْ أَحَبِّكُمْ إِلَيَّ أَحْسَنَكُمْ أَخْلَاقًا “.[۳]” محبوب ترین شما نزد من با اخلاق ترین تان می باشد”.

زندگی عملی پیامبر خاتم وخلفای راشدین نیز بیانگر این حقیقت است که در عصر نبوت انتخاب افراد برهمین اصول صورت میگرفت .

مظاهر مساوات :

  • مساوات دراحكام شرعی:

اسلام مسلمانان را از هرنژاد، از هر رنگ، از هرمنطقه با تفاوت موقعیت های جغرافیای واجتماعی و با اختلاف وضع اقتصادی وسیاسی آن زیر پرچم واحدی جمع آوری نموده، مكلف ساخته است كه همگی خدای واحد را پرستش كنند، واز كتاب آسمانی واحد، وپیامبر واحد اطاعت برند.

در برابر تمام احكام شرعی همگی- صرف نظر از رنگ وقبیله و…- بر آنها واجب است نماز بخوانند، جهاد کنند، روزه بگیرند، حج بروند و دیگر فرایض و دستورات قانون شریعت الله را بدون تبعیض انجام دهند .

  • وحدت ومساوات دراجرای قانون:

یكی از امتیازات شریعت وقانون اسلامی برشریعتهای قدیمه، مساوات در تطبیق قانون شریعت  بدون استثناء وتفاوت می باشد، واین امر خود گواهی است برای عدالت شریعت اسلامی.

قبل از اسلام، نظام طبقاتی دربین رومیها معروف بود، چنانکه در قانونشان آمده بود:” كسی كه بیوه زن درستكار یا دوشیزه ای را مورد تجاوز قرار دهد، اگر بیوه زن یا دوشیزه ازیك خانواده شریف ومحترم باشد، نصف ثروت متجاوز مصادره خواهد شد، واگر ازخانواده ی پست باشد، مجازاتش شلاق و تبعید است”.

ولی اسلام در تطبیق قانون مجازات واجرای آن برمجرم مساوات قرار داده است و در بین كسی تفاوت وفرق قایل نشده است، ازعایشه همسر پیامبر خدا روایت شده است “موضوع قطع دست زنی از قبیلهء مخزومی (فاطمه) كه دزدی كرده بود، برای قریش خیلی مهم بود واز مجازات او بسیار ناراحت بودند، گفتند چه كسی جرأت دارد در این مورد پیش پیغمبرشفاعت كند، سپس گفتند هیچ كسی چنین جرأت را ندارد مگر اسامه پسر زید كه عزیز ومحبوب پیغمبر خدا است، اسامه با پیغمبر بحث كرد، پیغمبر  فرمود:

“یا أسامه أَتَشْفَعُ فِى حَدٍّ مِنْ حُدُودِ اللَّهِ،  ثُمَّ قَامَ فَاخْتَطَبَ ثُمَّ قَالَ إِنَّمَا أَهْلَكَ الَّذِينَ قَبْلَكُمْ أَنَّهُمْ كَانُوا إِذَا سَرَقَ فِيهِمْ الشَّرِيفُ تَرَكُوهُ وَإِذَا سَرَقَ فِيهِمْ الضَّعِيفُ أَقَامُوا عَلَيْهِ الْحَدَّ وَايْمُ اللَّهِ لَوْ أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ مُحَمَّدٍ سَرَقَتْ لَقَطَعْتُ يَدَهَا”. [۴] ( متفق علیه )” ای اسامه، در باره اجرای حدی ازحدود خدا شفاعت می كنی ومی خواهی اجرا نشود؟! سپس بلند شد وخطبه ای را خواند وفرمود : ملتهای پیش از شما به خاطر این به هلاكت رسیدند كه هرگاه یكی از اشراف دزدی می كرد او را رها می كردند، واگر یك نفر ضعیف دزدی می كرد اورا مجازات می نمودند. قسم به خدا اگر فاطمه دختر محمد دزدی كند دستش را قطع خواهم كرد”.

می بینیم كه پیغمبر سوگند می خورد كه مجازات شرعی را برهر كسی كه باشد، اجرا مینماید هرچند بردخترش باشد، به راستی این حقیقتی است كه هیچ شك وشبهه ای درآن نیست؛ چون هر وقت قانون در مورد قوی وضعیف به طور یكسان اجرا نشود، باعث تحریك وتشویق قوی برای تجاوز به حقوق ضعیف میشود، ضعیف مورد تجاوز قوی قرار میگیرد وقوی در امن وامان بسرخواهد برد، واین امر یكی از عوامل بی نظمیها وهرج ومرج هائی است كه اساس پیشرفت وتمدن را از  بین میبرد.

  • مساوات در برخورد اجتماعی:

اسلام وحدت ومساوات را درهمه ی ابعاد، از جمله امور اجتماعی، تأكید كرده، وتمام مظاهر  تفرقه وپراگندگی ساخته وپرداخته بشریت را باطل اعلام می نماید.

در حدیثی از ابوذر غفاری میخوانیم كه : یكبار ابوذر با برده ی سیاهی اختلاف پیدا كرد، وابوذر نسبت به آن برده به عنوان توهین گفت : ” ای پسر زن سیاه پوست”.   پیامبر عصبانی شد وابوذر را مورد خطاب قرار داده فرمود : ” إِنَّكَ إِمرَؤٌ فِیكَ جَاهِلیة”. [۵](متفق علیه)  ” توشخصی هستی که   جاهلیت درتو وجود دارد”. پیامبر با این سخنان خود مبدأ مساوات را تأیید وتثبیت نموده، هرنوع تعصب و تبعیض را از شعار جاهلیت شمرد.

  • مساوات در مسئوولیت پذیری:

یكی از مظاهر مساوات در اسلام، وحدت ومساوات در مسؤولیت پذیری است، اسلام  بر عهده ی هریکی – قدر توانش- كاری گذاشته ودر قبال آن اورا مسؤول می داند.

پیامبر محدوده ی  كار ومسؤولیت هریك را مشخص نموده میفرماید : ” كُلُّكُمْ رَاعٍ وَمَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ فَالْإِمَامُ رَاعٍ وَهُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ وَالرَّجُلُ فِي أَهْلِهِ رَاعٍ وَهُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ وَالْمَرْأَةُ فِي بَيْتِ زَوْجِهَا رَاعِيَةٌ وَهِيَ مَسْئُولَةٌ عَنْ رَعِيَّتِهَا وَالْخَادِمُ فِي مَالِ سَيِّدِهِ رَاعٍ وَهُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ”.[۶]

«هر كدام از شما مسئول است، و از هريك از شما، درمورد زير دستانش سؤال خواهد شد. رهبر جامعه، مسئول رعيت مي باشد. مرد، مسئول خانواده و زير دستانش مي باشد. زن در خانه شوهر، مسئول زير دستان خود است. خدمتگذار، مسئول است و از او در مورد اموال صاحبش و مسئوليت هاي ديگرش، سئوال خواهد شد».

۲- عدالت در اسلام

الف- مفهوم عدالت:عدالت واژه ی عربی است ضد ستم، جور وبیداد،  به معنی: استقامت، دادگری، داوری به حق، میانه رویو توازن درکارها بدون تمایل به سمتِ زیاده روی وکوتاهی. عدل: امر متوسط میان افراط وتفریط راگویند.

تعبیر دیگری که قرآن از مفهوم عدالت دارد، واژه «قسط» است، هرچند ازلحاظ لغوی تفاوتی میان عدالت وقسط وجود دارد، ولی در مفهوم عام که عبارت از: رعایت اعتدال درهمه چیز وهمه کار، وهرچیز را به جای خویش قراردادن است،باهم مساوی اند.

عدل وعدالت دراصطلاح فقهی: اجتناب کردن از گناهان کبیره، واصرار نکردن برگناهان صغیره، وانصراف از کارهای پست وخلاف مروت .

عدل همان قانونی است که تمام نظام هستی برمحور آن می گردد، آسمانها و زمین وهمه موجودات برعدالت برپاهستند . ‏وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ‏* ‏أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ‏* ‏وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ‏ (الرحمن/۷-۹) آسمان را برافراشت، و قوانين و ضوابطي را گذاشته (از ايجاد قوانين و ضوابط در عالم هستي) اين است كه شما هم (قوانين و ضوابط را در زندگي فردي و اجتماعي خود رعايت كنيد و) از (حدّ و مرز) قوانين و ضوابط (مقرّره) تجاوز نكنيد.

در این آیات اشاره است به اینکه: اساس جهان برضوابط وقوانین حساب شده بسیار دقیقی که همان عدالت است، استوار بوده، جامعه انسانی که گوشه کوچکی از این عالم پهناور است نیز نمی تواند از این قانون عالم شمول، برکنار باشد، و بدون عدل به حیات سالم خود ادامه دهد.

عدل به معنی واقعی کلمه آن ست که هرچیزی در جای خود باشد، بنابراین هرگونه انحراف، افراط، تفریط، تجاوز از حد، تجاوز به حقوق دیگران برخلاف اصل عدالت است. یک انسان سالم کسی است که دستگاه های بدن اوهر یک، کار خودش را بدون کم و زیاد انجام دهد،اما به محض اینکه یک یا چند دستگاه در انجام وظیفه کوتاهی کرد  یا در مسیرتجاوز گام نهاد، فورا آثاراختلال درتمام بدن نمایان میشود، وبیماری حتمی است.کل جامعه انسانی نیزهمانند بدن یک انسان است که بدون رعایت اصل عدالت بیمار خواهد بود.

ابن تیمیه می گوید: “إن الله یقیم الدولة العادلة وإن كانت كافرة، ولا یقیم الظالمة وإن كانت مسلمة”. یعنی حکومت کافر عادل ادامه پیدامی کند، ولی حکومت مسلمان ظالم بقا ندارد.

خداوند متعال مراعات عدالت را در میان مردم ودر همهء ابعاد  زندگی واجب گردانیده، وآنرا  یکی از اهداف اساسی بعثت پیامبران وفروفرستادن احکام وتعالیم الهی معرفی می نماید . لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ(الحدید/۲۵) ما پيغمبران خود را همراه با دلائل متقن و معجزات روشن (به ميان مردم) روانه كرده‌ايم، و با آنان كتابهاي (آسماني و قوانين) و موازين (شناسائي حق و عدالت) نازل نموده‌ايم تا مردمان (برابر آن در ميان خود) دادگرانه رفتار كنند . و آهن را پديدار كرده‌ايم كه داراي نيروي زياد و سودهاي فراواني براي مردمان است . هدف (از ارسال انبياء و نزول كتب آسماني و همچنين آفرينش وسائلي چون آهن) اين است كه خداوند بداند چه كساني او را و فرستادگانش را بگونه‌ي نهان و پنهان (از ديدگان مردمان) ياري مي‌كنند . خداوند نيرومند و چيره است .

‏ این آیه با صراحت اعلام می دارد که یکی از اهداف مهم بعثت پیامبران اقامه عدل در میان مردم است، وبه سه چیز به عنوان مقدمهء اقامه عدل اشاره می کند:

  • «بینات » به معنی دلایل روشن است، وشامل معجزات ودلایل عقلی حقانیت دعوت انبیا

«واخبار» انبیای پیشین می شود.

  • «کتاب » اشاره به کتب آسمانی است وشامل بیان معارف وعقاید واحکام واخلاق است.
  • «میزان» به معنی قوانینی است كه معیار سنجش نیكی ها از بدی ها، وارزشها از ضد ارزشها وحق از باطل است.

تجهیز انبیای الهی با این سه نیرو به آنها امكان می دهد كه بتوانند انسانها را برای اقامهء عدل بسیج كنند.

عدالت شرط اساسی پذیرش شهادت شاهد است؛ زیرا شهادت فرد غیرعادل مردود وغیرقابل پذیرش است.   این شرط بخاطراین است که تمایل قلبی به یکی از دو طرف مانع شهادت به حق نگردد، و این عدالت است که او را به شهادت به حق وبرای رضای خدا وا میدارد.منظور از عدالت در شهادت اینست : صرفنظر از هر اعتبار وامتیازی از قبیل: رنگ، نژاد، ثروت، مقام، نسب و… در بین مردم، دادگرانه تنها بخاطرخدا بدون اندک ترین میل وانحراف، شهادت انجام یابد.

قرآن عدالت ودادگری را یکی از قوانین مهم اسلامی، و زیربنای جامعه سالم انسانی وپایه اساسی دولت در اسلام اعم ازقضایی واجرائی قرارداده است . ‏إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا‏ (نساء/۵۸ ) بيگمان خداوند به شما (مؤمنان) دستور مي‌دهد كه امانتها را (اعم از آنچه خدا شما را در آن امين شمرده، و چه چيزهائي كه مردم آنها را به دست شما سپرده و شما را در آنها امين دانسته‌اند) به صاحبان امانت برسانيد، و هنگامي كه در ميان مردم به داوري نشستيد اين كه دادگرانه داوري كنيد .  (اين اندرز خدا است و آن را آويزه‌ي گوش خود سازيد و بدانيد كه) خداوند شما را به بهترين اندرز پند مي‌دهد (و شما را به انجام نيكيها مي‌خواند) . بيگمان

خداوند دائماً شنواي (سخنان و) بينا (ي كردارتان) بوده و مي‌باشد (و مي‌داند چه كسي در امانت خيانت روا مي‌دارد يا نمي‌دارد ، و چه كسي دادگري مي‌كند يا نمي‌كند) .

این داوری داد گرانه که نص قرآنی به صورت مطلق بیان فرموده است، داوری داد گرانه ای است که درمیان جملگی مردمان انجام پذیرد، وهمگان را فرا گیرد، تنها دادگری مسلمانان در حق همدیگر نیست. بلکه دادگری حق هر انسانی است که واژه «الناس» براو اطلاق میگردد، واین واژه همهانسانها را دربر میگیرد، مؤمنان وکافران، دوستان ودشمنان، سیاهان وسفیدان، عربها و غیرعربها. ‏يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ‏ (مائده/۸ ) اي مؤمنان ! بر اداي واجبات خدا مواظبت داشته باشيد و از روي دادگري گواهي دهيد، و دشمنانگي قومي شما را بر آن ندارد كه (با ايشان) دادگري نكنيد . دادگري كنيد كه دادگري (به ويژه با دشمنان) به پرهيزگاري نزديكتر (و كوتاه‌ترين راه به تقوا و بهترين وسيله براي دوري از خشم خدا) است . از خدا بترسيد كه خدا آگاه از هر آن چيزي است كه انجام مي‌دهيد . آیه فوق اقامه وگسترش عدل ودادگری راحتی در برابر دشمنان کینه توز اسلام لازم می گرداند.

نمونه ای ازاین دادگری عادلانه  :

۱- هنگامی که تعدادی ازمنافقان برپیکر نازیبای خود لباس زیبای ایمان وتقوی را پوشانده می خواستند كه به نا روا شخصی یهودی را به دزدی متهم كنند، ودر واقع خود تهمت گران مرتکب دزدی شده بودند، خداوند در این مورد نه آیه ازسوره ی نساء(۱۰۴-۱۱۲) را نازل فرموده پیامبررا توصیه می نماید که این کتاب، این دین وشریعت برای اجرای اصول حق وعدالت آمده است، پس نباید از خائنان حمایت نماید.

اگر اعتبارات زمین قاضی وحاکم می بود، واگر قوانین انسانها ومعیارهای آنان مرجع این برنامه می بود، سبب های بی شماری، وبهانه های فراوانی وجود داشت. مثلا همین یک سبب و بهانه روشن و بزرگ بس بود که: متهم یک یهودی است. ویهودیان چه کسانی بودند؟

۲- شاگردان مکتب قرآن ومدرسه نبوت حقیقت این نصوص را به صورت واقعی درک نمودند، وبه این عدالت واقعیت بخشیدند، واز مثال های واقعی ونمونه های بارز آن در زمان خلیفه دوم داستان شهروند نصرانی مصری است که از فسطاط مصر به حجاز  به خاطر دفاع از حق خود  این سفر طولانی ومشقت بار را متحمل میشود.

در ایامی که عمروبن العاص  ازطرف عمروالی وفرمانروای سرزمین مصربود، در یکی از میدانهای شهر که مقرفرمانروایی اش بود مسابقه اسب دوانی برگزار شد. سوارکاران ماهر نصرانی مصری ومسلمین عرب در این مسابقه شرکت کردند. یکی از اسب هایی که برای مسابقه به میدان آورده شده بود، اسب اصیل فرزند عمروبن العاص بود که به وسیله یکی ازسوارکاران عرب وارد میدان مسابقه شده بود؛ چون یکی از اسب ها شباهتی زیادی با اسب محمد بن عمرو داشت، درست در گرماگرم مسابقه از بقیه اسب ها سبقت گرفته، جلو می افتد، محمد بن عمرو به تصور اینکه اسبش برنده شده از فرط خوشحالی از جای برخواسته می گوید: ” فرسی ورب الکعبه” یعنی قسم به پروردگار کعبه این اسب من است”.

ولی همین که اسب نزدیک می آید، معلوم می شود  آن اسب، اسب یکی از نصرانیان است وچشم محمد بن عمروخطا دیده است. لذا از شدت شرمندگی وبرای فرونشاندن خشمش قبطی صاحب اسب برنده مسابقه را با تازیانه میزند ومی گوید:بگیر این ضربتها را از دست فرزند اشراف.

خبر این ما جرا به گوش عمروبن العاص می رسد، او به جای اینکه فرزندش را ادب کند واز قبطی عذر بخواهد، او را به زندان می افگند تامبادا به مدینه برود و به  عمر شکایت کند.

چون مدتی از این واقعه گذشت، عمروبن العاص تصور کرد  که قضیه کهنه شده وقبطی اقدامی نمی کند؛ لذا او را آزاد نمود ولی قبطی که از اعیان واشراف شهر بود نمی توانست زشتی این ضربتها را که در انظار مردم  خورده فراموش کند؛ لذا راه مدینه درپیش می گیرد وشکایتش را به  عمر عرض می نماید.

انس بن مالک راوی داستان می گوید: عمر شکایت قبطی را گوش داد  وسپس گفت: “اینجا بمان”. چندی نگذشت فهمیدیم كه عمر  فرمان داده تاعمروبن العاص وفرزندش از مصر به مدینه آیند، چون دیدیم که ناگهان هردو آمدند.  عمر آنها را به مجلس خلافت احضار  وقبطی شاکی را نیز در آنجا حاضر گفت، تا مجددا شکایتش را در حضور آنها تکرار نماید.

چون محمد بن عمرو درحضور خلیفه به جرم خود  اقرار نمود، عمر تازیانه ای را که در دست داشت به دست قبطی داد و گفت: این تو واین فرزند اشراف که تو را به تقصیر زد، اینک او را بادست خود با این تازیانه بزن وقصاصت را از او بگیر.

قبطی تازیانه را برداشت ودرحضورخلیفه واهل مجلس، محمد بن عمرو را زیرضربت تازیانه گرفت، عمرمی گفت: “بزن فرزند اشراف را” . سپس گفت: “بزن بر فرق سرخود عمروبن العاص؛ چه فرزندش تورا بدین سبب زد که او در آنجا قرار دارد.

عمروبن العاص عرض کرد: یاامیرالمؤمنین! عفو بفرما؛ حقش راگرفتی و وجدانت را از این بابت راحت فرمودی.

قبطی نیزعرض کرد یا امیرالمؤمنین! کسی را که مرا زده بود، زدم.  عمر فرمود: به خدا قسم اگر این فرمانروا را می زدی تو را باز نمی داشتم تاآنکه خودت از زدنش باز می استادی،  عمر  پس از آن رو به عمرو بن العاص نموده آن سخن تاریخی وماندگارخود  را می فرماید: “یا عمرو، متی استعبدتم الناس، وقد ولدتهم أمهاتهم أحراراً؟ ”

ای عمرو! ازچه وقت مردمی را که مادرشان آنان را آزاد به دنیا آورده اند، بر بردگی گرفته اید؟ “این است عدالتی که قرآن از پیروان خود می خواهد، می بینیم عمر بن خطاب دستور می دهد که از

محمد بن عمرو بن عاص، فرد عرب و مسلمان پسرحاکم ، والی و فاتح مصر، به خاطرضرب وشتم شهروند نصرانی مصری قصاص گرفته شود .

عدالت مانند توحید در تمام اصول و فروع اسلام اعم از مسایل عقیدتی، علمی، فردی، اجتماعی، اخلاقی و حقوقی ریشه دوانده، وهیچ یک از آنها را خالی از روح عدالت نخواهیم یافت؛ بنابراین جای تعجب نیست که قرآن عدالت را نزدیک ترین راه به تقوی وپرهیزگاری معرفی می کند: اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى .

خداوند عدالت را حلقه ارتباط میان همهء تعالیم ورهنمودهای دعوتی واصلاحی رسالت رسول خدا در تمام ابعاد زندگی بشر قرار داده و به اجرای آن فرمان اكید داده است:

  • خداوند به دادگری ونیكی دستور می دهد… (النحل/۹۰)
  • وبه من دستور داده شده تا در میان شما داد گری كنم . ( الشوری/۱۵)

عدالت در قرآن صورت ها و مظاهر مختلفی دارد، مانند عدالت در گفتار، عدالت در معاملات، عدالت در امورخاص، در قضاوت حتی در برابر دشمنان و…..

 فرق عدالت بامساوات:

عده ای واژه «مساوات» و یا «تساوی» را شبیه و هم ردیف عدالت می دانند، ولی در واقع در میان این دو واژه تفاوتی وجود دارد؛ زیرا مساوات مطلق برابری راگفته می شود- اعم از اینکه در میان اشیای متجانس بوده باشد ویا متغایر-. وعدالت تنها برابری در میان اشیای هم جنس را  دربر میگیرد.

مساوات همه وقت ودرهمه موارد دادگری نیست، هیچگاه انسان زحمت کش وتلاش گر با شخص کسول وتنبل یکسان نمی باشد. افراد صادق، وفا دار وامانتداررا با افراد خائن وفریب کار، ازلحاظ ارزش وپاداش یکسان دانستن عین ظلم وبی عدالتی است.

قرآن کریم بدین تفاوت اشاره نموده، مقایسه ای درمیان مؤمن نیکوکار با کافر بدکار برقرار نموده ومساوات در میان این هردو را دور از عدالت می داند . ‏أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ‏* ‏مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ‏( قلم/۳۵-۳۶) آيا فرمان برداران را همچون گناهكاران يكسان مي‌شماريم‌ ؟ شما را چه مي‌شود ؟ ! چگونه داوري مي‌كنيد ؟ بطورمثال: اسلام برای هریک از مرد و زن حقوقی قایل شده که این  حقوق عادلانه ودادگرانه متناسب با طبیعت وساختار فزیکی آنها است.

ولی حقوق مرد و زن درهمه موارد مساویانه نیست، و مساوات در میان مرد  و زن در همه امور عدالت نیست. همانگونه که مکلف ساختن زن به کارهای شاقه وطاقت فرسا ومسؤولیت های سنگین، نه عدالت است ونه باطبیعت لطیف آن سازگار می باشد.

برعکس سپردن کارهای حضانت وتربیت فرزندان و…- که رمز موفقیت های این کارها نهفته به موهبه های عاطفی می باشد- به مردان، وسلب آن از زنان مبارزه با فطرت و بی عدالتی محسوب میگردد. حقوق مرد وزن در اسلام عادلانه ودادگرانه است، نه مساویانه. ودر مواردی چون: شهادت، میراث، امامت، زعامت، قوّامیت، حق طلاق، حق رجوع از طلاق، مکلفیت جهاد وجمعه و… حق مرد بازن یکسان نیست، ولی این تفاوت ها متناسب باطبیعت هریک از آنها بوده وعین عدالت است.

۳- شوری

در اینجا به صورت مختصر در مورد شوری و جایگاه آن صحبت می شود و در صفحات بعدی تحت عنوان شورای اولی الامر و جایگاه آن در وحدت میان مسلمین به تفصیل تشریح می گردد .

معنی شورا: « شورا» و«مشاوره» وا ژهای عربی است به معنی : ابراز رأی، نظرخواهی، مشوره و رایزنی با یكدیگر.شورا از دیدگاه اسلام عبارت است از : تبادل آرا ونظریات جهت تشخیص رأی مفید وسازنده در موردی از موارد، ومشورت ورایزنی با متخصصان امور در مسایلی كه دلیل صریحی وجود ندارد.

فواید شورا :

  • جلو گیری از اشتباه و خطاء
  • پاسداری ازاندیشه های نوین و سازنده ی افراد
  • احساس مسؤولیت افراد در مقابل جامعه

در صورت تطبیق قانون شورای اسلامی، هر فردی از افراد جامعه خود را عنصر مؤثر جامعه پنداشته ودر برابر آن احساس مسؤولیت می نماید، وحمایت آنرا وجیبهء دینی واجتماعی خود می داند.

۴- توزیع مسؤولیت بر همه   :

كسی كه در انجام كارهای خود با دیگران مشورت می كند، اگر مواجه با پیروزی شود كمتر مورد حسد واقع می گردد؛ زیرا دیگران پیروزی وی را از خودشان می دانند ومعمولاً انسان نسبت به كاری كه خودش انجام داده حسد نمی ورزد، واگر احیاناً مواجه باشكست گردد، زبان اعتراض وملامت وشماتت مردم براو بسته است، زیرا كسی به نتیجه ی كار خودش اعتراض نمی كند، نه تنها اعتراض نخواهد كرد  بلكه دلسوزی وغمخواری نیز می كند.

۵- تشخیص اشخاص مخلص :

یكی دیگر از فواید مشورت این است كه انسان ارزش شخصیت افراد ومیزان دوستی ودشمنی آنها را باخود درك خواهد كرد،واین شناسایی راه را برای پیروزی او هموارمی كند.

“ودركارها با آنان مشورت ورایزنی كن”( آل عمران/۱۵۹)

این نص قطعی وجزمی، اصل شورا را دركارهای اجتماعی ونظام حكومت بنیان می گذارد، حتی در آن زمانی كه نظام حكومت به دست پیامبر خاتم  هم باشد، چنین اصلی باید رعایت شود. ودرسوره شورا هنگام بیان اوصاف برجسته مؤمنان راستین اصل شورا را در ردیف ایمان به خدا ونماز قرار داده است. ‏وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ‏(الشورى/ ٣٨) و كسانيند كه دعوت پروردگارشان را پاسخ مي‌گويند، و نماز را چنان كه بايد مي‌خوانند، و كارشان به شيوه‌ي رايزني و بر پايه‌ي مشورت با يكديگر است، و از چيزهائي كه بديشان داده‌ايم(در كارهاي خير)صرف مي‌كنند.

ازاین آیه به خوبی استفاده می شود كه كار شورا در زندگی مسمانان ژرف تر ومهم تر از این است كه تنها به حکومت محدود گردد بلکه  قالب اساسی وپیكره اصلی تمام فعالیتهای گروهی و اجتماعی مسلمین را در بر می گیرد .

در این زمینه امام ترمذی روایتی را  نقل كرده كه بیانگر اهمیت شورا در نزد پیامبر   است: ” ما رأیت أحداً أكثر مشورةً لأصحابه من رسول الله  “. “هیچ یكی را ندیدم كه مانند پیامبر با اصحاب ویاران خود بسیار مشورت كند”.

ودرمورد مشورت در امور سیاست و رهبری نیز، امام بخاری چنین روایت نموده است:”مَنْ بَايَعَ رَجُلًا عَنْ غَيْرِ مَشُورَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ فَلَا يُبَايَعُ هُوَ وَلَا الَّذِي بَايَعَهُ تَغِرَّةً أَنْ يُقْتَلَا “.[۱] كسی با مردی بدون مشورت مسلمانان بیعت نماید، نباید از او ونه ازشخصی كه با اوبیعت شده اطاعت صورت گیرد، تا مبادا این كار موجب قتل هردو گردد.

وهم چنان از سیره عملی پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم  در می یابیم كه ایشان در مواردی كه حكم خاصی ازسوی خداوند نازل نمی شد، ازقبیل مسائل جنگی و.. و یا می خواست حکمی را بر وضع موجود با توجه به شرایط زمانی – مکانی و وضعیت داخلی مسلمین و موقعیت دشمنان داخلی و خارجی تطبیق دهد،مشورت می كرد ؛ وبه نظر اصحاب احترام داشته ورأی معقول آنان را مورد

امام بخاری راجع به اهمیت شورا  در عصر خلفای راشدین نیزچنین نقل می كند: “وكانت الأ ئمة بعد النبی یستشیرون الأمناء من أهل العلم فی الأمور المباحة، لیأخذوا بأسهلها، فإذا وضح الكتاب والسنة لم یتعدوه إلی غیره”. ” خلفا وزمامداران مسلمانان پس از پیامبر با علما ودانشمندان معتمد در مورد مسائلی كه حكم شرعی در آن وجود نمی داشت، مشورت می كردند، تا آنچه سهل وآسان و به مصالح جامعه می بود، بگیرند، وعملی كنند، درصورتیكه حكم آن از كتاب و یاسنت دانسته می شد، در تلاش حكم آن از طریق شورا نمی شدند واز آن حكم تجاوز نمی كردند”.

در مورد افراد مورد در شورای مشورتی عمر بن خطاب آمده است : ” وكان القراء أصحاب مشورة عمر كهولا كانوا أوشبانا” .[۲]“اعضای مجلس شورای عمر را قاریان

قرآن- چه جوانان وچه بزرگ سالان- تشكیل می دادند”.

شورا در اسلام در محدوده موضوعات وطرز اجرای قانون است، نه در قانونگزاری.درسیرت پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم ویاران گرامیش می توان دید كه آنها هیچ وقت درقانونگزاری مشورت نمیكردند، وتنها در طرز اجرا و تطبیق قانون در وضع موجود  نظرمسلمانان را می خواستند؛ لذا هنگامیكه پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم پیشنهادی را طرح می كرد، مسلمانان نخست سوال میكردند كه آیا این حكم الهی است كه قابل اظهار رأی نباشد، ویامربوط به چگونگی تطبیق قوانین و اجتهاد می باشد، اگر مانند دوم می بود، اظهار نظر می كردند، واگر جزو دسته اول می بود، بدون اظهار نظر آن را به مرحله ی اجرا در می آوردند.  ودر روایت بخاری خواندیم :” فَإِذَا وَضَحَ الْكِتَابُ أَوْ السُّنَّةُ لَمْ يَتَعَدَّوْهُ إِلَى غَيْرِهِ”. “در صورت بودن حكم قرآن وسنت از آن تجاوز نمی كردند”.

[۱]صحیح البخاری

[۲]صحیح البخاری

[۱] حجرات / ۱۳

[۲]مسند احمد باسند صحيح

[۳]امام بخاری از عبدالله بن عمر

[۴]بخاری ومسلم

[۵]همان

[۶] روایت بخاری

دیدگاهتان را بنویسید