مفهوم توکل در مبارزات مسلحانه پیامبر خاتم(۱۴۷)

مفهوم توکل در مبارزات مسلحانه پیامبر خاتم(۱۴۷)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

اگر پیرامون یگان ها، هیئت های اعزامی و غزوه های تشکیل شده توسط پیامبر خاتم  اندکی بیندیشیم به قدرت امنیتی رسول الله صلی الله علیه وسلم  که در تاریخ بی نظیر است پی می بریم :

۱- رسول الله صلی الله علیه وسلم  هفت ماه پس از هجرت، هیئتی را به ریاست حمزه به سمت سواحل دریای سرخ اعزم کرد تا راه را بر یکی از کاروانهای سکولاریستهای قریش که از آنجا عبور می کرد ببندند که با میانجی گری مردی به نام مجدی بن عمرو جهنی که با هر دو دسته رابطه داشت بدون درگیری به مدینه بازگشتند.

۲- پس از آن یگان دیگری به ریاست عبیده بن حارث اعزام شد و تا کنار آبی که در ناحیه ی حجاز بود پیش رفت؛ تا دویست تن از سکولاریستها به سرکردگی ابوسفیان یا عکرمه را در آن جا غافلگیر کند. این یگان هم بدون جنگ و زد و خورد برگشت، هرچند سعد بن ابی وقاص یک تیر انداخت و این اولین تیری بود که در اسلام انداخته شد.

۳- نُه ماه پس از هجرت یگانی به ریاست سعد بن ابی وقاص جهت سد راه کاروان سکولاریستهای قریش اعزام شد که قبل از رسیدن آنان به کمینگاه، کاروان گذشته بود و برخلاف دو یگان قبلی بدون دیدن دشمن به مدینه بازگشتند.

۴- رسول الله صلی الله علیه وسلم  شخصاً برای سد راه کاروان سکولاریستهای قریش در غزوه ی ودان شرکت کرد. ودان نام کوهی مشرف بر احد است که در بین مکه و مدینه واقع شده است.

۵- سیزده ماه پس از هجرت در غزوه ی بواط راه عبور کاروان یکصد نفره به ریاست امیه بن خلف را مسدود کرد.

۶- شانزده ماه پس از هجرت، از مدینه بیرون رفت تا در غزوه ی العشیره راه را بر یک کاروان مجهزسکولاریستهای  قریش ببندد که از شام به سوی مکه برمی گشت و تقدیر چنان شد که به جنگ بدر منجر شد.

۷- هفده ما پس از هجرت، مصادف با ماه رجب یگانی به ریاست عبدالله بن جحش به سوی نخلستانی میان مکه و طایف اعزام شدند که میان بستان ابن عامر کمین کردند و کاروانی را در آن جا به اسارت گرفتند و به مدینه بردند.

۸- غزوه ی بدر کبری که اراده ی خدا آن را به جای کاروان تجاری سکولاریستهای قریش برای مسلمانان رقم زد.

این هشت رویداد نمونه هایی از بیداری سرویس اطلاعات رسول الله صلی الله علیه وسلم  و اطلاع رسانی دقیق بود که هرگونه تحرک دشمن را کنترل می کرد و این سرویس از هوشیاری آنچنانی برخوردار بود که لحظه خروج از مکه و شام را به طور دقیق مخابره می کرد.

۹- رسول الله صلی الله علیه وسلم  که خود همراه برخی از یارانش مدینه را به سوی بدر ترک کرده بود، در راه به سفیان ضمری رسید و هویت او را پرسید، سفیان نیز قبل از جواب – متقابلاً- از هویت مسلمانان پرسید. رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود : تو اخباری در اختیار ما بگذار تا ما نیز اخباری در اختیار تو بگذاریم. سفیان گفت : این در مقابل آن. رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود : آری . سفیان گفت : پس هر چه دوست دارید، بپرسید؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم  ر فرمود : اطلاعاتی پیرامون قریش می خواهیم. سفیان گفت : طبق اطلاعات من در فلاتن روز از مکه بیرون آمده اند و چنانچه این خبر درست باشد امروز باید در فلان جا یا کنار دره باشند. رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود : از محمد و یارانش چه خبری در دست داری؟ سفیان گفت : طبق اخباری که به من رسیده، فلان روز از یثرب بیرون آمده اند و چنانچه این خبر درست باشد، باید اکنون کنار آن دره باشند. سپس گفت : اکنون بگویید که شما کیستید؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم  به سوی عراق اشاره کرد و فرمود : ما از آب هستیم. سفیان گفت : ما از ابیم یعنی چه؟ آب عراق؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم  پس از این گفتگو به میان یارانش برگشت و سفیان هم به میان همراهان خود برگشت و این گفتگو در بالای تپه شنی صورت گرفت که مسلمانان در جانبی و جماعت سفیان هم در جانب دیگر آن قرار داشتند و هیچ کدام از آنان به یکدیگر پی نبردند.

این نمونه ای از کسب خبر توسط رسول الله صلی الله علیه وسلم  است که موضع دشمن را در بدر کشف کرد و قبل از رویارویی به تعداد نیروی انسانی و امکانات و ادوات جنگی آنان پی برد که بی نیاز از شرح و تحلیل است.

۱۰- پس از جنگ بدر غزوه ی قرقره الکدر روی داد و ماجرا از این قرار بود که به رسول الله صلی الله علیه وسلم  خبر رسید که گروهی از غطفان و سلیم گرد آمده اند و قصد حمله به مدینه دارند. رسول الله صلی الله علیه وسلم به هدف مسدود کردن راه به سوی آنان به راه افتاد. اما قبل از رسیدن، منطقه را ترک کرده بودند. رسول الله صلی الله علیه وسلم  در پایین دره مستقر شد و دسته ای از یارانش را به بالای دره فرستاد که در آنجا به غلامی به نام یسار برخورد کردند و با کسب خبر از او دریافتند که ماجرجویان به سوی آب های کدر بالا رفته اند. آنان که خود را در محاصره گروه گشت رسول الله صلی الله علیه وسلم  دیدند، وسایل را بر زمین نهاده و فرار را بر قرار ترجیح دادند و اموالشان غنیمت مسلمانان شد.

۱۱- عباس بن عبدالمطلب که در مکه به سر می برد، با ارسال نامه ای توسط مردی از خاندان غفار، رسول الله صلی الله علیه وسلم  را از جریان آمادگی و فعل و انفعالات سکولاریستهای  قریش جهت تدارک جنگ آگاه ساخت. عمروه بن سالم خزاعی همراه گروهی که در ذی طوی از قریش جدا شده بودند به خدمت رسول الله صلی الله علیه وسلم  رسید و پس از رساندن اخبار جدید به رسول الله صلی الله علیه وسلم  برگشتند. مشرکان در روز چهارشنه در پشت مدینه اردو زدند و شترانشان در مدت پنج شنبه و جمعه آثاری از گیاه را در آن منطقه بر جای نگذاشتند. رسول الله صلی الله علیه وسلم  این بار حباب بن منذر بن جموح را فرستاد تا تعداد و توان تجهیزات آنان را برآورد سازد و رسول الله صلی الله علیه وسلم  پس از برگشتن حباب به او گفت :«چیزی درباره ی آنها به کسی نگو، خدا برای ما کافی و او بهترین داور است، خدایا به نام تو بر دشمن می تازیم.»[۱]

۱۲- رسول الله صلی الله علیه وسلم  خبر توطئه ی یهودیان و حرکت مشرکان برای جنگ احزاب و تعداد افراد و ادوات و نوع نقشه ی آنان را از طریق قبیله ی سکولار خزاعه دریافت کرد؛ بنابراین یاران خود را به یک مجلس مشورتی اضطراری فرا خواند و با در میان نهادن اطلاعات حاصله جهت مقابله با آنان با یاران خود به مشورت پرداختند.

غافلگیر نمودن مهاجمان :

این موضوع رابطه ی محکمی با موضع قبلی دارد و بدین شکل صورت می گرفت که رسول الله صلی الله علیه وسلم  وقتی از تصمی دشمن خبر پیدا می کرد، قبل از حمله آن ر غافل گیر می کرد و این گونه سیاست بارها در نقشه و برنامه ریزی پیامبر روی داد :

۱- به رسول الله صلی الله علیه وسلم  خبر رسید که گروهی از خاندان ثعلبه از قبیله ی غطفان به قصد حمله به مدینه به فرماندهی دعثور بن محارب در ذی أمر گرد آمده اند. رسول الله صلی الله علیه وسلم  عثمان بن عفان را در مدینه به جای خود گماشت و همراه چهارصد و پنجاه تن از یارانش جهت رویاروی با آنان مدینه را به قصد نجد ترک کرد. در مسیر راه به مردی از طایفه ی ثعلبه رسید و خبر آن گروه را از او پرسید، او هم رسول الله صلی الله علیه وسلم  را راهنمایی کرد، اما اخلالگران همین که وجود مسلمانان را احساس کردند به کوه ها پناه بردند.

۲- غزوه ی بنی سلیم نیز به هدف تار و مار کردن گروهی به وقوع پیوست که قصد یورش به مدینه را در سر می پروراندند.

۳- غزوه ی ذات الرقاع بعد از احد به وقوع پیوست و بنا به اخباری که به رسول الله صلی الله علیه وسلم  رسید خاندان انمار بن بغیض و سعد بن ثعلبه جهت جنگ با مسلمانان گرد آمده بودند و رسول الله صلی الله علیه وسلم  تلاش کرد که دشمن را غافلگیر و فرصت را از او سلب کند و در یک حمله ی غافلگیرانه آنان را دنبال کرد، آنان به محض دیدن مسلمانان خانه هایشان را ترک کردند و به کوه ها پناه بردند.

۴- طلحه و سلمه، فرزندان خویلد که پیشوایان طایفه ی بنی اسد بودند؛ گمان می کردند که محد بعد از جنگ احد توان خود را از دست داده است. بنابراین مردم را جهت یورش به مدینه تحریک کردند. گروه ابوسلمه سحرگاهان بر دشمن تاختند و سکولاریستها  که قدرت مقاومت را در خود نمی دیدند متفرق شده، فرار را بر قرار ترجیح دادند.

۵- علت از پای درآمدن خالد بن سفیان هذلی این بود که به رسول الله صلی الله علیه وسلم  خبر رسید : خالد مشغول گردآوری و تحریک مردم و تدارک جنگ علیه اوست، رسول الله صلی الله علیه وسلم  هم عبدالله بن انیس را مأمور کرد که مردم را از شر او نجات دهد و عملاً این نقشه تحقق یافت.

ما نیز تردیدی نداریم که پیروزی به دست خداست؛ اما خداوند متعال حرکتی را نمی پذیرد که از تعدادی افراد ناتوان و گروهی به زمین چسبیده تشکیل شده باشد که از مفهوم توکل حالی نشده اند و در حالی که دشمن در حال برنامه ریزی و طرح نقشه های فریبنده و ستمگرانه است، آن حرکت از خود موضعی نشان ندهد. پس از این باید بدانیم که تنها حرکتی لایق و سزاوار پیروزی است که مستحکم ، بیدار و هوشمند و خستگی ناپذیر باشد و چنانچه از مسؤولیت هایمان سر باززنیم و توکل را با تنبلی بیامیزیم و در انتظار پیروزی هم باشیم خردمند نیستیم و جز این نیست که خود را به نادانی زده ایم.

[۱] احمد بن علی  مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبي من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع  ؛  محقق: محمد عبدالحمید نمیسی ، بیروت ، دار الکتب العلميه ۱۴۲۰٫ق، ۱/۱۱۵

دیدگاهتان را بنویسید