ویژگی های نظام سیاسی اسلام (۱۵۴)

ویژگی های نظام سیاسی اسلام (۱۵۴)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

۱- ربانی بودن :

یكی از ویژگی های نظام سیاسی اسلام ربانی بودن این نظام است، واین دومفهوم را دربردارد:

–  ربانی بودن منبع وبرنامه.

– ربانی بودن هدف.

الف- ربانی بودن منبع ومأخذ :

منظور از ربانی منبع اینست كه : نظام سیاسی اسلام مانند سایر برنامه های آن، آیین ربانی وپیام الهی است كه توسط جبریل امین به خاتم پیامبران فرستاده شده است. این نظام پاسخ ونتیجه ی خواست یك فرد، یك خاندان، یك گروه، یک حزب وملت نیست، بلكه نتیجه ی خواست پروردگار جهان وجهانیان است.  ازنتایج مهم این ویژگی میتوان امور آتی را شمرد :

۱- مصونیت از تضاد :

از لوازم این نظام الهی وقانون آسمانی خالی بودن از هرگونه تضاد، تناقض وناموزونی است :وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَیرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ اخْتِلاَفًا كَثِیرًا  . (نساء: ۸۲)اگر این قرآن ازطرف غیر خدا می بود، اختلاف فراوانی درآن می یافتند.

۲- بی طرفی : در قوانین ساخته ی  دست بشر- آگاهانه یا نا آگاهانه- منافع شخصی، نژادی وگروهی به نحوی در نظر گرفته می شود.  این قوانین الهی است كه بدون تمایل به یك جهت، منافع فردی واجتماعی را بطور یكسان تنظیم می نماید.

۳- احترام واعتماد به این نظام : وقتی كه انسان فهمید قانونی كه اجرا می شود قانون الهی است اطمینان دارد كه به زیان دسته ای ونفع دسته دیگری نیست، بلكه به مصلحت فرد وجامعه است. این اعتقاد واعتماد خود  باعث می شود كه از قوانین الهی اطاعت به عمل آید؛ چرا كه اطاعت از  آن، باعث خشنودی خدا  وسرپیچی از آن باعث خشم خداوند ومجازات دنیایی واخروی خواهد شد.  قرآن كریم در آیات فراوانی این خصلت را اعلام داشته وآن را تأیید كرده است، وارزش واحترام هر قانونی در جهان بستگی به میزان اطاعت واعتماد واعتقاد مردم نسبت به آن دارد.

۴- نجات از اسارت وبردگی :نظام های وضعی سکولاریستی – اعم از نظام های کمونیستی، لیبرالیستی، دموكراسی و …  هم از لحاظ تشریع و قانونگذاری، وهم  از لحاظ اجرایی قوانین ساخته افكار بشر بر مردم بوده،  انسان را برده وبنده انسان دیگری می گرداند.

اما اسلام همانگونه كه قانونگزاری را از لوازم توحید شمرده  آن را حق آفریدگار جهان میداند، همچنان این پیام را دارد كه با اجرای قوانین الهی در زمین خدا، انسان ها را از چنگال اسارت انسان های دیگر نجات می دهد.[۱]

ب- ربانی بودن هدف :نظام سیاسی اسلام بعدی از ابعاد سعادت آفرین اسلام است كه آرمان علیا وهدف نهائی اش را – با اجرای قوانین او – بر قراری  پیوند ورابطهء نیكو با خداوند، ودستیابی به رضایت وخوشنودی او تشکیل می دهد، واین هدف در آیات وروایات ذیل چنین بازتاب یافته است :

  • “بگو: نماز، عبادت، زندگی ومرگ من همه برای خداوندی است که هیچ شریک وهمتا ندارد، وبه من دستور داده شده بر این که من نخستین مسلمان باشم”. ( انعام:۱۶۲-۱۶۳ )
  • عن معقل بن سیار قال سمعت النبی یقول: ” ما من عبد استرعاه الله رعیة فلم یحطها بنصحه إلا لم یجد رائحة الجنة”.[۲] کسیکه به عنوان زمامدار امور مسلمانان تعیین گردد، سپس در برابر رعیت خود خیر اندیش نبوده باشد، حتی بوی جنت را در مشام خود نخواهد دید .

۲- نظام جهان شمول وفرا زمان:

برنامه اسلام همه گیر وجهان شمول است كه تمام گروهها، نژادها، ملتها وطبقات را مورد خطاب

قرار می دهد، همانگونه كه برنامه ی زندگی برای تمامی دوران ها ونسلها است ، نه محدود به دوره معینی یا زمان ویژه ای كه با پایان یافتن آن، كار آمدی این نیز  به سر آید.

نظام سیاسی اسلام كه جزء جدائی ناپذیر برنامه ی اسلامی است، فرا زمانی وجهان شمولی اش این نظام را از سایر نظام ها تشخیص میدهد، این نظام متعلق به ملتی ویژه، ویا كشور خاص، ویا مخصوص به زمان پیامبر خاتم وخلفای راشدین و.. . نبوده، بلكه رهبر مسلمانان خلیفه وزعیم سیاسی جهان اسلام فراتر از مرزهای ساخته استعمار می باشد، همانگونه که تمام مسلمانان جهان به عنوان امت اسلامی رعیت آن وملزم به اطاعت وی هستند (اعراف:۱۵۸ / انعام:۱۹ / و….) ” وكان النبی یبعث الی قومه خاصة وبُعِثتُ إلی الناس عامّة”  [۳]پیامبران پیشین به گروه مشخصی فرستاده میشدند، ولی من به همهء مردم فرستاده شدم.

۳- نظام متوازن ومیانه :  یكی از برجسته ترین خصایص دین اسلام توازن ومیانه رو بودن آن است . “همچنان شما را امت میانه ای  قرار دادیم تا گواه برمردم باشید”. (بقره:١٤٣)

اسلام دین معتدل است از نظر عقیده، ارزشهای مادی ومعنوی، روابط اجتماعی، شیوه های اخلاقی، عبادت وطرز تفكر، جهاد و قتال، نظام حکومتی و اجرائی جامعه . نظام سیاسی اسلام معتدل ومتوازن است، برخلاف نظامهای وضعی كه افراط وتفریط همزاد وجزء جدائی ناپذیر آن می باشد. نظام سیاسی اسلام  بر اساس قانون الله و شوری بنا گردیده است،  نه مانند نظام های دیكتاتوری رعیت را كاملاً سلب صلاحیت مینماید، ونه مانند نظامهای دموكراسی مردم را مصدر قانون پنداشته، مردم را همه چیز می داند.

 

[۱]سلیمان عید،النظام السياسي في الإسلام ،ص ۲۱۸

[۲]رواه البخاری

[۳]حدیث جابر  به روایت بخاری

دیدگاهتان را بنویسید