پیامبر خاتم در برابر جنگ فکری و روانی (۱۵۰)

پیامبر خاتم در برابر جنگ فکری  و روانی (۱۵۰)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

شناخت صحیح  و شرعی از زوایای مختلف مسأله، مسیر صحیحی است که هر مسلمانی که طالب سلامت ایمانی و دنیوی است  ، باید از آن بگذرد؛  اما در وضع موجود چه باید کرد ؟ زمانی که مسلمین از طریق رسانه های ماهواره ای و منبرهای غدر و خیانت،  در معرض انواع اخبار دروغین و سحر دین فروشان خائن قرار گرفته اند،  نیاز به  دسترسی به اطلاعات صحیح و سالم یک ضرورت بنیادین می باشد به همین دلیل چند جمله ی کوتاه در مورد اهمیت تبلیغ و جنگ رسانه ای،  فکری  و روانی در رساندن واقعیتهای کلان و عملی شریعت  را بیان می کنم، امری که قاطعانه باید برایش کاری انجام داد .

امام احمد با سند صحیح از انس رضی الله عنه و او از رسول الله  صلی الله علیه وسلم  روایت می کند که گفت: “جاهدوا المشرکین بألسنتکم و أنفسکم و أیدیکم”.(با مشرکین با جانهایتان و اموالتان و دستانتان جهاد کنید). و در مسند با سند صحیح ازکعب بن مالک رضی الله عنه روایت است که به رسول الله  صلی الله علیه وسلم گفت: الله عزو جل در باره شعر آیاتی را نازل کره که خود می دانید” رسول الله  صلی الله علیه وسلم فرمودند:”مؤمن باید با شمشیر خود و زبان خود جهاد کند قسم به کسی که جانم در دست اوست اثری که با شعر بر دشمن می گذارید مانند آنست که به آنها تیر می زنید”،یعنی تبلیغ و مبارزه زبانی در روحشان ، همانند تأثیر تیر در جسدشان ،اثر می گذارد و در روایتی دیگر از آن هم مؤثرتر است.

و نیز خود رسول الله صلی الله علیه وسلم صدا و تصویر را برای روشن کردن حقائق دین به کار برده است. درحدیث صحیح از انس رضی الله عنه روایت است که گفت:”رسول الله صلی الله عیه وسلم خطوطی را کشید و سپس گفت این خط ،آرزوی انسان است و آن خط اجل اوست و در این حین خط نزدیکتر می رسد….”.

و از ابن مسعود در حدیث صحیح روایت است که :« رسول الله صلی الله علیه وسلم خط مربعی را رسم نمود و خطی را در وسط آن و رو به بیرون کشید….».

ابن بطال رحمه الله می گوید:« رسول الله صلی الله علیه وسلم در حدیث ابن مسعود آرزوی انسان و اجل او و عوارض دنیوی را که از او جدا نمی شوند،را درقالب خطوط مثال زد». پس مسلمین هم اکنون باید با بهره گیری از تمام رسانه های نوشتاری ، صوتی و تصویری به روشنگری و مبارزه با جنگ روانی دشمنان قانون شریعت بپردازند .

در زمان جنگ و صلح  دو ابزار مهم بارها و بارها سودمند بودن و کارایی ارزشمند خود را در جنگ روانی به نمایش گذاشته اند :

اول: ایجاد ترس و رعب و وحشت درصفوف دشمنانمان با به کارگیری تمام وسائلی که شریعت برای این هدف مباح کرده است.

الله تعالی می فرماید: إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلآئِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرَّعْبَ  (اي مؤمنان ! به ياد آوريد) زماني را كه پروردگار تو به فرشتگان وحي كرد كه من با شمايم (و كمك و ياريتان مي‌نمايم . شما با الهام پيروزي و بهروزي) مؤمنان را تقويت و ثابت‌قدم بداريد، (و من هم) به دلهاي كافران خوف و هراس خواهم انداخت. ( انفال/۱۲)

زمخشری در کشاف می گوید:«هیچ کمکی بزرگتر از انداختن ترس و رعب در قلوب کفار نیست و هیچ ثابت قدمی بالاتر از زدن گردنهایشان نیست و جمع شدن این دو با هم نهایت پیروزی است» بنابراین ایجاد رعب و وحشت، عملی ربانی بوده و در بسیاری از عرصه ها کار را قبل از آغازش به پایان می رساند، این را ما در عراق و شام، یمن و… به کرات مشاهده نموده ایم . در صحیحین ازحدیث ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: “بعثت بجوامع الکلم و نصرت بالرعب . با کلمات قصار و جامع مبعوث گشته ام و با رعب نصرت شده ام. و از جابر بن عبدالله در حدیث صحیح از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت است که فرمود: “نصرت بالرعب من مسیرة شهر” از فاصله یک ماهه با رعب نصرت داده شده ام .

ملهب رحمه الله می گوید:«این چیزی است که الله تعالی ایشان و مجاهدین امت را به آن اختصاص داده و امت او را با آن برتری داده است وبه احدی غیر او عطا نشده است و ما آن را به عیان دیده ایم، ابومحمد الاصیلی برایمان گفت که: به ما خبر موثق رسید که وقتی خبر فتح  بارسلون به اهالی آنجا رسیده بود آنقدر ترسیده بودند که دروازه های قسطنطنیه را فوراً در همان روز بسته بودند و حالت آماده باش گرفته بودند درحالی که آن شهر از ما دو ماه فاصله داشت » .

دوم: تخریب چهره کفار و رسواکردن اخلاقشان و وصفشان به هر نقیصه ای که دارند و این کار باید به حق انجام شود نه به باطل.

الله تعالی می فرماید: ‏ وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ ‏.‏ هَمَّازٍ مَّشَّاء بِنَمِيمٍ ‏.‏ مَنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ ‏.‏ عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ  (قلم/۱۰-۱۴) از فرومايه‌اي كه بسيار سوگند مي‌خورد، پيروي مكن بسيار عيبجوئي كه دائماً سخن‌چيني مي‌كند بسيار مانع كار خير، و تجاوز پيشه، و بزهكار است . علاوه بر اينها درشتخوي و سنگين دل ، و انگشت نما به بديها است . (آيا اين همه زشتيها و پلشتيها) بدان خاطر است كه دارا و داراي فرزندان است‌ ؟ !

در حدیث صحیح از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که درباره آیه” عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ” گفت:«مردی ازقریش که دربدنش تاولی مانند خال بز داشت».و گفته شده که:”زنیم کسی است که پدرش معلوم نیست”».

و چه این باشد یا آن،به هر حال ما باید کفار را به هر عیب و زشتی که در خلق و خوی و خلقتشان وجود دارد توصیف کرده و آنها را در نظر مسلمین منفور کرده و در نزد مجاهدین بی ارزش کنیم.

رسول الله صلی الله علیه وسلم کنیه عمر ابن هشام را تغییر داد. کنیه او «ابوالحکم»بود و پیامبر کنیه او را به کنیه ای پست و قبیح تغییر داده و او را ابوجهل نامید، بعد از آنکه او به کنیه خودش که اشاره به عقل و حکمت دارد، افتخار می کرد. پس باید این منهج ما در تعامل با رؤسای کفار باشد اما باید این نامها را با دقت انتخاب کرد تا کلمات و اوصافی صادق ایجاد شوند به طوریکه خوب در جای خود بنشیند و بدرستی و اندازه در قالب در آید و به صاحبش بچسبد.

در حدیث صحیح از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم ناسزاگو وفحاش و نفرین کننده نبود، ودر حدیث صحیح از عائشه رضی الله عنها وارد است که پیامبربه اوفرمود:”چه هنگام مرا فحاش دیده ای”. طبری می گوید: «فاحش:یعنی کسی که عفت کلام نداشته باشد»،و ابن بطال می گوید:« ریشه کلمه فحش در نزد عرب:هرچیزی است که از اندازه و حد خود خارج گشته و زشت شمرده شود ».پس بین فحش دادن با نشان دادن واقعیت شخصیتی دشمنان شریعت تفاوت محسوسی وجود دارد .

علاوه براین یکی از ابزارهای مهمی که باعث تصفیه ی نیروهای خودی می گردد آسیب شناسی، انتقاد سازنده و جایگزینی راهکار صحیح می باشد :

مزید بر نقدها و آسیب شناسی هایی که در مورد جنگ احد و سایر موارد شخصیتی و عمومی مسلمین صورت می گیرد ما در غزوه ی حنین درسهایی را در این مورد بیان می کنیم . مغرور شدن برخي از مسلمانان به کثرت تعداد لشکر خويش، موجب گرديد تا در مرحله نخست معرکه، نصرت الهي شامل حال آنان نگردد؛ چنانکه قرآن کريم در اين مورد مي‌گويد:لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَه وَيوْمَ حُنَينٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيئًا وَضَاقَتْ عَلَيكُمُ الأرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيتُمْ مُدْبِرِينَ  . ( توبه / ۲۵) خداوند شما را در مواقع زيادي ياري كرد و (به سبب نيروي ايمان بر دشمنان پيروز گرداند، و از جمله) در جنگ حُنَين (شما كه ۱۲۰۰۰ نفر بوديد، و ميان قبائل ثقيف و هوازنِ مشرك كه ۴۰۰۰ نفر بودند) بدان گاه كه فزوني خودتان شما را به اعجاب انداخت (و فريفته و مغرورِ انبوه لشكر شديد) ولي آن لشكريانِ فراوان اصلاً به كار شما نيامدند (و گره از كارتان نگشادند) و زمين با همه‌ي وسعتش بر شما تنگ شد، و از آن پس‌پشت كرديد و پاي به فرار نهاديد .

رسول الله  صلي الله عليه و سلم نيز به يارانش هشدار مي‌داد که نبايد آنان نسبت به تجهيزات و نيروهاي خويش مغرور گردند و به آنان معاني «لاحول و لا قوه الا بالله» «هيچ نيرو و قدرتي جز قدرت خدا وجود ندارد.» و «اللهم بک أحول و بک أصول و بک أقاتل » «بارالها! به وسيله تو نيرو مي‌گيرم و حمله مي‌کنم و مي‌جنگم »  را می آموخت . بدين صورت رسول الله  صلي الله عليه و سلم درصورت مشاهده هرگونه انحراف ظاهری  و درونی، حتي در حساس‌ترين شرايط، به توجيه و تربيت آنان مي‌پرداخت.

دیدگاهتان را بنویسید