پیامبر خاتم و اسرای جنگی(۱۴۹)

پیامبر خاتم و اسرای جنگی(۱۴۹)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

  • ترکیب قاطعیت ونرمش رسول الله صلی الله علیه و سلم با اسیران اسلام –  غزوه بدر

بعد از پایان جنگ بدر و پیروزی مسلمانها بر کفارسکولاریست قریش تعداد زیادی اسیر نصیب مسلمین گرید؛  بلافاصله، رسول الله صلی الله علیه و سلم  قوانینی جهت رعایت حقوق اولیه ی آنها در نظر گرفت  و  به وضوح تبیین کردند که باید با اسرا خوش رفتاری شود . جالب است  که این افراد سکولار تا چند ساعت پیش در میدان جنگ با شمشیر به جان اهل توحید افتاده بودند  .

مجاهدین طبق قاعده ی«سمعنا و اطعنا» دستور را اجرا نموده ، برای اسیرهایی که لباس نداشتند لباس تهیه کردند، زخم های آنها را مداوا کردند، و به آنها غذا دادند. حتی برای رعایت کامل دستور رسول الله صلی الله علیه و سلم، اگر دو نوع غذا داشتند، غذای خوب‏تر و لذیذتر را به اسرا می‏بخشیدند وجالبتر اینکه غذا دادن به اسیر، برکسی که او روا  اسیر کرده است  تا وقتی که اسیر را به فرمانده ی خود تحویل دهد نیز ضروریست . و این عملی نمودن این آیه ی شریفه است که : «به خاطر محبتي كه با خدا دارند، به مسكين و يتيم و اسير خوراك مي‌دهند.» . ( انسان/ ۸)

یکی از کسانی که در این جنگ اسیر شده بود ابوعزیز بن عمیر برادر مصعب بن عمير  نام داشت. او می گوید: “چون مسلمانان می‏خواستند نهار یا شام بخورند، ابتدا به من تعارف می‏کردند و به من نان می‏دادند و خود فقط خرما می‏خوردند. هیچ کس از آنان مقداری نان در اختیارش قرار نگرفت، مگر اینکه نخست به من تعارف کرد”.

و در جای دیگر مشاهدات خويش را اين گونه بيان مي‌كند: من در جنگ بدر از اسيران بودم. پيامبر در مورد اسيران سفارش به نيكي نمود. من ميان انصار بودم. به جهت سفارش رسول الله صلی الله علیه و سلم  آنها هر وقت شام و نهار مي‌خوردند، غذاي بهتر را به من مي‌دادند.[۱]

ابوالعاص بن ربيع نيز مي‌گويد: خداوند به انصار جزاي خير دهد. من در ميان آنها بودم. هر وقت شام و نهار مي‌خوردند، نان را به من مي‌دادند و خودشان خرما مي‌خوردند؛ چرا كه نان كمتر يافت مي‌شد. بنابراين، مرا بر خود ترجيح مي‌دادند. وليد بن وليد بن مغيره نیز علاوه بر تأييد مطالب فوق مي‌گويد: خودشان پياده راه مي‌رفتند و ما سواره بودیم.[۲]

اساس اين رفتار سراسر شفقت‌آميز را، قرآن طرح‌ريزي نموده بود كه رسول الله صلی الله علیه و سلم  نیز آن را به اصحاب و يارانش تعلیم داد و آنان به آن عمل نمودند و چنان در وجود اسيران اثر گذاشت كه تعدادي از اشراف و بزرگانشان دین اسلام را پذیرفتند،  مانند ابوعزيز كه قبل از رسيدن به مدينه مسلمان شد و همين طور سائب بن عبيدكه بعد از پرداخت فديه اسلام را پذیرفت.[۳]

اسيران در حالي به خانه‌هايشان بازگشتند كه از دعوت اسلامي متأثر گشته و دلهايشان پاك شده بود. آنان در مجالس خود از رسول الله صلی الله علیه و سلم  و مكارم اخلاقي، محبت و گذشت، دعوت و تقواي او سخن مي‌گفتند. حقا كه اين نوع برخورد كريمانه بيانگر برتري اسلام در رفتار با انسانها به ويژه دشمنان مي‌باشد.[۴]

این بخشی از قضیه است که از کانال و فیلتر نرمش، مدارا، دل رحمی، عطوفت و رحم  گذرانده شده و متاسفانه جریاناتی خاص تحت عناوین فریبنده ای چون میانه رو بودن، وسطی و غیره از بازگو نمودن کل حادثه به صورت عمدی خودداری نموده اند و چون اکثر رسانه ها نیز در اختیار همین جریان بوده است بسیاری از مسلمین به خاطر سانسور این جریان متقلب، از کل ماجرا بی خبر مانده اند .

البته نباید فراموش کرد  که احترام به اسیر اصلا به معنی دلرحمی بیجا در میدان نبرد و یا در مجازات او نیست، رعایت این اصول مربوط به زمان بعد از گرفتن اسیر و قبل از اجرای مجازت  و یا اجرای حکم بر وی می باشد . چون می بینیم که  در مواردی که حکم اعدام برای اسرا صادر می گردید  رعایت اصول مربوطه از لحظه ای که فرد اسیر می شد تا لحظه ای که اعدام گردید، صورت می گرفت و با او خوش رفتاری می شد.

در غزوه ی بدر از میان سکولاریستهای کافری که از قریش به اسارت در آمده بودند همگی به نحوی آزاد گردیدند غیر از سه نفر: نظربن حارث بن كلده و عقبه ابن ابي معيط و معطم بن عدي. نضربن حارث همان بود كه از لحاظ فکری و فرهنگی بر علیه مسلمین تبلیغ می نمود و می‌گفت: إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ.

رسول الله صلی الله علیه و سلم  با ترکیب نرمش و قاطعیت در مورد اسیران،  اعمال شیوه‌های ذیل را به شیوه ای سیستماتیک به مسلمین آموخت :

الف – پذيرفتن سفارش کسانی چون مطعم بن عدي (به عنوان مشرکینی که چند خصلت اخلاق عمومی اهل ایمان را در خود جایی داده اند و نباید این صفات نیکو را نادیده گرفته و بدون پاداش گذاشت)

رسول الله صلی الله علیه و سلم  فرمود: اگر مطعم بن عدي زنده مي‌بود و در مورد اينها(اسيران) سفارش مي‌كرد، همه را آزاد مي‌نمودم.[۵]

اين حديث، بيانگر در نظر داشتن احسان و جایگاه مشرکینی است که صفت یا خصلتهایی از مومنین را در خود جایی داده اند ؛ زيرا مطعم بن عدي داراي خصلتهاي نیکویی بود كه همواره از آنها به نيكي ياد مي‌شد. او كسي بود كه به رسول الله صلی الله علیه و سلم  ، در بازگشت از طائف، پناه داد و ايشان را مورد حمايت قرار داد و يكي از سرسخت‌ترين افرادي بود كه مفاد قطعنامة ظالمانه سکولاریستها، مبني بر محاصره مسلمانان و بنی‌هاشم در شعب ابی طالب را لغو نمود. بنابراين، رسول الله صلی الله علیه و سلم  به موضعگيري وي، هر چند كه مشرك و سکولار بود، اعلام وفاداري نمود.[۶]

پیامبر خاتم ودسته هایی از اسرای جنگی

ابوعزه عمرو بن عبدالله الجمحي فردي نيازمند و صاحب فرزندانی دختر بود. هنگام اسارت، خطاب به رسول الله صلی الله علیه و سلم  گفت: اي رسول الله  تو مي‌داني كه من فردي نيازمند و عيال‌دار هستم و مالي هم ندارم كه پرداخت كنم بنابراين، بر من احسان كن! رسول الله صلی الله علیه و سلم  پذيرفت و از او تعهد گرفت تا دوباره عليه رسول الله صلی الله علیه و سلم موضع گيري ننمايد و دشمنانش را حمايت نكند.

ابن كثير مي‌گويد: ابوعزه به عهد خود با رسول الله صلی الله علیه و سلم  وفا ننمود و مشركان (سکولار)، وي را فريب دادند و در جنگ احد دوباره به اسارت مسلمانان در آمد. اين مرتبه نيز از رسول الله صلی الله علیه و سلم  خواست تا وی را ببخشاید، رسول الله صلی الله علیه و سلم  با قاطعیت درخواست وی را رد نموده و فرمود: «اكنون تو را رها نمي‌كنم كه دست به رخسارت بكشي و بگویي محمد را دو مرتبه، گول زدم.» . آن گاه دستور داد تا گردنش را بزنند.[۷]

رسول الله صلی الله علیه و سلم  زماني كه ابوعزه، فقر و بدبختي خود را یادآور گردید، از وي گذشت نمود و او را آزاد گردانيد، اما او به تعهدي كه با رسول الله صلی الله علیه و سلم  مبني بر شركت ننمودن در جنگ عليه رسول الله صلی الله علیه و سلم  و پذيرفتن صلح بسته بود، وفا ننمود و در جنگ احد دوباره به اسارت در آمد، امّا اين بار بر خورد رسول الله صلی الله علیه و سلم  با وي قاطعانه و با صلابت بود و دستور داد تا گردنش را بزنند.

بدین ترتیب در می یابیم که سرنوشت اسيران در اسلام در اختيار امیر و فرمانده ی کل  است. وی  با در نظر داشتن مصالح كلي مسلمانان يكي از موارد چهارگانه زير را اختيار نمايد:

قتل: رسول الله صلی الله علیه و سلم  قتل عقبه بن ابي معيط و نضر بن حارث را صلاح دانست.

احسان نمودن: يعني آزاد كردن اسير بدون عوض؛ چنانچه رسول الله صلی الله علیه و سلم  ابوعزة جمحي را آزاد نمود.

گرفتن فديه: آزاد كردن اسير در برابر پرداخت بهاي آزادي؛ چنانچه با عباس، نوفل بن حارث، عقيل بن ابي طالب و ديگران چنين بر خورد نمود. (با نظر داشت آیاتی که آزادی اسیر در قبال فدیه قبل از تمکین نهی شده است)

برده‌گيري: چنانكه سعد بن معاذ در مورد يهود بني‌قريظه چنين قضاوت نمود كه فرزندان و زنانشان به عنوان برده گرفته شوند و اموالشان تقسيم گردد و جنگجويانشان كشته شوند.[۸]

[۱] نور الدين الهيثمي ، مجمع الزوائد و منبع الفرائد، بیروت ، دارالفکر۱۴۱۹ق، ج ۶، ص ۸۶

[۲]واقدی، المغازی، ج ۱، ص ۱۱۹٫

[۳] محمد الصادق عرجون ، محمد رسول الله منهج و رسالة  ،دمشق ، الدار الشامیه  ۱۴۳۰ق ، ج ۳، ص ۴۷۴

[۴]– التاریخ الإسلامی، ج ۴، ص ۱۷۵ – ۱۷۶

[۵] ابوداود ، فی الجهاد، باب‌المن علی الأسیر، شماره ۲۶۸۹٫

[۶] منیرمحمد الغضبان  ، التربیة القیادیه، بیروت ، دارالقلم ،۱۴۱۹هـ. ، ج ۳، ص ۵۴٫

[۷]ابن کثیر ، البدایة و النهایة، ج ۳، ص ۳۱۳٫

 

[۸] شهلا بختياري  ، غزوه بدر کبري (پژوهشي در باره جنگ بدر) ، قم ، نشر مورخ با همکاري کتابخانه تخصصي تاريخ اسلام و ايران۱۳۸۹   ، ص ۱۰۱

 

دیدگاهتان را بنویسید