پیامبر خاتم و مجریان جنگ روانی و فرهنگی دشمن(۱۵۱)

پیامبر خاتم و مجریان جنگ روانی و فرهنگی دشمن(۱۵۱)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

رسول الله صلی الله علیه و سلم  همان گونه که نسبت به مطعم بن عدي سکولار کافر (نه سکولاری مرتد)  اظهار وفاداری نمود، از طرفي ديگر نیز می‌بایست سران فتنه و جنايتكاران جنگي را به سزاي اعمالشان مي‌رساند. و چون عقبه بن ابي معيط و نصر بن حارث به صورت تبلیغی و فرهنگی بر علیه اسلام فعالیت داشتند و از بزرگ‌ترين دعوتگران جنگ عليه اسلام و مسلمین  بودند، بنابراین، زنده‌ماندن آنان که در جنگ روانی و فکری فعالیت  داشتند، در شرایط خاصی که اسلام با آن مواجه بود، تهديد بزرگي عليه اسلام محسوب می‌گردید؛ چراکه قاعده ی برخورد با جنایتکاران جنگ مسلحانه و جنایتکاران جنگ فرهنگی و روانی با همدیگر متفاوت می باشد  . بر این اساس، رسول الله صلی الله علیه و سلم  هنگام بازگشت از بدر در محل «صفرا» دستور قتل آنها را صادر كرد.

عقبه ابن ابی معیط با اطلاع از حکم رسول الله صلی الله علیه و سلم  مبنی بر قتل وی، خطاب به قریشیان گفت: اي قريشيها! افسوس كه من در جمع شما كشته مي‌شوم؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم  فرمود: به خاطر دشمني با خدا و رسول كشته مي‌شوي.عقبه ابن ابی معیط گفت: اي محمد! احسانت بر من بهتر است. مرا هم مانند يكي از مردان قوم در نظر بگير. اگر آنان را به قتل رساندی، مرا نیز به قتل برسان و اگر بر آنها احسان نمودي، بر من هم احسان كن. اگر از آنها فديه گرفتي، از من نيز فديه بگير. اي محمد! چه كسي بعد از من فرزندانم را سرپرستي مي‌كند.

رسول الله صلی الله علیه و سلم  فرمود: آتش. سپس فرمود: اي عاصم! گردنش را بزن. عاصم نيز دستور رسول الله صلی الله علیه و سلم  را عملی نمود.[۱]او در صفرا، (محل) يا عرق ظبيه گردن زده شده و جهت عبرت فعالین  جنگ فرهنگی و عقیدتی بدار آويخته شد. او نخستين كسى بود كه در عالم اسلام پس از کشته شدن ، جهت عبرت دیگران ، بدار آويخته شد .

نضر بن حارث نیز يكي از افراد شرورو سکولار قريش و از كساني بود كه همواره رسول الله صلی الله علیه و سلم  را با فعالیتهای فرهنگی و روانی اش مورد آزار قرار مي‌داد. او به سرزمين«حيره» رفت و از آنجا حكايات فرمانروايان فارس و ماجراهاي رستم و اسفنديار را آموخته بود و زماني كه رسول الله صلی الله علیه و سلم  در جلسه‌اي از خداوند سخن مي‌گفت و قومش را از سرنوشت امتهاي گذشته، بيم مي‌داد، فوراً بعد از سخنان رسول الله صلی الله علیه و سلم، برمي‌خاست و مي‌گفت: به خدا سوگند، من سخن بهتري دارم. نزد من بيائيد! سپس به بيان ماجراهاي پادشاهان فارس، رستم و اسفنديار مي‌پرداخت و مي‌گفت: سخنان محمد، چگونه از سخنان من بهتر است؟[۲]

بديهي است كه چنين فرد سکولار متكبري كه تصور مي‌نمايد، سخنان بهتري از كلام خدا و رسول خدا، براي گفتن و بیان نمودن دارد، بايد اكنون كه در جنگ با رسول الله صلی الله علیه و سلم  دستگير شده است، به سزاي اعمال خود برسد. به همين دليل، رسول الله صلی الله علیه و سلم  درباره او با كسي مشورت نكرد[۳] و به علي دستور داد تا گردن او را بزند .[۴]

این سرنوشت تمام کسانی است که در عرصه های فرهنگی و روانی بر علیه مجاهدین شریعت گرا فعالیت منفی می کنند . با كشته شدن اين دو مجرم، مسلمانان آموختند كه برخي از سركشان معاند و دشمنان سرسخت که در جنگ فکری و روانی و با زبان بر علیه اسلام و قانون شریعت فعالیت داشته اند ، نبايد مورد ترحم قرا گيرند و اصولاً هيچ نوع تساهل و سازشي در مورد آنان پذیرفتنی نيست؛ زيرا آنان سردمداران شرارت و رهبران ضلالت هستند و با سخنان زشت و قبيح خود، جايي براي عفو و گذشت باقي نگذاشته‌اند.[۵]

ترور فرادی چون : کـعب بن اشـرف يهـودی، ابـن سيبـه يهـودی و سایر یهودیان، سـلام بـن ابی الحقيـق، خالـدبن سفيان هذلی، رفاعـه بن قيس جثمی، ابوعفـک،  ترور يـک زن شـاعــره  به اسم عصماء بنت مروان و…. نیز در همین راستا و طبق همین اصل صورت پذیرفت، چون در بسیاری موارد اگر چنین موجوداتی نباشند جنگ و فتنه ای نیز بر علیه شریعت گرایان وجود نخواهد داشت .

شما مسابقه ای را تصور کنید که یاران رسول الله صلی الله علیه و سلم برای کشتن این موجودات  به اجرا گذاشته و هرکسی سعی می کرد برنده ی این جایزه ی بزرگ گردد ؛ به عنوان مثال  زمانی که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود : « آیا کسی هست که دختر مروان را به سزای خود برساند ؟» عمیر بن عدی خطمی که مرد نابینایی بود حکم رسول الله صلی الله علیه وسلم را با طرح نقشه ای زیرکانه قبل از همه به اجرا درآورد . و یا زمانی که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود : « چه کسی شر این خبیث (ابوعفک) را کم می کند ؟» سالم بن عمیر گفت : باخود عهد می بندم که او را بکشم یا در این راه کشته شوم . سپس قبل از همه رفت و او را به هلاکت رساند .

در فتح مکه پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم  دستور قتل چند نفر را صادر کرد:

پس از نقض پیمان از سوی مشرکان و فتح با عزت مکه به دست مسلمانان، همه آنها به جز تعداد محدودی مورد عفو و بخشش پیامبر قرار گرفتند. ایشان پس از ورود به مکه فرمود: امروز آنچه را که برادرم یوسف گفت من هم می‌گویم: «امروز بر شما ملامتی نیست، خدا گناهان شما را می آمرزد و او ارحم الراحمین است»[۶]

پیامبرصلی الله علیه وسلم  دستور قتل چند نفر را صادر کرد و فرمود که آنها را هر کجا یافتند، اگرچه به پرده کعبه خود را آویخته باشند، ایشان را به قتل برسانند.[۷]

موفقیت سیاست خارجی پیامبر تابع پشتوانه نظامی(۱۵۲)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

در مجموع از بررسی دیپلماسی پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم در سه سطح قبایل، دولت های کوچک و دولت های بزرگ، به دست می آید که سطوح موفقیت پیامبرصلی الله علیه وسلم  به ترتیب متفاوت بوده است . دیپلماسی پیامبر در میان قبایل بسیار موفق بوده است، زیرا این دیپلماسی از پشتوانه نظامی نیرومندی برخوردار بود؛ با این وجود در سطح دولت ها موفقیت نسبی داشت، به ویژه در مواردی که روابط پیامبرخاتم با دولت ها بیشتر بوده و امنیت دولت ها در معرض تهاجم نیروهای مسلمان قرار داشت، دیپلماسی پیامبرخاتم از موفقیت بالایی برخوردار بود؛ اما در مواردی  چون مصر و حبشه که دیپلماسی فاقد ضمانت اجرایی  و نظامی بوده تاثیر آن زیاد ملموس نبوده است . این عدم تاثیرگذاری در سطح قدرت های بزرگ آن روز شفاف تر بود؛ اما آنچه در دراز مدت بر این دیپلماسی مترتب شد، نمی توان آن را نادیده گرفت .

[۱] الغضبان ، التربیة القیادیه، ج ۳، ص ۶۰

[۲]ابن هشام، السیرة النبویة،ج ۱، ص ۴۳۹ – ۴۴۰

[۳] الغضبان ، التربیة القیادیه، ج ۳، ص ۵۷

[۴]ابن هشام ، پیشین ، ج ۲، ص ۲۵۵٫

[۵]ابن کثیر ،  البدایة و النهایه، ج ۳، ص ۳۰۶

[۶] احمد ابن حنبل، مسند،تحقیق: عبدالمحسن ترکی، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، ۱۴۱۴ق. ، ج۴، ص۵۸۳، ح۴۵۴۹۱

[۷] محمد ابن­سعد، طبقات، ، ج۲، صص۱۳۵-۱۵۰  / ابن­هشام، بی­تا، ج۱۴، صص۴۲و۴۳

دیدگاهتان را بنویسید