پیمان و ائتلاف با سرسختترین دشمن اسلام ، یهود اهل کتاب و مشابهین آنها (۱۷۵)

پیمان و ائتلاف با سرسختترین دشمن اسلام ، یهود اهل کتاب و مشابهین آنها (۱۷۵)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

بت پرستی تفکر و اندیشه نیست، بلکه بی فکری و بیچارگی است و به همین خاطر پیامبرخاتم صلی الله علیه وسلم در مراحل ابتدائی تشکیل حکومت اسلامی، آزادی را برای آنان نه به عنوان صاحبان فکر و اندیشه بلکه به عنوان تجمع قبیله ای تصویب و شرایط حضور مشرکان در جامعه ی اسلامی را در ضمن پیمان مدینه تعیین کرد :

  • هیچ مشرکی حق ندارد مال و جان فردی از قریش را پناه دهد و یا علیه مؤمنی از او حمایت نماید
  • هرکس از روی آگاهی و عمداً مؤمنی را بکشد در مقابل آن قصاص خواهد شد مگر آن که اولیای مقتول رضایت دهند..

بدین صورت می بینیم هنگام تأسیس دولت اسلامی با رهبری پیامبر بزرگوار و مدیریت و درایت بی نظیر او، بین تمام شهروندان جامعه ی مدینه رابطه ی انسانی و شهروندی برقرار شد و تمام اقشار جامعه ی مدینه به عدالت کامل و آسایش و امنیت مطلوب نایل آمدند.

اینک در سایه حکومت نبوی حقوق همه محفوظ و مسؤولیت همه مشخص است و تنها دشمنی که جامعه ی مدینه و تمام اقشار آن را تهدید می کند مشرکان سکولارقریش هستند. بنابراین شهروندان مدینه باید با هم پیمان دوستی و همکاری امضا کنند و به مفاد آن در برابر این دشمن شماره یک و قدرتمند مشترک پایبند باشند.

یهودیان نیز از یک جنبه قدرتمند و توانا واز جنبه ی دیگر اهل کتاب آسمانی بودند، به همین دلیل پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم به جای گشودن جبهه ی جنگ و ستیزه، چشم امید به هدایتشان دوخته بود و در ضمن پیمان مدینه که اصول روابط بین مهاجرین و انصار و مشرکان مدینه را تعیین می کرد، با یهودیان نیز پیمان دوستی و عدم تجاوز به اصول و ارزش ها منعقد و بر مبنای حفظ دین و مال بین اقشار مختلف مدینه رابطه ی دوستی برقرار نمود. این پیمان عموم مسلمانان را دربرگرفته و یهودیان مدینه را به دو دسته تقسیم کرده بود و با توجه به شرایط ویژه ی هر یک از این دو دسته اصول روابط با آنان را تعیین می نمود.

اولاً : یهودیانی که در میان انبوه مسلمانان به سر می بردند.

  • تا زمانی که مردم مدینه با بیگانگام می جنگند، یهودیان و مسلمانان هزینه ی جنگ و دفاع را با هم متحمل می شوند.
  • یهودیان بنی عوف در کنار مؤمنان گروه مستقلی را تشکیل داده و هر یک از مسلمانان و یهودیان به علاوه ی غلامانشان آیین ویژه ی خود را خواهند داشت، مگر کسی که به ظلم و فساد و خیانت بپردازد که در آن صورت تنها او و خاندانش ضرر می بینند.
  • یهودیان بنی نجار نیز از وضعیت یهودیان بنی عوف برخوردارند.
  • یهودیان بنی حارث نیز از وضعیت یهودیان بنی عوف برخوردارند.
  • یهودیان بنی ساعده نیز از وضعیت یهودیان بنی عوف برخوردارند.
  • یهودیان بنی أوس نیز از وضعیت یهودیان بنی عوف برخوردارند.
  • یهودیان بنی ثعلبه نیز از وضعیت یهودیان بنی عوف برخوردارند.
  • وضعیت جفنه که تیره ای از بنی ثعلبه است، همانند خود بنی ثعلبه می باشد.
  • یهودیان بنی ثعلبه همان وضعیت یهودیان بنی عوف را خواهند داشت. خطا و نیکوکاری با هم مساوی نیستند.
  • غلامان بنی ثعلبه از وضعیت خود بنی ثعلبه برخوردارند و دوستان و خویشاوندان یهودیان نیز حکم آنان را خواهند داشت. هیچ کس جز با اجازه رسول الله صلی الله علیه وسلم حق ندارد از ردیف آنها خارج شود، خون هیچ کس پایمال نشود و هر کس خون های

کهنه را تازه کند یا به کشتن و اذیت و آزار دیگران برخیزد، مشکل این کار تنها دامنگیر خود و خاندانش می شود، مگر کسی که مظلوم واقع شده باشد و طبق مقررات به قصاص شرعی بپردازد. خداوند همراه و یاور آنان است که با نیکی و حساسیت و پرهیزکاری به محتوای این پیمان وفا می کنند.

دوماً : یهودیانی که محل تجمع شان جدا و دور از زندگی مسلمانان است :

  • یهودیان مسؤول مخارج خود و مسلمانان مسؤول مخارج خودهستند، هر یک از آنها موظف است دیگری را در حمایت از محتوای این پیمان کمک کند و رابطه ی یهودیان و مسلمانان در حکومت اسلامی برمبنای نصیحت و حسن برخورد متقابل است نه گناه و نافرمانی. هیچ کس با انحراف و جرم شخص دیگر یا یکی از هم پیمانان مجرم شناخته نمی شود. یاری دادن ستم دیدگان یک اصل بنیادین است و یهودیان تا زمانی که همراه مسلمانان در جنگ شرکت کنند هزینه ها و مخارج جنگی را با هم متحمل می شوند.
  • سرزمین یثرب برای اعمال و اجرای بندهای این پیمان، محدوده ی امنیتی محسوب می شود و هرگونه جنگ داخلی ممنوع و حرام است.
  • پناهنده همچون پناه دهنده موظف است و اجازه ی آسیب رسانی و رفتار ناشایست ندارد.
  • به همسر و ناموس هیچ کس جز به اجازه ی خود او پناه داده نمی شود.
  • کلام خدا و داوری رسول الله صلی الله علیه وسلم  مرجع مشاجره و اخلاف پیرامون این پیمان است.
  • خداوند بر پرهیزکاری و نیکی هایی که این پیمان بر آن مبنی است، گواه می باشد و به هیچ کس از افرد قریش و هم پیمانان و یاری دهندگان آنان پناهندگی داده نمی شود و کسی حق ندارد آنان را یاری دهد.
  • البته تمام یهودیان موظف هستند علیه هرکس که به سرزمین یثرب هجوم آورد مسلمانان را یاری دهند، اگر به صلح و آشتی دعوت شدند، صلح کنندو اگر آنان هم مسلمانان را به چنین چیزی فراخوانند، مسلمانان موظف هستند به یاریشان بشتابند مگر درخواست آنان مبنی بر یاری دادن کسی باشد که با دین در ستیزد. هر یک از گروه های مردمی از طرف گروهی که وارد مصالحه شده است به ادای سهم خود می پردازند.
  • یهودیان أوس و غلامانشان از محتوا و مزایای این پیمان برخوردار شوند و به نیکی با آنان رفتار شود، نیکی غیر از بدی است و هر کس پاسخگوی کاری می باشد که انجام داده است.
  • خداوند گواه است که این راست ترین و درست ترین پیمان است و این پیمان از هیچ ستمکار و خیانتکاری حمایت نمی کند.
  • هرکس از مدینه بیرون رود و هر کس در مدینه بماند در امان خواهد بود، مرگر کسی که به ظلم و خیانت بپردازد. خداوند پناه و پشتیبان کسی است که نیکواری و پرهیزکاری را پیشه کند و محمد نیز همراه چنین کسی است.

در این جا، رسول الله صلی الله علیه وسلم  با این شرط اساسی که «کلام خدا و داوری رسول الله صلی الله علیه وسلم مرجع مشاجره و اخلاف پیرامون این پیمان است» با سرسختترین دشمن اسلام، یعنی یهود، پیمان می بندد؛ آیا ما نمی توانیم با برادران مسلمان خود و حتی فرقه های اهل بدعتی که خود را مسلمان می دانند، جهت حفظ منافع مشترک مان، حول این محور پیمان ببندیم ؟

آیا همین یهودیان در تاریخ قرآن به اهل غدر و خیانت مشهور نبوده اند؟ آیا باز در عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم همین مسیر غدر و خیانت را در پیش نگرفتند؟  پس چرا پیمان؟ چرا از همان ابتدا بر علیه تمام یهودیان اعلام جنگ مسلحانه نشد؟ آیا اعلان جنگ بر علیه یک شریعت آسمانی یا یک فرقه و مذهب اسلامی، به جرم اینکه بخشی از آنها دچار غدر و خیانت و حتی ارتداد گشته اند، می تواند کار صحیح و شرعی باشد.

 

دیدگاهتان را بنویسید