ارتداد و مرتد در ادبیات مذهبی شیعه ۱۲ امامی (۱۹۲)

ارتداد و مرتد در ادبیات مذهبی شیعه ۱۲ امامی  (۱۹۲)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

واژۀ ارتداد ریشه ی  قرآنی دارد [۱]و «ارتداد» از واژه «ردد» و در لغت به معنای «بازگشت» است. در فرهنگ دینی به بازگشت از اسلام به کفر «ارتداد و ردّه» گفته می‌شود.[۲]«ارتداد» واژه‏ای است فقهی ـ حقوقی از ریشه ردّ و به معنای «رد شدن»، «برگشت از دین»، «از مسلمانی برگشتن»[۳]، «رو گردانیدن از مذهب اسلام بعد از اسلام»[۴]  «برگرداندن»، «بازگرداندن، چه حسی چه معنوی»[۵] «عقب‏نشینی» و «کناره گیری»[۶]آمده است.

از معانی مذکور سنخیتی آشکار بین معنای لغوی و اصطلاح فقهی به دست می‏آید؛ گرچه برخی از فقها این سنخیت را به گونه‏ای دیگر یعنی به معنای «خروج از شی‏ء (کفر) و سپس بازگشت به همان شی‏ء» مطرح نموده‏اند.[۷]البته چنین معنایی تنها در مورد کافری که از اسلام به کفر خود باز می‏گردد صادق است؛ اما معانی نخست شامل مسلمانی که از دین خود روگردانده نیز می‏شود.

«ارتداد» در اصطلاح یعنى «حالت جدید اعتقادى و تحول عقیدتى است که با انکار یکى از اصول سه گانه دین اسلام توحید، نبوت، معاد) و یا نفى اصلى از اصول ضرورى دین که انکار آن به انکار اصول سه گانه منتهى شود به شخص مسلمان رخ مى‏دهد.[۸]در کل شخص مرتد به کسی گفته می‌شود که از اسلام خارج شده و کافر شده باشد.

  • انواع ارتداد: در مجموع سه نوع ارتداد در این بحث قابل فرض است: ارتداد با نیت و عزم صِرف، ارتداد قولی و ارتداد فعلی. تردید نمودن در کفر و بطلان آن نیز به صورت نخست ملحق شده است.[۹]از فرقه‏های اهل سنت، شافعیه نیت کفر را نیز مشمول ارتداد دانسته‏اند.[۱۰]
  • معیار ارتداد: انکار نمودن یکی از ضروریات دین به عنوان معیار ارتداد شناخته شده است. امّا انکار مسئله ضروری مذهب تشیّع، ارتداد تلقّی نمی‏گردد.[۱۱]شهید ثانی مخالفت با اجماع را مصداق انکار ضروریات نمی‏داند. مگر این که مسئله‏ای که بر آن اجماع اقامه گردیده، از ضروریات دین به شمار آید. و نیز اجماع مورد نظر می‏بایست توسط اهل حلّ و عقد از مسلمانان تحققّ یافته باشد.
  • اثبات ارتداد: از آن جا که فقهای شیعه و اهل سنت مسئله ارتداد را ضمن مباحث حدود مطرح می‏سازند، لذا اثبات این جرم را نیز منوط به اقرار مجرم و یا شهادت شاهد می‏دانند.[۱۲]لذا ارتداد با اقرار، بیّنه و صدور رفتار یا گفتار بیانگر ارتداد، ثابت می‌شود.[۱۳]
  • شرایط مرتد: منظور از برشمردن این شرایط در کتب فقهی، بیان مصداق مرتد شرعی برای تعیین مجازات وی از طرف شارع می‏باشد؛ به طوری که با فقدان هر یک از این شروط اصطلاح «مرتد» شرعا منتفی خواهد بود و در نتیجه مجازات به اجرا درنخواهد آمد.

در کتب فقهی شیعه بلوغ، عقل، اختیار و قصد آگاهی از شرایط عمده مرتد به شمار آمده است.[۱۴] در هر حال با توجه به شرایط ذکر شده، صدور کفر از مجنون، مکره، مضطر و امثال آن موجب ارتداد نمی‏شود.

آیت الله خمینی درخصوص بحث ارتداد، علاوه بر ذکر شرایط عمومی تکلیف، قصد آگاهی مرتد را نیز عنوان ساخته و اظهار می‏دارند که: «یعتبر فی الحکم بالارتداد البلوغ والعقل والاختیار والقصد فلاعبرة بردّة‏الصبی و ان کان مراهقا، ولاالمجنون…، ولاالمکره، ولا بما یقع بلاقصد…، ولو صدر منه حال غضب غالب لا یملک معه نفسه لم یحکم بالارتداد.»[۱۵]و ناگفته پیدا است که راه یافتن به اعتقادات افراد و به خصوص قصد آنان که به عنوان پشتوانه گفتار و رفتار آنها تلقّی می‏گردد، امری است که بایستی به اهل فن و متخصّصین آن واگذار نمود.

  • انواع مرتد :از نظر فقیهان شیعه ۱۲ امامی مرتد دو نوع است؛ ۱. فطری ۲. ملی.

مرتد فطری کسی است که یکی از پدر یا مادرش درحال انعقاد نطفه او مسلمان باشد و این شخص بعد از بلوغش اظهار اسلام نماید و سپس از اسلام خارج شود. مرتد ملی کسی است که پدر و مادرش درحال انعقاد نطفه او کافر باشند و این شخص بعد از بلوغش اظهار کفر نماید و بعد اسلام بیاورد و سپس از اسلام برگردد و اظهار کفر نماید، مثل فرد مسیحی که اسلام بیاورد و سپس به دین مسیحی برگردد.[۱۶]البته برخى از فقها نيز اسلام يا كفر پدر يا مادر هنگام ولادت طفل را شرط دانسته‏اند نه هنگام انعقاد نطفه.[۱۷]

فرزندان نابالغ، از جهت اسلام و كفر، تابع آيين پدر و مادرند.[۱۸] هر گاه يكى از والدين مسلمان باشد، فرزند، مسلمان شمرده مى‏شود؛(اسلامِ حكمى) چون اسلام بر كفر برترى دارد و تابعيت برتر براى فرزند منظور مى‏شود.[۱۹]اگر پدر و مادر هر دو كافر باشند، فرزند نيز در حكم كافر است.[۲۰] البته بايد توجه داشت، براى حكم به ارتداد و اجراى مجازات آن، اسلامِ حكمى كفايت نمى‏كند. بايد فرد، پس از بلوغ، خود اسلام را انتخاب كند و سپس كفر بورزد.[۲۱]

  • اسباب ارتداد: چند سبب موجب ارتداد یک مسلمان می‌گردد:

امورى كه سبب كفر مى‏شود، هر گاه از سوى يك مسلمان صورت پذيرد، عوامل تحقق ارتداد نيز به شمار مى‏آيد. اين امور عبارت است از:

  • انکار یکی از اصول دین

انکار یکی از اصول و پایه‌ های اساسی دین که یک مسلمان باید به آنها اعتقاد داشته باشد مثل توحید ، نبوت و معاد. «کسانی که به خدا و رسولش کافر شوند و بخواهند بین خدا و پیامبرانش تفرقه بیندازند و بگویند به بعضی از آنها ایمان داریم ولی نسبت به بعضی از آنها کافر هستیم، چنین کسانی کافران حقیقی هستند.» ( نساء /۱۵۰-۱۵۱)[۲۲]با انكار يكى از اين امور فرد كافر مى‏شود؛ مثلاً اگر به خدا ايمان داشته باشد، ولى به شريعت حضرت محمد(ص) ايمان نياورد، كافر شمرده مى‏شود . با توجه به این که در بسیارى از آیات قرآن متعلق ایمان توحید و نبوت و معاد بیان شده چگونگى تعریف اصطلاحى ارتداد توسط این آیات روشن مى‏شود مثل آیه :

  • «‏آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ‏ ‏» (البقره /۲۸۵) فرستاده ( ي خدا ، محمّد ) معتقد است بدانچه از سوي پروردگارش بر او نازل شده است ( و شكّي در رسالت آسماني خود ندارد ) و مؤمنان ( نيز ) بدان باوردارند . همگي به خدا و فرشتگان او و كتابهاي وي و پيغمبرانش ايمان داشته ( و مي‌گويند : ) ميان هيچ يك از پيغمبران او فرق نمي‌گذاريم ( و سرچشمه‌ي رسالت ايشان را يكي مي‌دانيم ) . و مي‌گويند : ( اوامر و نواهي ربّاني را توسّط محمّد ) شنيديم و اطاعت كرديم . پروردگارا ! آمرزش تو را خواهانيم ، و بازگشت به سوي تو است .
  • و نیز آیه «‏يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا‏ » (نساء / ۱۳۶) ‏ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ! به خدا و پيغمبرش ( محمّد ) و كتابي كه بر پيغمبر نازل كرده است ( و قرآن نام دارد ) و به كتابهائي كه پيش‌تر ( از قرآن ) نازل نموده است ( و هنوز تحريف و نسيان در آنها صورت نگرفته است ) ايمان بياوريد . هركس كه به خدا و فرشتگان و كتابهاي خداوندي وپيغمبرانش و روز رستاخيز كافر شود ( و يكي از اينها را نپذيرد ) واقعاً در گمراهي دور و درازي افتاده است

از این دو آیه و آیات مشابه آنها استفاده مى‏شود که متعلق ایمان همان توحید و نبوت و معاد است. کتب و رسل در اصل نبوت مى‏گنجند و ملائکه نیز به لحاظ آن که واسطه در وحى و نزول کتاب بر پیامبران مى‏باشند متعلق ایمان هستند. این مدعا توسط بسیارى احادیث نیز تایید مى‏گردد، مثل سخن پیامبر صلى الله علیه وآله که فرموده‏اند: «الایمان ان تؤمن بالله و ملائکته و کتبه و رسله و الیوم الاخر» یعنى ایمان آن است که به خدا و ملائکه وى و کتابها و رسولانش و روز قیامت ایمان بیاورى.[۲۳]

  • انكار يكى از احكام ضرورى و بديهى دين اسلام

انکار ضروری دین، یعنی چیزی که جزء دین بوده و به اقامه دلیل و برهان نیاز ندارد. مثل وجوب نماز و روزه در دین اسلام یا حرمت خوردن شراب از نظر اسلام. هر مسلمانى مى‏داند در دين اسلام نماز و روزه واجب استو زنا و مسکرات و قتل حرام است .  ممكن است كسى منكر اصل دين اسلام و شريعت محمدى(ص) نشود؛ ولى به دليل انكار يكى از احكام ضرورى اسلام كافر گشته، حكم ارتداد بر وى جارى گردد؛ «الكافر هو من… و انتحله(يعنى الاسلام) و جحد ما يعلم من الدين ضرورة».[۲۴]و کسانی که به آنچه که خدا نازل کرده حکم نکنند کافرین هستند. ( مائده/ ۴۴)

برای ضروری دین به وجوب نماز، روزه، حج و مانند آن‌ها مثل زده شده است، لیکن برخی قلمرو آن را گسترش داده و گفته‌اند: مراد از ضروری دین، چیزی است که انکار کننده، به ثبوت آن در دین یقین داشته باشد؛ هر چند نزد همه به ثبوت نرسیده باشد.[۲۵]

اگر نسبت به منکر ضروری، شبهۀ عدم آگاهی وی بر ضروری بودن حکمی وجود داشته باشد مانند آن که محل زندگی‌اش دور از بلاد اسلامی باشد؛ به گونه‌ای که احتمال پنهان بودن‌ ضرورت حکم ضروری برای او معقول و منطقی باشد به صرف انکار، حکم به کفر وی نمی‌شود.[۲۶] مرد مرتدّ بر فرزندانش که مسلمان یا در حکم مسلمان هستند، ولایت ندارد.[۲۷] در مفهوم اصطلاحى ارتداد گفته شده است که ، چنانچه انکار ضروریات مذهب از اصول و ارکان مذهب شیعه باشد فقط موجب خروج از مذهب شیعه است نه دین اسلام.

  • انكار يكى از احكام قطعى ولى غير ضرورى اسلام

هر گاه كسى به طور مشخص بداند مثلاً روزه در عيد فطر حرام است و يا پوشش اسلامى بانوان واجب است، ولى با وجود اين منكر آن گردد، مرتد مى‏شود؛ چون اين امر به انكار رسول خدا(ص) يا تكذيب آن حضرت مى‏انجامد.[۲۸]

  • تمسخر و دشنام به مقدسات

دشنام دادن و تمسخر کردن خدا، کتاب‌های آسمانی، ملائکه، یا هر یک از ضروریات دین، اگر چه مستلزم انکار هم نباشد.[۲۹]  البته لازم نيست انكار دين يا ا حكام شريعت مقدس حتماً با گفتار صريح و آشكار باشد. هر گفتار يا كردارى كه سبب تكذيب، انكار، عيب گذارى و ناقص شمردن، تمسخر و استهزاى دين اسلام يا اهانت به مقدسات و كوچك شمردن [۳۰] و دست برداشتن از آن گردد، موجب تحقق كفر و ارتداد مى‏شود؛ مانند افكندن قرآن در كثافات يا پاره يا تيرباران كردن آن. از اين روى، هر رفتار و گفتارى كه نتيجه آن عدم حقانيت دين اسلام و در نتيجه بى‏فايده بودن اعتقاد به آن باشد، موجب كفر و ارتداد مى‏گردد..[۳۱] يكى از نمونه‏هاى روشن آن حكم آیت الله خمينى درباره سلمان رشدى و مرتد خواندن او است. سلمان رشدى با صراحت به نفى و انكار اسلام نپرداخت؛ ولى به نحوى مزورانه و شرم آور به ساحت مقدس قرآن كريم، پيامبر اكرم(ص) و همسران و برخى از ياران آن حضرت توهين كرد – اين خود جرمى جداگانه به نام«سب النبى» است و مجازات مستقل دارد – و مسأله وحى و نزول قرآن را به سُخره گرفت.

  • شرایط ارتداد :شرایط عمومی تکلیف یعنی عقل، بلوغ، قصد و اختیار در تحقّق ارتداد نیز معتبر است. بنابراین، بر ارتداد دیوانه، غیر بالغ، غافل، کسی که در خواب است، سهو کننده، بیهوش و مکره مانند گفتن کلمات کفرآمیز از روی تقیّه، اثری مترتّب نیست.[۳۲]
  • حکم مرتد : در كتاب المغني كه يكي از منابع مهم فقهي اهل سنت به شمار مي رود آمده است: أجمع أهل العلم علي وجوب قتل المرتد، همه دانشمندان بر وجوب قتل مرتد اجماع دارند .[۳۳]

همه فرق مختلف اسلامي درباره كيفر مرتد اتفاق نظر دارند هر چند كه در شرايط و مورد آن اختلافاتي بين آنها وجود دارد ولي در اصل حكم و حتي مجازات قتل، ترديد ندارد. « اجمع العلماء و الفقهاء من العامه و الخاصه، قديماً و حديثاً، ان من خرج عن الاسلام فهو مرتد واجب القتل؛ علماء و فقهاء سنی و شیعه گذشته و معاصر اجماع دارند. كسي كه از اسلام خارج شود مرتد است و واجب القتل»[۳۴]اگر اندك اختلاف در اقوال فقها مشاهده مي شود در مفهوم و مصاديق آن است نه دراصل حكم.

شخص مرتد اگر مرد باشد، در صورتی که مرتد فطری باشد، اعدام می‌شود و عقد او یا زنش باطل است و اموال او نیز بعد از پرداخت بدهی‌هایش مانند اموال شخص مرده بین ورثه‌اش تقسیم می‌شود. اما اگر مرتد ملی باشد سه روز به او فرصت توبه داده می‌شود و اگر توبه نکرد اعدام می‌شود. این شخص در صورتی که توبه نکند و اعدام شود اموالش تقسیم می‌شود و عقدش باطل است. اگر شخص مرتد زن باشد- چه از نوع فطری و چه از نوع ملی  – اعدام نمی‌شود، بلکه زندانی می‌شود تا زمانی که توبه کند و اموال او تا زمانی که زنده است تقسیم نمی‌شود و در صورتی که به خانه شوهر رفته باشد باید عده طلاق نگه دارد ولی اگر به خانه شوهر نرفته باشد بدون عده از شوهر جدا می‌شود.[۳۵]

در کل از نظر مجازات، فقهای امامیه عقوبت‏های زیر را برای فردی که مرتد فطری است در نظر گرفته‏اند:قتل، جدایی همسر، تقسیم شدن اموال بین ورثه.

این مجازات‏ها جزئیات دیگری نیز دارند که عبارتند از: عدم قبول توبه مرتد، عده وفات گرفتن همسر.[۳۶]دلایل عمده این مطلب علاوه بر اجماع، روایات رسیده در این باب می‏شود.[۳۷]

امّا چنانچه مردی مرتد ملّی باشد، این احکام بر وی جاری است: مهلت مقرّر برای توبه نمودن، قتل در صورت عدم توبه، قتل در صورت تکرار ارتداد و توبه برای بار سوم، محجور شدن از تصرف در اموال، انفساخ عقد نکاح. البته اگر از کفر خویش توبه نمود، دو مجازات اخیر نیز از وی برداشته خواهد شد؛ گرچه تجدید عقد با زوجه‏اش نیاز به انقضای عده طلاق دارد.[۳۸]

تمام احکام فوق مربوط به مرد مرتد است. امّا در مورد مجازات زنی که مرتد می‏شود از نظر فقهای امامیه تفاوتی بین مرتد فطری و ملّی وجود ندارد. احکام جاری بر زن مرتد به این شرح است: اعطای مهلت مقرر برای توبه نمودن و حبس . اسلام براى زنان مرتد، بدان سبب كه از نظر سازمان دفاعى و فكرى نوعاً از مردها ضعيف ترند و زودتر تحت تأثير قرار مى‏گيرند، كيفرى آسان‏ترى در نظر گرفته است.[۳۹]

                            

 

[۱]بقره / ۲۱۷

[۲]راغب اصفهانى ، المفردات فی غریب القران، ،  ص۱۹۲-۱۹۳.

[۳] علی‏اکبر دهخدا ، لغت‏نامه، تهران، مجلس شورای ملّی، ۱۳۲۸ش، ج۶، ص۱۶۲۴٫

[۴] سیدجعفر سجادی ، فرهنگ معارف اسلامی، تهران، شرکت مؤلّفان و مترجمان ایران، ج۱، ص۱۴۳ ـ ۱۴۴

[۵] سید علی‏اکبر قرشی ، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۱ش، چاپ سوم، ج۳، ص ۷۹ ـ ۸۰٫ نيز محمد قریب، فرهنگ لغات قرآن، تهران، انتشارات بنیاد، ۱۳۶۶ش، ج۱، ص۴۶۹ ـ ۴۷۰٫

[۶]الیاس آنطوان‏الیاس، القاموس العصری (فرهنگ نوین)، ترجمه سیدمصطفی طباطبایی، تهران، چاپخانه اسلامیه، ۱۳۵۸ش، چاپ دوم، ص۲۴۶٫

[۷]نعمان‏بن محمدبن‏حیّون تمیمی، دعائم الاسلام، قاهره، دارالمعارف، ۱۳۵۸ق، چاپ دوم، ج۲، ص۴۷۹

[۸] عمید زنجانى ، فقه سیاسى اسلام،ج۳ ص ۳۱۹

[۹] محمدحسن نجفی ، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام،ج۴۱، ص۶۰۰، و نیز زین‏الدین عاملی (شهیدثانی)، الروضة البهیّة فی شرح اللمعة الدمشقیه، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق، چاپ دوم، ج۹، ص۳۳۳ ـ ۳۳۴٫ محمد الزهری الغمراوی، السراج الوهاج، بیروت، دارالمعرفة، ۱۳۳۸ق، ص۵۱۹٫)

[۱۰]المجلس‏الاعلی للشؤون الاسلامیة، موسوعة جمال عبدالناصر، قاهره، المجلس الاعلی، ۱۳۸۹ق، ج ۴، ص ۲۵۲

[۱۱]خوانساری محمدباقر خوانساری (میرکبیر)، مناهج المعارف یا فرهنگ عقائد شیعه، ترجمه میرسیداحمد روضاتی،تهران، چاپاحمد روضاتی، ۱۳۵۱ش. ص۸۲۰

[۱۲] سیدروح‏الله خمینی ، تحریر الوسیله ج۲، ص۴۹۶٫ زین‏الدین عاملی، پیشین. علامه حلی، یوسف‏بن‏علی، تبصرة المتعلمین، ترجمه ابوالحسن شعرانی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ج۲، ص۷۴۷٫ و نیز عبدالرحمن الجزیری، الفقه علی‏المذاهب الاربعة، بیروت، دارالفکر، ۱۳۶۰ق، ج۵، ص۴۲۳٫ و محمدحسن نجفی، پیشین.

[۱۳]محمّد حسن النّجفي  ،جواهر الكلام ، ج۱۴، ص۶۰۰.

[۱۴] سید روح‏الله خمینی ، پیشین، ج ۲، ص ۴۹۵٫ زین‏الدین عاملی، پیشین، ج ۹، ص ۳۴۱٫ و نیز محقق حلّی، شرایع الاسلام، نجف، مطبعة الآداب، ۱۳۸۹ق، چاپ اول، ج۴، ص۱۸۳

[۱۵]خمینی سید روح‏الله ، پيشين ، ص۴۹۵٫

[۱۶] سید روح‏الله خمینی ،تحریر الوسیله، ج۲، ص۳۶۶.

[۱۷] ابوالقاسم الموسوی الخوئی ؛ مبانى تكملة المنهاج ؛ بغداد: بابل، ۱۳۹۸ق، ج ۱، ص‏۳۲۵

[۱۸] محمد حسن نجفى ، جواهر الكلام،  ج‏۴۱، ص‏۶۰۲؛ تحريرالوسيله، امام خمينى، ج‏۲، ص‏۴۹۸٫

[۱۹] سید روح‏الله خمینی ، پيشين ، ج‏۶، ص ۴۹٫

[۲۰]همان، ص‏۴۵- ۴۴

[۲۱] محمد حسن نجفى ، جواهر الكلام،  ، ج‏۴۱، ص‏۶۱۷و۶۰۵و۶۰۳

[۲۲] نساء /۱۵۰-۱۵۱

[۲۳]محمدتقى مصباح يزدى، اخلاق در قرآن ؛ تحقيق و نگارش: محمدحسين اسکندري. قم: انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى ، ۱۳۹۱٫،ص۱۷۷٫

[۲۴]محمد بن علی موسویعاملی ؛ مدارک الأحکام في شرح شرائع الإسلام ؛ قم ،
مؤسسة آل البیت (ع) لاحیاء التراث۱۳۶۹، ج ۲، ص‏۲۹۴٫

[۲۵]احمدبن محمد مقدس اردبیلی ، مجمع الفائده و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان،جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی ۱۳۸۴، ج۳، ص۱۹۹.

[۲۶]نجفي ، جواهر الکلام، ج۶، ص۴۹.

[۲۷]همان، ج۴۱، ص۶۲۹.

[۲۸]همان ، ج‏۶، ص ۴۹٫

[۲۹]همان ، ج۴۱، ص۶۰۰.  و نيز دایرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۴۶۱-۴۶۲.

[۳۰]مانند حكم به ارتداد خانمى از سوى آیت الله خمينى  كه در مصاحبه راديويى به مناسبت تولد فاطمه زهرا(س) در پاسخ به اين پرسش كه الگوى شما كيست، گفته بود: خانم اوشين الگوى من است؛ چون فاطمه(س) به چهارده قرن قبل تعلق داشته‏اند.

[۳۱] محمد حسن نجفى  ، جواهرالكلام، ، ج‏۶، ص‏۴۸وج‏۴۱، ص ۶۰۰

[۳۲]پيشين ، ج۴۱، ص۶۰۹.

[۳۳] محمد بن محمد الخطيب الشربينى ،مغنی المحتاج الی معرفه معانی الفاظ المنهاج ، قم ، دار الذخایر  ۱۳۶۹, ج۴, ص ۱۳۵

[۳۴]عبدالکریم الموسوی الاردبیلی ، فقه الحدود و التعزيرات ، قم ، جامعة المفيد، ۱۳۸۵ش, ص ۸۳۶

[۳۵]خميني ، تحریرالوسیله، ج۲، ص۴۹۴-۴۹۵.

[۳۶] محمدحسن نجفی ، پیشین، ص ۶۰۴ ـ ۶۰۵٫ و نیز، محمدجواد مغنیه، الفقه علی المذاهب الخمسة، بیروت، دارالجواد، دارالتیّار الجدید، ۱۴۰۴ق، چاپ هشتم، ص۵۰۰

[۳۷]محمدبن‏حسن حرّعاملی، وسائل الشیعة، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ص۱۸ و ۵۴۴ ـ ۵۴۵٫ و نیز، میرزاحسین نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، مؤسسة آل‏البیت‏لاحیاء التراث، قم، ۱۴۰۷ق، چاپ اول، ج۱۸، ص۱۶۳ ـ ۱۶۴٫ و نیز، ابوجعفر محمدبن حسن طوسی، تهذیب‏الاحکام فی شرح المقنعة، بیروت، دارصعب، دارالتعارف، ۱۴۰۱ق، ج۹، ص۳۷۳ـ۳۷۴٫ و نیز، محمدبن‏یعقوب کلینی، الفروع من الکافی، بیروت، دارصعب، دارالتعارف، ۱۴۰۱ق، چاپ سوم، ج۷، ص ۲۵۶

[۳۸]المجلس اعلي  ،  موسوعة جمال عبدالناصر، ج۴، ص۲۵۹ ـ ۲۶۰٫ . نيز ، زین‏الدین عاملی، پیشین، ج ۹، ص ۳۴۲ ـ ۳۴۳٫

[۳۹]زين العابدين قربانى،اسلام و حقوق بشر، تهران ، سایه ۱۳۸۳ ، ص‏۴۸۲-۴۸۰

دیدگاهتان را بنویسید