انگیزه های ارتداد از دیدگاه قرآن (۱۸۶)

انگیزه های ارتداد از دیدگاه قرآن (۱۸۶)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

کسانی که پس از گرایش به اسلام، دوباره از آن بازمی گشتند، انگیزه های گوناگونی داشتند و دشمن نیز از راه های گوناگون، برای کشاندن آنان به ارتداد بهره می جست. انگیزه های مرتدان را از دیدگاه قرآن می توان در موارد ذیل خلاصه نمود:

۱- ترس از فشار و غلبه دشمنان: از شیوه های کفّار برای بازگرداندن پیروان حق از مسیر خود، شکنجه و آزار و تهدید است. قرآن در این باره به مسلمانان هشدار می دهد که  : کافران  ( غیر اهل کتاب ) پیوسته با شما مسلمانان می جنگند تا آن که اگر بتوانند شما را از دین خود برگردانند.( بقره / ۲۱۷) و در جای دیگر می فرماید: برخی چون رنج و آزاری از دشمنان دین در راه خدا ببینند، عذاب خلق را با عذاب خدا برابر می شمرند(عنکبوت/ ۱۰) ؛ یعنی ترس از آزار و شکنجه در راه خدا، آنان را از ایمان به کفر می کشاند.

۲- دنیاطلبی: از دیگر انگیزه هایی که باعث بازگشت از دین می شود «دنیاخواهی» است. از مصادیق بارز افراد دنیاخواه، عبدالله بن سعد بن ابی سرح است که قرآن از او این گونه یاد می کند: وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا..( نحل/ ۱۰۶)  و انگیزه کفر و ارتداد او را در آیه بعد، «دنیاطلبی» و ترجیح دنیا بر آخرت می داند[۱].  ارتداد مدعیان دروغین نبوّت همچون اسود عنسی، مسیلمه کذّاب و طلیحه بن خویلد نیز به همین انگیزه بوده است  [۲].

۳- توطئه و خیانت: یکی از شیوه های مبارزه با اسلام و کشاندن مسلمانان به ارتداد و ایجاد تردید در ایمان و عقیده آنان، این بود که برخی ابتدا تظاهر به اسلام می کردند و سپس با آن مخالفت ورزیده، منکر می شدند. از اصلی ترین صحنه گردانان این جریان یهودیان و مشرکین غیر اهل کتاب بودند. قرآن می فرماید: بسیاری از اهل کتاب آرزو دارند که شما را از ایمان، به کفر برگردانند، به سبب رشک و حسدی که بر ایمان شما می برند، پس از آن که حق بر آن ها آشکار گردید. (بقره / ۱۰۹) همان گونه که در بحث پیامدهای حرمت شکنی در جامعه گفته شد، عده ای از دانشمندان یهود با یکدیگر تبانی کرده بودند که صبح گاهان به خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله برسند و به ظاهر ایمان بیاورند و در آخر روز، از اسلام بازگردند و چنین وانمود کنند که ما صفات محمد صلی الله علیه و آله را از نزدیک مشاهده کردیم؛ با آنچه در تورات دیده ایم منطبق نبوده است، تا از این راه مردمان را نسبت به دین اسلام بدبین کنند.[۳]

۴- موالات با کفّار: برخی با این که راه هدایت را از ضلالت تشخیص می دهند، اما به دلیل ارتباط دوستانه ای که با کفّار دارند، از دین بازمی گردند. قرآن از منافقانی که آگاهانه و تنها به سبب دوستی با کفّار و مخالفان پیامبر صلی الله علیه و آله دچار ارتداد شده اند، به بدی یاد کرده است  [۴]

رفتار رسول خدا صلی الله علیه وسلم با منافقانی که آنان را می شناختند و در ارتداد آنان تردید نداشتند، و با يهودياني كه در جنگي ررواني ابتدا ايمان مي آوردند و سپس از اسلام بر مي گشتند ، همراه با اغماض و مدارا بود؛ زیرا در عمل، رهبريت وضع موجود جامعه و مسلمين رابه  گونه اي تشخيص مي داد كه تطبيق حكم بر مرتدين را در چنان شرايطي به تاخير بياندازد . البته  به دليل وجود يكي از موانع و بازدارنده ها يا نبودن يكي از شروط  مانند ندانستن ( الجهل ) در مسائل پنهان و خفيه شريعت ،  نه در شرك و كفر اكبر و نقض كننده ها و باطل كننده هاي اسلام ، و نه اينكه كسي مجبور گشته باشد آنهم با شروطي كه برايش تعيين شده است ، و يا اينكه در سرزميني دور افتاده يا بسته و ديكتاتوري باشد ؛ تطبيق حكم انجام نمي پذيرد .

 

[۱] اعبد علی بن جمعة العروسی لحویزی ، تفسیر نورالثقلین، با تصحیح سیّد هاشم رسولی محلّاتی، قم، مطبعة الحکمة، بی تا، ج ۳، ص ۹۰

[۲] محمدبن حسن الطوسی ، التبیان فی تفسیر القرآن، تحقیق احمد حبیب قصیر العاملی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، د. ت۱۴۱۳ق ، ج ۳، ص ۳۲۸

[۳] امحمد ابن احمدالانصاری لقرطبی ، الجامع لأحکام القرآن ، ج ۲، ص ۸۵

[۴] رفیع الدّین اسحاق بن محمد همدانی ، سیرت رسول اللّه صلی الله علیه و آله با تصحیح اصغر مهدوی، چاپ دوم، تهران، انتشارات خوارزمی،۱۳۶۰،  ج ۲، ص ۲۵-۲۶

دیدگاهتان را بنویسید