بعضی از موارد و اسباب كفر اكبر سکولاریستها ی سرزمینهای مسلمان نشین (۲۰۵)

بعضی از موارد و اسباب كفر اكبر  سکولاریستها ی سرزمینهای مسلمان نشین (۲۰۵)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

از بزرگترين گناهاني كه موجب نافرماني خداوند سبحان مي شود كفر به اوست. و آن در مرتبه اي از گناهان است كه بالاتر از آن گناهي ديگر وجود ندارد و كافر در ترازوي الله سبحانه و تعالي پست ترين و پايين ترين منزلت را دارد. رسول الله  صلی الله علیه و سلم مي فرمايد: لَوْ كَانَتْ الدُّنْيَا تَعْدِلُ عِنْدَ اللَّهِ جَنَاحَ بَعُوضَةٍ مَا سَقَى كَافِرًا مِنْهَا شَرْبَةَ مَاءٍ [۱] اگر دنيا نزد خداوند به اندازه بال پشه اي ارزش داشت كافران از آب آن به اندازه يك جرعه نيز نمي نوشيدند.

به همين خاطر جزو رحمت خداوند نسبت به بندگانش اين است كه ايمان را بر آنها واجب گرداند و آنها را از كفر و عواقبش ترساند. و براي آنها آنچه كه كافر از عذاب هميشگي به سويش در آينده اي نزديك دچار مي گردند، بيان داشت. و اين ترساندن از كفر فقط در حق كافر نمي باشد بلكه شامل مسلمان نيز مي گردد از آن جهت كه شريعت اسباب كفر و مرتد شدن از اسلام را بيان داشته و حتي مسلمانان را هم از آن برحذر مي دارد و او را بر محافظت دينش وامي دارد كه آن با ارزشترين چيزي است كه مالك شده است.

پس شريعت بيان داشته كه سخت ترين و بزرگترين چيزي كه باعث كفر مي گردد كفر جحود و انكار مي باشد. مانند كفر كافران سکولاري كه وجود قیامت و زنده شدن را نفي نمودند و گفتند: قیامتي وجود ندارد و حيات تنها همين زندگي مادي است. ايشان به وجود قیامت اعتراف نمي كنند و به خداوند واقعی ايمان ندارند و زندگي از ديدگاه آنان همين گردش روزگار است و در اثناي اين گردشها دسته اي هلاك مي شوند و تعدادي تا زماني مشخص زنده مي مانند تا اينكه حيات آنها به پايان مي‌رسد و به هلاكت مي رسند.

و از اقسام كفر جحود و انكار تكذيب و به دروغ دانستن آنچه به ضرورت دانسته مي شود كه جزو دين است يا به مفهوم واضح تر دروغ دانستن آنچه كه به طور قطعي به دين نسبت داده شده است. مثلاً كسي واجب بودن نماز، روزه ماه رمضان، زكات، يا واجب بودن جهاد يا  اجرای حدود و مانند اينها را بدون عذر شرعي تكذيب كند كافر شده زيرا قرآن كه بر فرض و واجب بودن آن دلالت دارد را تكذيب كرده است.

علما در اين مورد بدون هيچ اختلافي اتفاق نظر دارند. قاضي عياض مي گويد:”… و همچنين هركس قاعده اي از قواعد شريعت را تكذيب و انكار نمايد و آنچه را كه حالت تواتر دارد مانند واجب بودن نمازهاي پنجگانه را انكار نمايد قاطعانه تكفير مي كنيم.”[۲]

ابن تیمیه در مورد ارتداد کسی که شریعت خدواند رحمان را تغییر داده و به شریعت شیطان که همان دین سکولاریسم است  حکم کند  می گوید :  :اگر شخصی چیز حرامی را که برحرام بودن آن اجماع است، حلال بداند و یا چیز حلالی را که برحلال بودن آن اجماع است، حرام بداند، یا یک حکم شرعی را که بر آن اجماع است تغییر دهد، به اتفاق فقها چنین کسی کافر است .

اساس عبودیت، اطاعت از امر و دستورات خدا می باشد و عبودیت هیچ گاه بدون اطاعت امر خداوند  صحیح نمی باشد . پس به این ترتیب هر کس بر اساس قانون و آنچه که معنایش نام گذاری امور و تعیین حلالی = آزاد و قانونی  و حرامی = ممنوع و غیر قانونی آن است، از خود یک امر کننده و نهی کننده و حکم کننده بر دیگران بسازد، در حقیقت خود را به عنوان یک اله معبود و اطاعت شونده قرار داده است .

از سببهاي كفر: دشنام دادن چيزهاي با اهميت در شرع و تحقير كردن آن مانند دشنام دادن به الله جل و علا، دشنام دادن به رسول الله صلی الله علیه و سلم ، دشنام دادن به ملائكه كرام، يا لگدمال كردن قرآن و پرتاب كردن آن در نجاسات كه همه اينها از اسباب كفر مي باشد. قاضي عياض مي گويد:” بدان هركس قرآن يا ورقهاي آن يا چيزي از آن را خوار نمايد يا آن دو را دشنام دهد… آن شخص نزد اهل علم كافر است.”[۳]

از اسباب كفر همچنين: شك نمودن در حكمي از احكام خداوند يا خبري از اخبار او، مانند كسي كه در زنده شدن، محشور گرديدن، بهشت و جهنم و پیاده شدن احکام و قوانین شریعت در جامعه شك كند يا در واجب بودن نماز، روزه، حج و زكات كه از اموري هستند كه بر مؤمن واجب است تا به آنها ايمان قاطع داشته باشد، شك نمايد در حاليكه الله سبحانه و تعالي ايمان مطمئني كه با شك مخلوط نشده باشد را مدح مي كند:*إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آَمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ .( حجرات/ ۱۵) «همانا ايمانداران كساني هستند كه به خدا و رسولش ايمان دارند سپس دچار شك و ترديد نمي شود و با مال و جانشان در راه الله جهاد مي كنند آنها به حقيقت راستگويانند.» و رسول الله  مي فرمايد: أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنِّي رَسُولُ اللَّهِ لَا يَلْقَى اللَّهَ بِهِمَا عَبْدٌ غَيْرَ شَاكٍّ فِيهِمَا إِلَّا دَخَلَ الْجَنَّةَ . [۴]«شهادت مي دهم كه هيچ معبود برحقي جز الله نيست و من رسول خدا هستند و بنده اي به وسيله اين دو خدا را ملاقات نمي‌كند در حاليكه شك و شبهه اي در تصديق آن دو ندارد مگر اينكه داخل بهشت مي شود.»

و از جمله اسباب كفر همچنين استهزاء و به مسخره گرفتن هر چيزي از دين مي باشد. الله تعالي مي فرمايد: وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللَّهِ وَآَيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ * لَا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ . (توبه/ ۶۵- ۶۶) «و اگر از ايشان بپرسي مسلماً خواهند گفت ما فقط شوخي و بازي مي كرديم بگو آيا خدا و آيات او و پيامبرش را به ريشخند مي‌گيريد؟ بهانه نياوريد شما بعد از ايمانتان كافر شديد». شيخ الاسلام ابن تيميه در كتاب”الصارم المسلول علي شاتم الرسول” مي گويد:«اين نص در مورد اين است كه استهزاء به الله، آيات و رسولش كفر مي باشد.» پس بر مسلمان واجب است از اين پرتگاههاي خطرناك دوري گزيند و هركس خواست بازي و شوخي كند پس با دينش شوخي نكند.

اينها بعضي از انواع كفر بودند كه مي شود سخني باشد كه بر زبان جاري، يا اعتقادي كه در قلب موجود، يا عملي كه با جوارح انجام گيرد. و كفر در تمام اشكالش قبيح و زشت است در حاليكه آن اعتدا و درازدستي بر پروردگار سبحان است. بنابراين از حكمت باري تعالي اين است كه مجازات كفر را از سخت ترين و شديدترين مجازاتها قرار داده است. بهشت بر كافر حرام است و ماندگاري و ابدي بودن در آتش جهنم را بر او واجب كرده است. و درخواست مغفرت و بخشش را بر او حرام كرده يا اينكه شفاعت كننده در حق او شفاعت كند. همه اينها نهايت عقوبت و سختي را مي رساند زيرا اين گناه در بالاترين درجات قباحت و زشتي مي‌باشد.

خداوند  می فرماید:  أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ (مائده/ ۵۰) ‏ آيا (آن فاسقان از پذيرش حكم تو بر طبق آنچه خدا نازل كرده است سرپيچي مي‌كنند و) جوياي حكم جاهليّت (ناشي از هوي و هوس) هستند .ابن کثیر در تفسیر این قول خداوند می گوید: «خداوند متعال، مذمت می کند کسی را که از حکم او سبحانه و تعالی که مشتمل بر تمام خیرها و باز دارنده از تمام شرهاست، خارج شود و به سمت چیزهایی غیر از آن، که ناشی از هوی و آروزها و اصطلاحاتی است که مردم بدون دلیل از شرع الله وضع می کنند، منحرف شود .. تا آنجا که می گوید، کسی که این کار را انجام دهد کافر است و کشتن او واجب می گردد .. تا اینکه به حکم خدا و رسولش برگردد. و به غیر از آن دو، داوری نمی کند .. چه در موارد کوچک و چه بزرگ.»

بیشتر علمای معاصر بر این کلام ابن کثیر تعلیق نوشته­اند و روشن ساخته اند که این حال حاکمانی است که در حال حاضر طبق قوانین سکولاریستی از سوی بشر، میان مردم داوری و حکمرانی می کنند. شيخ احمد شاكر گفته است: «آیا با این وجود در شرع خدا جایز است که، مسلمانان در سرزمین خود حکم کنند به  قانونی که از قانون اروپاییان مشرک و ملحد برگرفته شود؟ بلکه نظرات و آرزوهای باطل در آن قانونگذاری داخل شده است. کـه هرگونه کـه بـخواهد، قـانون را تغییر می دهند و عوض می کنند و اصلاً برایشان مهم نیست که وضع کننده آن با شرع و برنامه اسلام موافق است یا مخالف؟ تا آنجا که گفته است:  به روشنی آفتاب واضح است که این قوانین ساخته دست بشر، کفر آشکاری است که ابهامی در آن نیست. و برای کسی که به اسلام منتسب باشد ـ هرکسی که باشد ـ در عمل به این قوانین کفری، یا خضوع در برابر آن یا اقرار به آن، هیچ عذری وجود ندارد.» [۵]

علامه محمد حامد الفقي، با تعلیق بر کلام ابن کثیر می گوید: «از این بدتر کسی است که سخن غربیها را به عنوان قانون برگیرد و براساس آنها در مورد خون و ناموس و اموال مردم داوری کند، و آن را بر کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم  پیش بیندازد. پس او مادامیکه بر آن اصرار ورزد، و به حکم خداوند متعال برنگردد، بدون شک کافر و مرتد است. و این که چه نامی بر خود بنهد و نماز بخواند و روزه بگیرد و به حج برود هیچ نفعی به او نمیرساند.» [۶]

شیخ محمد بن ابراهیم آل شیخ، مفتی سابق سعودی، می گوید: براستی که حکم کردن به غیرِ آن چه خداوند نازل فرموده است در شش صورت کفر اکبر است و انسان را از اسلام خارج می کند .. در مورد پنجم خیلی دقیق وضعیت فعلی مسلمانان را بیان می کند و در آن می گوید: «و این بزرگترین و شاملترین و آشکارترین حالت عناد با شرع الله و تکبر در برابر احکامش است. و دشمنی با خداوند و پیامبرش می باشد و به طور کامل شبیه سازی و تقلیدی است از دادگاهای شرعی، در تهیه و عرضه و کشف و ریشه­یابی، سرزنش و تشکیل، تنوع و داوری و الزام آوری، مراجع و اسناد و مدارک .. پس همان طور که در هر دادگاه شرعی، منابع اقتباس شده و مشتق شده وجود دارد که همگی برگرفته از کتاب خدا و سنت پیامبرش است.

پس مرجع این دادگاه ها عبارت است از:   قوانینی  تلفیق شده از قانونهای سکولاریستی مختلفی مانند قانون فرانسه و قانون آمریکا و قانون بریتانیا و… و همچنین تلفیقی هستند از قوانین مذهب برخی از مبتدعین منتسب به شریعت اسلام .. این چنین دادگاههایی امروزه در سرزمینهای اسلامی به طور کاملا مهیا شدهاند و درهای آن همواره باز است و مردم پشت سر هم (دسته دسته) به سوی آن می روند. حکام بینشان حکم می دهند به آنچه که مخالف حکم قرآن و سنت است .. کسی که این قوانین را محکمه می گیرد، به آن التزام دارد و با آن، برایشان تصمیم می گیرد و آن را برایشان اجباری می کند .. پس آیا کفری بالاتر از این کفر، و ناقضی برای شهادت به «محمد رسول الله» بالاتر از این ناقض وجود دارد.» [۷] این برخی از اقوال اهل علم در مورد این احکام بود.

[۱] أخرج الترمذي في جامعه والضياء في المختارة وصححه الألباني

[۲] الشفاء، ۲/ ۱۰۷۳

[۳] الشفا ۲/۱۱۰۱

[۴] رواه مسلم

[۵]  احمد شاكر ، «عمدة التفسير مختصر تفسير» ابن كثير ـ چاپ دار المعارف ج ۴ ص ۱۷۳ ـ ۱۷۴

[۶] كتاب «فتح المجيد شرح كتاب التوحيد»، چاپ انصار السنة هامش ص ۳۹۶

[۷] محمد حامد الفقي ، رساله ی تحكيم قوانين ،ص۲۱۸

دیدگاهتان را بنویسید