جهان اسلام و آینده نگری سکولاریستها دربازگشت به قانون شریعت (۲۳۳)

 

جهان اسلام و آینده نگری سکولاریستها دربازگشت به قانون شریعت (۲۳۳)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

 

امروزه رسمی ترین تعریف از جهان اسلام ( نه دارالاسلام ) عبارت است از: «اعضای سازمان کنفرانس اسلامی که مشتمل بر ۵۴ کشور است». اما کشورهایی هستند که یافتن دلیل حضور آن ها در این سازمان بسیار دشوار است. برای مثال: یکی از اعضای کنفرانس، کشور آفریقایی گابون است که دایره المعارف جغرافیای جهان، ۸۴ درصد از جمعیت یک میلیون و دویست هزار نفری آن جا را نصرانی و بقیه را «بت پرست» ذکر کرده[۱]و برخی از منابع فقط ۲ درصد جمعیت گابون را مسلمان دانسته اند[۲].

اما کشورهای ترکستان شرقی ، قزاقستان، ازبکستان و اریتره با توجه به دارا بودن بالای ۹۰ درصد مسلمان و کشورهایی چون هندوستان که دارای بالای ۱۵۰ میلیون مسلمان می باشند عضو سازمان کنفرانس اسلامی نیستند. بررسی ها نشانگر آن است که مسلمانان جهان در ۹۹ کشور جهان پراکنده اند. در واقع می توان گفت که سازمان کنفرانس اسلامی، بیش تر نماد یک تجمع کشورهای وابسته به سکولاریستهای جهانی جهت کنترل مسلمین است تا نمادی از حکومتهای اسلامی مستقل جهان اسلام.

«هانتینگتون» در بحث برخورد تمدن ها مطرح نموده و اندیشمندانی چون «جورج ویگل» درباره ی غیر مادی شدن جهان گفته اند که غیر مادی (مذهبی) شدن جهان یکی از واقعیت های برجسته در زندگی اواخر قرن بیستم است.[۳]

هانتینگتون معتقد است که نوعی خلأ هویت در جهان پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد شکل گرفت که خود آگاهی تمدنی و تجدد حیات مذهبی به عنوان وسیله ای برای پر کردن آن خلأ شروع به رشد نمود.[۴]

«ساموئل هانتینگتون»، استاد دانشگاه هاروارد ایالات متحده ی آمریکاست. او از میان عناصر تشکیل دهنده ی تمدن، برای دین جایگاه ویژه ای قایل می شود و می نویسد: تمدن ها با تاریخ، زبان، فرهنگ، سنت و از همه مهم تر، مذهب از یک دیگر متمایز می شوند. انسان های وابسته به تمدن های مختلف دیدگاه های متفاوتی درباره ی روابط بین خدا و انسان، فرد و گروه، شهروند و دولت، والدین و فرزندان و زن و شوهر دارند. هم چنین دیدگاه آنان در مورد اهمیت نسبی حقوق و مسئولیت ها، آزادی و اختیار، تساوی و سلسله مراتب، فرق می کند. این تفاوت ها در طول قرن ها پدید آمده و به زودی از میان نخواهد رفت. این اختلاف ها به مراتب از اختلاف ایدئولوژی های سیاسی و نظام های سیاسی اساسی تر است.[۵]

«هانتینگتون» در توصیف خصلت محکم و فولادین مذهب در مقابل سایر عناصر فرهنگی مثال جالبی را مطرح کرده و خاصیت انعطاف پذیری ایدئولوژی را با این مثال بیان می کند که یک کمونیست دیروز می تواند یک دموکرات امروزین شود و از جنبه ی اقتصادی یک ثروتمند می تواند تهی دست و یک فقیر، دارا شود. اما یک آذری نمی تواند ارمنی شود. او می افزاید در مبارزات ایدئولوژیکی و طبقاتی، مسأله ی اساسی این بود که، شما در کدام طرف هستید؟ در حالی که در برخورد تمدن ها پرسش این است که شما کیستید؟ در مقابل سئوال اول می توان جهت را انتخاب کرد و حتی تغییر داد، در حالی که پاسخ به سئوال دوم قابل تغییر نیست. مذهب حتی بیش از قومیت، افراد را از هم متمایز می کند. یک نفر می تواند نیمه فرانسوی و نیمه عرب باشد و حتی تابعیت مضاعف داشته باشد ولی نیمی مسیحی و نیمی مسلمان بودن، بسیار دشوار است.[۶]

«هانتینگتون» جهان اسلام را جهانی پویا توصیف می کند و این پویایی را به عنوان یکی از عوامل بی ثباتی در جهان و مقدمه برخورد تمدن ها می داند. او در تبیین یکی از مسائل در حال شکل گیری برخورد تمدن ها می نویسد: «عامل دیگر بی ثباتی، از پویایی در جهان اسلام نشأت می گیرد. در آغاز دهه ی ۱۹۷۰، تجدید حیات اسلامی آغاز گردید و تمام کشورهای اسلامی را متأثر ساخت. احیای اسلامی خود را در ایجاد تغییر در سیاست ها، رفتار دولت ها، سنت ها و جهان بینی مردم نمایان ساخت».

او در این باره می نویسد: به اعتقاد من مشکل، وجود تعداد اندک دولت های بنیادگرا نیست. بلکه مشکل، بنیادگراها هستند که در تمام جوامع مسلمان، عملاً نیروی مخالف دولت ها را تشکیل می دهند. دولت هایی که اغلب دیکتاتور، ظالم، فاسد و در بسیاری موارد فاقد مشروعیت نیز هستند[۷]

سیدحسین نصر، استاد کرسی اسلام شناسی در آمریکا، توجه به مقاله ی هانتینگتون را به عنوان یک اقدام سرنوشت ساز در جوامع غیر غربی توصیف می کند و می گوید: «مقاله ی یاد شده فقط یک نظریه ی علمی درباره ی آینده ی دنیا نیست، بلکه خود سیاست ساز است.»[۸]

وی معتقد است در حالی که مفهوم تمدن در بحث های علوم سیاسی در دوران جدید مغرب زمین اهمیت چندانی نداشت، مقاله ی هانتینگتون آن را در قالب مفاهیم علوم سیاسی جدید احیا کرد.[۹]

 

 

[۱]McGrow-Hill-Inc World Geographical Encyclopedia. New York (1994

[۲]نقشه ی جهان اسلام. توزیع وپراکندگی بیش ازیک میلیاردمسلمان درجهان. تهران: موسسه ی جغرافیا ئی سحاب. ۱۳۵۷

[۳]هانتینگتون و منتقدانش  ، نظریه ی برخورد تمدن ها، ترجمه و ویراسته ی مجتبی امیری، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی.۱۳۸۱ – ص ۵۱

[۴] همان ص ۲۲

[۵] همان ص ۴۹

[۶] همان ص ص ۵۲-۵۳

[۷] همان ص ۱۱۵

[۸] همان ص ۱۲۱

[۹] همان ۱۲۴

دیدگاهتان را بنویسید