حکم سکولاریستها ی کنونی در ادبیات مذهبی اهل سنت (۲۰۴)

حکم سکولاریستها ی کنونی در ادبیات مذهبی اهل سنت (۲۰۴)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

سکولار، شخصی است که به سکولاریسم منسوب است و سکولاریسم یعنی داشتن قوانین غیر اسلامی یا قوانین ساخته شده ی دست بشری که مخالف شریعت الله و موافق امیال و هوسهای بشری است، یعنی دینی که به بناء زندگی بر دوری از قوانین شریعت الله فرامی خواند و دین اسلام را از دخالت در امور دنیا برکنار می کند. بر این اساس تمام ضروریات اساسی قانون شریعت الله کنار نهاده شده و به جای آن قوانین بشری قرار داده می شود .

کسی که معتقد باشد اسلام برای اداره ی امور دنیوی مناسب نیست و یا این که فقط در پاره ای از زمان مناسب بوده و اکنون مناسبتی با تمدن ندارد و به عقب ماندگی فرامی خواند، در صورتی که به این امر جاهل است، باید به او آموزش داد و برایش دلیل آورد، اگر توبه کرد و به بالندگی و حقانیت و پیشرفته بودن و صلاحیت اسلام ایمان آورد، مسئله حل می شود، در غیر این صورت، کفر و ارتدادش ثابت می شود، حتی اگر روزه بگیرد و نماز بخواند و خود را مسلمان بپندارد.

خداوند متعال می فرماید: ‏يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ(بقره/۲۰۸)‏ ‏ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ! همگي (اسلام را به تمام و كمال بپذيريد و) به صلح و آشتي درآئيد ، و از گامهاي اهريمن (و وسوسه‌هاي وي) پيروي نكنيد (و به دنبال او راه نرويد) . بي‌گمان او دشمن آشكار شما استو همچنین می فرماید: ‏شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ‏(شوری/۱۳) ‏ خداوند آئيني را براي شما ( مؤمنان ) بيان داشته و روشن نموده است كه آن را به نوح توصيه كرده است و ما آن را به تو وحي و به ابراهيم و موسي و عيسي سفارش نموده‌ايم (به همه‌ي آنان سفارش كرده‌ايم كه اصول) دين را پابرجا داريد و در آن تفرقه نكنيد و اختلاف نورزيد . اين چيزي كه شما مشركان را بدان مي‌خوانيد (كه پابرجا داشتن اصول و اركان دين است) بر مشركان سخت گران مي‌آيد . خداوند هر كه را بخواهد براي اين دين برمي‌گزيند و هر كه (از دشمنانگي با دين دست بكشد و) به سوي آن برگردد، بدان رهنمودش مي‌گرداند  و نیز می فرماید: ‏وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ (آل عمران/۸۵) و كسي كه غير از (آئين و شريعت) اسلام، آئيني برگزيند، از او پذيرفته نمي‌شود، و او در آخرت از زمره‌ي زيانكاران خواهد بود .

دین نظام زندگی در عبادات و روش ها و معاملات و معتقدات است و کسی که خود را بنده ی خدا بداند و معتقد باشد که خداوند پروردگار اوست، باید بداند که پروردگار امر و نهی می کند و حکم صادر می کند و بنده باید اطاعت کند و عصیان ننماید، زیرا کسی که او را آفریده است بر او مهربان تر است و بر چیزی که شایسته ی اوست، آگاهی دارد. ‏أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ(ملک/۱۴)‏مگر كسي كه ( مردمان را ) مي‌آفريند ( حال و وضع ايشان را ) نمي‌داند ، و حال اين كه او دقيق و باريك بين بس آگاهي است‌ ؟ ! ‏

مشرکین غیر اهل کتاب (یا سکولاریستها) در نزد تمام مذاهب اسلامی کافرندو علاوه بر آن هر مسلمانی که به یکی از مذاهب دین سکولاریسم بپیوندد و یا حتی یکی از قوانین غیر الهی را بهتر از قانون الله بداند طبق تمام مذاهب اهل سنت کافر و مرتد گشته است .

علمای اهل سنت آشکارا پیروان دین سکولاریسم و دیگر مذاهبش  چون سوسیالیسم و لیبرالیسم و… در میان مسلمین را مرتد و بد تر از یهود و نصارا می دانند.  و چنانچه یکی از این سکولاریستها ادعای مسلمان بودن داشته باشد ، آنرا عین نفاق اکبر و منافقی می دانند که از اسلام خارج شده است .

انسانی که به آیین سکولاریسم  و یا یکی از مذاهب آن می گرود و آن را تبلیغ می نماید هر چند به وجود خداوند و قیامت باور داشته باشد، عقاید سکولاریستی اش او را به سوی الحاد و کفر سوق می دهد، زیرا او بسیاری از ضروریات و مبانی دین را مانند: ممنوعیت ربا ، زنا، شرابخواری، واجب بودن زکات، اجرای حدود شرعی  و دیگر امور قطعی دین  را با توجه به باور های سکولاریستی خودانکار و با اجرای آن ها مخالفت می نماید ، در حالی که بر اساس اجماع و اتفاق کارشناسان و عالمان دین انکار و مخالفت با چنین مسائلی سبب کفر و ارتداد می شود. زیرا خداوند متعال می فرماید:ولوَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ.( النحل /۳۶) ما به ميان هر ملّتي پيغمبري را فرستاده‌ايم (و محتواي دعوت همه‌ي پيغمبران اين بوده است) كه خدا را بپرستيد و از طاغوت (شيطان، بتان، ستمگران، و غيره) دوري كنيد .

  • امام ابن القیم در تعریف طاغوت می گوید: «هر چیزی اعم از معبود و متبوع و اطاعت شونده که از موازین ایمانی و یکتاپرستی خارج شود، طاغوت است.  طاغوت هر جامعه ای کسی و یا مرجعی است که بر خلاف دین خداوند از او به عنوان قانونگزار  و توجیه گر اطاعت می کنند و از او چشم بسته فرمانبرداری می نمایند و حکم و فرمانش را همچون حکم خداوند و رسولش می دانند.»[۱]
  • شیخ محمد نجدی می گوید: «طاغوت واژه ای کلی است که با (لا اله – الا الله)  در تضاد قرار دارد. اعم از اینکه اندیشه،‌ قانون،‌ سیستم، شخص، حزب، و یا حکومت باشد.» (م. عبدالوهاب ۱۴۲۹ ق)[۲]
  • شیخ بن باز می گویند : ومعلوم أن حزب البعث والشيوعية وجميع النحل الملحدة المنابذة للإسلام -كالعلمانية وغيرها- كلما ضد الإسلام، وأهلها أكفر من اليهود والنصارى، لأن اليهود والنصارى تباح ذبائحهم وتباح طعامهم ونسائهم المحصنات، والملاحدة لا يحل طعامهم ولا نسائهم، وهكذا عباد الأوثان من جنسهم لا تباح نسائهم، ولا يباح طعامهم.

فكل ملحد لا يؤمن بالإسلام هو شر من اليهود والنصارى فالبعثيون والعلمانيون الذين ينبذون الإسلام وراء الظهر و يريدون غير الإسلام، وهكذا من يسمون ب:«الشيوعيين»، ويسمون ب:«الإشتراكيين» كل النحل الملحدة التي لا تؤمن بالله، ولا باليوم الآخر يكون كفرهم وشرهم أكفر من اليهود والنصارى.[۳]

یعنی : امر معلومی است که حزب بعث و سوسیالیست و تمام احزابی که دست از اسلام بر داشته و پشت گوشش انداخته اند – مثل سکولاریسم و غیر آن – اینها همگی بر علیه [قانون] اسلام هستند ، صاحبان چنین افکاری از یهودیان و نصارا کافرتر هستند، چون زنان پاک دامن و خوراک و حیوان ذبح شده توسط یهود و نصارا برای مسلمین حلال است، اما حیوان ذبح شده  توسط بی باوران و نکاح زنان آنان برای مسلمین حلال نمی باشد ، و به همان شیوه بت پرستها نیز از جنس اینها هستند و زنان و خوراک آنها نیز جایز نمی باشد .

در این صورت تمام بی باورانی که به اسلام باور ندارند از یهود و نصارا بدترند، بعثیها و سکولاریستها و تمام آنهایی که [قانون]  اسلام  را پشت گوش انداخته اند ، به همان شیوه آنهایی که به اشتراکیها و سوسیالیستها مشهور گشته اند و تمام احزاب بی با وری که به خدا و روز قیامت  باور ندارند ، کفر و شرشان از یهود و نصارا بدتر است .

  • صالح الفوزان می گوید ‌: الإنتماء إلى المذهب الإلحادية كالشيوعية،والعلمانية، والرأسمالية، وغيرها من مذاهب الكفر، ردة عن دين الإسلام، فإن كان المنتمي إلى تلك المذاهب يدعى الإسلام، فهذا من النفاق الأكبر….[۴] طرفداری و عضویت در مذاهب بی باوران  چون : سوسیالیسم، سکولاریسم، سرمایه داری و دیگر مذاهب کفری، برگشت و ارتداد از دین اسلام می باشد، حالا اگر کسی که وارد یکی از این مذاهب شده و ادعای اسلام و مسلمان بودن دارد، در این صورت شامل نفاق بزرگ می گردد .[۵]

همچنین از وی چنین سوالی پرسیده می شود : نسمع في هذا العصر دعوى العلمانية وهي فصل الدين عن الدولة فهل أصحاب هؤلاء مرتدون؟در این عصر برای سکولاریسم تبلیغاتی را می شنویم که عبارت است از جدا نمودن دین از دولت ، آیا پیروان چنین افکاری از دین خارج شده و مرتد هستند؟

ایشان هم در جواب می گوید : لا شك أن أصحاب المذاهب المعاصرة الإلحادية مرتدون مثل:العلمانية، والحداثية، والقومية، والشيوعية لأنها مخالفة الإسلام. هیچ شکی وجود ندارد که صاحب این مذاهب بی باور [ به قانون الله ] از دین خارج شده و مرتد هستند؛ مثل: سکولاریسم ، الحداثية  (تابع روز بودن )، ناسیونالیسم وسوسیالیسم  ، چون این مذاهب مخالف قانون اسلام هستند[۶]

یوسف قرضاوی رئیس اتحاد جهانی علمای مسلمین می گوید : « ادعای مسلمان بودن آدم سکولاری که با اصل حاکمیت احکام شریعت مخالفت می نماید،  ادعای بی اساسی است. و یقینا او آدمی مرتد به شمار می آید ، هویت اسلامی را از خود خلع کرده و احکام مرتدین مانند: جدا شدن از زن و فرزندان در مورد او اعمال می گردد، …»[۷]

[۱]محمد بن ابی بکرابن قیم جوزیه ، اعلام الموقعین عن رب العالمین ، بیروت ، دارالجیل ۱۹۷۳م ، ص ۵۲

[۲]محمد بن عبد الوهاب، كتاب التوحيد،المحقق: أبو مالك الرياشي ، المنصورة. ، مكتبة عباد الرحمن    ۱۴۲۹ ق، ص ۱۲

[۳] ابن باز ، موقف المؤمن من الفتن  ، ص  ۱۵-۱۶

[۴] عبدالله ، عقیدةالتوحید،  ص   ۱۲۶

[۵]یعنی نفاق ومنافق ای که به واسته ی آن از اسلام خارج می گردد

[۶] صالح الفوزان ، دروس في شرح نواقض الإسلام ،  ص ۳۳

[۷]یوسف القرضاوی ، الاسلام و العلمانیه وجها لوجه ، القاهره ، مکتبه وهبه ۱۹۹۷م ، ص ۶۷

دیدگاهتان را بنویسید