سابقه ارتداد در شریعت پیامبر خاتم (۱۹۴)

سابقه ارتداد در شریعت پیامبر خاتم  (۱۹۴)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

حكم مجازات مرتد برمي گردد به صدر اسلام وزمان حكومت پيامبر (ص)، آن حضرت دراين زمينه فرمود : «من بدل دينه فاقتلوه : هر كس دينش را تغييرداد بكشيدش»[۱]همه سيره نويسان و گزارشگران تاريخ اتفاق دارند كه حداقل چهار نفر در عصر رسالت بدين جرم اعدام شده است. در جريان فتح مكه و بعد از عفو عمومي پيامبر(ص) آن حضرت دستور قتل چهار نفر را كه به جرم ارتداد تحت تعقيب بود صادر فرمودند: «اقتلوهم و ان وجدتموهم متعلقين بأستار الكعبه : اين چهار نفر را بكشيد و لو كه خودشان را به پرده كعبه آويزان كرده باشند »[۲]  . اين چهار نفر عبارتند از:عبدالله بن سعد بن ابي سراح، عبدالله بن اخطل، مقيس بن صبابه ، ساره كنيزي از كنيزان ابي عبدالمطلب.[۳]

وجه مشترک عموم کفار در صورت تسلط بر اهل توحید و موضعگیری مسلمین

رسول الله صلی الله علیه وسلم پس از گذشت دو سال از پيمان صلح حديبيه و پيمان شکني مشرکان غیر اهل کتاب، با جمع آوري سپاه عظيم مجاهدین به طرف شهر مکه حرکت کرد. مشرکان غیر اهل کتاب که توان مقابله نداشتند، تسليم شده و از طرف رسول الله صلی الله علیه وسلم  به آنان امان داده شد . پس از هشت سال از زمان هجرت مسلمانان به مدينه، مکه توسط ايشان صلی الله علیه وسلم  فتح گرديد و تمام بتهاي خانه کعبه واژگون و ويران گرديد . و کعبه بار ديگر محل عبادت خداي يکتا شد. و علاوه بر آن اصحاب را به شهرها و روستاهای اطراف مکه و سراسر شبه جزیره ی عربستان روانه نمود تا تمام بتها را نابود و منهدم نمایند و در عوض به آنها سفارش نمود که هیچ آسیبی به دیرها و مکانهای عبادت مشرکین اهل کتاب نرسانند .

در این گونه موارد و تفاوتهایی که میان بر خورد با اهل کتاب ، شبهه اهل کتاب با غیر اهل کتاب دیده می شود دلیل بر جواز موالات و کنار نهادن اصول ولاء و براء،  کفر به طاغوت، قاعده ی نفی سبیل و غیره نمی گردد، بلکه اینها عموما کفاری هستند که : إِن يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْدَاء وَيَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُم بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ َكْفُرُونَ. (الممتحنة /  ۲) اگر بر شما دست يابند، دشمنان شما مي‌گردند ، و دست تعدّي به سويتان دراز مي‌كنند، و زبان را در حق شما به بدي مي‌گشايند، و آرزو مي‌كنند كه كاش مي‌شد كافر شويد !

خلاصه مطلب آيه کريمه اين است که هر  گاه کفار  بر مسلمانان پیروز شوند ،هر گز مسمانان را معاف نخواهند کرد و بر احدی از ايشان رحم نخواهند نمود وعلاوه براين ايشان می کوشند مسلمانان را از دين شان بيرون کرده، دوباره کافر بسازند. به دنباله آيه ،الله تعالی مسلمانان را از اين موضوع نيز با خبر می سازد که اقارب و اولاد کافر نمی توانند در روز قيامت منفعتی برای اقارب مسلمانان خويش برسانند واين بدان جهت است که الله در روز قيامت مسلمانان وکفار را از هم جدا می سازد ولو روابط دنيوی وقرابت خيلی نزديک با هم داشته باشند.

سپس الله تعالی ابراهيم عليه السلام وآنانی را که با او بودند بر سبيل سر مشق واسوهء مسلمانان ذکر می کند ومی فرمايد: قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَاء مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاء أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ ..( الممتحنة / ۴) ‏ ( رفتار و كردار ) ابراهيم و كساني كه بدو گرويده بودند، الگوي خوبي براي شما است، بدانگاه كه به قوم خود گفتند : ما از شما و از چيزهائي كه بغير از خدا مي‌پرستيد، بيزار و گريزانيم ، و شما را قبول نداريم و در حق شما بي‌اعتنائيم ، و دشمنانگي و كينه‌توزي هميشگي ميان ما و شما پديدار آمده است، تا زماني كه به خداي يگانه ايمان مي‌آوريد و او را به يگانگي مي‌پرستيد .

اين آيه کريمه مؤمنان را دستور می دهد ای مؤمنان بر شماست که در امر بيزاری وبرائت از کفار واعلان عداوت ودشمنی با ايشان تا هنگاميکه بر کفر وشرک خود پایبند هستند، از ابراهيم عليه السلام ومؤمنانی که باوی بودند، پيروی کنيد وايشان را در اين مسئله سر مشق خود قرار دهيد. اينها همه آيات واضح وروشن در وجوب بيزاری از کفار ووجوب اعلان دشمنی با ايشان وکراهيت از ايشان می باشد.

الله تعالی در آيات ديگری مسلمانان را از اين امر بر حذر داشته وايشان را آگاه کرده است که موالات ودوستی با کفار بر ضرر اسلام ومسلمانان بوده  و کفر وخروج از دين است چنانچه می فرمايد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (المائدة / ۵۱)‏ اي مؤمنان ! يهوديان و نصارا را به دوستي نگيريد (و به طريق اولي آنان را به سرپرستي نپذيريد) . ايشان برخي دوست برخي ديگرند (و در دشمني با شما يكسان و برابرند) . هركس از شما با ايشان دوستي ورزد (و آنان را به سرپرستي بپذيرد) بيگمان او از زمره‌ي ايشان بشمار است . و شكّ نيست كه خداوند افراد ستمگر را (به سوي ايمان) هدايت نمي‌كند .

در آيه مبارکه فوق جمله «وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ». صراحتا به کسی دلالت دارد که دشمنان دين را بخود ولی مي گيرد. ونيز خداوند پاک می فرمايد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ آبَاءكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاء إَنِ اسْتَحَبُّواْ الْكُفْرَ عَلَى الإِيمَانِ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ  .(التوبة/ ۲۳)  ‏ اي مؤمنان ! پدران و برادران (و همسران و فرزندان و هر يك از خويشاوندان ديگر) را ياوران خود نگيريد (و تكيه‌گاه و دوست خود ندانيد) اگر كفر را بر ايمان ترجيح دهند (و بي‌ديني از دينداري در نزدشان عزيزتر و گرامي‌تر باشد). كساني كه از شما ايشان را ياور و مددكار خود كنند مسلّماً ستمگرند . ‏

اين آيات ونظاير آنها که در قران کريم بکثرت موجود است بطور آشکار وجوب برائت وبيزاری از کفار اهل کتاب و غیر اهل کتاب را بيان ميدارد و موالات با ايشان  را ولو از اقارب وخويشاوندان بوده باشند ويا از ايشان اميد نصرت وتاييدی برود منع می کند،چنانچه در جای ديگری الله تعالی می فرمايد: لَا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . (المجادلة /۲۲)‏ مردماني را نخواهي يافت كه به خدا و روز قيامت ايمان داشته باشند، ولي كساني را به دوستي بگيرند كه با خدا و پيغمبرش دشمني ورزيده باشند، هرچند كه آنان پدران، يا پسران، يا برادران، و يا قوم و قبيله‌ي ايشان باشند . چرا كه مؤمنان، خدا بر دلهايشان رقم ايمان زده است، و با نفخه‌ي ربّاني خود ياريشان داده است و تقويتشان كرده است، و ايشان را به باغهاي بهشتي داخل مي‌گرداند كه از زير (كاخها و درختان) آنها رودبارها روان است، و جاودانه در آنجا مي‌مانند . خدا از آنان خوشنود، و ايشان هم از خدا خوشنودند . اينان حزب يزدانند . هان ! حزب يزدان، قطعاً پيروز و رستگار است.

اينها همه آيات صريح و روشنی است در بيان اين امر که مودت و ياری دادن و موالات با کسی که باخدا و رسولش مخالفت و دشمنی پيشه کرده است، جواز ندارد ولو چنين شخصی از نزديکترين اقارب بوده باشد.

[۱] حسین بن محمدتقی نوری،مُستَدرَكُ الوَسائل و مُستَنبَطُ المَسائل ، قم ،انتشارات مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، ۱۴۰۸ق , ج۱۸, ص ۱۶۳٫

[۲] محمد حسن نجفي, جواهرالكلام, ج۴۱, ص ۴۳۶

[۳]ابن اثير، الكامل في التاريخ, ج ۲ و ۴٫ص ۲۸۶ و نيز  ابن هشام, السيره النبويه, ج۲

دیدگاهتان را بنویسید