سكولاريزاسيون در قالب جهاني سازي و آمريكايي سازي (۲۰۹)

سكولاريزاسيون در قالب جهاني سازي و آمريكايي سازي (۲۰۹)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

مي توان گفت در نیمه قرن نوزدهم، مجموعه تمدنی سكولار غرب، با نگاه خاص به عالم، دیگران و خویشتن شکل گرفت. این نگاه با این تلقی به وجود آمد که جهان در ذات خود ماده است و آن چیزی که بر آن سیطره دارد، قانون حرکت مادی است و هر آنچه غیرمادی می باشد، ذات ندارد و نمی توان آن را در هنگامی که امور دنیوی و اجتماعی مان را اداره می کنیم، معتبر بشماریم. و قطعاً هیچ چیز ثابتی در عالم و از جمله در طبیعت بشری وجود ندارد و همه چیز دائماً در حال تغییر است.

با این نگاه، جهان از ارزش ها جدا شد و به قول انگلیسی ها value – freeشد، به این معنی که هیچ معیار انسانی و اخلاقی و آسمانی یافت نمی شود و حتی اگر چیزی مثل این معیارها یافت شود، بی شک تغییر خواهد کرد و اگر هم غیر مادی باشد، نمی توان به آن اعتماد کرد. همه اینها به معنی از بین رفتن قدرت کنترل رفتار افراد و گروه ها و ظواهر اجتماعی است. در نبود این معیارها، آن نقطه اتکای انسانی از بین رفته و نژاد پرستی و فلسفه داروینی- که قدرت را تنها معیار برای حکومت و تنها مکانیسم برای حل اختلاف می داند- ظهور کرده است.

در همین چهارچوب، ساختار استعماری غرب با نگاهی مادی و سكولار متولد شد و استراتژی سكولارغربی برای بقیه جهان به شکلی ساده طراحی شد که بر اساس آن، جهان یک ماده مصرفی است( منبع مواد خام، اشتغال ارزان، بازارهای بیمه شده و …) و نژاد سفید می تواند آن را به کار گیرد، با این پندار که او نژاد برتر و قوی تر است. با همین رویکرد، ارتش های اروپا و سپس آمریکا به راه افتادند و جهان را – یعنی آنچه بین خودشان و اطرافشان بود- به مناطق تحت نفوذ تقسیم کردند و نگاه خود را به همه جهان تحمیل کردند.

به دنبال جنگ جهانی دوم و تضعیف موقعیت اروپا به ویژه انگلستان، آمریکا توانست نقش مسلطی در تحولات جهانی ایفا کند و همپای گسترش سلطه سیاسی، به گسترش ارزش های فرهنگی خود که فرهنگی برآمده از تمدن سكولار و  مادی غرب بود، بپردازد و این همان روندی است که از آن با عنوان آمریکایی سازی یاد می شود. ایالات متحده آمريكا به دلایل تاریخی، اقتصادی و سیاسی و نیز فرهنگی و فکری، بیشتر از دیگران علاقه مند است که یک تمدن سکولار مادی نمونه باشد و ديگران را نيز شبيه خو گرداند .

«آمریکایی سازی»  [۱] تلاشی است برای رنگ آمیزی هر جامعه و یا هرفردی به رنگ آمریکایی و گستراندان سبک زندگی آمریکایی. اصطلاح دیگری وجود دارد که بسیار نزدیک به این معنی می باشد و آن «کوکاکولاسازی یا کوکاکولازیشن» است. کوکاکولا نماد سبک زندگی آمریکایی و گستراندن آن و جهانی کردن آن است. در اينجا  مسئله،تنها کوکاکولاسازی نیست بلکه ترکیبی از کوکاکولا سازی و استعمار است. یعنی کوکاکولاسازی روش جدید استعمار در عصر مصرف گرایی جهانی است؛ استعماری که به جای زور، به نیرنگ متوسل می شود.

بدين ترتيب قرینه دلالت کننده بر کلمه آمریکایی سازی مشترک با کلمه «غربی سازی» و «سکولاریزاسیون» است، با این اعتبار که سکولاریزاسیون فراگیر، تنها جداسازی شریعت های آسمانی از حکومت و بعضی عرصه های اجتماعی زندگی نیست، بلکه سکولاریزاسیون فراگیر، عملیات جداسازی کل ارزش ها و اصول ثابت و مطلق(با این پندار که شکلی ازاشکال متافیزیک اند) از جهان و طبیعت و زندگی اجتماعی و سپس زندگی فردی انسان است، و ناگهان جهان تماماً تبدیل به یک ماده مصرفی می شود که هیچ قداست، ویژگی خاص و هیچ نقطه اتکایی به جز یک نقطه اتکای نهفته در ماده ندارد؛ یعنی همان چیزهایی که به عنوان قوانین «حرکت» (مکانیسم بازار، سود مادی، حرص در حکمرانی، شهوت جنسی و روابط تولید) نامیده می شوند. لذا می توان این ماده را برای هر هدفی و به هر طریقی، بدون هیچ گونه خودداری و تنگنایی به کار گرفت.

می توان گفت که بین دین سکولاریسم فراگیر و امپریالیسم و جهانی سازی (و آمریکایی سازی و سکولاریزاسیون) ، تلازم و حتی ترادف وجود دارد. این تصادفی نیست که لائیک ترین کشور جهان، سردمدار امپریالیسم غربی در جهان است، میانگین گرایش به جنگ را تشدید کرده و جهان را در دست نخبگان سیاسی و نظامی خود قرار داده و در بازاریابی این سیاست، موفق هم شده است. گسترش ظواهر آمریکایی سازی در جهان، به افزایش مداوم هیمنه نظامی و تمدنی آمریکا برمی گردد و شاید الان سینمای آمریکا از بزرگ ترین مکانیسم های سکولاریزاسیون و آمریکایی سازی در جهان است.

گسترش آمریکایی سازی در جهان، انتقال از مرحله جنگ گرم به جنگ نرم و رواني  و از تجدد به پسا تجدد و درواقع زمينه ساز تسليم طلبي دروني ديگران به سياستها و اهداف سكولاريستي آمريكا و شركايش مي باشد .

لازم است درک کنیم، كه این آمریکایی سازی یک توطئه و یا حتی یک نقشه نیست، بلکه یک آرایش تمدنی (یا شبه تمدنی) است که تنها تمدن دیگر را نابود نمی کند بلکه ویژگی آمریکایی و فرهنگ آمریکایی خودش را هم نابود می کند. تمدن های بومی در نهایت غنا، در اثر فرایند آمریکایی سازی و سکولاریزاسیون (در این جهان مادی) دچار فرسودگی سریع شده اند. از این رو می توان گفت که آمریکایی سازی، درحقیقت امر با جهانی سازی و جهانی شدن که موانع بین انسان هاو بین انسان و طبیعت را برمی دارند تا انسانی طبیعی که هیچ ویژگی و یا هویتی ندارد شکل بگیرد، مترادف است.

آنچه روابط انسان رابا خالق،نفس وانسان هاى همنوع اش تنظيم مى نمايد ودرآن اصول وضوابط وضع مينمايد بنام دين يادمي گردد ، التزام فكرى به آن دين راعقيده وجهان بينى انسان مى نامند والتزام عملى به آنراخط مشى زندگى آن نامیده اند . جهانی شدن نیز  یعنی تابع دین سکولاریسم گشتن در مفهوم امروزین آن .

اما  الله متعال تنها اسلام را دین راستین می داند ، إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ (آل عمران/۱۹) بيگمان دين (حق و پسنديده) در پيشگاه خدا اسلام (يعني خالصانه تسليم فرمان الله شدن) است و دین دیگری را بر نمی تابد . ” وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ “(آل عمران/۸۵). و كسي كه غير از (آئين و شريعت) اسلام ، آئيني برگزيند، از او پذيرفته نمي‌شود ، و او در آخرت از زمره‌ي زيانكاران خواهد بود . و پیروان دینش را مسلمان می نامد و طبیعی است که اسم دیگری قابل قبول نباشد . مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَفِي هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ.(حج/۷۸) ‏ آئين پدرتان ابراهيم است . خدا شما را قبلاً (در كتابهاي پيشين) و در اين (واپسين كتاب) مسلمين ناميده است (و افتخار تسليم در برابر فرمانهاي الهي را به شما داده است و شما را الگو و اسوه‌ي حسنه‌ي ملّتهاي ديگر كرده است) تا پيغمبر (با شهادت عملي خود) گواه بر شما باشد (و در روز قيامت رفتار و كردارش مقياس سنجش اعمال شما مسلمانان گردد ) و شما هم ( با شهادت عملي خود) گواه بر مردمان باشيد!  ‏

اما دیدیم ابتدا شیطان در زمان خلقت انسان تابع حکم الله نگردید و از دین الله خارج شد و به دنبال آن انسانهای بی شماری از حکم الله رویگردان شده و به تبعیت از شیطان از قوانین دیگری پیروی نمودند و در واقع  دینی جدید در برابر دین الله ابراز موجودیت نمود که برای خودش دارای قوانین و دیدگاههای خاص و جداگانه ای می باشد .

اما این دینی که به موازات خلقت انسان وجود داشته است دريک برسى عملى و واقع بينانه جزشقاوت وبدبختى چيزى ديگرى بارنياورده است.ظلم،ستم،وحشت،كشتن وبستن،فساد،  فحشا، فقر و نا امنی و… وهزاران بدبختى ديگرنتایج طبیعی دین سکولاریسم و صدها مذهب منشعب از آن بوده است .

روزى در همین قرن گذشته  افکار فاسد بشری مذهب سازمان یافته و خیالی دیگری از دین سکولاریسم تحت عنوانكمونيسم به بارآورد كه مليونها انسان در مسير تحكيم آن درجامعه بشر جان شان گرفته شد . اگر انسان اصل آنرا برسى نمايد بايک ديد سليم فطرى اش نيز ميداند كه  این مذهب سکولاریستی نیز جز توهم و خیال و دیکتاتوری طبقه ای خاص و ایجاد وحشت چيزى ديگرى نيست. کار دین سکولاریسم تاجایی رسيداست كه بعضی ها ســاديــســـم  را به عنوان مذهب قبول نمودند وبعض ها سرنهادن به گاو و گوساله را مذهب قرار دادند و انسانهاىینیز در ژاپن و غیره ديده می شوند كه فرج‌هاى همديگر را به پرستش گرفته اند و…دین سکولاریسم لکه ی کثیف تاریخ بشریت و عامل حجالت و تحقیر انسانیت بوده است. دین سکولاریسم فساد است، رهبر آنها شیطان، وپیروانش آمده اند تا فساد به بار آورند و تاريخشان به اين فساد گواه است.

همین دین جهت پیشبرد برنامه های خود در سطح جهان مجمعی  تحت عنوان سازمان ملل متحده  را به وجود آورد ه است که طاغوتی است که جز خدا عبادت می شوند و اوامرش را بر  مردم تحمیل می کند .

این  سازمان  از طرف کفار صادر شده ومسلمانان نیز پیرو آن شدند، مخصوصا بعد از جنگ عراق ضد کویت سال ۱۹۹۰ ، در این حال آمریکا خود را رئیس جهان معرفی  کرد ودولت درست ومشروع دولت مورد اراده آمریکا بود . اما از کاخ سفید دستوراتش را بر جهان صادر نمی کردند بلکه ازسازمان بین اللمل در نیویورک این مجلس که پنج نجس بزرگ رادر خود جای داده است . اگر آمریکا چیزی را ارده انفرادی بودن را برای آمریکا وسیع می کند وهم پیمانانی برای آمریکا پیدا می کند تا در انظار عمومی آمریکا در تصمیمش تنها دانسته نشود . بلکه گفته شود که همه یا اکثر دولتها این تصمیم را دارند همچنانکه در جنگ عراق سی کشور بودند ودر افغانستان نیز احزابی را تشکیل داده است .

این مشروع بودن دولتی را فقط بر ضعیفان اجرا می کنند مثل زدن عراق وافغان ومحاصره لیبیا وسودان اما آن را بر قویهایی مثل اسرائیل اجرا نمی کنند .

پس برای هیچ مسلمانی اعم از فرد یا دولت جایز نیست که به مشروع بودن دولتی که آمریکا گذاشته است اقرار کند یا خواهان تطبیق آن ویا احترام به آن باشد، چون کفری بزرگ وخارج کننده از اسلام است .

چون اسلام آوردن فرد مسلمان درست نمی باشد مگر اینکه به طاغوت کفر بورزد : فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى (بقره/ ۲۵۶)پس کسی که به طاغوت کفر بورزد وبه خدا ایمان بیاورد به محکم ترین دستاویز در آویخته است .

این «شرعی بودن دولتی وقانونهای وضعی و سكولاريستي  دولتها ودستورهای وضعی» همه شامل طاغوت حکمی است وکسی که آن را وضع کند ویا به آن حکم کند ویاحکمش راپیش وی ببرد ویابه آن راضی باشد کافر است وهر کس به خاطر تطبیق حکم طاغوت جنگ کند کافر است : الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا الطاغوت (نساء/۷۶) كساني كه ايمان آورده‌اند، در راه يزدان مي‌جنگند، و كساني كه كفرپيشه‌اند، در راه طاغوت مي‌جنگند . پس با ياران شيطان بجنگيد . بي گمان نيرنگ شيطان هميشه ضعيف بوده است .

آمریکا دولتی کافر

آمریکا دولتی کافر ودشمن خدا وپیامبر صلي الله عليه وسلم  است  و دین سکولاریسم که فعلا او به نمایندگی سازمان ملل پرچمداری آن را بر عهده گرفته است سرسختترین و اصلی ترین فاسد کننده ی انسانها و دشمن سنتی دین اسلام و مسلمین بوده است . خداوند می فرماید : ” إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِينًا.”(نساء/۱۰۱)  بی گمان کافران دشمنان آشکار شما هستند. پس آمریکا دولتی کافر است ارهاب وی  و تمام متحدین جهانی و منطقه ای و بومی او واجب است. تنها کفر وی ارهابش را بر مسلمانان واجب می کند؛ حالا که جز کفر، جنگ و اذیت کردن، کشتار، زندانی و شکنجه کردن مسلمان اهل توحید را هم دارد، و علاوه بر آن از تمام دشمنان قانون شریعت الله  پشتیبانی و حمایت هم می کند .

آمريكا درتمام کارهای مملکتها به بهانه ی حفظ امنیت، حقوق بشر و ضد ارهاب و…..دخالت می کند که ظاهرا رحم است ولی در اصل عذاب است :

  • چه انسانیتی دارد دولت مجرمی که، ساکنانش را کسانی تشکیل می دهد که از اروپا آمده وساکنان اصلی آن یعنی سرخ پوستان را نابود و قتل عام کرده است. سپس برده هایی را از آفریقا آورده تادر آنجا برایشان کشاورزی بکنند بطوری که نصف ساکنان آفریقا را دزدیدند سپس بعد از آنکه برده ها نیاز آنهارا بر طرف کردند آنها را به لیبیریا در غرب آفریقا بردند تا در منافع آمریکا با آنها شریک نشوند .
  • چه انسانیتی دارد در حالی که تنها کسی که برای اولین و آخرین بار از سلاح هسته ای در هیروشیما وناکازاکی استفاده کرد او بود .
  • آیا انسانیت دارد در حالی که بمب اورانیم اشعه دار را در عراق سپس افغانستان به کار برد به طوری که حتی اطفال دچار موجی شدن ها وسرطانهای عجیبی می شدند .
  • چه انسانیتی دارد در حالی که تنها مدافع یهودیان سکولار برضد فلسطین در سازمان بین الملل با داشتن حق وتو است .
  • چه انسانیتی دارد در حالی که مجاهدان مسلمان را در هر جای زمین می گیرد و تسلیم حکومتهای دست نشانده می کند.

اسم بردن آمریکا واروپا به جهان پیشرفته

خودشان را به خاطر پیشرویشان در علم دنیوی وتکنولوژی، مثل کفارمغرور هر زمانی، جهان اول اسم می برند : أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الْأَرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ * فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ(غافر/ ۸۲و۸۳) ‏ ‏آیا در زمین سیرو سیاحت نپرداخته اند تا ببینند سرنوشت کسانی که پیش از ایشان بوده اند به کجا کشیده است آنان که ازاینان نیرومند تر ودارای آثار بیشتری در زمین بوده اند ولی چیزهایی که فرا چنگ آورده بودند ایشان را رهایی ندادوبدیشان سودی نبخشید، هنگامی که پیامبرانشان آیه های روشن ودلائل آشکاری برای ایشان می آوردند به دانش ومعلوماتی که خودشان داشتند وشادان می شدند وعذابی که توسط انبیا از ان بیم داده می شدند وایشان مسخره اش می دانستند آنان را در بر می گرفت.

صحیح این است که این دولتها ی کافر اهل گمراهی وتاریکی هستند : وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ (بقره/ ۲۵۷)وکسانی که کفر ورزیده اند طاغوت متولی وسرپرست ایشانند آنان را از نور بیرون آورده به سوی تاریکی می کشانند. إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ (توبه/ ۲۸) بی گمان مشرکان پلیدند .

خداوند می فرماید : ‏أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا‏ .(فرقان/۴۴) آيا گمان مي‌بري كه بيشتر آنان ( چنان كه بايد ) مي‌شنوند يا مي‌فهمند ؟ !  ( نه ! آنان تفكّر و تعقّل ندارند ) . ايشان همچون چهارپايان هستند ، و بلكه گمراه‌تر. و باز می فرمایند: لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ‏ (اعراف/۱۷۹) ‏ ما بسياري از جنّيان و آدميان را آفريده و (در جهان) پراكنده كرده‌ايم كه سرانجام آنان دوزخ و اقامت در آن است .  (اين بدان خاطر است كه ) آنان دلهائي دارند كه بدانها (آيات رهنمون به كمالات را) نمي‌فهمند، و چشمهائي دارند كه بدانها (نشانه‌هاي خداشناسي و يكتاپرستي را) نمي‌بينند، و گوشهائي دارند كه بدانها (مواعظ و اندرزهاي زندگي‌ساز را) نمي‌شنوند . اينان (چون از اين اعضاء چنان كه بايد سود نمي‌جويند و منافع و مضارّ خود را از هم تشخيص نمي‌دهند) همسان چهارپايانند و بلكه سرگشته‌ترند (چرا كه چهارپايان از سنن فطرت پا فراتر نمي‌گذارند، ولي اينان راه افراط و تفريط مي‌پويند) . اينان واقعاً بي‌خبر (از صلاح دنياو آخرت خود) هستند.

بر این اساس سکولاریست ها از چهار پایان گمراه ترند ؛ این موجودات کسانی هستند که مسکرات ، زنا، هم جنس بازی، شیطان پرستی، و… را به اسم آزادی های شخصی جایز می دانند در حالی که بعضی حیوانات بسیاری از پلیدی های این موجودات سکولار را جایز نمی دانند . بخاری از میمون بن مهران ومسلم از ابی رجا العطاردی نقل می کنند که میمونی زنا کرد ، همه میمونها جمع شدند واورا رجم کردند .

ترقی در پاره ای از تکنولوژی مادی باعث مطلوبیت و الگو بودن در سایر امور انسانی نمی گردد ؛ زمانی که الله متعال از این موجودات سکولار و مشرک به چیزی کمتر از چهارپا یاد می کند دیگر جایز نیست آنها را پیشرفته اسم برد بلکه آنها اهل گمراهی وتاریکی ودوستان شیطان ومملکت تحت حاکمیت ابلیس باید نام برده شوند .

 

[۱]Americanization

دیدگاهتان را بنویسید