مقایسه فرهنگ جاهلیت صدر اسلام و سکولاریسم کنونی/ شناخت جاهلیت ضرورتی همیشگی (۲۰۷)

مقایسه فرهنگ جاهلیت صدر اسلام و سکولاریسم کنونی/ شناخت جاهلیت ضرورتی همیشگی (۲۰۷)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

 

شناخت جاهلیت ضرورتی همیشگی

خداوند متعال می فرمایند: ‏وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ‏ (انعام/۵۵) اين چنين ( روشن و آشكار ) آيات ( قرآني و دلائل جهاني ) را توضيح مي‌دهيم ، تا راه ( نادرست ) گناهكاران ( از راه درست مؤمنان ) پيدا و نمودار شود .[۱]

عمربن خطاب می گویند : إنما تنقض عری الإسلام عروه عروه إذ نشأ فی الإسلام من لا یعرف الجاهلیه .  و حذیفه بن الیمان هم می گوید : کان الناس یسألون النبی عن الخیر ، و کنت أسأله عن الشر مخافه أن یدرکنی .[۲]«عرفت الشر لا للشر لکن لتوقیه و من لم یعرف الشر یقع فیه». شر را شناختم نه به خاطر خود شر، بلکه به دلیل محافظت از خود در برابر آن چون هر کسی که شر را نشناسد در آن می افتد .

چنانکه گفته می شود که : بضدها تتبین الأشیاء  و بالمثال یتضع المقال . یعنی با ضدها و با مثال و نمونه آوردن مسائل و گفتارها روشن می گردند .

یاران پیامبر خاتم که در جاهلیت بزرگ شده و آن را لمس کرده بودند به درستی و کاملا آن را می شناختند و زمانی که  به هر میزان ضد آن، یعنی اسلام را درک می کردند  بر ایمان آنها افزوده گشته و به همان اندازه از احکام و قوانین و برنامه های جاهلیت بیزار و متنفر می گشتند .

اما به دنبال این یاران نسلی به وجود آمد که نسبت به جاهلیت از شناخت کمتری برخوردار بودند، به همین دلیل پاره ای از برنامه ها و قوانین جاهلیت را با راه اسلام و توحید مخلوط نمودند . همین مخلوط نمودن حق و باطل باعث گردید که در شناخت دقیق هر دو راه  (اسلام و جاهلیت) دچار اشتباه گردند .

ارزشهای عمومی و پسندیده ی عرب جاهلی:

  • اعراب زمان جاهلی طبعاً سخی و مهمان نواز بودند،
  • كمتر به امانت خیانت می كردند؛
  • پیمان شكنی را گناه غیر قابل بخششی می دانستند؛
  • در راه عقیده فداكار بودند و از صراحت لهجه كاملاً برخوردار بودند؛
  • حافظه های نیرومندی برای حفظ اشعار و خطبه ها در میان آنان پیدا می شد؛
  • در فنّ شعر و سخنرانی سرآمد روزگار بودند؛
  • شجاعت و جرأت آنان ضرب المثل بود؛
  • دراسب دوانی و تیراندازی مهارت داشتند؛
  • فرار و پشت به دشمن كردن را زشت و ناپسندیده می شمردند.
  • حفظ حرمت قانون جوار و حمایت از پیامبر خاتم در برابر مشرکین مکه

ابوطالب، زمانی که مشاهده کرد سران قریش از وی می‌خواهند که پیامبر خاتم  -صلى الله علیه وسلم- را تحویل آنان بدهد تا ایشان را بکشند؛ و در دیگر رفتارها و کردارهای قریشیان نیز با توجه به قرائن و شواهد متعدد، دریافت که آنان می‌خواهند پیامبر خاتم -صلى الله علیه وسلم- را بکشند، و حرمت حمایت ابوطالب را بشکنند؛ و حرکات امثال عقبه‌بن ابی‌مُعَیط و ابوجهل‌بن هشام و عمربن خطّاب را زیر نظر گرفت؛ فرزندان هاشم و فرزندان مطلب را فراخواند و آنان را گِرد آورد، و آنان را به قیام برای حفاظت از پیامبر خاتم -صلى الله علیه وسلم- دعوت کرد.

همگی آنان- مسلمان و مشرک – از روی غیرت و حمیت و به منظور حفظ حرمت قانون «جوار» درفرهنگ قومی عرب، دعوت ابوطالب را اجابت کردند، و در کنار کعبه با وی هم‌پیمان شدند، و عهد بستند. در آن میان، تنها ابولهب، برادر ابوطالب، از آنان کناره گرفت، و به دیگر سران قریش پیوست[۳].

بعضی از قوانینی که طاغوتها درجاهلیت صدر اسلام  وضع کرده بودند :

  • وَجَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالْأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُوا هَذَا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَائِنَا
  • وَقَالُوا هَذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ لَا يَطْعَمُهَا إِلَّا مَنْ نَشَاءُ
  • وَأَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَامٌ لَا يَذْكُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا………
  • وَقَالُوا مَا فِي بُطُونِ هَذِهِ الْأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا…..
  • مَا جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَلَا سَائِبَةٍ وَلَا وَصِيلَةٍ وَلَا حَامٍ وَلَكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ
  • وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ…..

به همین دلیل خداوند تمام کسانی را که به دروغ برای مردم حلال ( آزاد ) و حرام ( ممنوع ) می سازند را مورد سرزنش قرار داده است : ‏وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلَالٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ‏ (نحل/۱۱۶)

خداوند راه قانون گذاشتن برای تعیین آزاد و ممنوع ی غیر از قانون شریعت را ممنوع کرده و چنین افرادی را مشرک می داند و می فرماید : أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَنْ بِهِ اللَّهُ وَلَوْلَا كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ‏  (شوری/۲۱) شايد آنان انبازها و معبودهائي دارند كه براي ايشان ديني را پديد آورده‌اند كه خدا بدان اجازه نداده است ( و از آن بي‌خبر است‌ ؟ ) اگر اين سخنِ قاطعانه و داورانه ( ي خدا ، مبني بر مهلت كافران و تأخير قيامت تا وقت معيّن آن ) نبود ، ميانشان ( با اهلاك كافران و ابقاء مؤمنان ) داوري مي‌گرديد ( و دستور عذاب دنيوي يا اخروي صادر مي‌گشت و مجالي به كافران نمي‌داد . در عين حال آنان نبايد اين حقيقت را فراموش كنند كه ) قطعاً ستمگران عذاب دردناكي دارند.  و حتی کسانی از مسلمین را که از آنها در این قوانین پیروی کنند را نیز مشرک می داند : إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ  (انعام/۱۲۱). بيگمان اهريمنان و شياطين صفتان ، مطالب وسوسه‌انگيزي به طور مخفيانه به دوستان خود القاء مي‌كنند تا اين كه با شما منازعه و مجادله كنند (و بكوشند كه شما را به تحريم آنچه خدا حلال كرده است وادارند) . اگر از آنان اطاعت كنيد بيگمان شما (مثل ايشان) مشرك خواهيد بود.

[۱]ابن قیم ، الفوائد،/۱۰۸-۱۰۹  ؛نیز: سید قطب ، فی ضلال القرآن، / ۲/۱۱۰۶  در تفسیر همین آیه مراجعه شود

[۲]صحیح مسلم / ۳/۱۴۷۵

[۳]سیرهٔ ابن‌هشام، ج ۱،/ ص ۲۶۹

دیدگاهتان را بنویسید